پاسخ حسن یوسفی اشکوری به سخنان آیت الله بجنوردی

Posted: December 22, 2014 in Uncategorized

حسن یوسفی اشکوری، از چهره‌های برجسته روشنفکری دینی، درپاسخ به اظهارات اخیر آیت الله محمد موسوی بجنوردی مبنی بر اینکه بهاییان از حقوق شهروندی برخوردار نیستند، به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «صحبت‌های ایشان بسیار شگفت انگیز بود، چرا که نه با قانون اساسی منطبق بود نه با معیارهای اسلامی و عدالت شرعی هم‌خوان است نه با حقوق بشر و حقوق شهروندی.»

درتاریخ ۲۴ آذر ۹۳ آیت الله محمد موسوی بجنوردی در گفتگویی با خبرگزاری فارس و در پاسخ به این پرسش که آیا بهاییان در ایران از حقوق شهروندی برخوردارند گفت: «به هیچ عنوان. بعضی‌ مسایل نیاز به این ندارد که تخصیص بزنیم، آن کسی که با اسلام مخالف است، موضوعا خارج است. بهائی ضد اسلام است و موضوعا از این بحث خارج می‌شود. هیچ‌ وقت ما نمی‌گوییم بهایی حق تحصیل آزاد دارد، اصلا حقوق شهروندی ندارد. مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان از حق شهروندی برخوردارند. در مجلس نماینده دارند، زیرا ادیان ابراهیمی هستند و ما با آنها تعامل داریم و نمایندگان آنها با ما دوست هستند.»

حسن یوسفی اشکوری به کمپین گفت: «اساسا ایشان (آیت الله محمدموسوی بجنوردی) تعریفی من دراوردی از حقوق شهروندی دارند، چرا که هر انسان به ما هو انسان دارای حقوق است و این حقوق با دیگری برابر است. حقوق بشر و حقوق شهروندی از نظر این‌‌شان حقوق بشر اسلامی است که در عین حال این در جمهوری اسلامی این حقوق هم برای همه مسلمانان وجود ندارد بلکه فقط برای افراد ذوب در ولایت رعایت می‌شود.»

آیت الله محمدموسوی بخنوردی (متولد۱۳۲۲ در نجف)، سالها شاگرد آیت الله خمینی در نجف بوده واز سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ به مدت دو دوره عضو شورای عالی قضایی بوده و تا زمانی که این عالی ترین نهادقضایی ایران منحل شد، در آن عضویت داشت و یکی از روحانیون با نفوذ حوزه ‌‌های علمیه به شمار می رود.

به دنبال واکنش های انتقاد آمیز نسبت به اظهارات این روحانی، او در مصاحبه‌ای با سایت جماران، به تصحیح سخن خود پرداخت و تنها بخشی از بهاییان را فاقد حقوق شهروندی دانست که به گفته او با دولت اسراییل همکاری می کنند. محمودموسوی بجنوردی گفت: «دسته‌ای از بهایی‌ها فاقد حقوق شهروندی هستند که با رژیم فاسد اسرائیل همکاری می کنند و بر ضد اسلام یا بر ضد جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارند. این دسته از بهایی‌ها نیز از حقوق انسانی برخوردارند؛ اما این که بتوانند در دانشگاه‌ها وارد شوند و از امتیازات ویژه شهروندان در ایران استفاده کنند؛ طبیعی است که به دلیل مجرم تلقی شدن آن‌ها اساسا بهره مندی آن‌ها از برخی از حقوق امکان پذیر نیست همچنانی که بسیاری دیگر از مجرمین بر اساس حکم دادگاه از برخی از آزادی‌ها و برخورداری‌های خود محروم می شوند و محدودیت هایی برای آن‌ها وضع می شود.»

پس از آن حسن یوسفی اشکوری، از پژوهشگران دینی و عضو شورای فعالان ملی مذهبی با انتقاد از این سخنان با انتشار یادداشتی در وب سایت جرس گفت: « معنای محصل دعوی شما این است که میلیونها غیر مسلمان و از جمله بهاییان ایران اصولا حق زیستن در وطن خود را ندارند و لابد باید سرزمین آبا و اجدادی خود را رها کنند و بروند! چرا که طبق استدلال شما آنان نه حق دادرسی دارند و نه حق کار و نه حق معامله و نه حق مراجعه به ادارات دولتی و نه حق تحصیل و نه حتی حق تابعیت! و این آشکارا نقض صریح اصول قانون اساسی است. قانون اساسی در اصل نوزدهم به صراحت تمام ایرانیان را از هر قوم و قبیله و نژاد «در حقوق مساوی» دانسته است… از تمام این مناقشات گذشته، از شما می‌پرسم جناب بجنوردی! پیشنهاد شما برای بهاییان ایران چیست؟ اینان چه باید بکنند تا شما راضی شوید؟ تماما از وطن خود بروند؟ به کجا؟ ارض موعودی هم ندارند که به آنجا کوچ کنند! اما نه، جناب بجنوردی! ارض موعود هر ایرانی وطن او و پدرانش هست و هیچ کس حق ندارد خود را ایرانی تر بداند و دیگران را از کمترین حقی محروم کند. وطن ایرانی و شناسنامه ایرانی مشروعیت بخش حقوق شهروندی ایرانیان است و بس… بپذیرید که فرزند یک بهایی نیز به اندازة فرزندان شما حق استفاده از تمامی امکانات و از جمله تحصیل در تمام سطوح را دارند چرا که «ایران‌شهر» وطن مشاع تمام ایرانیان است.» آقای یوسفی اشکوری در گفت وگو با کمیپن در توضیح نظر خود گفت: «از ایشان باید پرسید که حقوق انسانی یعنی چه؟ حقوق انسانی یک امر انتزاعی است و می‌توان آن را هزار گونه تفسیر کرد، در حال حاضر حقوق انسانی در ادبیات حقوقی جهان در قالب اصول دموکراتیک، اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق شهروندی نمود پیدا می‌کند و این تناقضی است در مواضع ایشان.»او افزود: « ایشان ( آیت الله محمدموسوی بجنوردی) گروه بزرگی از شهروندان کشور را به دروغ‌گویی و نفاق تشویق می کند و می‌گوید این‌ها هویت خود و مذهب خود را بروز ندهند تا آسیبی نبینند، مگر می‌شود از گروهی از مردم خواست که دروغ‌بگویند؟ این دعوت به دروغگویی هم یک امر غیر شرعی است هم غیر اخلاقی و هم غیر قانونی است و منطبق با هیچ معیاری نیست.»

این پژوهشگردینی گفت: «ایشان مدعی ارتباط بهاییان با دول بیگانه و اسرائیل شده اند، این هم حرف نامعقول و بی‌ربطی است، باید گفت اولا این افرادی که شما ۳۶ سال است آنها را به ارتباط با اسرائیل محکوم می‌کنید در کدام دادگاه صالحه و علنی اتهامشان اثبات شده؟‌ هیچ دادگاه علنی تا امروز در این زمینه برگزار نشده و اگر هم حکمی صادر شده در دادگاه‌های غیر علنی و غیر عادلانه بوده است. پس اگر ایشان و جمهوری اسلامی چنین ادعایی دارند باید بیایند و این اتهامات را در دادگاه‌های علنی و قانونی اثبات کنند. ثانیا اگر اتهام جاسوسی فردی در دادگاهی علنی و منطبق بر قوانین جهانی ثابت شد، می بایست متناسب با جرمش مجازات شود، این دیگر ربطی به عقیده شیعه و سنی و بهایی و مسیحی ندارند. ثالثا اگر قرار شد فردی به اتهام جاسوسی مجازات شود، می‌بایست خود او مجازات شود نه خانواده و فرزندان و اطرافیان او، نه یک جمع و یک گروه، نمی‌شود فرزندان او را با این عنوان از تحصیل و زندگی منع کرد. »

منبع: کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران

ادوار کبک آگاه است

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s