نقش و جایگاه اخلاق در ناهنجاری سیاسی

Posted: July 21, 2014 in Uncategorized

علی معینی- افلاطون شکوفا شدن جوهر هر انسان را تنها درون جامعه سياسي ممكن مي‌دانست و ارسطو در مقابله با سوفسطايياني كه تلاش‌شان عاري شدن سياست از هرگونه نفوذ اخلاق بود، مدنيت انسان را بالطبع و سياسي بودن را فصل مميز انسان از حيوان مطرح مي‌كرد. اخلاق و سياست و به تبع آن فلسفه سياسي و فلسفه اخلاق در انديشه ارسطو در هم تنيده و تفكيك‌نا‌پذير بود. اوكانر در همين باب مي‌گويد: «علم اخلاق شاخه‌يي از سياست است، زيرا علم سياست است كه نهايتا با خير انسان سروكار دارد». و به گفته تايلور، از نظر ارسطو «نظريه سياسي نه متمايز از نظريه اخلاق است و نه اينكه حاصل كاربرد نظريه اخلاقي در قلمرو سياسي، بلكه حوزه‌يي علمي و منضم به نظريه اخلاق است.»

با اينكه مهم‌ترين نمود اخلاق در حيطه عمومي اجتماع، سياست است، بعضي تحليل‌هاي ناصواب در قياس اخلاق كانتي و «اخلاق در حوزه عمومي» باعث شده برخي از صاحبان انديشه، سياست را عاري از اخلاق تبليغ كنند و با نظريه تفكيك حوزه اخلاق و سياست، تلاش كردند ترجمان عملي سياست را تعريف سياست معرفي كنند.

اما كافي است احكام اخلاق حوزه عمومي را قدري بيشتر مورد تحقيق و تدقيق قرار دهيم. در اين صورت مي‌توانيم داوري بهتري نسبت به اخلاق در سياست داشته باشيم و ببينيم كه اين احكام چيست و چگونه مي‌توان به آنها عمل كرد. آيا واقعا همان‌گونه كه مشهور است اخلاق و سياست غيرقابل جمع هستند يا اينكه براي اخلاقي ‌بودن و اخلاقي ماندن در سياست راه‌هايي وجود دارد و مطمئنا مي‌توان راهكارهايي براي اخلاقي بودن سياست يافت؟

با وجود چنين ديدگاه‌هايي، هماره شكلي از بد‌بيني به امر سياسي وجود دارد كه فعاليت سياسي را نوعي «شارلاتانيزم» مي‌داند. ديدگاهي كه باعث افول جايگاه سياست و سياسيون در نظر جامعه شده‌ است. به راستي چرا سياسي‌بودن نبايد نشانگر بلوغ جامعه و دلسوزي براي سرنوشت عمومي كشور باشد؟ چرا كنش سياسي با عباراتي چون، «سياسي‌كاري» و بي‌اصولي در رفتار و عمل شناخته مي‌شود؟ چرا چونان «سارتر» بايد «دست‌هاي آلوده» را نتيجه ناگزير سياست بدانيم؟ چرا سياست را در فرهنگ عامه بايد با مثل «سياست، پدر مادر ندارد» شناخت؟ ريشه اين همه بدبيني مردم نسبت به سياستمدارها چيست؟ چرا فكر مي‌كنند كه يك فرد اخلاق‌مدار در سياست دوام نمي‌آورد؟ آيا سياست‌مدار بايد حتما يك آدم دودوزه‌باز و عوام‌فريب باشد يا مي‌شود در سياست وارد شد و درعين حال سلامت اخلاقي را هم حفظ كرد.

اگرچه نمي‌توان در اين مقال به تمامي ابعاد اخلاقي سياست‌ورزان و چرايي تمامي سوالات مطرح شده‌ پرداخت اما با يك بررسي سطحي از وضع كنوني حاكم بر اخلاق سياسي كشور مشخص مي‌شود كه نسبت اخلاق با فرم سياست‌ورزي جمعي برخي از فعالان سياسي آنچنان نگران‌كننده است كه شايد آينده روشني را نتوان از اين مسير انتظار داشت. صحنه آنچنان مهيا شده تا «ماكياولي»هاي عرصه انديشه دوباره پرده فريب را كنار بزنند و واقعيت‌هاي جاري در سياست را همان‌گونه كه هست و نه آن گونه كه بايد باشد، بيان كنند.

چرا عرصه سياست اين گونه از اخلاق و اصول دور شده است؟ كافي است براي يافتن پاسخ اين «چرا»ها، موضع‌گيري‌هاي برخي از سياسيون كشور را مرور كنيد. ناهنجاري افسارگسيخته‌يي بر عملكرد بسياري از افراد و گروه‌ها حاكم است. تناقض گسترده و كاملا مشهود در نظريات مختلف ايشان طي تنها چند سال گذشته، چنان تعجب‌برانگيز است كه اعتماد را از شنونده براي پذيرش ايده‌هاي بعدي آنها سلب مي‌كند. اشتباه نشود! تغيير تحليل‌ها با تحقيق و مطالعه براي نيل به كمال و برتري، امري پذيرفته‌شده است. اما مشكل ‌جايي است كه «كلام»، «وسيله»يي باشد براي پيشبرد «اهداف»، آن هم به هر شكل و قيمتي. مگر نه اينكه «كلام»، ابزار سياستمداران است؟! پس آنان را چه مي‌شود كه اين گونه سخيف، از ابزار كلام براي پيشبرد اهداف‌شان استفاده مي‌كنند، در حالي كه هيچ سمت و سويي از «اصول» و «پرنسيب» در آن ديده نمي‌شود. مگر نه اينكه رعايت اخلاقيات و پايبندي به اصول از خصوصيات يك عنصر سياسي است؟

به عنوان مثال براي بررسي برخي از اين ناهنجاري‌ها بد نيست يك نمونه را مرور كنيم: يكي از فعالان مطرح جناح اصولگراي كشور در ميانه سال 88 با پرده‌برداري از نظريه «اطاعت از رييس‌جمهور، اطاعت از خداست» عنوان مي‌دارد كه: «وقتي رييس‌جمهوري از جانب رهبري نصب و تاييد مي‌شود، به عامل او تبديل شده و از اين پرتو نور بر او نيز تابيده مي‌شود. وقتي رياست‌جمهوري حكم ولي‌فقيه را دريافت كرد، اطاعت از او نيز چونان اطاعت از خداست.» بررسي درستي يا نادرستي اين تئوري با كارشناسان اين حوزه، اما چه مي‌شود كه همين فرد بدون در نظر گرفتن مباني اعتقادي خودش كه حداقل 8 سال گذشته را در اثبات حقانيت آن گذرانده به يكباره و پس از انتخابات خردادماه 92، شديدترين موضع‌گيري‌ها را عليه رييس‌جمهوري جديد ابراز مي‌كند. اين دوگانگي در ديدگاه و ناهنجاري در عمل از كجا نشات مي‌گيرد؟ بسياري از اين دست فساد‌ها را بايد در جنگ خود ساخته «مصلحت» و «حقيقت» ريشه‌يابي كرد. شايد مصلحت انديشي در حوزه اخلاق سياسي پذيرفته شده است اما آنچه امروزه اتفاق مي‌افتد، سوءاستفاده از آن مفهوم است كه امري مذموم و نكوهيده است. نوعي از مصلحت انديشي كه لباس دروغ، منفعت و فرصت‌طلبي به خود پوشانيده است.

مسلما در اين مسير، «جامعه كوتاه‌مدت» ايران و نبود فضاي نقد و چالش در رسانه‌هاي آزاد فضا را براي ادامه اين روند مهيا مي‌كند. سياستمداران نه خود را در برابر وجدان آگاه و بيدار جامعه مسوول مي‌دانند كه به درستي متوجه هستند كه به طرفه العيني امكان تغيير ديدگاه جامعه وجود دارد و نه از نقادي اهل قلم هراس دارند كه مي‌دانند خودسانسوري و نگراني اصحاب رسانه براي از دست ندادن همين كوره راه، اجازه ورود به بسياري مباحث را از ايشان سلب كرده است.

البته تنها محدوديت‌هاي امنيتي براي بررسي و نقد ديدگاه‌ها مانع فعاليت منتقدان نيست. روحيه بيگانه با نقد ما نيز به اين فضاي سنگين دامن مي‌زند. متاسفانه اين ناهنجاري در رفتار، هيچ گونه سويه سياسي خاصي را هم شامل نمي‌شود. بسيارند افراد و مباحث كلان مختلف در هر دو طيف مطرح سياسي كشور كه به نقد كشيدن آنها امري ناشدني و غيرقابل قبول شمرده مي‌شود.

ذيل سايه «تكثر رسانه‌هاي آزاد و مستقل»، جامعه بيدار و وجدان آگاه فعالان سياسي و مدني؛ سياستمداران بايد تمام تلاش خود را بكنند تا با «شفافيت» به ورطه پنهانكاري، دروغگويي و فريب جامعه نيفتند. يكي از شهامت‌هاي سياست‌مدار با اخلاق، اعتراف به اشتباهاتش است. مباني اخلاق عمومي حكم مي‌كند كه سياست‌مدار حق پنهان‌كردن چيزي را كه همه مردم از آن اطلاع دارند يا بايد اطلاع داشته باشند، ندارد. اگر پنهان‌ كردن اشتباهات در حريم دروغ و توجيه، اعتماد مردم را نسبت به نظام و حكومت خدشه‌دار كند، اين سياسيون فاقد اخلاق هستند كه بايد جوابگوي مردم باشند. اين عدم شفافيت و ناهنجاري در كلام و عمل بزرگ‌ترين ضربه را به نهاد آگاه جامعه وارد خواهد كرد.

در پايان مي‌توان متذكر شد كه شايد، كمتر نبود قوانين لازم در رابطه با اين مسائل مورد تدقيق قرار گرفته است و به همين واسطه بار اصلي مشكلات و هزينه‌ها روي دوش اخلاق و بي‌اخلاقي قرار مي‌گيرد.

منبع: روزنامه اعتماد

ادوار کبک آگاه است

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s