Archive for November, 2013

بسمه تعالی

مردم خردمند و شریف ایران

اعلام توافق در« مذاکرات ژنو» پیرامون پرونده هسته ایی جمهوری اسلامی ایران، پس از مذاکرات و پیگیری مجدانه دستگاه دیپلماسی دولت «تدبیروامید»، و با حمایت مجموعه مسئولان عالی نظام، موجی ازامیدواری ونشاط درمیان مردم ایران و دیگر صلح طلبان منطقه و جهان، برانگیخت و اسباب ناامیدی و دلسردی آنانی شد که؛ جز تقابل، خشونت و دشمنی ، در قاموس شان چیزی یافت نمی شود

بدیهی است در شرایط جدید، که؛ ملت ما، تجربه طولانی تنگناها ومشکلات تحمیلی ناشی ازتنش های منطقه ای وجهانی را پشت سرگذاشته، نیازمندآرامش و همزیستی و تعامل با جهان به منظور ثبات وپیشرفت همه جانبه می باشد واین خواستی ملی است که پیش از این و در انتخابات خرداد 92، با رای به برنامه های اصلاح طلبانه آقای دکترروحانی بیان شده است.

دستاورد اخیر، که گامی موثردرجهت رفع تنش فرسایشی ده ساله، میان ایران و قدرتهای جهانی درپرونده هسته ای بوده، تحقق یکی ازوعده های انتخاباتی دولت تدبیروامید درعرصه سیاست خارجی است، که یقینا زمینه ساز تحول و رشد اقتصادی در داخل وثبات سیاسی درمنطقه خواهدبود.

حال که تلاشی مدبرانه و همه جانبه درعرصه بین المللی برای تنش زدایی در جریان است، امیدمان مضاعف است که؛ ” نسیم درایت و تدبیر” درعرصه سیاست داخلی هم وزیدن گیرد و ریاست محترم جمهوری درراستای وعده های داده شده برای حفظ و بسط آزادی های مشروع و مصرع در قانون اساسی، عزم و تلاش خودرا درجهت آشتی و وحدت ملی با آزادی زندانیان سیاسی و شکستن حصربزرگان انقلاب، بکار گیرد، که تحقق این امر می تواند پشتوانه بزرگی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی و تامین منافع ملی ما، باشد و کام مردم را بیش از پیش، شیرین تر کند، یقینا دست دوستی با کسانی که سه دهه درجایگاه دشمنی با ملت ما بوده اند، برای فشردن دستان فرزندان منتقد ملت، در داخل، سزاوارتراست و جان کلام این سخن لسان الغیب حافظ شیرازی است که؛

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

والسلام

شورای هماهنگی احزاب وگروههای اصلاح طلب استان همدان

پنجم آذرماه نود و دو

ادوار کبک آگاه است

حسن اسدى زیدآبادى:

از کنار توافقى که سوم آذر به دست آمد “نمى توان” و “نباید” به سادگى گذشت؛ حتى اگر زندانى سیاسى یکى از طرف هاى تفاهم باشى.

در حقوق معاهدات بین المللى اصطلاحات متعددى براى توصیف و طبقه بندى توافقات بین المللى به کار مى برند؛ موافقت نامه هاى ساده و اجرایى، معاهدات رسمى، معاهدات قانون ساز و … با این همه فارغ از ماهیت قرارهاى بین المللى و توصیفات حقوقى مى توان گفت، توافقى که در ژنو به دست آمد گرچه نوعى موافقت نامه ساده و اجرایى است که حتى نیاز به تایید مجلس (طبق تفسیر موجود از اصل ١٢۵ قانون اساسى) ندارد اما به جرات مى توان آن را “توافقى تاریخ ساز” خواند. سندى که تاثیر مستقیم و قابل ملاحظه بر مناسبات سیاست خارجى ایران، آرایش بازیگران در جهان و منطقه و نیز سیاست داخلى ما خواهد داشت، همچنانکه خود برآمده از فعل و انفعالات این حوزه ها است.

اما چرا توافق ژنو مهم است و باید از آن حمایت کرد؟

١. به باور صاحب این قلم در مقام تحلیل جامع چالش سیاسى – حقوقى هسته اى میان ایران، قدرت هاى جهانى و رقباى منطقه اى، با نگاه به تاریخ معاصر مسایل عمده ایران در عرصه بین المللى این پرونده را در ردیف مواردى چون چالش ملى کردن نفت، مذاکرات صلح جنگ با عراق و قضیه آذربایجان یا جزایر سه گانه، بایستى سنجید. چنین نگاهى فارغ از نتیجه قضاوت و نوع ارزش گذارى دستکم از منظر سطح و ابعاد منازعه امرى ضرورى است.

با این حال متاسفانه عملکرد خودسرانه حاکمیت و برخى از مشابهت سازى هاى مشمئز کننده تاریخى مانند آنچه در دولت احمدى نژاد صورت گرفت در کنار بحران مشروعیت حاصل از پروژه سرکوب جامعه مدنى و امنیتى سازى فضاى سیاست ورزى طى سالهاى اخیر عمدتا مانع از آن شده است که چنین نگاهى با تکیه بر فهم صحیح از منافع ملى در میان فعالان مدنى و سیاسى شکل گرفته و آثار جدى و پر مخاطب تولید شود. با این همه جفا و بى تدبیرى حکومت طى سالهاى گذشته در نوع معامله با جامعه مدنى ما، فرد و یا تشکل کنشگر دموکراسى خواه را نبایستى از توجه به مسایل بنیادى کشور و اولویت منافع ملى در لحظات تاریخ ساز غافل کند.

دغدغه مند دموکراسى موضعش را براساس مخالفت خوانى صرف با حکومت بیان نمى کند بلکه هنر و وجه ممیزه او این است که با دلى خالى از کینه مى تواند مهمترین مسایل کشورش را تشخیص داده و آنها را از پنجره منافع بلند مدت ملى بنگرد. همچنان که چنین رویکرد ارزشمندى را در نامه تقدیر دیپلمات هاى ملى و فرهیخته دهه پنجاه از دکتر محمد جواد ظریف (منتشره در جراید کثیر الانتشار) مشاهده کردیم.

٢. توافق ژنو گامى هرچند ابتدایى اما بنیادى و بلند در مقابله و رفع رژیم تحریم هاى وضع شده علیه ایران است. چنانکه پیش از این در مقاله “استبداد تحریم” توضیح داده بودم، جریان تحریم هاى اقتصادى، ناقض برخى از حقوق انسانى شهروندان ایرانى – تضمین شده در اسناد حقوق بین الملل بشر- بوده، با رویکردى که صلح جهانى را در پرتو همکارى و گسترش تعامل اقتصادى و فرهنگى ملت ها ارزیابى مى کند در تعارض است و عملا منجر به تضعیف طبقه متوسط به عنوان مرجع دموکراسى خواهى مى شود. به این ترتیب هر اقدامى که منجر به کاهش فشار تحریم ها شده و درهاى تعامل اقتصادى و فرهنگى با جهان را به روى ایرانیان بگشاید، مهم و قابل تقدیر است. در این خصوص به ویژه تضمینى که اعضاى دایم شوراى امنیت در گام نهایى “برنامه اقدام مشترک” در خصوص رفع کلیه تحریم ها (مصوب شوراى امنیت، اتحادیه اروپا و یکجانبه) ظرف مدت یکسال داده اند از اهمیت مضاعف برخوردار بوده و دستاورد قابل ملاحظه اى براى تیم مذاکره کننده، دولت اعتدال و جامعه مدنى است.

٣. بحران ده ساله هسته اى ایران در شرایطى وارد روند حساس فیصله شده است که طى بخش عمده اى از این مدت و مشخصا در هشت ساله ٨۴-٩٢ سیاست خارجى ایران به رغم ادعاى کنشگرى با بى تدبیرى و کج فهمى از مناسبات سیاست جهانى در واقع در عرصه بین المللى به موضع انفعال کشیده شده و از نظر حمایت ملى و مردمى تنها و بى پشتوانه ماند خصوصا پس از انتخابات ٨٨ که با بربادرفتن مشروعیت داخلى، بى اعتبارى دیپلماسى احمدى نژاد- جلیلى آشکارتر شد؛ با این حال مقاومت اجتماعى سبز طى چهار ساله گذشته و اعلام موضع صریح آقایان موسوى-کروبى و فعالان جنبش سبز در قضیه هسته اى مبنى بر نفى همزمان تقابل جویى بى معنا در سیاست خارجى و بلندپروازى هاى بى مورد از سویى و نیز تحریم ها و افزون خواهى قدرتهاى جهانى از سوى دیگر با نگاه جامع به منافع ملى و حقوق ملت که خود زمینه ساز پیروزى حسن روحانى با وعده صریح تفاهم با جهان شد، در مدت کوتاهى فضایى فراهم کرد که “ابتکار عمل” به طور واقعى در اختیار ایران قرار گیرد. به دیگر سخن توافق ژنو از این منظر اولا حاصل عزم و ابتکار عمل مردم ایران و در وهله بعد تخصص و اراده سیاسى تیم دیپلماسى ایران بود به شکلى که متن سند در همان قالبى نهایى شد که ظریف در ابتداى کارش از جمله در نشست نیویورک بیان داشته بود. این در اختیار داشتن ابتکار عمل که در دستیابى هرچه بیشتر به منافع ملى موثر است بعلاوه از لحاظ پرستیژ نیز براى سیاست خارجى ایران مهم ارزیابى مى شود.

۴. امروزه از پس بیش از پنجاه سال که از جنبش ملى کردن نفت به رهبرى دکتر محمد مصدق مى گذرد بحث هاى بى پایان در مورد “صرفه اقتصادى” همچنان ادامه دارد، ماجرایى که مى توان پیش بینى کرد در قضیه چرخه سوخت هسته اى و غنى سازى در داخل خاک ایران نیز تکرار خواهد شد، ماجرایى که از دهه ۴٠ و ۵٠ نیز در جریان بوده و طرفداران و مخالفانى داشته است. با این حال نکاتى مسلم به نظر مى رسد که عمدتا مربوط به هزینه ها در روش است؛ ما ایرانى ها در مهمترین چالش هاى بین المللى مان همواره دچار “سندرم توافق و خاتمه” بوده ایم، چه در جنگ هشت ساله چه در ملى کردن نفت و چه در همین قضیه هسته اى. اینکه ایران نمى تواند به طور کامل از قید انرژى هسته اى در سبد منابع تامین انرژى خود صرف نظر کند امرى قطعى است اما در مورد اولویت بهره بردارى از این منابع قطعا جاى تامل فراوان است در عین حال اینکه دستیابى به این منبع استراتژیک تامین انرژى نیز بایستى هزینه هاى معقول داشته باشد واقعیتى حیاتى و غیرقابل انکار است، امرى که با سوء تدبیر حاکمیت طى سالهاى گذشته مواجه بوده و هزینه هاى هنگفتى را متوجه ملت ما ساخت. از این رو توافق ژنو که آغازى براى پایان مسالمت آمیز بحران هسته اى ضمن حفظ برنامه تامین سوخت در داخل مرزها و تعهد اعضاى دایم شوراى امنیت مبنى بر تعامل برابر با ایران همچون سایر متعهدان به ان پى تى در گام نهایى توافق مى باشد، موفقیتى چشم گیر است.

۵. همچنانکه در بالا اشاره شد و مقامات ارشد دولت نیز بارها تاکید کرده اند، توافق ژنو حاصل دریچه اى است که حضور و راى معنا دار مردم در انتخابات خرداد٩٢ گشود. این انتخابات به واقع بدل به یک “رفراندوم هسته اى” شد که انتخاب روحانى را واجد پیامى روشن براى همگان مى ساخت، این گام اول بود در ادامه نیز فعال شدن طیف وسیعى از جامعه مدنى از اقتصاددانان گرفته تا زندانیان سیاسى در موضوع تحریم ها فضاى جدیدى را براى دیپلماسى فراهم کرد. همچنین در این موضوع نمى توان از نقش شبکه هاى اجتماعى و استفاده هوشمندانه شهروندان و وزیرخارجه از این ظرفیت تعاملى به سادگى گذشت.

بنابراین توجه داشته باشیم، پس از سالها که حوزه سیاست خارجى تیول هسته هاى سخت قدرت بوده از خرداد ٩٢ امکان عرض اندام و مداخله جامعه مدنى و جنبش اجتماعى در مهمترین مساله سیاست خارجى کشور ایجاد شد و همین اندازه غنیمت و تجربه اى بس گرانبها براى جبهه دموکراسى خواهى در ایران است. تجربه اى کنشگرانه که با تداوم آن بایستى امکانات جدیدى براى مشارکت جامعه مدنى در امر سیاست فراهم آورد.

۵+١. در حالى که طى ده سال گذشته همه گزینه ها به عنوان راه حل نهایى پرونده هسته اى بالقوه بوده است، کامیابى گزینه “مذاکره” و “حل و فصل مسالمت آمیز بحران” بدون شک یک پیروزى بزرگ براى آرمان صلح پایدار جهانى و آینده امنیت در خاورمیانه است. چنانکه پیش از این در مقاله استبداد تحریم بیان داشته بودم “همواره احترام و توجه به رای و اراده مردم و مجال دادن به گفتگو، فرصت به تقویت دموکراسی خواهد بود” بنابراین فراهم شدن فرصت گفتگو میان ایران و قدرت هاى جهانى به ویژه آمریکا در شرایطى که منطقه آبستن گسترش خشونت و جنگ هاى وسیع است و حصول توافق اولیه در چالش هسته اى، امتیازى براى صلح و نه بزرگ به سایه شوم جنگ و نا امنى است.

نیز این روند که طبعا منجر به تقویت گفتمان گفتگو و مذاکره به طور کلى خواهد شد مى تواند زمینه ساز گشایش در فضاى سیاست داخلى و به حاشیه رفتن تندروها و کم رنگ شدن سایه اقتدارگرایى بر سر سیاست ورزى تحول خواه شود.

آذرماه ١٣٩٢- زندان اوین

منبع: کلمه

ادوار کبک آگاه است

یادآوری: «یادداشت‌های وارده»، نظرات و نوشته‌های خوانندگان وبلاگ است که برای انتشار ارسال شده‌اند و «لزوما» هم‌راستا با نظرات نگارنده «مجمع دیوانگان» نخواهند بود.
سهراب نوروزی – بعد از چند دور مذاکره و بده بستانِ سنگین و پر حاشیه بالاخره اولین توافق ایران با گروه ابرقدرت‌ها صورت گرفت (متن بندهای اصلی توافق، و نه اصل توافق نامه در اینجا موجود است). به نظرم مهمترین دستاورد این توافق در عرصه‌ی خارجی بازگرداندن «اعتماد» بربادرفته‌ و در عرصه‌ی داخلی نشان دادن عمق خیانت احمدی‌نژاد و حامیانش است. حال که در این گرد و خاک هر کس به طریقی تفسیری از این توافق ارایه می‌دهد که نشان دهد برنده‌ی اصلی این مذاکرات بوده است، بد نیست با نگاهی به محتوای توافق بپرسیم چه کسانی بازنده‌ی توافق بوده و چه خواهند کرد.
چه کسی همین حالا بازی را باخته است؟

۱-      اولین بازنده این توافق نامه به نظرم تیم احمدی‌نژاد و حامیانش هستند. به نظرم، این توافق بیش از این‌که زیرکی تیم مذاکره کننده فعلی را نشان دهد، عمق خیانت و شرارت و حماقت تیم قبلی را آشکار می‌کند اگر از ابتدا هم قرار نبود غیر از مصارف صلح‌آمیز کار دیگری انجام شود، و اگر قرار بود انباشته‌ی اروانیوم 20 درصد از بین برود (با اکسید کردن یا رقیق کردن، چنان که در متن آمده) پرسش این است که چرا تیم احمدی‌نژاد و مدافعانش (از جمله آقای خامنه‌ای) با خیره‌سری این همه تحریم غیرضروری را بر مردم ایران تحمیل کردند؟ بازنده اول این بازی احمدی‌نژاد، رهبریِ آن دوران، و تمام آن‌ها هستند که از فرط عربده کشیدن برای «حق مسلم هسته‌ای» صدای ناله‌ی جان سوز مردم ایران را زیر چرخ‌های تحریم نشنیدند و آنقدر درک سیاسی نداشتند که سیاست بازی بچه‌گانه‌ای نیست که با لجبازی به آخر برسد. عمق خیانت این تیم به زودی آشکارتر و آنان روسیاه‌تر خواهند شد. به نظرم این گروه حرف زیادی برای گفتن نخواهد داشت وسعی نخواهد کرد چیزی را در آینده‌ی نزدیک به نفع خود تغییر دهد (به جز هارت و پورت‌های احتمالی) چرا که دورِ بازی آن‌ها گذشته است.
۲-      عربستان سعودی از جمله‌ی بازندگان بالفعل این توافق است چرا که هر گونه توافق بین ایران و آمریکا که مرکز ثقل قدرت و آرامش منطقه را از عربستان دور کند ضررهای سیاسی و اقتصادی فراوانی برایش دارد. عربستان می‌خواهد قدرت اصلی منطقه و تنظیم کننده‌ی معادلات اصلی باشد و این توافق و توافقات بعدی کاملا ضد این هدف است. بی‌جهت نیست که چند روز پیش از مذاکرات سفارت ایران در لبنان هدف حملات تروریستی قرار می‌گیرد. اما عربستان قطعا در صدد بر هم زدن این توافق برخواهد آمد. با توجه به متن توافق که عملا ایران را در دست‌یابی به هرگونه سلاح اتمی منع کرده است، عربستان احتمالا بازی را بیشتر به سمت سوریه و اختلافات ایران-اسرائیل هدایت خواهد کرد و همچنین با پافشاری بر خرید بمب اتمی (که هم اکنون در جریان است) ایران را تحریک خواهد کرد. واضح است که اسراییل با نفوذ جهانی بی‌نظیرش می‌تواند متحد خوبی برای عربستان در برهم زدن توافق باشد هرچند که این اتحاد شکل آشکارا به خود نخواهد گرفت (با توجه به سابقه‌ی تاریخی و جایگاه این دو کشور در منطقه) اما قطعا باید منتظر شیطنت‌های شرارت‌آمیز این دو کشور بود.
۳-      سیاست‌مداران و نظامیان تندروی داخلی، در حال حاضر بازی را باخته‌اند. حتی نامه‌ی آقای خامنه‌ای در دفاع از دولت و تیم مذاکره کننده نمی‌تواند آنان را تسکین دهد چرا که تصور خامِ این گروه به زانو درآوردنِ تمام قدرت‌های جهانی است و «اعتمادسازی» جایی در ذهن آنان ندارد. توافق فقط یک معنا دارد و آن دیکته کردنِ تمام خواسته‌های جهموری اسلامی به غرب است. بنا بر این در کوتاه مدت خبری از این گروه نخواهد بود اما به زودی زبان و دست‌شان به کار خواهد افتاد و سنگ‌اندازی را شروع خواهند کرد. با توجه به حمایت فعلیِ آقای خامنه‌ای، این گروه چشم تیز خواهند کرد تا کوچکترین کارشکنیِ طرف‌های غربی و اسراییل را به عنوان خاتمه‌ی توافق تفسیر کرده و آن را دستاویزی کنند برای بر هم زدن اصل توافق.
۴-      جنگ‌طلبان و براندازان داخلی و خارجی دیگر سوختگانِ این بازی هستند چرا که با این توافق اعتماد جای تهدید و جنگ را خواهد گرفت و آنان که سودای براندازی حکومت از طریق خشونت را دارند بیش از پیش ناامید خواهند شد. همچنین آنان که بر طبل تحریم‌ها می‌کوبیدند و آن را تجویز می‌کردند از این توافق شکست سنگینی خوردند. هر چند که اول راه است و هنوز عملا اتفاقی نیافتاده اما تعهد به برداشتن تحریم‌ها اولین گام در منزوی کردن آنان است که رنج و درد هموطنان خود را علاجِ خودخواهی و قدرت‌طلبی خود می‌دانند.
۵-      دلالان، واسطه‌ها، و مدیران بازارهای سیاه از همین حالا باید زانوی غم بغل بگیرند چرا که این توافق و توافقات بعدی سودهای افسانه‌ای آنان در زمان تحریم را کم یا نابود خواهد کرد. این بازیگرانِ بازنده از همین فردا شروع به سنگ‌آندازی در روند اجرای بندهای توافق‌نامه خواهند کرد. آنان نه افراد معمولی که شرکت‌های نیمه دولتی و خصوصیِ چند وجهی‌ و پیچیده و در هم‌تنیده‌ای هستند که در زمانه‌ی تحریم رشد کردند و از بازارهای سیاه به وجود آمده در زمینه‌ی تسلیحات، نفت، پتروشیمی، طلا، راهسازی، غذا، دارو، و… سودهای باورنکردنی به جیب زدند. از آن‌جا که دستِ این عده در دستان آن تندروها ست، اتحاد خوبی در سنگ‌اندازی در اجرای توافقات خواهند داشت.
چه کسی ممکن است بازی را در آینده ببازد؟

۱-      دولت و تیم مذاکراه کننده ممکن است این بازی که فعلا برده اند را به راحتی واگذار کنند. چرا که اگر به دلیل در کنترل نداشتنِ کاملِ امور هسته‌ای در داخل، دولت نتواند تعهدات خود را عمل کند، قطعا برگشت بسیار سنگینی در اعتمادسازیِ فعلی ایجاد خواهد شد. در نتیجه تمام تمرکز دولت از این پس باید بر این باشد که تعهدات خود را مو به مو به انجام برساند تا بهانه به دست طرف‌های خارجی ندهد. این ممکن نخواهد بود مگر با پشتیبانی گروه‌های قدرت و افراد با نفوذ مانند هاشمی. و البته پشتیبانی رسانه‌ها و مردم (در فضای مجازی) قطعا در اجرای تعهدات موثر خواهد بود. می‌توان تصور کرد که بازجو شریعتمداری و هم‌مسلکانش چطور کم کم و نرم نرمک در صدد تضعیف اجرای این توافق برخواهند آمد. وظیفه‌ی دولت و افراد با نفوذ تقویت بخش اجرایی و نظارتی در انرژی هسته‌ای ست به شکلی که عامل دیگری جریان اجرای توافق‌نامه را در دست نگیرد.
۲-      مردم ایران می‌توانند از بازندگان این بازی در آینده باشند چرا که خوش‌بینی بیش از حد یا بدبینی که مانع اجرای تعهدات دولت شود، ضربه‌ی اصلی را به این اعتمادِ ظریف خواهد زد و آن را یکسره نابود خواهد کرد و تحریم‌ها به شکلی سخت‌تر باز خواهند گشت. این اولین قدم با ظرافت بسیار برداشته شده و مردم باید از آن حمایت کنند تا قدم‌های بعدی نیز محقق شود. همچنین قرار نیست در سایه‌ی این توافق سایر خواسته‌های سیاسی و اقتصادی مردم فراموش شود که اگر چنین شود در واقع مردم از بازندگان خواهند بود. خواستِ گشایش فضای سیاسی و فرهنگی، آزادی اسیران، و اجرایِ تمام وکمال حقوق شهروندی و انسانی نباید به بهانه‌ی دفاع از عملکرد دولت متوقف شود. فعالانِ رسانه‌ای و فضای مجازی مسئولند که در این زمانه‌ی پر خطر هر دو طرفِ معادله (حمایت از دولت برای اجرای بندهای توافق‌نامه از یک طرف و زیر فشار گذاشتن دولت برای احقاق حقوق مدنی و سیاسی و اقتصادی از طرف دیگر) را ببینند و در هر دو جبهه به شکلی هوشمندانه عمل کنند.
در نهایت این‌که اولین قدم بالاخره برداشته شده است و باید به شکلی فعال از این فرصت بهره برد تا نه تنها بردِ فعلی مسبب باخت سنگین‌تر و هزینه‌های بیشتر بر مردم نشود، بلکه نقطه‌ی شروعی برای بردهای آینده و در سایر عرصه‌ها باشد.
پی‌نوشت:
«مجمع دیوانگان» مشتاقانه از انتشار یادداشت‌های شما استقبال می‌کند. یادداشت‌های وارده خود را به نشانی «arman.parian[at]gmail» ارسال کنید.

کبک ۲۲

فاطمه عرب سرخی دقایقی پیش از بازداشت خواهرش ساجده عرب سرخی خبر داد. این خبر را مریم قدس همسر فیض الله عرب سرخی عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز تایید کرد.

ساجده عرب سرخی که صبح امروز برای پاره ای توضیحات به دادسرای اوین رفته بود مقارن ظهر امروز بازداشت شد.

به گزارش ندای سبز آزادی، ماموران دادسرای اوین برای آزادی ساجده عرب سرخی که صبح امروز برای بازجویی رفته بود تقاضای وثیقه کردند، اما پیش از آنکه خانواده وی بتواند وثیقه ای تهیه کند بعلت پایان وقت اداری حکم به بازداشت وی داده شد.

دختر ارشد فیض الله عرب سرخی دو ماه پیش از فرانسه به تهران رفت و در بدو ورود به تهران ممنوع الخروج شد.

این روزنامه نگار کودک و نوجوان طی اقامتی که برای تحصیل در خارج از کشور داشت، چند بار در باره وضعیت بازداشت پدر و خواهرش با رسانه ها گفت و گو کرده بود.

پس از بازگشت ساجده عرب سرخی به تهران، گفته می شد او بارها برای بازجویی فراخوانده شده است.

صبح امروز او به همراه پدرش که به تازگی از زندان آزاد شده است به دادسرای اوین رفت اما بعلت عدم کفایت وثیقه تهیه شده، بازداشت شد. پیش از بازپرس درخواست وثیقه 150 میلیونی کرده بود، اما با پایان وقت اداری خواستار وثیقه 300 میلیون تومانی شدند و تا قبل از رسیدن اسناد کافی برای گذاشتن وثیقه حکم به بازداشت ساجده عرب سرخی داده شد. بر اساس این گزارش، فیض الله عرب سرخی در تلاش برای تکمیل امور اداری قبول وثیقه است.

فیض الله عرب سرخی، معاون وزیر بازرگانی دولت سیدمحمد خاتمی و زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین بود که تابستان امسال در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و در حالی که در بیمارستان امام خمینی به سر می برد با ابلاغ حکمی آزاد شد. این رزمنده دوران دفاع مقدس و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که تیرماه سال ۸۸ توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده بود، به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به گذراندن ۵ سال حبس محکوم شده بود.

ادوار کبک آگاه است

در اولین دقایق سپیده دم طرف های گفت و گو کننده در ژنو از توافق نهایی ایران و گروه 5+1 خبر دادند. همزان با توییتر محمدجواد ظریف مبنی بر رسیدن به توافق مایکل مان، سخنگوی کاترین اشتون می گوید ایران و شش قدرت جهانی به توافق رسیدند. حق غنی سازی به رسمیت شناخته شد و تحریم ها کاهش می یابد.

محمدجواد ظریف در فیس بوک خود نوشت: ساعت چهار بامداد یکشنبه به وقت ژنو (شش و نیم به وقت ایران عزیز) است. به یاری خدا، مقاومت و صبر و متانت شما ملت بزرگ به نتیجه رسید و مذاکرات با موفقیت پایان یافت. غنی سازی به رسمیت شناخته شد. فعالیت ها ادامه خواهد یافت و تحریم ها در سراشیبی قرار گرفت. امروز بیش از هر زمان همدلی و همبستگی ملی ضروریست.

وزیر امور خارجه کشورمان با اعلام خبر توافق نهایی گفت: بر اساس توافق ایران و 1+5 حق غنی سازی ایران در سند مورد توافق قید شده و علاوه بر این تاسیسات نطنز،فردو و اراک به فعالیت کنونی خود ادامه می دهند.

مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران صبح پنجشنبه به وقت محلی تصریح کرد:مقاومت ملت ایران و پذیرش فشارهایی که غیرقانونی و غیرعادلانه بود، به ثمر نشست و جامعه جهانی شاهد این واقعیت بود که برای بار دوم ظرف دو هفته وزرای خارجه قدرتمندترین کشورهای دنیا برای مذاکره با خدمتگزاران شما به ژنو سرازیر شدند و در مذاکراتی که بسیار دشوار بود و تلاش زیادی را از همکاران بنده گرفت، نهایتا مجموعه به این نتیجه رسیدند که تنها راه برخورد با ملت بزرگ ایران احترام و موضع برابر است .

وزیر امور خارجه اظهار داشت: برنامه هسته ای ایران ادامه خواهد یافت. این برنامه شناسایی شده است . حق مردم ایران نسبت به فناوری صلح آمیز هسته ای که در معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای آمده، مورد احترام قرار گرفته است.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص توافق ایران و 1+5 گفت:حق غنی سازی ایران در سند نهایی به رسمیت شناخته شد و در برنامه خواهد بود.

وی افزود: نطنز فردو و اراک به فعالیت کنونی خود ادامه می دهند.

ظریف افزود: تحریم ها افزایش نخواهد یافت و کاهش می یابد و یک صفحه از سند 4 صفحه ای مورد توافق به تحریم ها اختصاص دارد.

وزیر خارجه تاکید کرد: چون به سوخت 20 درصد نیاز نداریم به مدت 6ماه آن را تولید نخواهیم کرد.

به گفته ظریف ‫حق غنی سازی ایران در دو جای متن به رسمیت شناخته شد‬.

- ایران و 1+5 در مذاکرات ژنو 3 به توافقی تاریخی دست یافتند که در آن حق غنی سازی ایران در عمل و گفتار به رسمیت شناخته شد و تحریم های بیمه و حمل و نقل و نفتی بطور کامل برداشته می شود.

جزییات توافق نامه هسته ای

براساس این سند چهار صفحه ای هیچ تحریمی افزایش نخواهد یافت.همچنین بر اساس این سند، «تحریم نفتی ایران متوقف می شود و سطح فروش نفت در سطح فعلی حفظ و در آمدهای نفتی آزاد خواهد شد. تحریم پتروشیمی به طور کامل رفع و تحریم صنایع خودروسازی برداشته می شود.»

ایران 1+5 همچنین توافق کردند: «تحریم طلا و فلزات گرانبها برداشته می شود و تحریم های بیمه و حمل و نقل و مرتبط با نفت کلا برداشته می شود.»

بر پایه این سند، «حق غنی سازی ایران هم در عمل و هم در گفتار در دو جای متن به رسمیت شناخته شد.ساختار برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران به طور کامل حفظ می شود و هیچ عقبگردی وجود ندارد و غنی سازی ادامه می یابد.فردو و نطنز هم به کارشان ادامه می دهند.»

براساس این توافق، در مقابل جمهوری اسلامی ایران یکسری اقدامات اعتمادساز انجام می دهد.

جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک اقدام اعتمادساز ظرف 6 ماه آینده فعالیت های خود در اراک، نطنز و فردو را گسترش بیشتر نخواهد داد، ولی غنی سازی زیر 5 درصد و تولید مواد غنی شده مربوطه در فردو و نطنز همچون گذشته ادامه می یابد.تحقیق و توسعه در برنامه هسته ای ایران هم ادامه پیدا خواهد کرد.

بر طبق این توافق، تولید اورانیوم 20 درصد در شش ماه آینده به دلیل عدم نیاز ادامه پیدا نخواهد کرد. تمام اورانیوم غنی شده در داخل کشور باقی می ماند و هیچ ماده ای از کشور خارج نخواهد شد.

اطلاعیه کاخ سفید

کاخ سفید با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که به موجب توافق هسته ای حاصل شده میان ایران و کشورهای 1+5، تهران به میلیاردها دلار پول نقد که حاصل از درآمد فروش نفت، محصولات پتروشیمی و طلا و دیگر فلزات گران بها است، دسترسی پیدا می کند.

به گزارش رویترز، کاخ سفید اقدام به توزیع برگه ای حاوی اطلاعات مربوط به توافق هسته ای ایران در میان خبرنگاران کرده که در این برگه تایید شده که به موجب توافق حاصل شده در ژنو، ایران به میلیاردها دلار پول نقد دسترسی پیدا می کند.

در این سند آمده است: دسترسی بالقوه به یک میلیارد و 500 میلیون دلار پول که حاصل درآمد فروش طلا و فلزات گران بها است، البته بخشی از این پول مربوط به محدودیت ها ایجاد شده در بخش خودرو ایران و همچنین صادرات محصولات پتروشیی نیز می شود.

در ادامه این سند آمده است: به موجب این سند ایران می تواند صادرات نفت خود را در سطح کنونی ادامه دهد و به موجب توافق چهار میلیارد و 200 میلیون دلار از درآمد فروش نفت در اختیار ایران قرار می گیرد و البته این به شرطی است که تهران به تعهدات خود عمل کند.

سخنان اوباما بعد از توافق

در همین حال، رییس جمهوری آمریکا در یک گفت وگوی تلویزیونی که همزمان با کنفرانس خبری ظریف به طور زنده از شبکه های مختلف تلویزیونی پخش می شد، گفت: آمریکا و متحدان آن تحریم های سختی را علیه ایران اعمال کردند و در نظر داشتند تا برای تغییر رفتار ایران تحریم های بیشتری را اعمال کنند.

وی افزود: ما در شش ماه آاینده مذاکرات را ادامه خواهیم داد و با توافق هایی که لحظاتی پیش نهایی شد، ایران می تواند دستاوردهای خوبی به دست آورد.

اوباما گفت: این توافق نهایی نیست و باید همه موارد را شامل شود.

رییس جمهوری آمریکا اظهار داشت: امنیت از طریق سلاح هسته ای به دست نمی آید و بسیاری از کشورها تاکید داشتند که ما با ایران به توافق نرسیم، اما ما امروز توافق های خوبی با ایران داشتیم.که می تواند نتایج بسیار خوبی برای ایران داشته باشد و این کشور بتواند با صلح و صفا در بین کشورهای دیگر زندگی کند.

وی تاکید کرد : باید مذاکرات تا توافق نهایی در همه زمینه ها ادامه یابد و مردم ایران از منافع این توافق ها استفاده کنند.

توافق نهایی ایران و کشورهای غربی

در حالی که برخی از منابع نزدیک به مذاکرات از توافق طرفین بر سند چهار صفحه‌ای خبر می دهند، سیدعباس عراقچی با ابراز خرسندی از روند گفت و گوهای چهار روز گذشته می گوید که این مذاکرات ۹۸ درصد پیشرفت داشته و تنها اختلافات بر سر دو درصد باقی مانده است. دو درصدی که می تواند در رابطه به حق غنی سازی اورانیوم در کشور باشد.

خبرنگار ایسنا صبحگاه امروز با اعلام این خبر که دو طرف توانستند سرانجام اختلاف‌نظرها را حل کنند نوشته است: سندی 4 صفحه‌ای مورد توافق ایران و 1+5 قرار گرفته است. هم‌چنین بیانیه‌ای یک صفحه‌ای مورد توافق دو طرف قرار گرفته است.

در همین حال، سید عباس عراقچی عضو تیم مذاکره کننده هسته ای با بیان اینکه مذاکرات روند معقولی را طی می کند، گفت: مذاکرات 98 درصد پیشرفت داشته و 2 درصد اختلافی باقی مانده است. معاون وزیر امور خارجه در جمع خبرنگاران ایرانی تصریح کرد: پیشرفت نسبتا خوبی داشته ایم ولی هنوز به مقصد نرسیده ایم.

عراقچی با بیان اینکه حق غنی سازی ایران باید در سند و عمل مورد پذیرش قرار گیرد، گفت: یکی از موارد اختلاف این موضوع بوده که درباره آن به تفاهم نزدیک می شویم.

عضو تیم مذاکره کننده هسته ای تصریح کرد: در این دور مذاکرات با پیش نویس ژنو 3 روبرو هستیم که مقدار زیادی توافق در آن حاصل شده است.

عراقچی گفت: مذاکرات به دقایق 90 می رسد و بیشتر موضوعات مورد اختلاف حل شده و بعضی از آنها باقی مانده که رایزنی های بسیار فشرده ای بین هیات ها در جریان است .

وی افزود: 6 وزیر 1+5 از عصر (شنبه) تا الان دست کم دو جلسه با هم داشته اند و بعد متوقف کردند و با پایتخت های خود مشورت و بعضی از آنها با ما مشورت کرده اند. دوباره با همدیگر مشورت داشته اند و الان میان خود جلسه مشترک دارند که فکر می کنم این سومین جلسه آنها از عصر شنبه تاکنون است.

معاون وزیر خارجه گفت: بعد از هر جلسه، صحبت های مفصلی با ما دارند یا خانم اشتون می آید و توضیح می دهد یا اینکه جلسه سه جانبه و دو جانبه برگزار می شود و دوباره هیات ها می روند و مذاکراتشان را ادامه می دهند.

عراقچی گفت: آخرین وضعیت این است که الان دوباره با هم مشورت می کنند که منتظریم جواب نکاتی را که ما مطرح کرده ایم و بحث هایی را که داشتیم، دوباره ارائه دهند و ممکن است چند دور دیگر ادامه پیدا کند؛ یعنی با هم جلسه داشته باشند و بعد برگردند و با هم صحبت کنیم.

عضو تیم مذاکره کننده هسته ای ایران تصریح کرد: سه بار تا الان اتفاق افتاده و ممکن است اگر به نقطه ای برسیم که نظرات کاملا به هم نزدیک شود و توافق پیش بیاید، درباره اینکه این موضوع که به چه شکلی اعلام شود، تصمیم خواهیم گرفت ولی هنوز زود است و نمی توانیم با قاطعیت بگوییم که اختلافات نهایتا حل می شود یا نه.

معاون وزیر امور خارجه تاکید کرد: مواردی که باقی مانده، موارد سختی است و به تصمیم گیری های کلان احتیاج دارد. با اینکه 6 کشور در سطح وزیر خارجه هستند ولی با پایتخت ها و روسای جمهور خود صحبت می کنند، نظر می گیرند و بر می گردند.

عراقچی در پاسخ به سوالی درباره میزان توافق در متن مشترک گفت: در متن مشترکی که هنوز بر روی اسم آن تصمیم گیری نشده است، می توانم بگویم به جز چند مورد کوچک ولی مهم، توافق حاصل شده است.

وی در پاسخ به این سوال که چند درصد در مذاکرات پیشرفت داشته ایم، افزود: اگر از روی تعداد کلمات بگوییم شاید 98 درصد نزدیک شده ایم ولی آن 2 درصد باقی مانده ارزشش به اندازه خیلی از جاهای دیگر متن است.

عراقچی در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا مبنی بر اینکه آیا اختلاف بر سر ادبیات متن بوده یا محتوا؟، گفت: هر دو . بعضی جاها محتواها مهم است ولی در برخی موارد درباره محتوا توافق می شود ولی جمله بندی باید رویش توافق شود و جمله ای باید بکار برده شود که هر دو طرف بپسندند و راضی باشند و احساس کنند که خواسته آنها تحقق یافته است.

معاون وزیر امور خارجه در پاسخ به این سوال که اختلافات بین اعضای 1+5 است یا اختلاف آنها با ایران؟ تصریح کرد: نمی شود گفت که آنها با هم اختلاف دارند وقتی در موردی ما نظری را می گوییم که نظر ما این است، آنها باید بروند بنشینند و صحبت کنند که هر 6 کشور این موضوع را می پسندند یا نه؟

عضو تیم مذاکره کننده هسته ای در عین حال گفت: در 1+5 البته تفاوت دیدگاه داخلی هم وجود دارد ولی باید با هم کار کنند و با یک دیدگاه واحد سراغ ما بیایند.

عراقچی در پاسخ به سوالی مبنی بر ادعای مهلت غربی ها به ایران تا پایان شنبه شب به وقت ژنو به ایران گفت: اصلا صحت ندارد و نه ما به آنها اولتیماتومی داده ایم و نه آنها به ما. مذاکرات روند معقول و منطقی را طی می کند و تا هر زمانی که لازم باشد مذاکرات را ادامه می دهیم و هرجا احساس کنیم که نمی شود به نتیجه رسید، قطع می کنیم تا یک فرصت دیگر.

عراقچی درباره موارد اختلافی اظهار داشت: در برخی از موارد اختلافی، فاصله بین دو طرف زیاد و در برخی کم است و در تلاش هستیم تا نظرات به یکدیگر نزدیک شود.

واکنش به مطالب نیویورک تایمز

معاون وزیر امور خارجه در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار اعزامی ایرنا درباره مقاله منتشر شده در روزنامه نیویورک تایمز و مطالب مطرح شده درباره متن مورد مذاکره گفت: من همان طور که عرض کردم هیچ گونه مطالبی که از داخل جلسه منتشر شده یا بعضی ها مدعی هستند که اطلاع دارند و پخش شده ، هیچ کدام را در حال حاضر نمی توانیم تایید کنیم.

از ظهر یکشنبه دیگر مذاکرات ادامه نخواهد داشت

عضو تیم مذاکره کننده هسته ای در پاسخ به سوالی درباره پیش بینی اش از روند ادامه مذاکرات خاطرنشان کرد: از فردا ظهر به آن طرف، دیگر مذاکرات ادامه نخواهد داشت و من این موضوع را مطمئن هستم؛ ممکن است که امشب ما تا یکی دو ساعت دیگر به جمع بندی برسیم و ممکن است که تا صبح طول بکشد و به فردا موکول شود ولی هنوز نمی توان با قاطعیت نظر داد.

وی افزود: امروز پیشرفت نسبتا خوبی در موضوعات مختلف داشته ایم ولی هنوز به مقصد نرسیده ایم.

تا هرجا که لازم باشد برای احقاق حقوق و تثبیت آن مذاکره می کنیم *

عراقچی در پاسخ به سوالی درباره اخبار اعلام شده درباره سفر جان کری به لندن اظهار داشت: ما اطلاع نداریم و از طریق رسانه ها شنیدیم که ایشان می خواهند به لندن بروند . به هر حال ما از ایشان دعوت نکرده ایم که به ژنو بیایند و هر زمانی که بخواهند بروند ، مذاکرات ما هست و نمایندگان آنها نیز هستند و تا هر جا که لازم باشد و احساس کنیم که برای احقاق حقوق و تثبیت آن لازم است، مذاکره را ادامه بدهیم، ادامه خواهیم داد؛ حالا هرکسی باشد یا نباشد از نظر ما فرقی نمی کند.

عراقچی در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار اعزامی ایرنا درباره پررنگ تر شدن نقش روسیه و چین در این دور از مذاکرات گفت: روسیه و چین همیشه نقش مثبت و سازنده ای را داشتند و این بار هم بدلیل وجود وزیران امور خارجه شان طبیعتا نقش فعال تری را ایفا کرده اند و ما مثل همیشه از مشورت های خود با این دو کشور راضی هستیم.

صحبت از تهدید کردن کمکی به روند مذاکرات نمی کند

معاون وزیر امور خارجه در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار ایرنا درباره اظهارات تند وزیر خارجه انگلیس در صبح امروز و تداوم این موضع در جلسات با ایران گفت: من مطمئن نیستم آنچه که از صحبت های ایشان به فارسی ترجمه شده، درست است یا نه ولی بعضی از دوستان گفتند ترجمه دقیق نبوده و اگر هم (ترجمه دقیق) بوده، به هر حال در این شرایط صحبت از تهدید کردن و صحبت های منفی کردن کمکی به روند مذاکرات نمی کند و ادامه مذاکرات را سخت تر و پیچیده تر می کند.

اشتون وظیفه سنگین هماهنگ کردن 1+5 را برعهده دارد

عضو تیم مذاکره کننده هسته ای درباره مواضع فرانسه در مذاکرات اظهارداشت: ما با 6 کشور طرف هستیم که هر 6کشور جز قدرت های جهانی هستند و این طور نیست که همیشه و در هر موردی دارای موضع یکسان و واحد باشند. در این مذاکرات نیز که از پیچیدگی بالا و تنوع بالایی برخوردار است حتما ما انتظار نداریم که در هر موضوعی 6 کشور با یک موضع واحد بیایند.

وی افزود: موضع این کشورها مختلف است منتهی بین خودشان جلسه می گذارند و هماهنگ می کنند و بعد خانم اشتون با ما مذاکره می کند. خانم اشتون وظیفه سنگینی را دارد که قبل از مذاکره با ما مجبور است با 6 کشور جلسات طولانی بگذارد و به نظر واحد برسد.

عراقچی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا موضوعات دیگری جزء هسته ای در این مذاکرات مطرح می شود، گفت: هیچ موضوع دیگری جز هسته ای مطرح نیست و هر حرفی باشد شایعه است و صحت ندارد.

با 6 کشور مذاکره کردن کار سختی است

عضو تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا امکان برگزاری مجدد دیدارهای سه جانبه بین هیات ایرانی و آمریکایی و خانم اشتون وجود دارد، اظهار داشت: بله، حتما امکان دارد . در حال حاضر جلسه گروه 1+5 در سطح وزیران امور خارجه ادامه دارد و هر زمان تمام شود، به ما اطلاع می دهند که برویم ببینیم نتایج آن جلسه چه بوده و نظرات آنها را به ما منتقل می کنند و اگر ما نظراتی داشته باشیم، بحث می کنیم و دوباره ایشان به آنها منتقل می کند.

عراقچی در پاسخ به این سوال دیگر خبرنگار ایرنا که چرا مانند مذاکرات قبل بطور مستقیم با 6 کشور مذاکره نمی کنیم که با دیدارهای دو جانبه و سه جانبه، برخی کشورها بخواهند پیام و حرف ما را منتقل کنند؟، گفت: بحث پیام آوردن و بردن نیست بلکه بحث مذاکره کردن است. با 6 کشور مستقیم مذاکره کردن، کار سختی است . آنها 6 کشور مستقل هستند و مواضع متفاوتی دارند و ما توقع داریم که اول به موضع واحدی برسند و بعد با ما مذاکره کنند. وظیفه هماهنگی بین مواضع آنها با یکدیگر را خانم اشتون انجام می دهد و بعد با ما مذاکره کرده و نتایج را به آنها منتقل می کند که باید ببینیم معقول تر است و بهتر جواب می دهد.

با پیش نویس ژنو 3 روبه رو هستیم

وی در پاسخ به این سوال که آیا در این دور از مذاکرات با پیش نویس جدیدی رو به رو هستیم یا همان پیش نویس ارائه شده در مذاکرات قبلی مورد مذاکره است؟، گفت: ما دیگر با پیش نویس ژنو 3 روبه رو هستیم . البته ریشه های آن بر می گردد به مذاکرات قبلی. الان دیگر متنی است که مقدار زیادی در مورد آن توافق حاصل شده است و ما تقریبا به اواخر متن نزدیک شده ایم.

سخت و مشکل ولی به آرامی پیش می رویم

وی در پاسخ به سوالی درباره تحلیل های غربی مبنی بر اینکه مذاکرات به سمت تاریک پیش می رود، اظهار داشت: نه من می توانم بگویم که مذاکرات یک روند معقولی را طی می کند و واقعا سخت و پیچیده است و موضوعاتی مطرح است که متنوع است و هر کدام اهمیت خاص خود را دارد برای هر دو طرف دارد و آنها درباره هر کدام از آنها مواضع اصولی خود را دارند و حاضر به کوتاه آمدن نیستند و نزدیک کردن آنها به هم سخت است؛ اگر چه سخت و مشکل ولی به آرامی پیش می رویم.

غنی سازی در سند و عمل باید مورد پذیرش قرار گیرد

عراقچی در پاسخ به پرسش دیگر خبرنگار ایرنا مبنی بر اینکه گفته می شود اختلاف دو طرف بر سر این است که طرف مقابل نمی خواهد موضوع «حق ایران در غنی سازی اورانیوم» به صراحت در متن گنجانده شود، گفت: نه. ما در مورد غنی سازی و حق ایران برای غنی سازی کاملا جدی هستیم و باید غنی سازی ایران به اسم و با نام غنی سازی مورد پذیرش واقع شود هم در سند و هم در گام اول و هم در گام های بعدی ونهایی و در عمل نیز این غنی سازی باید ادامه پیدا کند و این ادامه مورد پذیرش واقع شود؛ این یکی از مواردی است که مورد نظر ما در سند این است و قطعا تا زمانی که نظر ما تامین نشود به مجموعه سند رضایت نخواهیم داد.

وی در پاسخ به این سوال که اگر 1+5 حق غنی سازی ایران را بپذیرد ولی حاضر به مکتوب کردن آن در سند نباشد، گفت: نه؛ قطعا در سند مکتوب خواهد شد و غنی سازی مورد پذیرش قرار خواهد گرفت . اگر مکتوب نباشد ما شفاهی قبول نداریم. این مهم ترین موضوع ماست برای غنی سازی بیش از 10 سال ملت ما در برابر تهدیدهای نظامی و تحریم های اقتصادی ایستادگی و مقاومت کرده و الان هیچ توافقی که غنی سازی ما در آن نباشد و به رسمیت شناخته نشده باشد، هم در سند مکتوب و هم در عمل که غنی سازی در تاسیسات ما ادامه پیدا کند، مورد پذیرش ما نخواهد بود.

عراقچی گفت: انشاء الله مردم ما مطمئن باشند که به تثبیت حقوق خودشان در این توافق خواهند رسید و هر موقع که نهایی شود و ثمره مقاومت و ایستادگی 10 سال اخیر را خواهند دید.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا مبنی بر اینکه آیا درباره بند 4 معاهده عدم اشاعه تسلیحات هسته ای با طرف مقابل به تفسیر مشترکی رسیده ایم، اظهار داشت: ما قصد تفسیر قوانین بین الملل را نداریم، با واقعیتی به نام برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران روبه رو هستیم و این واقعیت باید پذیرفته شود و رسمیت داده شود و در عمل ادامه پیدا کند. حالا اینکه بخواهیم وارد تفسیرهای مختلف شویم و اختلاف نظرهای قدیمی که ایا حق است یا نیست، ما به اینها کاری نداریم. یک سند مکتوبی است و باید در آن غنی سازی مورد پذیرش واقع شود و در عمل ادامه پیدا کند. ما در این صورت به خواسته خودمان رسیده ایم.

عضو تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در پاسخ به این سوال که اگر طرف مقابل در عمل غنی سازی ایران را بپذیرد ولی در سند آن را مکتوب نکند، گفت: نه مورد پذیرش ما نیست حتما هم در عمل و هم به صورت مکتوب در سند بیاید؛ این یکی از موارد اختلافی ما بوده ولی داریم به تفاهم نزدیک می شویم.

عراقچی در پاسخ به سوال دیگری درباره عنوان سند در حال مذاکره گفت: هنوز درباره عنوان آن تصمیم گیری نشده است.

وی در پاسخ به سوال دیگری درباره محکم بودن سند در خصوص غنی سازی گفت: سند محکم است و اینکه بعد از امضای هر توافقی چون یک توافق مبتنی است بر بده و بستان و هر طرف اقداماتی را انجام می دهد و در مقابل چیزی را می گیرد. اینکه بعد از هر توافقی طرفین سعی کنند که در تبلیغات خودشان این طور جلوه بدهند که مثلا سهم آنها از پیروزی بیشتر بوده و امتیازات بیشتری گرفته و امتیازات کمتری داده اند، معمول است ولی قطعا دوستان ما توجه خواهند داشت که گرفتار بازی های رسانه ای نشوند و آنچه معلوم است یک سند مکتوبی است که همه چیز را روشن می کند و می گوید که غنی سازی ایران مورد پذیرش است و در عمل هم ادامه پیدا خواهد کرد و این برای ما مهم است.

ضمانت اجرایی سند، گام به گام بودن آن است

عراقچی درباره ضمانت اجرایی سند مشترک گفت: طراحی هایی شده در سند و مهم ترین ضمانت اجرایی که می توان برای آن تصور کرد همان گام به گام بودن این راه حل است و گام ها همزمان شروع شده و متعادل و متناسب خواهد بود. هر موقعی که طرفین احساس کنند که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرده بلافاصله گام ها متوقف شده و بر می گردد به جای اول خودش.

_منبع: ندای سبز آزادی

ادوار کبک آگاه است

یادآوری: «یادداشت‌های وارده»، نظرات و نوشته‌های خوانندگان وبلاگ است که برای انتشار ارسال شده‌اند و «لزوما» هم‌راستا با نظرات نگارنده «مجمع دیوانگان» نخواهند بود.
خسرو شکوهی‌فر: می‌گویند ملانصرالدین را دیدند که شبانه در کوچه خم شده بود و دنبال چیزی می‌گشت.
پرسیدند: چه می‌کنی؟
 گفت: دنبال کلید گم شده‌ام می‌گردم.
– کجا گم شده؟
داخل خانه.
پس چرا اینجا دنبالش هستی؟
داخل خانه تاریک است. اینجا نور ماه هست و می‌شود همه جا را دید!
به نظر می‌رسد آقای روحانی و گروه همراهش، راه حل مشکلاتی که اغلب منشا داخلی دارند را در خارج جست و جو می‌کنند. اینکه دولت روحانی در پی یک برد سریع در مذاکرات هسته‌ای است تا بتواند آن را به عنوان نتیجه تدبیر و اعتدال استفاده کند و احتمالا در پناه آن سروسامانی به وضع اقتصاد دهد قابل درک است. آنجایی که قابل قبول نیست فراموش کردن اصل وفاداری به عهدی است که با مردم بسته‌اند. مردمی که منشا قدرت و اختیارات امروز ایشان هستند و ارتباط مداوم با آن‌ها، دنبال کردن خواسته‌هایشان، محرم دانستن و صداقت در محضرشان و مراجعه به آن‌ها برای حل هر مشکل، تنها راه موفقیت این دولت است.
خوب است ببینیم مذاکرات هسته‌ای و شخصیت قهرمان گونه آقای ظریف که قرار است دستاورد بزرگ دولت روحانی را به ارمغان بیاورد در کجای معادله رابطه دولت و مردم است؟ سوال اول اینکه اگر همین اختیارات و امتیازات را آقای احمدی‌نژاد و جلیلی داشتند امکان مصالحه نبود؟ آقای جلیلی نیز در دایره اختیارات خود عمل کرد و اگر دستاوردی نداشت شاید اصولا به دنبال دستاوردی جز خریدن زمان نبود. طرفداران اصلاحات که مدام در حال تشویق و تحسین آقای ظریف هستند نمی‌دانند که این افراد تنها صورت ظاهری ساختار دیپلماتیک نظام هستند و به تنهایی قادر به هیچ تغییری نخواهند بود؟ پس کار درست این است که اگر دیروز انتقادی می‌کردیم به روش و سیاست انتخاب شده نظام در پرونده هسته‌ای می‌بود و اگر امروز تحسینی داریم به آن تغییر روش و سیاست نظام باشد و این نظام قاعدتا بیشتر در آقای خامنه‌ای متجسم است تا آقای ظریف.  نکته مهم تر اینکه «تغییر سیاست نظام» که شاه کلید حل پرونده هسته‌ای است، دستاورد دولت روحانی نیست بلکه حاصل حضور هوشمندانه مردم در انتخابات و نه گفتن به «گفتمان مقاومت» است. این مردم بودند که حاکمیت را وادار به تغییر نظر و رفتار کردند و اگر دوباره هم گرهی قرار است باز شود مراجعه به آن‌ها تنها راه آن خواهد بود.
با این نگاه، چرا باید آقای روحانی که خود را حقوقدان می‌خواند و بیشترین رای را از استان سیستان و بلوچستان گرفته است اعدام انتقام جویانه شانزده هم‌وطن بلوچ را مسکوت بگذارد؟ اگر ایشان به اینکه مردم منبع قدرت ایشان هستند اعتقاد کامل داشت یا مانع از اجرای این حکم می‌شد یا این اقدام را محکوم می‌کرد و در مقام حافظ قانون اساسی این عمل ننگین را پی‌گیری می‌نمود.
اعدام «حبیب الله گلپری‌پور»  و «شیرکو معارفی» چرا باید به سکوت برگزار می‌شد؟ کشتن برادران کرد ما و کاشتن بذر نفرت در بین قدیمی‌ترین قوم ایرانی و بی‌عملی دولت تدبیر و امید را چگونه باید تعبیر کرد؟ مساله کردها نه فقط در مرزهای جغرافیایی ما که در کل دنیا باید مساله ایرانیان باشد. ما امید حضور و حمایت و درک خواسته‌های خلق کرد و سایر اقلیت‌ها را از دولت منتخب داشتیم نه اینکه چنین اقدامات واپس‌گرایانه و مخربی از طرف قوه جنایت پیشه قضا انجام شود و دولت تماشاگر بماند.
از مسائل حقوق بشری که بگذریم، انفعال کامل در خصوص رفع حصر رهبران جنبش سبز مردم ایران را چگونه باید درک کرد؟ نمایندگان افراطی حاکمیت همه تریبون‌ها از صدا و سیما تا نماز جمعه را برای حمله ناجوانردانه به این بزرگان محصور به کار می‌گیرند و ما باید دفاع از این رادمردان را از آقای علی مطهری انتظار بکشیم. وزیر اطلاعات دولت اعتدال، دبیر شورای امنیت ملی، وزیر دادگستری و شخص ریییس جمهور نباید موضع گیری کنند و حداقل این یاوه گویان را به قانون ارجاع دهند؟ این حد از بی‌عملی جز ناامیدی و یاس طرفدارن و انتخاب کنندگان نتیجه دیگری می‌تواند داشته باشد؟ راه حل این مشکل نیز مردم هستند، هر نهاد و فرد مسوولی را بین «آزادی حصر شدگان» و یا «دادن مجوز تجمع به طرفدارانشان» مخیر کنید تا ببینید که دشمنان مردم هم از قدرت آن‌ها آگاهند.
از حاکمیت قانون که بگذریم، ادامه بدون تغییر طرح شکست خورده پرداخت مستقیم یارانه‌ها چه مبنای علمی و اقتصادی دارد؟ طرحی که هر بار واریز مبالغ آن نیاز به قانون شکنی دارد و نتیجه آن تزریق سم به کالبد بیهوش اقتصاد است. من گفته آقای روحانی را که «اعتماد مردم به دولت مهم‌تر از نپرداختن یارانه‌ها به دهک‌های بالاست» چون ظاهرا از نظر ایشان شناسایی دهک‌های بالا تنها با دزدی اطلاعات شهروندان از بانک‌ها و تجسس در مورد دارایی آن‌ها میسر است به شدت تحسین می‌کنم و به آن مفتخرم. اما آیا ایشان فکر کرده‌اند که با مراجعه و گفت و گوی مستقیم و صادقانه با مردم می‌شود کاری کرد که صف انصراف جلو بانک‌ها تشکیل شود؟ در همه دنیا راه انداختن کمپین‌ها تغییرات بزرگ را میسر می‌کند و سیاستمداران مردمی را در اجرای برنامه‌ها توانمند می‌سازد. چرا مردم خود را دست کم می‌گیریم؟ از مردم خواهش کنید که داوطلبانه از دریافت یارانه به نفع گروه‌های محروم انصراف دهند، انصراف را تسهیل و تشویق و نشانه میهن دوستی و استغنا معرفی کنید و ببینید که نتیجه خواهید گرفت.
پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و کم کردن تنش‌ها، ثبات نسبی اقتصاد و بازار، اصلاح امور اساتید و دانشجویان، به کار گماردن افراد شایسته در وزارت خانه‌ها و بسیاری کارهای مثبت و مفید دیگر این صد روزه به جای خود مشکور است و فرصت نیز برای اصلاح و تمشیت امور باقیمانده وجود دارد با اینجال اگر صد روز اول دولت را بهار بدانیم، خارج بودن مردم از معادلات سال نکویی را نوید نمی‌دهد. با اینحال ما همراهان و منتقدان اصلاحات امیدوارانه به پیش رو می‌نگریم و وظیفه خود که تذکر و یادآوری است را انجام می‌دهیم به این دلیل که یکی از این مردم هستیم و آن‌ها را شایسته زندگی در دنیای بهتری می‌دانیم.
پی‌نوشت:
«مجمع دیوانگان» مشتاقانه از انتشار یادداشت‌های شما استقبال می‌کند. یادداشت‌های وارده خود را به نشانی «arman.parian[at]gmail» ارسال کنید.

کبک ۲۲

آیا بازگشت اصلاح‌طلبان به دولت بار دیگر آنها را از سازماندهی باز خواهد داشت؟

علی معینی– فهم آنچه که ما «بوده‌ایم» در شکل‌دادن تدریجی به آنچه که «می‌خواهیم باشیم»، بسیار تعیین‌کننده است [1] و این دست‌یافتنی نیست مگر آنکه رسم نقد، تعامل، گفت‌وگو و فرهنگِ امنیتِ پس از نقد در میان اذهان جامعه نهادینه شود. چرایی و چیستیِ مشکلاتی که در این سال‌ها جریان اصلاح‌طلب و تجدد‌خواه کشور با آن دست و پنجه نرم کرده، در تبیین و عملیاتی شدن افق و آینده‌ای که این جریان برای خود ترسیم کرده، نقش مهمی را بازی می‌کند.

بررسی و ریشه‌یابی عمده‌ی مشکلات گذشته، ما را متوجه معضلی چون نبودِ «حکمرانی قانون» می‌کند. سیاست‌های اتخاذ شده در این سالیان، حتی در مواردی که حرکتی در مسیر پیشبرد دموکراسی و حقوق مردم بوده‌است چیزی جز «میلِ» حاکمیت به احقاقِ بخشی از حقوق مردم به ایشان نبوده و نیست. البته در برخی از این امور، اتفاقات و حوادثی خاص رخ داده که حاکمیت را مجبور به تن دادن به آن کرده ولی آن‌چه باعث ثبات و مانایی اصول خواهد شد، پایبندی قانونی به اصول شناخته‌شده حقوقی و التزام به تحققِ حقوقِ حقه‌ی مردم است نه اراده‌ی فردی و حاکمیتی بر بذل و بخشش ملی.

فقدان حقوقی‌نگریستن و قانون‌محوری در تمامی ارکان قدرت، جامعه و مردم، مشکلاتی است که بارها از زبان و قلم بسیاری از عزیزان بدان‌ها پرداخته شده‌است. اما به راستی چرایی رسیدن به این شرایط از حل این معضلات هم مهم‌تر است. نبودِ «دولت قوی» با پشتوانه مردمی، نبودِ «جامعه‌ی مدنی» قدرتمند، پویا، منتقد و همیشه در میدان، نبودِ فضای «نقد» و … صحنه را برای به زیر کشیدن حکومت قانون هماره هموار می‌کند.

این بی‌قاعدگی‌ها ناشی از چیست؟ درمان این جامعه و دولت بیمار چیست؟ چه چیز می‌تواند حاکمیت قانون را بر امور این سرزمین جاری و سـاری نماید؟ آیا رفتارهای مقطعی، فی‌البداهه و خلق‌الساعه، راهِ برون‌رفتِ ما از این شرایط بی‌ثباتِ سیاسی-اجتماعی است؟ آیا برنامه‌های اصلاحی که همواره معطوف و متکی به قدرت حاکمیتی تدوین و تدبیر می‌شوند، راهِ ایجاد تغییر در سیکل موانع دائمی دموکراسی‌خواهی در کشور هستند؟ چه باید کرد؟ با نگاهی واقع بینانه مبتنی بر داشته‌ها و موانع، چه می‌توان انجام داد؟ هدفِ این مختصر آن نیست تا تمامی این نقصان‌ها را ریشه‌یابی و علاج کند و کلیه‌ی سوال‌ها را پاسخ دهد. نگارنده در این مقال تلاش کرده با طرح موضوع و اشاره به برخی از مباحث بغایت مهم برای پیشرفت، ظرفیت‌سازی، ترویج و نهادینه‌شدن فرهنگ قانونمندی در کشور، و برای رسیدن به یک «جامعه حاکم و قانون‌مند»، بازخوانی این امور را یادآوری دوباره‌ای نماید.

در سال‌های منتج به دولت احمدی‌نژاد، ضعف اصلاح‌طلبان و جامعه حداقل در سه مسئله قابل تأمل است. یکی عدم سازماندهی و تقویت احزاب، سازمان‌های مردم‌نهاد و تشکل‌های صنفی «واقعی، اصولی و علمی»، دیگری دوری و فقدان ارتباط این گروه‌ها و نخبگان با لایه‌های مختلفِ جامعه. و در انتها «شخص‌محوری» در تدوین راهبردهای عملیاتی برای برون‌رفت از بحران‌ها.

بررسی تاریخ احزاب معاصر کشور نشان می‌دهد _ اگر از یکی دو مورد در بازه‌های زمانی خاص صرف‌نظر کنیم _ به واقع سراسر این دوران تهی است از «تشکـُـل» و «حزب» علمی و ریشه‌دار به معنای تجربه‌شده آن در منطقه. احزابی که به واسطه کمترین تنش در لایه‌های نظام حاکم، یا اراده و علاقه شخص یا نهادی خاص، یا ایجاد تغییرات عمده به واسطه تغییر دولت و یا برقراری فضای امنیتی-پلیسی، عمر و اثربخشیشان رو به افول نگذارد.

واکاوی این نارسایی مشخص می کند که این مهم ریشه در فکر اداره‌کنندگان جریانات سیاسی کشور دارد. «دکترمحمودسریع‌القلم» در کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار» این معضل را بدین شکل مورد بررسی قرار می‌دهند: «برای اصلاح هر نوع نارسایی، ابتدا فکر باید اصلاح شود. تا زمانی که بخش اعظم یک جامعه و اکثریت قابل توجه نخبگان «ابزاری» و نخبگان «فکری» به نوعی اجماع پیرامون اصلاح یک فکر دست نیابند، فکرغلطِ گذشته با جلوه‌های گوناگون تداوم پیدا خواهد کرد.» [2] هنوز و در همین شرایط فعلی و با توجه به معضلات و چالش‌هایی که تا به امروز تجددخواهان با آن‌ها دست‌وپنجه نرم کرده‌اند؛ انتقاد «درون_زا» از جریان اصلاح‌طلبی و فتحِ بابِ موضوع تغییرات و اصلاحات ساختاری «درون‌جریانی»، آن‌چنان هزینه‌زاست که اغلب منتقدان را وادار به سکوتی اجباری می‌کند. باید به این باور برسیم که عدم رشد احزاب و تشکل‌های واقعی باعث قوت و قدرتِ نوعی «اولیگارشی» در حکومت و حتی درون جریانات منتقد آن می شود. منتقدانی که خود به واسطه الگو برداری از نظامِ حاکمه، در مناسباتِ خود بانی و مسبب دورِ تسلسل و چرخه باطلی می‌شوند که با قصد و نیتِ مخالفان هم‌افزایی کرده و باعث جلوگیری از رشد و پاگیری جریانات و تشکل‌های واقعی و اصولی می‌شوند. منتقدانی که این بارخود به ورطه تمامیت‌خواهی و خودکامگیِ درون تشکیلاتی می‌افتند.

اصلاح ساختارها باید ابتدا از درونِ‌ جریانِ اصلاحات آغاز شود. «کسانی که خود را منسوب به جبهه اصلاحات می‌دانند، نقد دروني را بايد احترام بگذارند و مانع از نقد «درون‌گفتماني» و «درون‌گروهی» نشوند، که اگر زیر بار نقد نروند تیر خلاص را بر خود شلیک کرده‌اند.» [3]
‌ از نتایج مثبت نقد درون‌گفتمانی اصلاح‌طلبان، در سال‌های نه چندان دورِ پیشِ رو حداقل دو مسیر مشخص خواهدشد: یکی سازماندهی احزاب، سازمان‌ها و NGOهای اصولی جدید و همچنین تقویت و بازسازی احزاب و سازمان‌های موجود با هدف تقویت «خردِ جمعی»، «تجدد‌خواهی» و «جامعه‌ مدنی» و دیگری تدوین ساختاری جدید برای مدیریت و گسترشِ هدفمند جبهه اصلاحات.

طرحی نو برای جبهه اصلاحات

از حدود یک سال و نیم پیش، در شرایطی که بر اثر فشارهای امنیتی، بی‌عملی و عدم اعتماد به نفس، اکثریتِ جریان اصلاحات را در بر گرفته‌بود و حتی فکرکردن به «طرحی نو در انداختن» برای تغییر سیستم سیاست‌ورزی جمعی ایشان، امری محال و پرهزینه جلوه می‌کرد. با تلاش‌ها و فعالیت‌های «شیخ‌عبدالله‌ نوری» و پیشنهاد «اتاق‌فکر» ایشان، تحرکی در میان فعالین اصلاح‌طلب آغاز شد. با طرح اتاق فکر و به تبعِ آن نوشتارها و مصاحبه‌های «عباس ‌عبدی»، «غلامحسین ‌کرباسچی»، «علیرضا علوی‌تبار»، «مراد ثقفی» و مرحوم «رشید اسماعـیلی» و حتی قلم انتقادی سازنده‌ی «عمادالدین باقی»، جنبش فکری‌ای به وجود آمد که در نهایت با درایت «سیدمحمّدخاتمی» منتج به تشکیل «شورای مشورتی اصلاحات» گردید. [4] چندی بعد، پیشنهاد «محمدعلی‌نجفی» و «پارلمان اصلاحات» مطرح شد.[5] یا حداقل این طرح قدیمی، رسانه‌ای شد و این مهم را یادآوری کرد که این مسیر نیاز به هم‌اندیشی بیشتر برای رسیدن به طرحی جامع دارد. ساختاری که امکان سیاست‌ورزی جمعی در این جبهه را هر چه بیشتر به شمایلی دموکراتیک‌تر نزدیک خواهدکرد و از تکرار وقایع تلخ گذشته که از نتایج آن تحمیل 8 سال مدیریت غیرعقلانی بر کشور بود، جلوگیری می‌کند. اما تحقق آن بدون گسترش فضای گفت‌وگو، نقد و هم‌اندیشی درون‌زا میسر نخواهد بود.

مسلما صاحبان رای و ‌نظر در تدوین سند راهبردی سیاست‌ورزی جمعی اصلاح‌طلبان این دو نکته را نباید از نظر دور نگه‌دارند. یکی دوری گزیدن از شخص‌محوری در تبیین سیاست‌های کلی و دیگری اهمیت‌دادن به جایگاه نظریه‌پردازان و صاحبان اندیشه در تدوین سیاست‌های کلی.

جامعه ‌مدنی

نگارنده تلاش می‌کند تا با حفظ اهمیت تقویت احزاب و جبهه اصلاحات بر این نکته اصرار شود که دوباره‌سازی نهادها و تقویت چهارچوب‌های نحیف مدنی به جای مانده از میراثِ باارزشِ «عصرمشروطه» تا جامعه مدنی عصرِ اصلاحات، نباید به فراموشی سپرده شود. یکی از وظایف‌ اندیشمندان حوزه علوم سیاسی و اجتماعی بازتعریف جامعه مدنی ایران است. نامشخص بودن تعریفِ نیروهای اصلاح‌طلب و تحول‌خواه از جامعه ‌مدنی از دلایل ناکامی این پروژه در سال‌های گذشته بوده‌است. به گونه‌ای که جامعه مدنی در آن دوران از «مدینة النبی» تا «گستره همگانی» یورگن‌هابرماس را شامل می‌شد. این سردرگمی در تعریف سیاست‌گذاری‌های نامتمرکز و ناپایدار را به همراه داشت. بازتعریف و تلاش برای بازسازی نهادهای جامعه‌مدنی مسلما می‌باید از مهم‌ترین رئوس برنامه ایشان باشد.

متاسفانه این چرخه‌ای تاریخی است که فعالین منتقد تا زمانی که دستشان از قدرت کوتاه است به فکر سازماندهی، نهادسازی و گسترش تعامل با جامعه هستند و زمانی که پرنده‌ی اقبال بر شانه‌هایشان جا خوش‌ می‌کند و آن‌ها را نوید پست و ریاست و قدرت می‌دهد تمامی شیوه‌های مطالعه شده برای گذار به دموکراسی را فراموش کرده و تنها مسیر پیش رویشان را استفاده از قدرت برای پیشبرد آرمان‌ها و اهدافشان می‌بینند. مسیری که بارها به بی‌نتیجه بودن آن و یا حداقل به ناپایداری نتایج حاصله‌ی آن رسیده‌اند. ایشان با فراموشی مسیر صحیح رسیدن به اهداف مورد نظر، عمر کوتاه مدیریت را هرچه بیشتر کوتاه کرده، بازگشت دوباره به قدرت را دشوار‌تر می‌کنند.

ضمنا، این یک ضعف تاکتیکی است که ما همیشه در سبد برنامه‌هایمان فقط یک سوی کار را می‌بینیم. زمانی تنها توسعه اقتصادی و هنگامه‌ای فقط توسعه سیاسی با تکیه بر فعال‌کردن جامعه مدنی. زمانی فقط تمرکز بر سیاست تنش‌زدایی با غرب و وقتی دیگر اصرار بر رفع مشکلات معیشتی مردم. چرا فراموش می‌شود که جامعه مدنی مقتدر و فعال هم غم نان دارد یا مردمی که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند هم نیاز دارند که در مرتفع‌کردن مشکلات جامعه هم‌یاری داشته‌باشند. همین می‌شود که جامعه‌ای را که 8 سال در جهت اعتلای سطح فرهنگی آن تلاش شده با اندک شعارهای فریب دهنده‌ای که غم نان مردم را نشانه گرفته می‌توان فریفت.

امید است با به‌وجود آمدن بستری مناسب برای نقد درون‌گروهی، و به بار نشستن جنبشی فکری در فضایی سالم و تشنه‌ی تغییر، روند بررسی نقصان‌های نیروهای تحول‌خواه گسترش یابد و هرچه بیشتر در جهت بازسازی، بهسازی و توسعه پایدار آن کوشش شود.

منبع: هفته‌نامه «آسمان»، شماره 66، صفحه 44و 45 …………………………………………………………………………………..

پـــی نوشت :

(1) دکتر محمود سریع القلم – کتاب «اقتدارگرایی ایرانی در عصر مشروطه» – ص 13

(2) همان – ص 9

(3) عباس عبدی – چند محور پيشنهادي براي جبهه اصلاحات – آسمان 22-4-1392

(4) در باب اهمیت آن می‌توان به نقش برجسته و فراموش ناشدنیِ شورای مشورتی در مسئله ائتلاف دکترحسن‌روحانی و دکترمحمدرضاعارف اشاره کرد.

(5) یا به تعبیر محمدقوچانی؛ «مجمع ملّی اصلاحات» که گویا مدت‌هاست در دستور کار شورای هماهنگی و شورای مشورتی قرارگرفته است

* در نگارش این یادداشت از مطالعه‌ی مطالب زیر نیز بهره برده‌ام:

1 – گسترش همگانی در نگرش انتقادی هابرماس – بابک احمدی – مجله گفتگو – شماره 1

2 – حمید مافی – یادداشت «پروژه ناتمام جامعه مدنی در ایران» – اسفند 1390

ادوار کبک آگاه است

داستان «کاوه آهنگر» برای من همیشه یک نکته عجیب داشت. اسطوره می‌گوید کاوه زمانی هجده پسر داشت که هفده تای آن‌‌ها قربانی مارهای ضحاک شدند. نوبت به هجدهمی که رسید کاوه از ضحاک خواست که پسر آخر را به او ببخشد. درست زمانی که ضحاک به ظاهر رحم می‌کند و پسر هجدهم کاوه را به او می‌بخشد، به ناگاه کاوه در مقابل درخواست امضای یک رضایت‌نامه از پادشاه طغیان می‌کند. حساب‌اش را بکنید؛ طرف در مقابل قتل هفده پسرش سر به شورش بر نداشته، اما درست در زمان نجات پسر هجدهم، فقط برای امضا نکردن طومار رضایت از پادشاه قیام می‌کند. چرا؟
* * *
هرکسی یک جور شروع می‌کند. من از شریعتی شروع کردم. خانواده من نه سیاسی بودند و نه چندان اهل مطالعه. من از بچگی با کتاب و مطالعه بزرگ نشدم. بعدها و در دوره نوجوانی چیزهایی به گوشم خورد و با شریعتی آشنا شدم. استاد اول‌ام بود و تا زنده هستم حق استادی‌اش را به گردن خودم احساس خواهم کرد. بعدها دریافتم آثاری که زمانی برایم مثل وحی منزل و دریای بی کران دانش بود، معمولا آثاری سطحی و سرشار از غلط‌های علمی و تاریخی هستند. با این حال، همان‌قدر که حق استادی هیچ وقت از گردن‌ام باز نمی‌شود، نطفه و روح حاکم بر باور شریعتی را هم هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. عصاره‌ای که در یک واژه خلاصه می‌شود: «طغیان».
روایتی که شریعتی از اسلام ارایه می‌دهد روایت اسلام طغیان‌گر است. تشیعی که او در برابر «تشیع صفوی» بنا می‌کند، تشیع انقلابی است. ابوذری که او خلق می‌کند نخستین سوسیالیست انقلابی تاریخ است. حتی پیامی که از غرب با خود می‌آورد و تصویری که از میتولوژی یونانی بازگو می‌کند، در طغیان «پرومته» تبلور می‌یابد. در یک کلام، شاید اگر شریعتی در جای ارسطو می‌نشست، انسان را «حیوانی طغیان‌گر» می‌نامید. به باور من، راز گسترش خیره کننده نفوذ کلام شریعتی در همین «روح طغیان‌گر»ش خلاصه می‌شود. رازی که تمامی ضعف‌ها و اشتباهات و غلط‌ها و کم‌دانی‌های او را پوشش می‌داد و یک نسل از جوانان انقلابی کشور را شیفته خودش می‌ساخت.
سال‌ها بعد، ادبیات و گفتمانی از راه رسید که به بهانه نهادینه کردن اندیشه نوسازی در یک جامعه سنت‌زده، «رواداری» را در مفهوم سرکوب روح طغیان‌گر به کار گرفت. بدین ترتیب، انتقاد و شورش علیه هر آن جهل مرکبی که اکثریت جامعه گرفتارش شده باشند با چماق «توهین به باورهای مردم» رانده شد و سکوت در برابر هر خرافه و دروغ و دغلی در غالب «رواداری» و «احترام به باور عامه» مورد تقدیس و ستایش قرار گرفت. این مرام افیون‌وار، علی‌رغم حجاب فریبنده‌اش، نه تنها آموزه‌ای از جهان تکثرگرای جدید نیست، بلکه از اساس در تضاد آشکاری قرار دارد با بنیان‌های خردگرایی و روح‌ پرسش‌گری و مرام بی‌پروایی مورد نیاز در بقای جامعه انسانی. اساطیری همچون «ابراهیم بت شکن»، یا «مسیح، پیامبر هم‌پیاله با بدکاره‌ها و رباخواران» و حتی «ابوذر یاغی در برابر دسیسه کعب‌الاحبار» که در پس روایت‌های سنتی-مذهبی خود، اندیشه‌ای تماما انقلابی و پیشرو را بازگو می‌کنند، در روایت جدید به صندوقچه اسرار سپرده می‌شوند و خفت و ننگ «هم‌رنگی با جماعت» الگوی زمانه قرار می‌گیرد تا جامعه در رکود و سکون و انجماد باقی بماند. این خوانش از «رواداری» با آنچه من از «روح طغیان‌گر انسان» می‌شناسم در تضادی آشتی‌ناپذیر قرار دارد.
* * *
در خبرها آمده که در مراسم نمازجمعه شهر بابل، در حالی که نمازگزاران در سرمای پاییزی زیر باران می‌لرزیدند، گروهی بر سر امام جمعه چتر حفاظتی قرار داده‌اند. یک نفر به شرایط ناعادلانه نمازگزار و امام جماعت اعتراض می‌کند و جماعت پاسخ‌اش را با مشت و لگد می‌دهند. من با خود می‌اندیشم، اگر این داستان نیم قرن پیش در همین کشور اتفاق می‌افتاد، ما امروز قطعا یک اسطوره ماندگار در تاریخ و سنت و ادبیات خود داشتیم. اسطوره روح طغیان‌گری که شهامت داشت در میان سیل جمعیت به تنهایی قیام کند و فریاد بی‌عدالتی سر دهد. البته باید پذیرفت این فرد معترض، هرچند در محل اعتراض مورد حمله قرار گرفته، اما دست‌کم از جنبه ناظر بیرونی و بازخورد رسانه‌ای محکوم نیست و اتفاقا مورد احترام هم خواهد بود. به هر حال دیوار امام جمعه‌ها چندان بلند نیست که نشود به ساحت‌شان هیچ گونه انتقادی وارد ساخت، اما فقط یک لحظه تصور کنید همین فرد، مثلا در مراسم سوگ‌واری عاشورا، در برابر خیلی از جمعیت قرار می‌گرفت و بر سرشان فریاد می‌زد که:
«ای دروغ‌گویان، ای دغل‌کاران و ای نیرنگ‌بازها، ای خرافه‌گرایان بت‌پرست، شما حقیرترین و ترسوترین و ریاکارترین مردمان تاریخ هستید که در برابر ظلم آشکار و جبّار خون‌ریز سر به تسلیم و سکوت فرو می‌آورید، اما به هنگام ادعا و خودنمایی داعیه جان‌سپاری در راه فریاد مظلوم راه آزادی را دارید. شما از گوسفند پست‌تر هستید*، چرا که او اگر گله‌وار راه می‌افتد و پشت‌سر قصاب خود بع‌بع می‌کند عذرش پذیرفته است. نه عقلی دارد و نه عِلمی. اما شما چشم بینا داشتید و گوش شنوا و عقل کافی که ببینید جنایت چیست و ظلم کدام است و خون‌ریز زمان چه می‌کند، اما به هنگام غائله پشت به میدان کردید و حالا عرعرکنان گله‌گله به راه افتاده‌اید که سیاهی لشکر خیمه‌شب‌بازی خواب‌آور ظالم شوید و روز روشن را در سیاهی جامه‌های هم‌رنگ قلوب‌تان بپوشانید و از پرده نمایش ظلم دیروز حجابی برای پوشش بر ظلم امروز بسازید». من فکر می‌کنم، چنین فردی اگر پیدا می‌شد، نه تنها به ترفت‌العینی خون‌اش به زمین می‌ریخت، بلکه اتفاقا در محضر گفتمان جدید هم به «توهین به باورهای عامه» و «اهانت به توده مردم» متهم می‌شد.
* * *
من فکر می‌کنم بالاخره خودم جواب پرسش خودم را پیدا کردم. راز داستان کاوه آهنگر را. من فکر می‌کنم هفده پسر کاوه فقط هفده انسان بودند. تاریخ سرشار است از انسان‌هایی که آمده‌اند و رفته‌اند. چه به مرگ طبیعی و چه به دست جلاد بی‌دادگر. مرگ انسان دردناک است، اما دردی تحمل‌پذیر. چند نفر کمتر و بیشتر چیزی از جهان کم نمی‌کند. اما آخرین چیزی که ضحاک می‌خواهد دیگر خون انسان و مغز سر انسان و جان آخرین فرزند کاوه نیست. ضحاک از او سرسپردگی می‌خواهد. امضای طومار رضایت از ضحاک یعنی مرگ روح طغیان‌گر. تاریخ با مرگ هیچ انسانی از حرکت نمی‌ایستد، اما اگر از تاریخ روح «طغیان» را بگیریم دیگر هیچ چیز باقی نخواهد ماند. این حقیقتی است که کاوه از آن آگاه است و تحمل‌اش نمی‌کند. همان‌که در برابر مرگ هفده فرزندش سکوت کرده، در برابر جسارت در پیش‌گاه روح طغیان‌گر انسانی فریاد بر می‌آورد که:
«خروشید کای پای‌مردان دیو  . . . بریده دل از ترس گیهان‌خدیو
همه سوی دوزخ نهادید روی . . . سپردید دل‌ها به گفتار اوی
نباشم بدین محضر اندر گواه . . . نه هرگز براندیشم از پادشاه»
پی‌نوشت:
اگر گمان می‌کنید تعبیر «گوسفند» در توصیف مردمانی که بی‌فکر و اراده هجوم می‌برند و تصمیمی می‌گیرند بنابر فرهنگ ما توهین‌آمیز و هتاکانه است، در ابتدا شما را ارجاع می‌دهم به خطبه «شقشقیه» از «نهج‌البلاغه» تا ببینید علی‌ابن ابی‌طالب در توصیف امت مسلمان در صدر اسلام چه می‌گوید. پس از آن صحنه‌ای از فیلم امام علی را یادآوری می‌کنم که خوارج در جنگ صفین از علی توقف جنگ را خواستند. مالک اشتر که بازگشت و قرآن خواندن کورکورانه سربازان لشکر خودی را دید با فریاد «عر عر عر عر» همراهی می‌کرد.

کبک ۲۲

زندانیان سیاسى سبز زندان اوین شامگاه یکشنبه با برگزارى برنامه اى در بند ٣۵٠ این زندان به مناسبت یکهزارمین روز حصر میرحسین، کروبى و رهنورد، یاد همراهان سبز مردم را گرامى داشته و برای چندمین بار این اقدام غیر قانونى را محکوم کردند.

به گزارش خبرنگار کلمه، اسراى سبز در این برنامه اتاق خود را با امکانات محدودشان با نمادهاى سبز و پلاکاردهایى که بر روى آن‌ها جملاتى از میرحسین موسوى و مهدى کروبى نوشته شده بود، آراستند.

زندانیان سیاسى که ۴٣ تن از آنان طى روزهاى اخیر با صدور بیانیه اى به موضع گیرى علیه این حصر غیرقانونى پرداخته بودند، در این برنامه با مرور خاطرات و سر دادن سرودهاى ملى و حماسى و نیز شعارهایى در حمایت از کروبى و موسوى یاد رهبران محصور جنبش سبز را گرامى داشتند.

بهزادیان‌نژاد: موسوى ایستاد و از یک تاریخ دفاع کرد

در بخشى از این نشست سبز دکتر بهزادیان‌نژاد مشاور ارشد میرحسین موسوى و رییس ستاد انتخاباتى وى در سال ٨٨ به ایراد سخنرانى پرداخت.

تداوم حصر نشانه ای شوم از استمرار حضور تندروها در داخل حاکمیت

بهزادیان‌نژاد در سخنان خود با اشاره به هزار روز حصر غیرقانونى و ظالمانه همراهان جنبش سبز گفت: «در این روز ما با اندوهى دوگانه مواجه‌ایم، هم از اینکه تداوم این حصر بدون ارایه هر حکم و یا مستندى بى اعتنایى محض به قانون است در حالى که ملت ما بیش از یکصد و ده سال در پى حاکمیت قانون هستند، و از سوى دیگر تداوم این رفتار ظالمانه و غیر شرعى نشانه شومى از استمرار حضور و هجمه هاى تندروهاى درون حاکمیت تلقى مى شود که این هم با خواست ملت در تقابل است، چرا که لااقل در انتخابات اخیر مردم آشکارا نشان دادند که جایگاه تندرو‌ها در جامعه چیست».

این زندانى سیاسى در ادامه سخنان خود به طرح چند پرسش و پاسخ به آن‌ها پراخت.

چرا موسوی به میدان آمد

قربان بهزادیان‌نژاد با تشریح نگاه میرحسین موسوى به تحولات سیاسى بین سالهاى ٨۴ تا ٨٨ به پاسخ این پرسش پرداخت که «چرا موسوى کاندیداى ریاست جمهورى شد؟» وى گفت: «نگرانى و ترس مهندس موسوى از‌‌ همان زمان آغاز به کار دولت نهم در حوزه هاى مختلف اداره کشور شروع شد، یکى از نگرانیهاى اساسى ایشان بهم ریختگى نظام برنامه ریزى کشور بود».

خاطره ای تکان دهنده از دوران نخست وزیری میرحسین

بهزادیان‌نژاد با ذکر خاطره اى از میرحسین موسوى در ارتباط با ابتداى دوره تصدى نخست وزیرى مبنى بر اینکه «برخى از مرتجعین مى گفتند برنامه ریزى خلاف شرع است و ما با کمک امام توانستیم از نظام برنامه ریزى کشور دفاع کنیم» گفت: «مهندس موسوى احساس مى کرد که برخى از این اقدامات نوعى خرابکارى عمدى در نظام است و مى گفت در سالهاى نخست وزیرى با آن همه بحران و وضع نامناسب که حتى برنامه یکساله کشور را تایپ نمى کردیم چون نمى خواستیم جز سران کسى بفهمد که چقدر در تنگنا هستیم، با ١٨ساعت کار روزانه شب‌ها راحت مى خوابیدم چون فکر مى کردم کسى عمدا خرابکارى نمى کند اما حالا با این همه درآمد کشور احساس بدى نسبت به تحولات دارم».

کاریکاتورى شدن ارزشهاى انقلاب

این استاد برجسته دانشگاه تربیت مدرس که فعالیتش در دانشگاه تعلیق شده است، دیگر نگرانى مهندس موسوى را «حذف نیروهاى کارآمد و مجرب» دانست و گفت: «مهندس نقل مى کرد که در‌‌ همان سال‌ها به رهبرى گفته بودند که ارزش هر نیروى مجرب و متخصص که حذف مى شود از چاه نفت بیشتر است».

بهزادیان‌نژاد با بیان اینکه دیگر نگرانى میرحسین «کاریکاتورى شدن ارزشهاى انقلاب» بود، افزود: «مهندس موسوى به شدت نگران تقابل بدون دلیل با نظام جهانى و هزینه هاى آن براى منافع ملى بود».

رییس ستاد انتخاباتى مهندس موسوى با بیان اینکه از سال‌ها قبل در آستانه هر انتخاباتى بحث نامزدى مهندس مطرح بود و ایشان تمایل به بازگشت به عرصه اجرایى را نداشت گفت: «کاندیداتورى میرحسین موسوى حاصل اجماع بخش هاى وسیعى از نیروهاى سیاسى اصلاح طلب، اصولگرا و چهره هاى مستقل و دانشگاهى و اقشار مختلف بود».

انتقاد از دروغ های شاخدار

بهزادیان‌نژاد با انتقاد از «دروغ هاى شاخدارى» که این روز‌ها مجددا در مورد عدم مرزبندى رهبران سبز با برخى جریانات مطرح مى شود، گفت: «ایشان در تمام مقاطع صراحتا چه شفاهى و چه کتبى مرزهاى خود را در زمینه ارزش هاى دینى، مساله فلسطین، اصل ولایت فقیه و خصوصا ارتباط با عامل خارجى مشخص کرده است، مهندس موسوى در ایام انتخابات با توجه به شناختى که از فضاى مسموم کشور داشت صراحتا درخواست هاى متعدد هیات هاى دیپلماتیک را براى دیدار رد مى کرد و مسؤلان ستاد در همه رده‌ها نیز چنین دستورى داشتند».

وى با ذکر اینکه «احساس مى کردیم توطئه هایى در کار است تا برچسب کمک خارجى به ما بزنند» گفت: «ما با نظر میرحسین موسوى کاملا در مورد ارتباط با خارجى چه پیش از انتخابات و چه پس از آن حساس بودیم و به قول ایشان مسایل ما با حکومت امرى داخلى است و ما در مقابل مداخله و سلطه خارجى مى ایستیم، چراکه این خواست تاریخى ملت ماست».

بقای جمهوری اسلامی در گرو این سه امر است

دکتر بهزادیان نژاد با اظهار این مطلب که «خط قرمز و مرز میرحسین موسوى اجراى بدون تنازل قانون اساسى و حاکمیت رأى مردم است» گفت: «از نظر موسوى بقاى جمهورى اسلامى در گرو تامین سه امر است، اول معشیت و رفاه مردم، دوم رعایت حقوق شهروندى براى همه ایرانیان و سوم حفظ امانت مردم که‌‌ همان رأىشان است و ما مدافع قرائت امام از اسلام هستیم که با دموکراسى در تضاد نیست و همخوان با آن است».

چرامیرحسین از موضوع سال ۸۸ کوتاه نیامد؟

بهزادیان‌نژاد با اشاره به اینکه برخى مى پرسند چرا موسوى از کنار مساله ٨٨ نگذشت؟ افزود: «مساله به‌‌ همان نوع نگاه ایشان به ارکان جمهورى اسلامى بر مى گردد، یعنى اگر نظام در امانت مردم دست ببرد دیگر جمهورى اسلامى مدنظر موسسان از بین رفته است و انگیزه میرحسین براى ایستادگى باز نگاه داشتن روزنه هاى امید مردم به اصلاح حاکمیت بود».

وى در ادامه افزود: «موسوى به این باور رسیده بود که جریان خطرناکى در دولت خدعه و نیرنگ فعال است که عامدا مى خواهد نظامى را که برآمده از خون شهدا و مبارزات تاریخ معاصر است از درون فاسد کرده و به نابودى بکشاند و بنابراین ایشان ایستاد، از یک تاریخ دفاع کرد و آینده اى روشن را تضمین کرد».

مقاومت موسوی و کروبی سلامت انتخابات را برای همیشه تضمین کرد

این زندانى سیاسى در ادامه با طرح دستاوردهاى اساسى جنبش سبز و ایستادگى رهبران آن به «رشد تفکر مدنى و نهادینه شدن مطالباتى چون حقوق شهروندى و نیز بازسازى اعتماد عمومى به نیروهاى مرجع» اشاره کرد و گفت: «پس از انتخابات ٨٨ بسیارى از تحلیلگران چنین مى پنداشتند که تا مدتهاى طولانى انتخابات در کشور بلاموضوع خواهد بود و دیگر تا مدت‌ها انتخابات سالمى نخواهیم داشت. درحالى که مقاومت موسوى و کروبى و مردم انشاالله براى همیشه انتخابات سالم را تضمین کرد و از جمله نتیجه آن انتخابات ٩٢ و انتخاب نامزد اصلاح طلبان و جنبش سبز بود».

بهزادیان‌نژاد در پایان گفت: «امیدواریم با توجه به طرح مطالبه رفع حصر در ایام انتخابات جناب آقاى دکتر روحانى ریاست محترم جمهور در تحقق این خواست ملى در کنار احیا و پاسدارى از حقوق شهروندى و نیز عمل به فرمان هشت ماده اى امام راحل، موفق باشند».

عبدالله مومنى: مدال افتخار مبارزه با خودکامگى روى سینه رهبران سبز است

در ادامه این مراسم همچنین «عبدالله مومنى» رییس ستاد شهروند آزاد (حامیان کروبى) و از مشاوران مهدى کروبى در انتخابات ریاست جمهورى ٨٨ سخنانى ایراد کرد.

خدا را شاکریم…

به گزارش خبرنگار کلمه، عبدالله مومنى در ابتداى سخنان خود با گرامیداشت مقاومت و ایستادگى موسوى، کروبى و رهنورد طى سالهاى گذشته گفت: «اولا خدا را شاکریم براى آنکه توفیق ایستادگى بر سر حق ملت مظلوممان را به ما عطا کرد و خوشبختیم از اینکه در راهى هستیم که مسیر اراده و مطالبه تاریخى مردم یعنى انتخابات آزاد است و مفتخریم که این جنبش رهبرانى مقاوم، پاک، بلندنظر و آزاده چون موسوى و کروبى دارد که از آسایش خود گذشتند تا در سخت‌ترین و یکى از تاریک‌ترین مقاطع تاریخ معاصر در کنار ملت و غمخوار آنان باشند».

کروبی نماد روحانی مبارز و مردمی

مومنى با اشاره به سابقه آشنایى خود با حجت الاسلام مهدى کروبى گفت: «کروبى را همواره طى این سال‌ها مردى انقلابى دیده‌ام که در هرکجا که بوده مردم دار بوده است، کروبى به واقع نماد یک روحانى مبارز مردمى در تاریخ این مملکت است».

وى با اشاره به سوابق کروبى افزود: «شما ببینید ایشان قبل از انقلاب چگونه صادقانه عمل کرده، پاى حرفش بوده، پز مبارزه نداده و بعد عافیت جویى کند، بر سر آرمان‌اش ایستاده شکنجه شده و زندان رفته، اهل هزینه بوده است، اینکه ایشان سال‌ها قبل از ٨٨ دغدغه زندانیان سیاسى را داشت به این واقعیت مربوط است که کروبى و خانواده‌اش درد زندانى سیاسى بودن را مى فه‌مند و این پدیده کم یابى است، حمایتى که در همه این سال‌ها در جریان بوده و مى دانیم در آن وضع بد حصر که همه ما نگران جان ایشان هستیم نیز یکى از دغدغه‌هایشان زندانیان سیاسى است».

مومنى ادامه داد: «بعد از انقلاب را هم ببینید کروبى با آنکه یار نزیک و معتمد بنیانگذار نظام است در عین حال او همواره منتخب و نماینده مردم است و اشتغال‌اش عمدتا در خانه ملت است، از آن همه پست و مقام آب و نان دار و بى دردسر هم از سوى بنیانگذار فقید انقلاب با توجه به روحیه مردم دارى که دارد مسئولیت بنیاد شهید را پذیرا مى شود، یعنى نهادى که کارش خدمات به آسیب دیدگان است و باید جوابگو و غمخوار آن افرادى باشد که جان عزیزانشان را در راه کشور و ارزش‌ها فدا کرده‌اند».

رهبرانی که اولویتشان مردم بود

این زندانى سیاسى با اشاره به نوع نگاه رهبران جنبش سبز به جایگاه رأى مردم در اداره کشور، موسوى و کروبى را «ادامه تاریخى رجال آزادى خواه تاریخ معاصر همچون مصدق، آیت الله طباطبایى، بازرگان و آیات عظام منتظرى و طالقانى» دانست که «همواره مهم‌ترین اولویتشان حاکمیت ملى و حق انتخاب مردم» بوده است.

مومنى در ادامه گفت: «واقعیت انکار ناشدنى این است که کروبى طى ٢٠ سال منتهى به انتخابات ٨٨ یکى از چهره هاى برجسته دفاع از انتخابات آزاد و مخالفت با نظارت استصوابى شوراى نگهبان بوده است، کروبى‌‌ همان کروبى مجلس سوم است، کروبى‌‌ همان معترض به نتایج انتخابات ٨۴ است که صراحتا از دستکارى در راى مردم توسط برخى نهاد‌ها و مقامات سخن گفت».

جنبش سبز علامت بیدارى و توسعه یافتگى ملت ایران

مشاور مهدى کروبى در انتخابات ریاست جمهورى ٨٨ در ادامه سخنان خود با بیان اینکه «جنبش سبز علامت بیدارى و توسعه یافتگى ملت ایران بود» گفت: «راهبرى حرکتى ملى که بایستى آن را در طراز نهضت مشروطه، جنبش ملى نفت و انقلاب اسلامى ارزیابى کرد افتخارى است که بدون تردید در تاریخ ایران به نام موسوى و کروبى ثبت خواهد شد، مدال مقاومت در برابر خودکامگى بر سینه این دو است و برکات فراوانى که این حرکت براى ایران ما داشته و انشاالله خواهد داشت نشان داد که چگونه‌گاه پشت کردن به قدرت ظاهرى و عالیترین پست‌ها و مقام‌ها و ایستادگى سیاستمداران در کنار یک جامعه مدنى مقاوم و هوشیار ثمرات تاریخى براى یک کشور خواهد داشت و از این منظر ملت و جنبش ما الگویى براى دیگران خواهد بود».

این نوع مجازات را باید در مناسبات قبایل بدوی یافت

این زندانى سیاسى با اشاره به اینکه «هزینه‌ها و مشقاتى که امروز موسوى و کروبى متحمل آن هستند براى آن‌ها دور از انتظار نبوده» گفت: «آقاى کروبى بار‌ها پس از انتخابات در محافل خصوصى گفته بود که پاى این کار ایستاده و خودش را براى بالا‌ترین هزینه‌ها که شاید حتى کسى فکرش را هم نکند آماده کرده است، ایشان بار‌ها تا پیش از حصر در ملاقات با زندانیان سیاسى که آزاد مى شدند مانند کسى که قرار است به زندان برود جویاى شرایط سلول‌ها و زندان بود».

عبدالله مومنى با بیان اینکه «وقتى شنیدیم آقاى کروبى گفته است مرا به زندان اوین ببرید تا لااقل در کنار دوستانم باشم، بسیارى از ما متاثر شدیم» افزود: «این ظلمى که تحت عنوان حصر خانگى به موسوى، کروبى و رهنورد عزیز روا مى دارند مصداق مجازات بدون محاکمه است که سراغ آن را باید در مناسبات قبایل بدوى گرفت».

مومنى در پایان با اشاره نتیجه انتخابات ٩٢ و حضور و شعارهاى مردم پس از اعلام نتایج این انتخابات، خواندن راى ملت را حاصل مقاومت هاى ۴ سال گذشته دانست و گفت: «تکیه روى حق الناس و جلوگیرى از دخالت نهادهاى نظامى را نیز باید از همین زاویه بررسى کرد».

مسعود پدرام: به همراهى و حضور در جنبش سبز افتخار مى کنیم

در پایان این نشست نیز مسعود پدرام فعال ملى – مذهبى زندانى قطعه موسیقى «دلبسته ایرانیم» را که خود او متاثر از جنبش سبز سروده و ساخته است اجرا و آن را به ایستادگى رهبران محصور جنبش سبز تقدیم کرد.

پدرام همچنین در سخنان کوتاهى گفت: «جنبش سبز را در امتداد و یکى از قله هاى حرکت دموکراتیزاسیون در ایران مى دانیم و به همراهى و حضور در آن افتخار مى کنیم».

ادوار کبک آگاه است

یادآوری: «یادداشت‌های وارده»، نظرات و نوشته‌های خوانندگان وبلاگ است که برای انتشار ارسال شده‌اند و «لزوما» هم‌راستا با نظرات نگارنده «مجمع دیوانگان» نخواهند بود.
محمدرضا اسدی (شهروند دردمند): انحصار در عرضه‌ی یك نوع كالا یا خدمات، گاهی به جهت دانش و فناوری سطح بالای آن محصول است كه در این حالت اگر چه مصرف كننده هزینه‌ا‌ی را بیشتر از حالت معمول می‌پردازد اما نهایتاً بهترین و تنها گزینه‌ی موجود را انتخاب كرده است. نظیر آن چه در صنعت تولید هواپیماهای مسافربری پهن‌پیكر شاهد هستیم كه تعداد تولیدكنندگان آن انگشت شمارند.
اما گاهی انحصار به وسیله‌ی بیرون راندن قهری و اجباری سایر رقبا به دست آمده است كه در این حالت با یك انحصار ظالمانه روبرو هستیم. نظیر آن چه در صنعت تولید خودروی كشور اتفاق افتاده است. وضع تعرفه گمركی 100 درصدی برای واردات خودرو، عرصه‌ی تاخت و تاز دو شركت ایرانخودرو و سایپا را فراهم نموده است تا با ارائه‌ی محصولات بدون كیفیت و با فناوری 20 سال قبل، در عین به دست آوردن بالاترین سود، بیشترین ظلم را از زمان ثبت‌نام و دریافت پول تا واگذاری خودرو و ارائه‌ی به اصطلاح خدمات پس از فروش به شهروندانی كه توان خرید خودروی خارجی را ندارند، روا بدارند.
در فضای مجازی نیز مشابه همین وضعیت رخ داده است. دیوار فیلترینگ، دسترسی كاربران داخلی را به بسیاری از سایت‌های مفید خارجی مسدود كرده است. در رأس آن‌ها سایت‌های WordPress و Blogger قرار گرفته‌اند كه علاوه بر ارائه‌ی خدمات وبلاگ‌نویسی به كاربران، گنجینه‌ای عظیم از اطلاعات كاربران سایر ملل و اقوام را در قالب وبلاگ‌های جداگانه به اشتراك گذاشته‌اند. نزدیك به سه سال از فیلتر شدن سایت ورد پرس می‌گذرد[+].
در چنین شرایطی بازار انحصاری ارائه‌ی خدمات وبلاگ‌نویسی برای تعداد معدودی از شركت‌های داخلی فراهم آمده است. بلاگفا به عنوان ساده‌ترین و پرطرفدارترین بلاگ ایرانی، اینك به رتبه دومین سایت پربازدید صعود كرده است. اما بلاگفا به دلیل كسب چنین جایگاه كاذبی كه نه به خاطر امكانات شایان توجه و فناوری پیشرفته، بل كه به خاطر فیلتر شدن ورد پرس و بلاگر به دست آمده است، انگیزه‌ای برای ارتقای خدمات و امكانات خودش را ندارد و خود را در مقابل كاربرانش پاسخگو نمی‌داند. مهم‌ترین علت این بی‌انگیزگی و بی‌مسئولیتی را در فقدان كالای جایگزین و مسدود كردن سرویس‌دهندگان معتبر جهانی جستجو كنید. به همان دلیلی كه شهروند ایرانی مجبور به انتخاب یكی از خودروهای بی‌كیفیت داخلی است، وبلاگ‌نویس ایرانی نیز كه بنا ندارد مخاطبان بدون فیلترشكن داخلی را از دست بدهد، مجبور به انتخاب یكی از سرویس‌دهندگان داخلی خواهد بود.
غم‌انگیزترین بخش این تراژدی آن جاست كه مدیر بلاگفا به كاربران خود به چشم رعیت‌هایی می‌نگرد كه گویی طفیلی خوان این خدمات عقب افتاده‌ی از رده خارج هستند. هر گونه انتقاد از عملكرد بلاگفا مساوی با حذف دائمی وبلاگ منتقد است. علیرضا شیرازی مدیر بلاگفا در مصاحبه با وبلاگ نیوز صراحتاً اعلام كرده است كه وبلاگ‌هایی كه حرمت صاحب خانه را نگه ندارند، انتظار دریافت خدمات رایگان! بلاگفا را نداشته باشند: «توقع نداشته باشید پس از تهدید و توهین بتوانید از خدمات رایگان بلاگفا استفاده کنید. در عین حال بگذارید صریح باشم هیچ کاربری نباید توقع داشته باشد که پس از تهدید، توهین یا مدعی شدن ارتباط و نزدیکی مدیر سایت با ضد انقلاب و…. بتواند از خدمات رایگان ما استفاده کند؛ باور کنید بنده هرماه هزینه های سرور و هزینه جانبی دیگر سایت را پرداخت نمیکنم که شاهد این باشم که با استفاده از خدمات رایگان سایت به شخص من توهین شود یا مرا تهدید کنند»[+].
البته علیرضا شیرازی به درآمد هنگفتی كه از آگهی‌های سایت كسب می‌كند اشاره نكرده است. ظاهراً او فراموش كرده به بركت حضور همین كاربران است كه می‌تواند تعرفه آگهی(+) میلیونی در سایت خود منتشر كند و صاحب‌خانه و ولی‌نعمت واقعی، كاربران بلاگفا هستند نه مدیر بلاگفا.  اگر كاربران بلاگفا پذیرفته‌اند در مقابل دریافت خدمات، انواع تبلیغات رنگارنگ و نامربوط در كنار مطالب‌شان منتشر شود، این دیگر اسمش خدمات رایگان نیست كه كسی بخواهد نگاه صدقه‌ای و ارباب و رعیتی به آن داشته باشد.
رفتار آمرانه و غیرمسئولانه یك شركت ارائه‌دهنده‌ی خدمات وبلاگ‌نویسی، بازتاب همان چیزی است كه در سطح جامعه با آن روبرو هستیم. مسئول غیرپاسخگو، بخش خصوصی طلبكار و ناپاسخگو تولید خواهد كرد و نهایتاً دود آن به چشم كسانی می‌رود كه از موهبت این گونه رانت‌ها و انحصارها بی‌بهره‌اند.
وبلاگ‌هایی نظیر «وكیل جوان» و «در رگ تاك» فقط چند نمونه از مواردی است كه بدون هیچ گونه توضیحی به وسیله‌ی بلاگفا از بین رفته‌اند. بلاگفا در آخرین اقدام خود «وبلاگ شهروند دردمند» را ساعاتی پس از نگارش نقدی بر عملكرد بلاگفا با عنوان «بلاگفا نماد بن‌بست فكری بخش خصوصی در ایران» مسدود كرد و پس از نامه‌نگاری‌های متعدد حاضر به راه‌اندازی مجدد وبلاگ یا پذیرش مسئولیت این اقدام خود نشد. نامه‌های نوشته شده به علیرضا شیرازی و پاسخ‌های وی را اینجا: +1، +2، +3، +4 و +5 می‌توانید مطالعه كنید.
برای مشاهده‌ی میزان نارضایتی برخی از كاربران بلاگفا كافی است نگاهی بیندازید به خاطرات و تجربیات وبلاگ‌نویسانی كه از بلاگفا مهاجرت كرده‌اند. وبلاگ «ایران ایزی» (اینجا) از حبس اجباری كاربران در بلاگفا و نحوه‌ی مهاجرت به ورد پرس نوشته است:
«یکی از حرکات زشت بلاگفا هم حبس کاربرانش و جلوگیری از مهاجرت و انتقال مطالب بود که تیشه‌ای بود به ریشه بلاگفا. در زمانه‌ای که عشق و یار را هم نمیشود به زور نگه داشت دوستان ما سعی کردند کاربران را به زور کد و کدنویسی نگه دارند! اگر وبلاگ نویس هستید و برای کار و وبلاگ خودتان ارزش قائل هستید همین امروز از بلاگفا به وردپرس مهاجرت کنید و خیال خود را راحت کنید.»

ورد پرس فارسی خدمات رایگان و شایان توجهی را كه محصول خرد جمعی هزاران برنامه‌نویس است در اختیار كاربران فارسی زبان قرار داده است.  آگاهی و اطلاع‌رسانی، چشم اسفندیار مستبدان و زورگویان است. بلاگفا وبلاگ شهروند دردمند را مسدود كرد تا صدای انتقاد و ندای حق‌طلبی به گوش ساكنان این وبلاگ نرسد، مبادا دیگر وبلاگ‌نویسان، خیال مهاجرت به سرشان بزند. من این انتقاد را بلندتر و در مقیاسی وسیع‌تر فریاد می‌كنم تا همگان بدانند بلاگفا هر زمانی كه اراده كند، وبلاگ كاربران و دسترنج سالها زحمت‌شان را برای همیشه مسدود خواهد كرد. بلاگفا هیچ گونه خدمات مبتنی بر ایمیل، اعم از ارسال مطلب و نظر یا دریافت نظرات كاربران ارائه نمی‌كند. بلاگفا هیچ گونه فایل پشتیبان از مطالب شما ندارد و امكان تهیه فایل پشتیبان جامع از همه‌ی داده‌های وبلاگ را تعمداً فراهم نكرده است. بلاگفا هیچ گونه امكان جستجو در پست‌های شما یا نظرات كاربران را ندارد. این حق شماست كه بدانید فقط با پرداخت مبلغ سالیانه، در حدود 40 هزار تومان می‌توانید یك وب سایت اختصاصی با نام دامنه‌ی دلخواه خودتان راه‌اندازی كنید و از خدمات رایگان وردپرس فارسی بهره‌مند شوید.
اطلاع‌رسانی و انتقاد از ناپاسخگویی و بی‌مسئولیتی بلاگفا وظیفه‌ی من بود و انتخاب رفتن یا ماندن حق شماست.
پی‌نوشت:
«مجمع دیوانگان» مشتاقانه از انتشار یادداشت‌های شما استقبال می‌کند. یادداشت‌های وارده خود را به نشانی «arman.parian[at]gmail» ارسال کنید.

کبک ۲۲