محمد حسین کروبی: پس چه کسانی مانع از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ۸۴ شدند؟

Posted: April 29, 2013 in Uncategorized

محمد حسین کروبی، فرزند ارشد مهدی کروبی؛ طی نامه ای به روزنامه آرمان، به انتشار یک مطلب در آن روزنامه با عنوان “اجماع اصلاح طلبی یا عبرت از تاریخ” ؛ واکنش نشان داده است.

به گزارش سحام، درآن مطلب که آرمان آن را منتشر نموده بود، آمده که اگر کاندیداهای اصلاح طلبان در سال ۸۴ به نفع آقای هاشمی کنار می رفتند؛ وی پیروز آن دوره از انتخابات می بود.

لازم به ذکر است؛ در سال ۸۴، مهدی کروبی، مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده، از طیف اصلاح طلبان کاندیدا شده بودند. در آن انتخابات، آقای کروبی به عنوان کاندیدای روحانیون مبارز(که خود در آن زمان دبیرکل آن بود) در انتخابات حضور یافت. ایشان در حالی که در ۱۱ استان کشور رای اول را به دست آورده بود، در ساعات پایانی شمارش آراء، با کمتر از ۶۰۰ هزار رای نسبت به احمدی نژاد؛ جایگاه سوم را کسب نمود.

آقای کروبی دو روز پس از آن انتخابات؛ طی کنفرانسی مطبوعاتی، از دخالت سپاه به نفع احمدی نژاد در انتخابات پرده برداشت و انتقاد نمود و در نامه ای به آقای خامنه ای، ضمن استعفاء از تمام پست های خود در نظام، گفته بود که مجتبی خامنه ای؛ فرزند رهبری از یک کاندیدای خاص(احمدی نژاد) پشتیبانی می نموده است.

بر اساس آخرین گزارش ها، روزنامه آرمان حاضر به انتشار جوابیه فرزند مهدی کروبی نشده است. لذا محمد حسین کروبی، یادداشت را در صفحه شخصی خود در فیس بوک منتشر نموده است.

در بخشی از این نامه ضمن اشاره به جزئیات رایزنی ها پیش از انتخابات ۸۴ برای معرفی یک کاندیدای واحد از سوی اصلاح طلبان؛ به اتفاقات پس از انتخابات و چند دسته شدن نیروهای اصلاح طلب نیز پرداخته شده است.

به گزارش سحام، متن کامل این نامه بدین شرح است:

مدیر مسول محترم روزنامه آرمان

با سلام

روزنامه آرمان در یکی از شماره های خود در مطلبی با عنوان اجماع اصلاح طلبی یا عبرت از تاریخ به موضوع انتخابات سال ۸۴ پرداخته است و مدعی شده که “اگر در آن انتخابات کاندیداهای اصلاح طلب به نفع آقای هاشمی رفسنجانی کنار می رفتند و اجماع می کردند و باعث انشقاق در بدنه اصلاحات نمی شدند، ایشان رئیس جمهور می شدند و کشور به وضعیت فعلی مبتلا نمی شد…” که این حرف از اساس نادرست است. من به عنوان فرزند نامزد اصلاح طلب پیشتاز در آن انتخابات بر خود لازم دیدم نکاتی نا گفته از علل عدم شکل گیری اجماع و بروز انشقاق در آن انتخابات را بیان کنم چرا که تحریف تاریخ پس از ۸ سال برای تقویت ۱ نفر و محرومیت نفر دیگری که دستش از رسانه ها و جامعه هم کوتاه است نوعی حق کشی است.

تا آن جا یاد دارم پس از شکست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ۷ ام که به علت تحریم آن از سوی برخی دوستان و نیز رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان رخ داد پدرم جلساتی برای آسیب شناسی جریان اصلاحات انجام داد که در آن درباره انتخابات ریاست جمهوری ۹ام هم گفت و گو هایی جدی انجام شد. در این جلسات نام آقای میرحسین موسوی مطرح و گروه های اصلاح طلب بر روی ایشان اجماع داشتند و از نامزدی ایشان استقبال کردند.

پیرو این جلسات دو جلسه خصوصی بین پدرم و آقای موسوی برگزار شد و هم چنین دو جلسه هم با حضور آقایان کروبی، خاتمی و خوئینی ها و موسوی برگزار گردید و پیشنهاد نامزدی به ایشان ارائه شد اما آقای موسوی از این کار امتناع کرد. در جلسات بعدی جبهه اصلاحات آقای محسن میردامادی پیشنهاد نامزدی آقای موسوی خوئینی ها را ارائه کرد که پدرم دو جلسه با آقای خوئینی ها صحبت کردند و نهایتا ایشان به شدت رد نمودند. در جلسه ای دیگر آقای خاتمی نام دکتر سید محمد صدر را مطرح کردند که آقای موسوی و کروبی و خوئینی ها به این طرح نام سکوت کردند.

در نهایت به پیشنهاد آقای خوئینی ها محصول این جلسات به شورای مرکزی مجمع روحانیون منتقل شد. در این جلسات پس از بحث و گفت و گو در باره نامزدی آقای کروبی رای گیری و در غیاب ایشان با اکثریت آرا به عنوان کاندیدای مجمع روحانیون معرفی می شوند. پیرو همه این مسائل آقای کروبی نامزد ریاست جمهوری شد و ستاد خود را با حضور چهره های برجسته اصلاحات تشکیل و وارد مبارزه انتخاباتی شد.

بعد از چند ماه و با گذشت مدت زمان طولانی از اعلام نامزدی آقای کروبی، آقای هاشمی رفسنجانی هم نامزد انتخابات شدند و مورد حمایت برخی اصلاح طلبان نیز قرار گرفتند (همان دوستانی که در گذشته ای نه چندان دور آقای هاشمی را قبول نداشتند و در مجلس ۶ ام چه بلاها که بر سر ایشان نیاوردند تا جایی که اعلام نمودند به اعتبارنامه ایشان در مجلس اعتراض خواهند کرد.

در چنین شرایطی متاسفانه آقای محمد خاتمی، که عضو مجمع روحانیون بود بر خلاف مصوبه مجمع از آقای هاشمی حمایت کرد و بارها از قول آقای هاشمی نقل شده که در سال ۸۴ پیشنهادی نامزدی انتخابات به ما شد ولی بعدا ما را رها کردند. که این روایت بعدا از سوی آقای شکوری راد، عضو جبهه مشارکت هم تایید شد که اخیرا در مصاحبه ای گفته اند در انتخابات سال ۸۴ آقای خاتمی به این دوستان پیشنهاد کرد که آقای هاشمی را نامزد کند ولی چون آن ها، یعنی اعضای مشارکت، دیدند بدنه اصلاحات آقای هاشمی را قبول نمی کند دکتر معین را نامزد خود معرفی کردند و در نهایت با همه تخریب ها از سوی دوستان جبهه اصلاحات علیه آقای کروبی و کوتاهی که از سوی دولت اصلاحات در حفاظت در رای مردم شد، پدرم با بیش از ۵ میلیون رای نفر ۳ام انتخابات شد و آقای هاشمی هم با بیش از ۶ میلیون به مرحله بعد راه یافت و دکتر معین، نامزد مشارکت در این انتخابات ۵ ام شد.

البته این نتایج هم باعث عبرت نشد و در فاصله مرحله اول و دوم آقای خاتمی به سخنگوی ستاد پدرم آقای گرامی مقدم گفته بود یقین داشته باشید که هاشمی رئیس جمهوری خواهد شد. با این اوصاف آیا هنوز معتقدید که اگر دوستان پشت سر آقای هاشمی بسیج می شدند ایشان رئیس جمهور می شدند؟ واقعا چه کسی اجماع را شکست؟ چه کسی بر خلاف مصوبه تشکیلاتی عمل کرد؟چه کسانی مانع از پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات ۸۴ شدند؟ و چه کسانی حاضر نشدند به خاطر اصلاحات از منافع حزبی خود صرف نظر کنند؟ تاریخ در این باره قاضی خوبی خواهد بود. اگر آن را تحریف نکنیم. شاید اگر این سنت نادرست ترویج نمی شد که افراد پس از دو دوره ریاست جمهوری باز خود را در معرض نامزدی برای ریاست جمهوری قرار نمی دادند، هرگز سرنوشت امروز ما چنین نمی شد و تا زمانی که منافع حزبی بر قواعد جبهه ای و مصالح ملی مقدم باشد، تکرار تجربه تلخ سال ۸۴ دور از ذهن نخواهد بود.

محمد حسین کروبی

۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲

ادوار کبک آگاه است

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s