نظام ولایت فقیه و نهادینه سازی رفتار دوگانه در سیاست

Posted: February 5, 2013 in Uncategorized

علی افشاری-نظام ولایت فقیه پس از حاکمیت در ایران در عمل تبعات متفاوتی را بروز داده است. ناکامی ها و پیامدهای منفی این نظریه پس از اجرائی شدن موارد متعددی را در بر می گیرد. در این یادداشت کوشش می شود نظام سیاسی مبتنی بر تئوری ولایت فقیه از زاویه گسترش تزویر و ریاکاری سیاسی در میان کارگزاران حکومت مورد انتقاد قرار بگیرد.

تزویر سیاسی در محتوای نظریه ولایت فقیه وجود ندارد اما با توجه به طبیعت و واقعیات حاکم بر عمل سیاسی، از تبعات و پیامد های الزام آور آن است.

بررسی عملکرد نظام جمهوری اسلامی در سه دهه اخیر تایید کننده نفاق سیاسی در بخش زیادی از کنشگران جناح های سیاسی حکومت است. البته کاربست نفاق انتخاب دلبخواهانه و تصمیم اختیاری آنها نبوده است بلکه مقتضیات و الزامات عملی نظام ولایت فقیه راهی دیگر برای سیاست ورزی پیش روی آنها قرار نداده است. در نظام ولایت فقیه فرض بر این است که ولی فقیه بهتر از همه اتباع مملکت و فعالان سیاسی راه صلاح و درست را تشخیص می دهد. دیدگاه های او صائب است و بیش از همه بازیگران به حقیقت نزدیک تر است و سعادت مملکت را تضمین کرده و جلوی انحطاط آن را می گیرد. این سخن آیت الله خمینی به خوبی فهم برتر ولی فقیه را روشن می سازد:”پشتیبان ولی فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد.”

نظریه ولایت فقیه به اندیشه سیاسی مشهور شیعه اتکا دارد که پس از پیامبر ویژگی الهی و غیرعرفی حکومت در قالب مفهوم امامت ادامه می یابد. در این بینش، امام دارای عصمت و موهبت ویژه ای است که وی را از ارتکاب خطا در اداره جامعه مصونیت می بخشد و امام بیش از همه صلاحیت حکومت را دارد.

قریب به اتفاق علماء مشهور و بزرگ شیعه، فقیه جامع الشرایط و عادل را نایب عام امام زمان می دانند. اختلاف بر سر دامنه اختیارات و میزان شباهت و تفاوت عملکرد فقیه با معصوم است.

کثیری از علماء بزرگ گذشته و حال ولایت فقیه را تنها در امور حسبیه و مسائلی که متولی ندارد و در امر قضا محدود می کنند. اما آیت الله خمینی به عنوان کسی که تئوری ولایت فقیه را مبنای مشروعیت حکومت قرار داد ، نظر به یکسانی شئون حکومتی و اختیارات پیامبر و فقیه جامع الشرایط دارد و در میان فقهاء مدافع ولایت فقیه در حوزه امور حکومتی و خدمات عمومی بیشترین اختیارات را برای فقیه قائل است و می گوید که ولی فقیه حاکم مقید به رعایت احکام ثانویه نیست و مصلحت حکومت اسلامی بر تمامی اصول دینی حداقل به صورت موقت تقدم دارد.

نتیجه منطقی این بینش اطاعت و تبعیت محض همه مسئولین سیاسی از نظرات ولی فقیه است هنگامی که وی پیروی از نظرش را لازم می داند و صلاح و زوال کشور را منوط به همراهی با تصمیم خود می نماید.

بخش های افراطی پشتیبان ولایت فقیه بر این مبنا انتظار دارند رابطه رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، روسای دستگاه قضائی کشور، فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی و جناح های سیاسی کشور با ولی فقیه رابطه امام و ماموم ، سلطان و رعیت و مراد و مریدی باشد.

تبعیت و اثر گزاری در این رابطه یک طرفه است. مسئولین و کارگزاران سیاسی فقط می توانند در مقام مشاوره مسائلی را مطرح کنند و به صورت محدود در حوزه اختیارات شان تصمیماتی را به اجرا بگذارند اما تصمیمات کلان سیاسی حکومت و ترسیم خطوط کلی حرکت کشور در انحصار ولی فقیه و درک و فهم وی از مسائل است.

اما در عرصه سیاسی واقعیتی بنام رقابت و تکثر در بین افراد و گروه ها وجود دارد. هر چقدر هم که حسن نظر به سیاسیون و خیر اندیشی آنان وجود داشته باشد باز از اختلاف و درگیری گریزی نیست. یک پای سیاست ، هماوردی های پایان ناپذیر برای حداکثر سازی دسترسی به منابع قدرت سیاسی است.

نظام سیاسی موقعی موفق است و کارآمدی دارد که بتواند ساز و کاری برای قاعده مند کردن رقابت سیاسی با حفظ حقوق همه بازیگران ارائه بدهد.

اما در نظام ولایت فقیه رقابت و تکثر سیاسی در شکل واقعی خود انکار می شود و در عوض رقابتی محدود در بین نیرو های سیاسی مدافع نظریه فوق با پذیرش بالا دستی فقیه صاحب ولایت، مورد پذیرش قرار می گیرد.

ولی طبیعی است که ولی فقیه نمی تواند قدرت را به صورت متوازن در بین گروه های مختلف حامی و کارگزاران خود تقسیم کند و با توصیه ها و دستورات اختلافات را مدیریت کند. لذا مجبور است از بی طرفی خارج شده و با اقدامات عملی، بخش هایی را تضعیف و بخش های دیگر را تقویت کند.

طبیعت اختلافی و رقابتی سیاست باعث می شود حتی خود ولی فقیه نیز موضوع مجادله قرار بگیرد. بنابراین ولی فقیه نیاز پیدا می کند تا به مرور زمان جریانی وفادار برای خود تربیت کند.

مداخله های ولی فقیه باعث می شود بخش هایی از اصحاب حکومت به حاشیه بروند و برخی از کارگزاران حکومتی با مواضع رهبر در حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و سیاست خارجی اختلاف نظر پیدا کنند.

اما از آنجاییکه نافرمانی علنی در برابر اوامر ولی فقیه هزینه زیادی دارد و موجب اخراج از نقش آفرینی قانونی در نظام سیاسی کشور می شود؛ لذا نیروهای منتقد ولی فقیه و یا دور افتاده از نظر حمایتی وی برای بهبود موقعیت خود در ظاهر بر تبعیت از رهبری تاکید می کنند اما در عمل راه و نظر خود را که در تعارض با دیدگاه های ولی فقیه است، دنبال می کنند. در نتیجه رفتار سیاسی آنها متضمن دوگانگی و نفاق می شود.

ریشه پیدایی چنین رفتارغیر شفاف، نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه است که تکثر و اختلاف نظر سیاسی را نفی کرده و به شکل مصنوعی مدعی وحدت و همبسته شدن نیروهای سیاسی مدافع نظام در نهاد ولایت فقیه می شود.

ولی فقیه به عنوان یک انسان جایز الخطا هیچگاه نمی تواند عدالت و انصاف را به شکل مناسب بر قرار سازد زیرا تشخیص فردی وی در برابر نظر جمعی به مراتب از اشتباهات و خطا پذیری بیشتر برخوردار است.

از سوی دیگر اجماع و توافق جمع زیادی از کنشگران سیاسی حول نظرات یک فرد، نیازمند ویژگی های کاریزماتیک و از خصوصیات رهبرهای فرهمند است. چنین رهبرانی استثنا هستند و فرایند بروز و ظهور آنان ارتباطی با نهاد سازی ندارد. این رهبران ناگهانی در تاریخ حضور پیدا می کنند و دوره فرمانروایی آنها نیز معمولا موقت است. موقعیت ویژه آنها را نمی توان به شکل نهادی تداوم بخشید و به دیگران منتقل ساخت.

ویژگی های خاص آیت الله خمینی و شرایط مساعد زمانی و محیطی وی را عملا در موقعیت رهبری ایران قرار داد. برتری وی ناشی از نقش ولی فقیه نبود بلکه برعکس توانایی های فردی خاص او بود که نظریه ولایت فقیه را تعین بخشید. جامعه از او به ولایت فقیه رسید نه از راه معکوس.

همانگونه که مهندس بازرگان گفته بود ردای ولایت فقیه فقط به قامت او دوخته شده بود. البته در دوران آیت الله خمینی نیز تعداد کسانی که به صورت قلبی به تبعیت کامل از وی باور داشتند و صرفا براساس اعتقادات شان عمل می کردند اندک بود.

انتشار نامه های انتقادی مسئولین درجه اول آن دوران و خاطرات منتشر شده در سال های اخیر شاهد صدق این ادعا هستند. اکثر مسئولین و کنشگران جناح های حکومتی بر اساس امتیازات، دوری و نزدیکی به قدرت و ایجاد انحصار سیاسی نظرشان نسبت به ولایت سیاسی آیت الله خمینی فرق می کرد.

پس از وی هیچ کس از بین رجال سیاسی جمهوری اسلامی واجد چنین ویژگی نبود و تقریبا همه آنها در سطح یکسانی قرار داشتند.

آیت الله خامنه ای به شکلی کاملا تصادفی رهبر شد. هیچیک از جناح های سیاسی جمهوری اسلامی شخصیت فردی وی را واجد ویژگی های ولایت نمی دانستند. جناح خط امام موسوم به چپ که او را شدیدا مورد حمله و انتقاد قرار داده بود و از وی اعتبار زدایی می کرد.

طبیعی بود تبعیت مطلق از رهبری آقای خامنه ای نمی توانست مورد پذیرش کسانی قرار گیرد که قبلا وی را همسطح خود می پنداشتند. لذا به طور طبیعی ضرورت مقید بودن اعمال ولایت به قانون اساسی مطرح شد و اطاعت از رهبری نه بر اساس ویژگی های کاریزماتیک بلکه صرفا بر اساس اختیارات قانونی توجیه شد.

نیرو های سیاسی که دیگر مقرب ولی فقیه نیستند ولی در عین حال هنوز مشروعیت مشارکت در روند های سیاسی را دارند، از زاویه تداوم حضور در قدرت مجبور هستند در ظاهر از تبعیت خود از رهبری دم بزنند اما عملا کار خود شان را بکنن و نظرات متفاوت شان را دنبال کنند.

مصادیق این رفتار دوگانه را در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد و ریاست مجلسی مهدی کروبی و علی لاریجانی به کرات می توان مشاهده کرد.

از سوی دیگر ولی فقیهی که کاریزما نیست و ولایتش متکی به قوه قهریه است، با آگاهی از این واقعیت دچار سوء ظن دائم در مورد کارگزاران حکومت می شود. در این میانن مواضع و دیدگاه های سیاسی افراد نیز متغیر است. موتلفان سابق می توانند به دشمنان کنونی تبدیل شوند و برعکس. لذا توجه به این واقعیت باعث بی اعتمادی مستمر رهبری به نیروهای زیر دست خود می شود.

بنابراین ریاکاری سیاسی پسامد محتوم حکومت مبتنی بر نظریه ولایت فقیه است. یکی از محورهای تعارض عملکرد جمهوری اسلامی با موازین اخلاقی بر این واقعیت استوار است که نفاق و دوگانگی را در سیاست نهادینه می سازد.

پس می توان گفت که ایراد این نظام سیاسی صرف نظر از جنبه استبدادی، فقط از زاویه تعارض با اخلاق و ناکامی در تحقق شفافیت سیاسی نیست بلکه تکیه آن بر شیخوخیت سیاسی است که متعلق به عصر سپری شده نظام های قبیلگی است.

منبع: بی بی سی

ادوار کبک آگاه است

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s