دو میهمان اوین: محمد داوری و سعید مرتضوی

Posted: February 5, 2013 in Uncategorized

حسن فرشتیان-به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادستانی تهران، دوشنبه شب 16 بهمن 1391 «سعید مرتضوی بازداشت شد». سعید مرتضوی، قاضی سابق دادگاه امنیتی، قاضی سابق شعبه 1410 دادگاه انقلاب (دادگاه مطبوعات)، دادستان سابق عمومی و انقلاب تهران، معاون سابق دادستان کل کشور، رییس سابق ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، و ریاست سازمان تامین اجتماعی، پس از بازداشت، روانه اوین شد.

خبر بازداشت مرتضوی، موجی از شادی در بین منتقدین و مخالفین وی برانگیخت. خانواده های زهرا کاظمی و قربانیان کهریزک، روزنامه نگاران، و همه قربانیان مستقیم و غیر مستقیم فرمان های آن قاضی تعلیق شده، شاد و خرسند شدند. ولی در این میان، برخی نکات را نبایستی فراموش کرد.

بازداشت مرتضوی، چه ربطی به جنایت کهریزک دارد؟

هر چند، (به هنگام نگارش این یادداشت، و ساعتی پس از بازداشت مرتضوی) هنوز داستانی دلایل بازداشت وی را رسما اعلان نکرده است ولی پیشاپیش، افکار عمومی بر این باور، اطمینان دارد که سعید مرتضوی بخاطر جرایم و جنایات انجام شده در کهریزک به زندان نرفته است. زیرا شیخ شجاع افشاگر کهریزک (مهدی کروبی) و خبر رسانانی مثل محمد داوری، هنوز به دلیل افشای جنایات کهریزک در حبس هستند.

محمد داوری، از اعضای سازمان معلمان ایران و سردبیر سابق سایت سحام نیوز( ارگان حزب اعتماد ملی) پس از انتشار اخبار شکنجه و تجاوز به زندانیان کهریزک در سال ۱۳۸۸ دستگیر و به 6 سال حبس محکوم شد. وی بیش از سه سال است که در حبس هست بدون آنکه یک روز به وی مرخصی داده شده باشد. مادر سالخورده اش، زلیخا بیابانی از روستایی از خراسان، با مشقت، خویش را برای دیدن فرزند، به تهران می رساند، گاه موفق به ملاقات می شود و گاه سرگردان این شهر بزرگ.

جرم محمد داوری، گرفتن شهادت از شهود تجاوزهای بازداشت شدگان پس از انتخابات 1388 بود. مهدی کروبی مسئولیت این امر را به صراحت به عهده گرفت و با صداقت و شجاعت اعلان کرد که داوری به دستور من این شهادت ها را جهت پیگیری جمعاوری می کرده است.

عدالت اقتضا می کرد که اگر فرضا از دیدگاه قوه قضاییه، این کار غیر قانونی بوده است، آمر (مهدی کروبی) و مجری (محمد داوری) همزمان محاکمه علنی شوند و چون مساله با انگیزه سیاسی بوده است ناچار بر طبق قوانین ایران، بایستی در برابر هیات منصفه محاکمه می شدند. در حالیکه اینان، به یاری قربانیان تجاوز شتافته بودند، زیرا پیگیری و روشن شدن اینگونه مسایل، بخشی از جریان بازسازی شخصیت قربانیان، و کم کردن درد و آسیب های وارده بر خانواده های آنان می باشد.

البته امیدواریم که حکومت به درجه ای از خردورزی، دادگستری و درایت رسیده باشد که مرتضوی را بخاطر جنایات کهریزک دستگیر کرده باشد، در اینصورت بزودی شاهد آزادی پیگیران و شاهدان ماجرا، و جبران خسارت قربانیان و آسیب دیدگان حادثه خواهیم بود، ولی متاسفانه، قرائن موجود، چنین خوشبینی را تایید نمی کند.

با توجه به اینکه، درست یک روز پس از افشای فیلم مذاکرات آقایان سعید مرتضوی و فاضل لاریجانی در مجلس شورای اسلامی، مرتضوی بازداشت می شود، تمام ذهن ها متوجه این ماجراست و دلیل بازداشت مرتضوی را در ارتباط با این مساله می داند. مخالفین مرتضوی اگر چه از بازداشت وی شادمان هستند ولی اذعان دارند که این دعوا، «دعوای آنهاست نه دعوای ما».

مرتضوی به دلیل فوق و یا به هر دلیل دیگری بازداشت شده باشد، بدون تردید، حق برخورداری از شرایط بازداشت و محاکمه ای عادلانه دارد. اگر بپذیریم که بازداشت مرتضوی در رابطه با حکایت شرم آور روز قبل از آن در مجلس شورای اسلامی است، فوریت واکنش قوه قضاییه در بازداشت مرتضوی، شایبه ای را در ذهن ایجاد می کند که این فوریت هر چند امری پسندیده است، اما آیا روال و شیوه اجرای قانون (به همان شکلی که اکنون در قوه قضاییه ادعا و اجرا می شود) در مورد سایر متهمان موارد مشابه هم عمل می شود؟ آیا این نوار چون مربوط به برادر دو رییس قوه (قضاییه و مققنه) می باشد چنین واکنش سریعی را در برداشته است؟ اگر فاضل لاریجانی برادر رییس این دو قوه نبود و یک شهروند عادی بود ضبط و پخش مکالماتش چنین واکنش سریعی را در پی داشت؟

این پرسش ها، نیاز به زمان دارد تا قوه قضاییه از این آزمون چگونه بیرون آید. در این آزمون، علاوه بر قوه قضاییه، نگاهها به شخص ریاست این قوه، دوخته شده است زیرا حکایت، حکایتِ برادرِ وی، بلکه برادرانِ وی می باشد. افکار عمومی، چندان منتظر نمی ماند و پیشاپیش قضاوت خویش را کرده است، ولی نگرش حقوقی، فرصت و دقت می طلبد. پیش داوری، ممکن است ما را از دایره انصاف خارج کند.

با توجه به نکات فوق، می توان مدعی شد که سعید مرتضوی به دلیل اجرای عدالت (در مفهوم عدالت قضایی) در پرونده کهریزک، بازداشت نشده است. بنابر این، اگر در رابطه با افشای نوار بازداشت شده باشد هنوز معلوم نیست سیر پرونده وی چندان منصفانه و عادلانه باشد.

اما در نگاهی گسترده تر (در مفهوم عدالت مکافاتی- طبیعی، یا عدالت الاهی)، بدون تردید بازداشت او، چشمه ای از عدالت مکافاتی- طبیعی می باشد. بازداشت مرتضوی، می تواند مکافات ستمی که بر قربانیانش رفتف تلقی گردد، او که روزی حمایت بلندپایگان را داشت و خود نیز بلندپایه پنداشته می شد و بر بازداشت شدگان خویش، خدایی می کرد، زمانی که تاریخ مصرفش به پایان رسید، نمی تواند استناد کند به «المامور المعذور»، بلکه خود قربانی و پیشکش دعوا می شود (بیاد بیاوریم داستان بازداشت هویدا و نصیری را در ماههای پایانی حکومت شاهنشاهی، که افکار عمومی، اگر چه از آن بازداشت ها خرسند شد، ولی آن بازداشت ها را، ناشی از عدالت قضایی رژیم شاه ندانست).

اینگونه عدالت، در ادبیات مذهبی عامیانه، «چوب خدا» نامیده می شود. در ادبیات روزمره فرانسویان، تعبیر می شود به «Loi éminente» به معنای قانون فراگیر طبیعی، که شاید بتوان مشابه آن را در ادبیات فارسی «تقدیر طبیعت» و «مکافات عمل» نامید. بیدل دهلوی آن را «مکافات عمل» می نامد:

«از مکافات عمل غافل مباش

آتش ایمن نیست از اشک کباب».

«از مکافات عمل غافل نباید زیستن

می‌رسد از پشت دست آخر به دندان پشت دست».

نظامی، در خسرو و شیرین، با تمثیل زیبای ذیل، سخن از چرخۀ بی رحم مکافات طبیعت در گذرگاه زمان، می گوید:

«به چشم خویش دیدم در گذرگاه

که زد بر جان موری مرغکی راه

هنوز از صید منقارش نپرداخت

که مرغی دیگر آمد کار او ساخت

چو بد کردی مباش ایمن ز آفات

که واجب شد طبیعت را مکافات».

در ادبیات عرفانی، این قانون، بمثابه «پژواک صدا» تلقی می شود، یعنی این مجازات های مقدر طبیعی، نه نتیجه آن عملکرد نابجا، بلکه بخشی از آن عملکرد است، همچون پژواک صدا، که بخشی از صداست که در کوهها می پیچد، زمانی لازم دارد تا بازگردد. آن صدا نرفته است که برای همیشه رفته باشد، رفته است و باز می گردد، و در بازگشت خویش، ملاقاتی جدید با صاحب خویش دارد.

مولوی، چرخه طبیعی بازتاب ستم و خونریزی را، در بیانی لطیف وعارفانه، انعکاس و پژواک صدای ما در کوه جهان هستی، تلقی می کند، هر چند دیوارها، حجاب و سایه ساز شود. مساله، فقط مساله زمان است، امروز نوبت یکی هست و فردا نوبت آن دیگری:

«گفت من آن آهوم کز ناف من

ریخت این صیاد خون صاف من…

ای من آن پیلی که زخم پیلبان

ریخت خونم از برای استخوان…

بر منست امروز و فردا بر ویست

خون چون من کس چنین ضایع کیست

گر چه دیوار افکند سایهٔ دراز

باز گردد سوی او آن سایه باز

این جهان کوهست و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا».

اگر بازداشت مرتضوی، در مفهوم قانون مکافات طبیعی (یا الاهی) عادلانه باشد، یعنی پژواک رفتار ستمگرانه اش با زهرا کاظمی و قربانیان کهریزک و روزنامه نگاران باشد، یا حتی در مفهوم قضایی، نیز عادلانه باشد، ولی باز هم می توان مدعی شد که از دیدگاه منتقدان و مخالفان سعید مرتضوی، از جهت عُرفی، چندان خوشایند نیست که «سعید مرتضوی» و «محمد داوری» هر دو میهمان اوین باشند، زیبنده نیست که نام هر دو، همزمان، در لیست مشترک ساکنان اوین قرار گیرد.

منبع: ندای سبز آزادی

ادوار کبک آگاه است

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s