Archive for January, 2013

ریحانه طباطبایی خبرنگار روزنامه بهار بازداشت شد.

به گزارش ندای سبز آزادی مامورین امنیتی این روزنامه نگار را صبح امروز در منزلش بازداشت کرده اند.

وی پیش از این نیز از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

ریحانه طباطبایی، روزنامه‌نگار، به اتهام تلاش برای انتخابات آزاد از راه “حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان و اصلاح شورای نگهبان، مطبوعات آزاد، احزاب آزاد و آزادی زندانیان اغتشاشات و فتنه‌گران و عدم دخالت نظامیان در سیاست و اقتصاد و بازگشت نظامیان به پادگان‌ها” به‌ معنای “تضعیف ارکان نظام جمهوری اسلامی” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

در بخش‌های دیگری از حکم صادره برای این روزنامه‌نگار، انتشار اخبار زندانیان سیاسی و دیگر اخبار اعتراضات مردمی به‌ عنوان “زنده نگهداشتن جریان فتنه و برجسته کردن اخبار مربوط به محکومان جریان فتنه و متهمان حوادث پس از انتخابات” عنوان شده است.

ریحانه طباطبایی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۸۹ از سوی سپاه بازداشت و به مدت ۳۶ روز در انفرادی بند ۲ الف سپاه تحت بازجویی قرار گرفت.

ادوار کبک آگاه است

علی دهقان دبیر سرویس اقتصادی روزنامه بهار بازداشت شد.

به گزارش تارنمای ندای سبز آزادی، این روزنامه نگار اقتصادی که سابقه فعالیت در روزنامه های اصلاح طلب بهار،اعتماد،اعتماد ملی و شرق در کارنامه خود دارد امروز پس از احضار به دادسری اوین بازداشت شده است.

گزارشهای دیگری نیز درباره بازداشت برخی دیگر از روزنامه نگاران منتشر شده است.امروز ۲۰۰ روزنامه نگار در بیانیه ای به یورش نیروهای امنیتی به روزنامه ها و بازداشت گسترده همکارانشان اعتراض کردند.

از میان روزنامه نگارانی که در روزهای گذشته بازداشت شده اند تنها مطهره شفیعی آزاد شده و جواد دلیری (سردبیر روزنامه اعتماد)، نسرین تخیری (دبیر اجتماعی روزنامه اعتماد)، ساسان آقایی (دبیر گروه بین‌الملل روزنامه اعتماد)، پژمان موسوی (دبیر رسانه روزنامه بهار)، امیلی امرایی (خبرنگار فرهنگ و هنر روزنامه بهار)، پوریا عالمی (طنز نویس روزنامه شرق)،نرگس جودکی (دبیر اجتماعی روزنامه آرمان)، اکبر منتجبی (دبیراجرایی و سیاسی هفته‌نامه آسمان)، حسین یاغچی (دبیر ادبیات هفته‌نامه آسمان)، صبا آذرپیک (خبرنگار سابق روزنامه اعتماد) و کیوان مهرگان (دبیر سیاسی روزنامه توقیف شده روزگار)،سلیمان محمدی(دبیر سرویس حوادث روزنامه بهار) و میلاد فدایی اصل(دبیر سرویس سیاسی خبرگزاری ایلنا)همچنان در بازداشت به سر می برند.

ادوار کبک آگاه است

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای، یورش ماموران امنیتی به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب و بازداشت تعدادی از روزنامه نگاران را محکوم کرد.

روز یک شنبه نیروهای امنیتی در اقدامی هماهنگ، با یورش به روزنامه های اصلاح طلب اعتماد، شرق، بهار و آرمان و همچنین دفتر هفته نامه آسمان، تعدادی از روزنامه نگاران این رسانه ها را بازداشت کرده اند. روز شنبه و امروز نیز بازداشت روزنامه نگاران ادامه یافته است. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز با صدور بیانیه ای، تهدید کرده که این بازداشت ها ادامه خواهد یافت.

در بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمده است: “همانگونه که بارها به حاکمیت هشدار داده ایم راه نجات کشور از بحرانهای دامنگیری که بواسطه عملکرد اقتدارگران حاکم همچون بختک بر سر کشور افتاده است، آزادی زندانیان سیاسی، فعالیت آزاد رسانه ها، بازکردن فضای سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی است، و امیدوار هستیم که گوش حاکمان صدای اعتراض مردم را نسبت به وضع موجود بشنود و تا دیر نشده پاسخگو باشد. روزنامه نگاران بازگو کننده خواست ها و مطالبات و صدای ملت اند، و شایسته نیست حاکمان بجای شنیدن صدا و قدردانی، آنها را به بند و زندان کشند و خود را از این مشاوران دلسوز و بدون مواجب محروم کنند.”

به گزارش “امروز” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

در حالی که این روزها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، حاکمیت باردیگر در شرایط آزمون اعتماد و مشروعیت سازی قرار گرفته و اقشار و گروههای سیاسی و مدنی منتظر نشانه هایی هر چند کوچک از بازگشت عقلانیت به سطوح عالی تصمیم گیری در کشورهستند، یورش عجیب و غیرقانونی به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب و بازداشت روزنامه نگاران حکایت از از ادامه سیاست سرکوب و ارعاب دارد.

بازداشت و سرکوب روزنامه نگارانی که با تمام محدودیتها و فضای خفقان امروز کشور کنار آمده اند و تلاش می کنند به وظیفه حرفه ای خود بپردازند، ابزاری برای پیشگیری از گسترش گفتمان انتخابات آزاد در جامعه و جلوگیری از حرکت و تکاپوی جامعه به سوی تحقق فضای نسبتا آزاد انتخاباتی (نظیر انتخابات ریاست جمهوری سالهای گذشته) می باشد.

حاکمیت به روشنی می داند که تنها در یک انتخابات غیر رقابتی و نمایشی است که می تواند با مهندسی انتخاباتی و بدون پرداخت هزینه تقلب در انتخابات (به گزافی انتخابات هشتاد و هشت) نامزد از پیش تعیین شده مورد تایید خود را پیروز انتخابات کند، لذا، از هم اکنون تمامی مولفه هایی که می تواند به برگزاری یک انتخابات آزاد و رقابتی منجر شود را با سرکوب و ارعاب از میدان بدر می کند.

جلوگیری از برگزاری همایش شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، حملات و تهدیدهای تبلیغاتی علیه سید محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی، ادامه حصر و حبس خانگی رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی ، و یورش اخیر به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب و بازداشت تعدادی از روزنامه نگاران همه حکایت از عدم تمایل حاکمیت به باز کردن فضای سیاسی و برگزاری انتخابات رقابتی و آزاد دارد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، ضمن محکومیت یورش نیروهای امنیتی به دفاتر روزنامه ها و بازداشت فله ای روزنامه نگاران، خواستار آزادی هر چه سریعتر روزنامه نگاران بازداشت شده و رفع محدودیت های غیرقانونی از روی نشریات و رسانه های کشور است. همانگونه که بارها به حاکمیت هشدار داده ایم راه نجات کشور از بحرانهای دامنگیری که بواسطه عملکرد اقتدارگران حاکم همچون بختک بر سر کشور افتاده است آزادی زندانیان سیاسی، فعالیت آزاد رسانه ها، بازکردن فضای سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی است، و امیدوار هستیم که گوش حاکمان صدای اعتراض مردم را نسبت به وضع موجود بشنود و تا دیر نشده پاسخگو باشد. روزنامه نگاران بازگو کننده خواست ها و مطالبات و صدای ملت اند، و شایسته نیست حاکمان بجای شنیدن صدا و قدردانی، آنها را به بند و زندان کشند و خود را از این مشاوران دلسوز و بدون مواجب محروم کنند.

آیینه چون نقش تو بنمود راست —– خود شکن آیینه شکستن خطاست

یازدهم بهمن نود و یک

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( شاخه خارج از کشور )

ادوار کبک آگاه است

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای، یورش ماموران امنیتی به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب و بازداشت تعدادی از روزنامه نگاران را محکوم کرد.

روز یک شنبه نیروهای امنیتی در اقدامی هماهنگ، با یورش به روزنامه های اصلاح طلب اعتماد، شرق، بهار و آرمان و همچنین دفتر هفته نامه آسمان، تعدادی از روزنامه نگاران این رسانه ها را بازداشت کرده اند. روز شنبه و امروز نیز بازداشت روزنامه نگاران ادامه یافته است. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیز با صدور بیانیه ای، تهدید کرده که این بازداشت ها ادامه خواهد یافت.

در بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آمده است: “همانگونه که بارها به حاکمیت هشدار داده ایم راه نجات کشور از بحرانهای دامنگیری که بواسطه عملکرد اقتدارگران حاکم همچون بختک بر سر کشور افتاده است، آزادی زندانیان سیاسی، فعالیت آزاد رسانه ها، بازکردن فضای سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی است، و امیدوار هستیم که گوش حاکمان صدای اعتراض مردم را نسبت به وضع موجود بشنود و تا دیر نشده پاسخگو باشد. روزنامه نگاران بازگو کننده خواست ها و مطالبات و صدای ملت اند، و شایسته نیست حاکمان بجای شنیدن صدا و قدردانی، آنها را به بند و زندان کشند و خود را از این مشاوران دلسوز و بدون مواجب محروم کنند.”

به گزارش “امروز” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

در حالی که این روزها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، حاکمیت باردیگر در شرایط آزمون اعتماد و مشروعیت سازی قرار گرفته و اقشار و گروههای سیاسی و مدنی منتظر نشانه هایی هر چند کوچک از بازگشت عقلانیت به سطوح عالی تصمیم گیری در کشورهستند، یورش عجیب و غیرقانونی به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب و بازداشت روزنامه نگاران حکایت از از ادامه سیاست سرکوب و ارعاب دارد.

بازداشت و سرکوب روزنامه نگارانی که با تمام محدودیتها و فضای خفقان امروز کشور کنار آمده اند و تلاش می کنند به وظیفه حرفه ای خود بپردازند، ابزاری برای پیشگیری از گسترش گفتمان انتخابات آزاد در جامعه و جلوگیری از حرکت و تکاپوی جامعه به سوی تحقق فضای نسبتا آزاد انتخاباتی (نظیر انتخابات ریاست جمهوری سالهای گذشته) می باشد.

حاکمیت به روشنی می داند که تنها در یک انتخابات غیر رقابتی و نمایشی است که می تواند با مهندسی انتخاباتی و بدون پرداخت هزینه تقلب در انتخابات (به گزافی انتخابات هشتاد و هشت) نامزد از پیش تعیین شده مورد تایید خود را پیروز انتخابات کند، لذا، از هم اکنون تمامی مولفه هایی که می تواند به برگزاری یک انتخابات آزاد و رقابتی منجر شود را با سرکوب و ارعاب از میدان بدر می کند.

جلوگیری از برگزاری همایش شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، حملات و تهدیدهای تبلیغاتی علیه سید محمد خاتمی، هاشمی رفسنجانی، ادامه حصر و حبس خانگی رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی ، و یورش اخیر به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب و بازداشت تعدادی از روزنامه نگاران همه حکایت از عدم تمایل حاکمیت به باز کردن فضای سیاسی و برگزاری انتخابات رقابتی و آزاد دارد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، ضمن محکومیت یورش نیروهای امنیتی به دفاتر روزنامه ها و بازداشت فله ای روزنامه نگاران، خواستار آزادی هر چه سریعتر روزنامه نگاران بازداشت شده و رفع محدودیت های غیرقانونی از روی نشریات و رسانه های کشور است. همانگونه که بارها به حاکمیت هشدار داده ایم راه نجات کشور از بحرانهای دامنگیری که بواسطه عملکرد اقتدارگران حاکم همچون بختک بر سر کشور افتاده است آزادی زندانیان سیاسی، فعالیت آزاد رسانه ها، بازکردن فضای سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی است، و امیدوار هستیم که گوش حاکمان صدای اعتراض مردم را نسبت به وضع موجود بشنود و تا دیر نشده پاسخگو باشد. روزنامه نگاران بازگو کننده خواست ها و مطالبات و صدای ملت اند، و شایسته نیست حاکمان بجای شنیدن صدا و قدردانی، آنها را به بند و زندان کشند و خود را از این مشاوران دلسوز و بدون مواجب محروم کنند.

آیینه چون نقش تو بنمود راست —– خود شکن آیینه شکستن خطاست

یازدهم بهمن نود و یک

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ( شاخه خارج از کشور )

ادوار کبک آگاه است

ادوار نیوز: جمعی از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی با صدور بیانیه ای اعتراضی نسبت به حمله اخیر به رسانه های اصلاح طلب و هم چنین بازداشت های گسترده روزنامه نگاران واکنش نشان داده و خواستار آن شده اند مسئولان قضایی روزنامه نگاران دستگیر شده را به سرعت آزاد و ثابت کنند که به قوانین احترام می گذارند.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

روزنامه نگاران را آزاد کنید

ما روزنامه نگاران ایرانی امضا کننده این بیانیه، به حضور ماموران دادستانی در محل تعدادی از روزنامه ها و نشریات کشور و دستگیری گسترده همکارانمان معترضیم.

ما نگرانیم که دستگیری تعداد زیادی از روزنامه نگاران در یک زمان، با انگیزه ای سیاسی و با قصدی جز اجرای عدالت انجام شده باشد.

آنچه نگرانی ما را تشدید می کند، سخنان سخنگوی قوه قضاییه پیش از دستگیری هاست که اظهار داشت براساس اطلاعاتی که از “منابع موثق” به دست او رسیده “عده‌ای از روزنامه‌نگاران جدای آنکه در روزنامه‌های کشور قلم می‌زنند دستشان در دست غربی‌ها و ضد انقلاب است”.

اعتراضمان به این است که سخنگوی قوه قضاییه درباره روزنامه نگارانی که طرح دستگیری آنها تهیه شده چنان سخن می گوید که انگار آنها مطابق مقررات قانونی -در محاکم علنی، با داشتن وکیل مدافع و در حضور هیات منصفه – محاکمه و محکوم شده اند و مانده است اطلاع رسانی درباره آنان.

خواست ما روزنامه نگاران از مسئولان قضایی این است که روزنامه نگاران دستگیر شده را به سرعت آزاد و ثابت کنند که به قوانین احترام می گذارند.

شبنم آذر، شکوفه آذر، سهیل آصفی، محمد آقازاده، مریم آموسا، فرزانه آئینی، مجید آل ابراهیم، نزهت امیرآبادیان، حمیدرضا ابراهیم زاده، مهرداد ابوالقاسمی، محسن احمدی، حمید اسلامی، سعیده اسلامیه، رسول اصغری، مهدی افروزمنش، ساناز الله بداشتی، پروین امامی، سارا امت علی، مهدی امیرپور، افشین امیرشاهی، فرنوش امیرشاهی، نوشابه امیری، سعیده امین، مهدی اورند، لیدا ایاز، امید ایرانمهر، سولماز ایکدر، فرزانه بذرپور، سعید برآبادی، تارا بنیاد، مازیار بهاری، علیرضا بهداد، شیما بهره مند، میلاد بهشتی، سپیده بهکام، آرش بهمنی، علیرضا بهنام، مسعود بهنود، سحر بیاتی، سعید پورحیدر، مهدی تاجیک، محمد تنگستانی، فرنوش تهرانی، دلبر توکلی، حمید جانی پور، زهرا جعفرزاده، حمید جعفری، بهناز جلالی پور، احمد جلالی فراهانی، رضا حاجی حسینی، مولود حاجی زاده، غزل حضرتی، مریم حسین خواه، محبوبه حسین زاده، آرش حسینی پژوه، ملیحه حسینی، حبیب حسینی فرد، رضا حقیقت نژاد، جواد حیدریان، علیرضا خامسیان، رضا خانکی، سعیده خدابخش، علی خردپیر، ویدا خسروی، فرناز خطیبی، مهراوه خوارزمی، محبوبه خوانساری، همایون خیری، بهمن دارالشفائی، نگین درخشان، هومان دوراندیش، نعیمه دوستدار، بابک ذاکری، احمد رافت، سیامک رحمانی، نیلوفر رستمی، شهرام رفیع زاده، بهرام رفیعی، فیروزه رمضان زاده ، فاطمه رمضانیان، شبنم رحمتی، مهدی رستم پور، سامان رسول پور، علی رضوی، رضا رفیعی، علی اصغر رمضان زاده، بنفشه رمضانی یگانه، اردوان روزبه، محمد رهبر، طاهره ریاحی، اردشیر زارعی قنواتی، سونیتا سراب پور، حسن سربخشیان، لیلا سعادتی، مجید سعیدی، مسعود سفیری، لادن سلامی، مریم سلطان زاده، امید سلیمی بنی، پوریا سوری، علی سیدآبادی، مریم شاهسمندی، رضا شجاعیان، شبنم شعبانی، صبا شعردوست، حامد شفیعی، سعید شمس، سولماز شریف، نیوشا صارمی، بنیامین صدر، رضا صدیق، بیژن صف سری، بهروز صمدبیگی، سارا طاهری، حمیدرضا ظریفی نیا، نسرین ظهیری، عسل عباسیان، شیرزاد عبدالهی، ساجده عرب سرخی، آیدا عزتی، حدیث علمی، حسین علوی، مسیح علی نژاد، ارشاد علیجانی، سوگند علیخواه، فریده غائب، سام غفارزاده، آرش غفوری، ماهرخ غلامحسین پور، پویان فخرایی، محمود فرجامی، مهران فرجی، گیسو فغفوری، فاطمه فنائیان، فرشته قاضی، حسین قاضیان، کاوه قریشی، آیدا قجر، ثمانه قدرخان، محمد قدمعلی، سمیرا قرائی، فرامرز قره باغی، مهتاب قلی زاده، امید کشتکار، سمیه کشوری، نازنین کاظمی، مرتضی کاظمیان، محسن کاکارش، مهران کرمی، علیرضا کنعان رو، فرهاد کیانفرید، فرزین گلپاد، رضا گنجی، علیرضا لطیفیان، ساقی لقایی، ندا لهرودی، مسعود لواسانی، حمید مافی، نازنین متین نیا، رضا محدث، احسان محرابی، شفق محمدحسینی، سام محمودی سرابی، نگار مرتضوی، حنیف مزروعی، مهرداد مشایخی، نفیسه مطلق، ریحانه مظاهری، امید معماریان، لیلا ملک محمدی، رویا ملکی، جواد منتظری، ثمین مهاجرانی، محمدحسین مهرزاد، مهدی محمودیان، مینو مومنی، مسعود میر، روزبه میرابراهیمی ، مریم میرزا، مژگان میرزایی، مژگان مدرس علوم، شاهین نوربخش، هادی نیلی، مهدی نجفی زیازی، مجتبی نجفی، فرشاد نوروزپور، احسان نوروزی، مانا نیستانی، لیلی نیکونظر، خاطره وطن خواه، شهرزاد همتی، آزاده یکتایی

ادوار کبک آگاه است

فرزانه روستایی-بسیاری از ساکنان شهرهای بزرگ ایران در چنان فضایی از استرس و بحران اقتصادی اجتماعی به سر می برند که از یاد برده اند در چه هوای آلوده و سنگینی زندگی می کنند. اینکه کودکان ایرانی صبح به مدرسه، مهد کودک یا آمادگی می روند، اما از این طرف خیابان، آن طرف خیابان را به سختی می توان دید و شما در میدان ولیعصر، ونک یا حتی در میدان قدس و ابتدای خیابان دربند که در شمالی ترین نقطه شهر قرار دارد اول صبح، همه ماشین ها را خاکستری می بینید همه و همه به امری عادی در تهران تبدیل شده است.

با تاسف این آلودگی فقط منحصر به تهران یا مشهد نیست و تقریبا همه شهر های بزرگ و متوسط کشور در معرض آن قرار دارد. هرچند آمار مربوط به جزئیات تاثیر آلودگی هوا بر جان شهروندان به طور رسمی در جایی منتشر نمی شود اما از کنار هم گذاشتن اخبار و اطلاعات پراکنده می توان به این نتیجه شرم آور رسید که به جای نفت وعده داده شده بر سر سفره مردم و نیز به جای برق اتمی بر فراز خانه های آنان، سونامی انواع سرطان، به ویژه سرطان ریه و سرطان خون، آسم، بیماری های قلبی و سکته مغزی میهمان خانه های ایرانیان است. عجیب تر اینکه هیچ نهادی موضوع آرام آرام غرق شدن مردم در بیماریهای ناشی از آلودگی هوا را پیگیری نمی کند. ظاهرا قطار چنان از ریل خارج شده است که کسی ته دره ای را که همه درحال سقوط به آن هستند نمی بیند.

با اوج گرفتن آلودگی هوا در روزهای اخیر که موجب تعطیلی تهران و چند شهر بزرگ شد، یکی از سایت های راست در صدد برآمد تا با هماهنگی یکی از آزمایشگاه های صنعتی، بنزین عرضه شده در جایگاه های تهران را مورد آزمایش و آنالیز قرار دهد. اما همه آزمایشگاه های صنعتی کشور که توان و تجهیزات آزمایش و تجزیه بنزین را دارند با اظهار اینکه از این کار و ارایه اطلاعات مربوط به شاخص های کیفی بنزین، منع شده اند، حاضر به همکاری نشدند. در واقع همان گونه که آمار واقعی مربوط به مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا به موضوعی امنیتی تبدیل شد آنالیز بنزین مصرفی در ایران نیز به سرنوشت مشابهی دچارشد.

با این حال، بر اساس نتیجه گزارش یک آزمایشگاه، در حالی که قبلا قرار بود از سال ۹۱ استاندارد بنزین در کشور بر اساس استاندارد یورو ۴ ارتقا یابد، یعنی ناخالصی گوگرد در بنزین به کمتر از ۲۰ پی پی‌ام و عدد اکتان آن به ۹۵ برسد، بنزینی که امروز در کشور توزیع می‌شود دارای ۱۰۰۰پی پی‌ام (یعنی پنجاه برابر آلوده‌تر) و عدد اکتان نیز کمتر از ۸۵ است. علاوه بر این وجود ماده کاتالیزوزی به نام‌ام تی بی‌که در پالایشگاه های کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد عامل مهمی در آلودگی بنزین مصرفی در کشور است. مهمترآنکه وضعیت تولید گازوئیل در کشور وضعیت به مراتب بدتری را داراست، به نحوی که میزان گوگرد موجود در آن حدود ۷۰۰۰ است که معادل ۳۵۰ برابر استاندارد یورو چهار است.

با توجه به تحریم‌های غرب علیه ایران، از سال ۱۳۸۸ واردات رسمی بسیاری از قطعات و مواد لازم برای ارتقای عملکرد پالایشگاهها متوقف شده و در سال های قبل و بعد از این تاریخ نیز دولت هیچ حمایتی از تلاش صنعتگران داخلی برای تولید آن به عمل نیاورد.

در نبود این قطعات و کاتالیست ها، پالایشگاه های داخلی مجبور به استفاده از سرب یا ماده سمی ام تی بی هستند که باعث افزایش به سوزی و آرام سوزی بنزین می شود و در واقع عدد اکتان بنزین را بالا می برد اما چون ترکیبی بسیار مضر است، سال هاست به علت سرطان زایی استفاده از آن در تمام دنیا ممنوع شده است. با این حال این کاتالیزور سمی در همه پالایشگاههای ایران همچنان مورد استفاده قرار دارد. در شرایط کنونی پالایشگاه های پیشرفته دنیا از فناوری هایی استفاده می کنند که حتی نیاز به این ماده خطرناک هم ندارد. پالایشگاه بندرعباس مجهز به این فناوری است. از همان ابتدا که آثار اعلام تحریم ها آشکار شد دولت می توانست به صورت اضطراری تجهیز پالایشگاههای کشور را به این فن آوری آغازکند اما این حساسیت هیچگاه در مسئولان به وجود نیامد و امروز نیز این مواد و تجهیزات مربوط به آن در لیست تحریم ها قرار دارد و هیچ تلاشی برای واردات این تکنولوژی که با جان مردم ارتباط مستقیم یافته است صورت نمی گیرد.

وقتی آمار مربوط به مرگ و میر ۱۰ هزار نفر در اثر سکته قلبی را از شهریور ماه گذشته در میان اخبار مورد مطالعه قرار می دهیم بی توجهی نسبت به این بحران ملی را مشاهده می کنیم و انگیزه ای برای رفع آن نمی یابیم.

فقدان انگیزه و انفعال برای حل بحران ملی آلودگی بنزین را می توان با انگیزه حفاری و ساخت دهها هزار متر مربع تاسیسات هسته ای در زیر بسیاری از کوههای کشور مقایسه کرد که ظاهرا هنوز با شدت و حدت بسیار جریان دارد. بسیاری از تجهیزات و ابزار و ادوات ساخت این تاسیسات با توسل به صدها ترفند تجاری یا امنیتی از اقصی نقاط دنیا و از مخوف ترین بازارهای سیاه به کشور انجام شده و هنوز ادامه دارد. حال چگونه است نظامی که قادر بوده تا نصب ۱۰۰۰۰ سانتریفیوژ را به صورت آبشاری یا سریالی فقط در یک سایت اتمی سازماندهی کند، توان واردات تکنولوژی مورد نیاز تصفیه بنزین در پالایشگاههای کشور را ندارد؟

برخی از ناظران بین المللی معتقدند مسئولان ایرانی چنان با دقت و به دور از نظارت های بین المللی این تاسیسات را ساخته و سر پا و به یکدیگر وصل کرده اند که حیرت آور است. اما حیرت آور تر این است که آن ذهنیتی که این همه تاسیسات مخفی غنی سازی و تاسیسات آب سبک و سنگین و واحد های تحقیقاتی را با تکیه بر میلیاردها دلار از پول مردم ایران طی بیش از دو دهه احداث کرده نسبت به جان آدمیانی که صاحب و مالک اصلی این تاسیسات و سرمایه ها هستند کاملا بی تفاوت است. منظور همان شهروندانی است که در اثر آلودگی هوای ناشی از تحریم های بین المللی می میرند اما در هیچ معادله ای به حساب نمی آیند.

حساسیت بحران ملی آلودگی هوا به نقطه ای رسیده است که از مدیران و مسئولان و تئوریسین های پروژه های هسته ای باید پرسید آیا نمی توانستند از همان مجراهایی که مثلا سانتریفیوژ خریداری و از مسیر های مخفی به ایران قاچاق می کردند مواد و دستگاههای مورد استفاده در پالایشگاههای کشور را نیز خریداری و از راههایی که می شناسند به کشور وارد کنند؟ یا آنطور که تبلیغ می شود چگونه است که کشور در اثر فشار های بین المللی به تکنولوژی ساخت سانتریفیوژ دست یافت اما هیچگاه بودجه یا برنامه ای برای مرتفع ساختن بحران ملی آلودگی هواکه مستقیما با جان مردم ارتباط یافته است تعریف نشد؟

و نیز می توان پرسید این تاسیسات باید به کار دفاع از جان و مال و تامین آسایش مردم می آمد یا اینکه برعکس، مردم ایران با تحمل فشارهای ناشی از تحریم ها و نیز مرگ و میر در اثر آلودگی هوا قربانی شوند تا امنیت این تاسیسات و برنامه ریزان آن تامین شود؟ دیروز نیز گفتند که میمونی را برای تحقیقات فضایی با یک کاوشگربه فضا فرستاده و سالم هم به زمین برگردانده اند. کسی فکر نمی کرد کار تحقیقات فضایی در ایران که با تحقیقات هسته ای ارتباط نزدیکی دارد به جایی ختم شود که مردم ایران در دسته های هزارتایی در اثر آلودگی هوا راهی گورستان شوند، اما به هزینه همین مردم میمون به فضا پرتاب شود.

منبع: روزآنلاین

ادوار کبک آگاه است

شماری از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین در نامه ای به رئیس قوه قضائیه، نسبت به شرایط وخیم سلامت ابوالفضل قدیانی که به زندان قزل حصار کرج تبعید شده، هشدار دادند.

به گزارش کلمه، در این نامه با اشاره به نامه پیشین ۲۰ نفر از زندانیان این بند درباره وضعیت بد رسیدگی به وضعیت بهداشت و سلامت زندانیان سیاسی که در آن از چند نفر از زندانیان بیمار نام برده شده بود، وضعیت قدیانی را با توجه به سن بالا و بیماری هایی که با آنها دست به گریبان است، از همه خطرناک تر برشمرده اند.

در این نامه که به امضای ۳۵ زندانی سیاسی رسیده است، با توضیح بخشی از شرایط وخیم بیماری های مسن ترین زندانی بند ۳۵۰ پیش از تبعید وی، مسئولیت همه عواقب احتمالی به عهده کلیه مسئولین ذیربط گذاشته شده است.

ابوالفضل قدیانی به دنبال انتقادات صریح به مسئولان نظام، در تاریخ ۲۵ دی ماه گذشته از بند ۳۵۰ اوین با دستور قاضی صلواتی به زندان قزل حصار که شرایط بسیار وخیمی برای زندانیان بیمار دارد، تبعید شد.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

جناب آقای صادق لاریجانی

ریاست محترم قوه قضاییه

“جان آقای ابوالفضل قدیانی در زندان قزل حصار در خطر است.”

با سلام

احتمالا اطلاع دارید در تاریخ سیزدهم دی ماه سال جاری۲۰ نفر از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین در مورد تعلل در درمان بیماران این بند که تعدادی از آنان دچار بیماری شدید هستند نامه‌ای به رییس این زندان نوشتند. از آن فهرست! بیماری آقای ابوالفضل قدیانی که با حدود ۷۰ سال سن از مسن‌ترین زندانیان سیاسی هستند از همه بیماران جدی‌تر و خطیر‌تر است. ایشان چندین با تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته و ۵ استند در رگ‌های قلب وی نصب شده است.

در مدتی که ایشان در زندان بوده بطور مستمر تحت مراقبت پزشک متخصص خود در بیمارستان پارس بوده وچند بار نیز وضعیت اورژانسی پیدا کرده که سریعا به بیمارستان منتقل و بستری شده است و باید ماهیانه بوسیله پزشک متخصص قلب خود معاینه گردد. همچنین به دلیل مشکلات قلبی وی و گرفتگی رگ‌های قلب باید رژیم غذایی خاصی را رعایت کند. این درحالی است که در زندان جدبد چنین امکانی وجود ندارد.

وضع بیماری آقای قدیانی به نحوی است که پزشکی قانونی پس از معاینه ایشان اعلام کرده وی برای انجام معالجات ضروری باید چهارماه بیرون از زندان باشد وبه وی مرخصی استعلاجی داده شود.

علیرغم این شرایط که همگی در پرونده ایشان مضبوط است، نه تنها موانع درمان ایشان مرتفع نشده، بلکه در تاریخ ۲۵ دیماه ایشان را با دستوری غیر قانونی از طرف ابوالقاسم صلواتی به زندان قزل حصار که محل نگهداری زندانیان مواد مخدر وخطرناک است منتقل کرده‌اند. با توجه به محدودیت شدید امکانات درمانی ونبود پزشک متخصص درآن زندان وتاخیر اجتناب ناپذیر در رساندن وی به بیمارستان درشرایط اورژانس که برای ایشان پیش می‌آید با این انتقال جان ایشان کاملا درخطر است.

ما به عنوان وظیفهٔ انسانی و اسلامی چنین خطری را اعلام ی کنیم. طبعا در صورت عدم تغییر شرایط نامساعد موجود و وقوع هر اتفاق ناگواری، همه مسوولین ذیربط شرعا وقانونا مسوول خواهند بود.

امضاکنندگان به ترتیب حروف الفبا:

۱٫ پوریا ابراهیمی
۲٫ سیدمحمد ابراهیمی
۳٫ حسن اسدی زیدآبادی
۴٫ ابراهیم بابایی
۵٫ مصطفی بادکوبه ای
۶٫ عماد بهاور
۷٫ سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
۸٫ سید مصطفی تاج زاده
۹٫ محمد تحققی
۱۰٫ امین چالاکی
۱۱٫ سیاوش حاتم
۱۲٫ آریا حامدی
۱۳٫ مهدی خدایی
۱۴٫ محمد داوری
۱۵٫ امیرخسرو دلیرثانی
۱۶٫ محمدصادق ربانی املشی
۱۷٫ علیرضا رجایی
۱۸٫ محمد رضایی
۱۹٫ علیرضا روشن
۲۰٫ مصطفی ریسمان باف
۲۱٫ حسین زرینی
۲۲٫ آرش سقر
۲۳٫ عبدالفتاح سلطانی
۲۴٫ پوریا شاهپری
۲۵٫ علی شریعتی
۲۶٫ مسعود صادقی
۲۷٫ فیض الله عرب سرخی
۲۸٫ سیامک قادری
۲۹٫ حمید کرواسی
۳۰٫ جعفر گنجی
۳۱٫ سعید مدنی
۳۲٫ عبدالله مومنی
۳۳٫ محسن میردامادی
۳۴٫ محمد امین هادوی
۳۵٫ سیداحمد هاشمی
۳۶٫ محمدحسن یوسف پورسیفی

ادوار کبک آگاه است

شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه ای با اعتراض شدید به بازداشت جمعی از روزنامه‌نگاران کشور، از دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی خواست به کردارهای غیرانسانی و ضدملی خود که هیچ نسبتی با قانون ندارد، پایان دهند، عقلانیت پیشه کنند، و پشتوانه‌های نیل به ایران آزاد و آباد را هرچه سریع‌تر، رها سازند.

به گزارش کلمه متن بیانیه شورای هماهنگی در واکنش به حمله به دفاتر مطبوعات و بازداشت شبانه روزنامه نگاران بدین شرح است:

به‌نام خدا

هم‌وطنان عزیز، مردم آگاه ایران

چند روز از ادعای برگزاری انتخابات آزاد در جمهوری اسلامی نگذشته، دور جدید سرکوب روزنامه‌نگاران مستقل آغاز شده است. روز گذشته، چند تن از روزنامه‌نگاران کشور، بدون طی مراحل و تشریفات قانونی، در محل کار خود بازداشت شدند. ظاهرا، حاکمان اقتدارگرا هیچ نیازی به رعایت ابتدایی‌ترین ظواهر و لوازم انتخابات آزاد و سالم احساس نمی‌کنند.

سه سال و نیم پس از کودتای انتخاباتی، با وجود بازداشت ده‌ها روزنامه‌نگار و احضار و تهدید پیوسته‌ی روزنامه‌نگاران مستقل، توقیف نشریات غیرهمسو با حاکمیت، تذکر دائمی به مدیران مسئول، ارسال دستورالعمل‌های مکرر برای سردبیران، تهدید وبلاگ‌نویسان (تا سقف شکنجه و قتل کارگر وبلاگ‌نویسی به‌نام مرحوم ستار بهشتی)، اعمال فیلتراسیون شدید بر اینترنت، پارازیت افکنی و ایجاد اختلال در پخش برنامه‌های ماهواره‌ای، و دیگر تلاش‌های غیرقانونی برای مخدوش و محدود ساختن جریان گردش آزاد اخبار و اطلاعات در کشور، باز هم اقتدارگرایان حاکم از سرکوب و اعمال خشونت علیه مطبوعات و نقض اشکار , مستمر و شدید حقوق بنیادین روزنامه نگاران ، دست برنمی‌دارند.

موج جدید بازداشت عده ای از روزنامه‌نگاران کشور در فاصله‌ی کمتر از ۵ ماه تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، مهر تأییدی است بر تداوم راهبرد کودتاچیان ۸۸٫ رویکردی که دو سال است رهبران جنبش سبز را حتی بدون برگزاری دادگاهی نمایشی، در حصر و حبس غیرقانونی بازداشت کرده، ده‌ها کنشگر سیاسی و روزنامه‌نگار و فعال دانشجویی را همچنان در زندان‌های استبداد دینی اسیر نگاه داشته، و می‌کوشد با سرکوب و خشونت و ارعاب علیه جامعه مدنی و تغییرخواهان ایران، اقتدار نامشروع و غیراخلاقی خود را تداوم بخشد.

شورای هماهنگی راه سبز امید، ضمن اعتراض شدید به بازداشت جمعی از روزنامه‌نگاران کشور، از دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی می‌خواهد به کردارهای غیرانسانی و ضدملی خود که هیچ نسبتی با قانون ندارد، پایان دهند، عقلانیت پیشه کنند، و پشتوانه‌های نیل به ایران آزاد و آباد را هرچه سریع‌تر، رها سازند.

شورای هماهنگی راه سبز امید

نهم بهمن‌ماه ۱۳۹۲

ادوار کبک آگاه است

 یکی از شیوه‌های خبرسازی و داغ کردن بازار فروش در مطبوعات، ایجاد جنگ‌های زرگری و درگیری‌های کلامی میان چهره‌های شناخته شده است. نمونه بارز آن را می‌توانید در مطبوعات ورزشی کشور خودمان هم ببینید. از فتح‌الله زاده در مورد رویانیان می‌پرسند. بعد همان حرف را می‌گذارند کف دست رویانیان تا او هم واکنشی نشان بدهد. نتیجه کار می‌شود یک دعوایی که از اساس ساخته و پرداخته مطبوعات بوده است. یعنی اگر این مطبوعات حضور نداشتند، بسیار بعید بود که آقای فتح‌الله‌زاده گوشی تلفن را بردارد و یک زنگ به رویانیان بزند تا با او وارد درگیری کلامی شود!

واقعیت این است که کارکرد مطبوعات صرفا در انتقال اخبار و یا حتی نقد و تحلیل خلاصه نمی‌شود. به ویژه زمانی که از مطبوعات سیاسی فاصله می‌گیریم، با افزایش وجهه و کارکرد «سرگرمی‌خواهی» در مطبوعات مواجه می‌شویم. برای مثال، مطبوعاتی که به حوزه فیلم و سینما و سریال می‌پردازند، کم‌ترین تمرکز خود را بر روی نقدهای هنری قرار می‌دهند، چرا که چنین یادداشت‌هایی معمولا مخاطب خاص دارد و چندان سرگرم‌کننده نیست. در مقابل، صحبت کردن از زندگی خصوصی بازیگران مشهور و یا انتشار آخرین اخبار از روابط پشت پرده آنان کارکرد سرگردم کننده مناسبی دارد و تیراژ فروش را بالا می‌برد. اما بحث من اینجا آشنایی با شیوه‌های فعالیت ژورنالیستی نیست. من می‌خواهم به آسیبی اشاره کنم که از مطبوعات سیاسی ما به کل فضای سیاست‌ورزی تسری پیدا می‌کند.

* * *

آقای هاشمی صحبتی می‌کند. کنایه‌ای می‌زند و یا برگ یادداشتی از خاطرات گذشته خود منتشر می‌کند. شیوه عملکردی معمول ایشان است در ابراز نظراتشان به صورت غیرمستقیم. همین اشاره کوتاه برای دست‌کم یک هفته تمام در مطبوعات کشور بازتاب می‌یابد. با صاحب‌نظران تماس می‌گیرند و نظر آنان را پیرامون مواضع اخیر جویا می‌شوند. اصلاح‌طلبان حمایت می‌کنند. گه‌گاه از میان اصولگرایان هم ندایی هم‌دلانه به گوش می‌رسد که ارزش خبری بیشتری دارد. در کنارش اخباری از سیدحسن خمینی منتشر می‌شود و اظهارات پرهیجان «نوه امام». یا روز دیگر که رهبر نظام سخنی می‌گوید، در گوشه و کنار اخباری از مواضع متضاد نزدیکان دولت با اظهارات رهبری پیدا می‌شود. وقتی مجموع تمام این خبرها و اظهار نظرها را کنار یکدیگر روی گیشه مطبوعات مشاهده می‌کنید اینگونه القا می‌شود که گویا تغییراتی در جریان است و مثلا چرخشی در سیاست کلی رهبر نظام صورت گرفته است. خبر را خود مطبوعات تولید کرده‌اند و با نبوغ و نکته‌سنجی خود خبرنگاران مجموع اظهارنظرها کنار یکدیگر تدوین شده، اما در نهایت خودشان هم باور می‌کنند که به واقع یک چرخش سیاسی رخ داده است. ماجرا را که پی‌گیری می‌کنید همه‌اش در یک برگ از دفتر خاطرات قدیمی خلاصه می‌شود. باقی‌اش یک سری حواشی است که به سبک عملکردی مطبوعات ورزشی و یا احوالات بازیگران مشهور دارد کارکرد سرگرم کنندگی را دنبال می‌کند.

وقتی تلاش برای تغییر ساختار قدرت، صرفا به جدال «اظهار نظرها» فروکاسته شود، یعنی ما چشم بر روی منابع اصلی قدرت و ساختار برآیند و توازن قوا بسته‌ایم. یعنی سیاست را به شیوه مسابقات سرگرم کننده تلویزیونی دنبال می‌کنیم. هدف رسیدن به مطلوب و ایجاد تغییری واقعی نیست. هدف این است که دور هم باشیم و هر کدام در یک بازی گروهی نقش منحصر به فرد خودمان را به خوبی ایفا کنیم. مرور روزانه گیشه مطبوعات می‌تواند هر روز وقوع یک تحول عظیم و عن‌قریب را نوید دهد؛ اما ناظر هوشمند در برابر چنین صحنه رنگارنگی یک قدم عقب‌تر می‌ایستد و از خود می‌پرسد: «با مقابل هم قرار دادن یک سری اظهار نظرات شخصی، در کدام یک از معادلات و منابع قدرت تغییری رخ می‌دهد که بتوان به تغییر در وضعیت سیاسی کشور از چنین مسیری دل خوش کرد؟» آیا اگر از علی مطهری گفت و گویی در انتقاد از حمید رسایی منتشر شود، سیطره سپاه بر تمامی ارکان اقتصادی کشور دستخوش تغییر می‌شود؟ آیا با انتشار یک برگ خاطرات قدیمی هاشمی، سدی در برابر مافیای کلان قاچاق کالا ایجاد می‌شود؟ آیا موضع گیری اصلاح‌طلبان جلوی رانت‌خواری‌های نجومی احمدی‌نژاد و نزدیکانش را می‌گیرد؟ و یا یک نصیحت اندرزگونه حبیب‌الله عسگراولادی بر پایه یک شیوه کدخدامنشی شخصی می‌تواند خاستگاه منافع راست محافظه‌کار کشور را دگرگون کند؟

* * *

به باور من، مشکل فقط این نیست که فضای مطبوعاتی-رسانه‌ای منتقدان به فضای روزنامه‌های ورزشی-سینمایی شبیه شده است. مشکل زمانی جدی می‌شود که کل سیاست‌ورزی جریانات منتقد در همین خبرسازی‌ها خلاصه می‌شود. در واقع، جناحی که منابع قدرت را در انحصار گرفته، برای ایجاد یک پوشش ظاهری باید به چنین ابزاری متوسل شود. این جناح اصل استوانه قدرت را در اخیار دارد و برای رعایت یک رنگ و لعاب مشروعیت، پوششی مطبوعاتی-خبری هم برای خودش فراهم می‌کند. اما جناح منتقد نمی‌داند و یا فراموش می‌کند که برای ایجاد تغییر نباید صرفا جدال را به همین پوسته رسانه‌ای تقلیل داد. بدون هیچ تلاش، سازمان‌دهی، برنامه‌ریزی و یا اقدامی عملی برای تغییر در معادلات منابع قدرت، صرفا با وقت گذرانی در مجادلات رسانه‌ای خودش را سرگرم می‌کند. گویی می‌خواهد شانه از زیر بار مسوولیت سنگین خود خالی کند و یا برای پنهان ساختن ناکارآمدی و درماندگی‌اش از بسیج نیرو و ایجاد تغییر، با روی‌کردی تنزه‌طلبانه صرفا وجدانش را در پیشگاه تاریخ آسوده کند که «ما گفتیم، اما کسی گوش نکرد»!

تا زمانی که نپذیریم، عمیق‌ترین شکاف تاریخی در ساختار قدرت و منافع طبقاتی و گروهی کشور، چیزی متفاوت از دعوای مدیرعامل پرسپولیس و استقلال است که صرفا زاییده خبرسازی رسانه‌ای مطبوعات باشد و با همان ابزار هم به دوستی و مجلس گل و شیرینی بدل شود، تنها باید شاهد تداوم روند رو به اضمحلال موجود باشیم. چه جای تعجب که در این مسیر، هرچند وقت یک‌بار هم حوصله سرور مستبد از این خبرسازی‌های سطحی سر برود و شبانه دستور برچیدن بساط خبرسازی مطبوعاتی را بدهد که ظاهر و باطن امر کمی بیشتر شبیه هم شود؟!*

 

پی‌نوشت:

* طبیعتا این یادداشت قرار نبود مصادف شود با خبر یورش به دفاتر مطبوعات و بازداشت دست‌جمعی روزنامه‌نگارانی که تا این لحظه شمارشان به 12 نفر رسیده است. سطر آخر، صرفا برای اشاره‌ای به این خبر به متن افزوده شده است، اما من امیدوارم که متن همچنان مستقل از این مسئله اخیر خوانده شده و مورد قضاوت قرار گیرد.

کبک ۲۲

ادوارنیوز: ساعاتی‌ پیش نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران طی‌ یک حملهٔ همزمان به دفا‌تر چهار روزنامه اصلاح طلب به نام‌های شرق، اعتماد بهار، آرمان و هفته نامه آسمان اقدام به بازداشت تعدادی از روزنامه نگارن کردند.

به گزاری کمیته گزارشگران حقوق بشر، تا این لحظه ساسان آقایی، نسرین تخیری، جواد دلیری، پژمان موسوی، احسان مازندرانی، مطهره شفیعی، پوریا عالمی، نزهت امیرآبادیان و صدرا محقق توسط ماموران اطلاعات بازداشت و هر لحظه امکان افزوده شدن بر تعداد روزنامه نگارن بازداشتی وجود دارد.

شب گذشته نیز دو نفر دیگر از روزنامه نگاران دیگر به نام‌های میلاد فدایی اصل و سلیمان محمدی توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به زندان اوین منتقل بودند.

همچنین بر اساس گزارشهای رسیده ماموران مانع از آمد و شد روزنامه نگاران و افراد شاغل در مطبوعات مذکور در ساختمان این روزنامه ها شده اند و در دو روزنامه هم کارت های شناسایی خبرنگاران را توقیف کرده اند

ادوار کبک آگاه است