محمد صادقی در گفتگو با جمهوری خواهی (قسمت دوم): دموکراسی راه میان‌بُر ندارد

Posted: November 18, 2012 in Uncategorized

هر چند دموکراسی‌خواهی بیش از پیش به گفتار غالب در میان گروه‌های اپوزیسیون ایرانی تبدیل می‌شود، اما شواهدی جدی حکایت از آن دارند که بخش‌هایی از این اپوزیسیون از پذیرش الزامات و مقدمات لازم برای تبدیل کردن این گفتار به یک برنامه سیاسی دموکراتیک امتناع می‌کند. در بخش اول این مصاحبه محمد صادقی با یادآوری اهمیت و نوآوری جنبش سبز در صحنه سیاسی کشور، تأثیرات منفیِ این ممانعت را در میان بخشی از اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور و همچنین در میان بخشی از اصلاح‌طلبان داخل به بحث می‌گذارد. بخش دوم و پایانیِ مصاحبه ناظر خواهد بود بر تنگناهایی که بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور با نادیده گرفتن توانِ جنبش سبز با آن‌ها مواجه می‌شود، در مقایسه با افقی که دموکراسی‌خواهان می‌توانند با پیوند زدن مبارزات خویش با این جنبش به روی سیاست‌ورزی بگشایند.

امین مهرنیا: آقای صادقی اخیراً مجموعه ای از تلاش‌ها از سوی طیف‌هایی از اپوزیسیون تحت عنوان «اتحاد برای پیش برد دموکراسی » آغاز شده است. نظر شما در این خصوص چیست؟

محمد صادقی: فکر می‌کنم بیش و پیش از مسئله اتحاد ، دستیابی به فهم مشترک از مسئله دموکراسی و راه دست یابی به آن اهمیت دارد. من خود را در گروه نخست نیروهای سیاسی که در تقسیم بندی ابتدای عرائضم گفتم می‌بینم. یعنی معتقدم که دموکراسی محصول یک فرآیند سیاسیِ مردمی است. در این نوع برداشت از مفهوم سیاستِ دموکراتیک، بیش از هرچیز تلاش‌ها، ممارست‌ها، کنش‌های جمعی و حتی فردی نیروهای سیاسی داخل کشور بسیار پراهمیت‌تر از دیگر مسائل است، یعنی به تعبیری محور اصلی در داخل کشور است. بنابراین مجموعه کنش‌ها در خارج از کشور می‌بایست در جهت تقویت روند مبارزات دموکراسی‌خواهانه‌ در داخل کشور سامان یابد. این نکته اول. نکته دوم مربوط به فهم ما از مسئله دموکراسی است. دموکراسی یک توافق سیاسی و نه فکری و عقیدتی، میان نیروهای مؤثر در وضعیت سیاسی جامعه و کشور است.

اگر بپذیریم که نیروی سیاسی مؤثر در داخل کشور فعالیت دارد پس باید تمام تلاش ما در جهت سامان‌دهی به این توافق در داخل کشور باشد. ما این مسئله را به نوعی در جنش سبز دیدیم. وقتی می‌دیدیم که لایه‌های مختلف جامعه با عقاید و تفکرات مختلف از مذهبی تا سکولار و غیر مذهبی در تظاهرات سکوت در تهران شرکت می‌کردند و یا همین الان هم شاهد هستیم در زندان اوین مجموعه‌ای از فعالین سیاسی با تفکرات و دیدگاه‌های مختلف در کنار هم در برابر استبداد ایستاده‌اند و کنش‌های سیاسی مانند بیانیه‌های مشترک را سامان می‌دهند.

نکته سوم اینکه دموکراسی به مثابه توافق سیاسی، محصول گفتگو است. گفتگویی طولانی که از ابتدا به قصد تقویت همگرایی میان دموکراسی‌خواهان آغاز شده و در طول مسیر، علیرغم همه ناملایمات از بی اخلاقی‌ها، پرده پوشی‌ها و دیگر رفتارهایی از این دست دور است. حالا سؤال من این است که این گفتگو در کدام شرایط قابل پیگیری است؟ آنجا که ترس و بی اعتمادی و ظن جای خود را به اعتماد ورزی ، امیدواری و مشارکت داده باشد و در حقیقت جامعه برای درگرفتن یک گفتگوی متساهلانه جهت تقویت همگرایی آمادگی داشته باشد

شما خودتان قضاوت کنید، اتحاد عده ای از سیاسیون در خارج کشور که بی آن که تاثیری در مسائل سیاسی بگذارد چه ارزشی می‌تواند داشته باشد؟ کجا این اتحاد به تقویت همگرایی میان دموکراسی خواهان در داخل منجر می‌شود وقتی در میان این نیروهایِ به اصطلاح «همگرا» از یک سو با انعقاد توافق‌نامه‌های آنچنانی طمع خویش برای زیر سؤال بردن تمامیت ارضی ایران را پنهان نمی‌کنند و از سوی دیگر ادعای دمکراسی برای ایران دارند. ما دموکراسی را برای سعادت مردم ایران و تأمین منافع ملی ایران می‌خواهیم، نه برای تجزیه کشور و اعطای حقوق فوق‌العاده برای کسانی که برخلاف ادعای‌شان هیچ پایگاه اجتماعی میان هموطنان‌مان ندارند.

نکته آخر اینکه سیاست دموکراتیک را سازمان‌های دموکراتیک می‌سازند. اگر قرار باشد که گفتگو برای پیشبرد دموکراسی در ایران منجر به انشقاق در سازمان‌های سیاسی حاضر در این گفتگوها بشود -همانطور که می‌بینیم شده است- چطور می‌توان از سیاست دموکراتیک سخن گفت؟ فهم این سخن دشوار نیست اگر فقط نگاهی به وضعیت سازمان‌های سیاسی موجود در خارج بیاندازیم و ببینیم که چگونه در داخل این سازمان‌ها هیچ توافقی برای حضور در این قبیل نشست‌ها به دست نیامده است. خوشبختانه اکثر سازمان‌های سیاسی در خارج از کشور این نکته را قبول دارند که ثقل مبارزات دموکراسی خواهانه در درون کشور است.

شما به ترکیب شرکت‌کنندگان در این نشست‌ها دقت کنید. اکثر افراد روزنامه نگاران و فعالین رسانه هستند که البته بسیاری‌شان از دوستان ما و افرادی محترم و صاحب‌نظر می‌باشند. اما همانطور که گفتم سیاست دموکراتیک را سازمان‌های دموکراتیک می‌سازند، نه افراد. سازمان‌هایی که شبکه های اجتماعی در داخل کشور را سامان می‌دهند و نمایندگی می‌کنند. گفت‌وگو میان آن‌ها یعنی همان کفت‌و‌گو میان لایه‌های مختلف جامعه برای دست‌یابی به توافق سیاسی دموکراتیک است که می‌تواند تأثیرگذار باشد. آنجایی که مردم غایبند چه اتحادی قابلیت پیشبرد دموکراسی در کشور را دارد؟

اما آقای صادقی استدلال طرف مقابل مبنی بالا بودن حجم سرکوب‌ها و ممانعت از شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی در داخل کشور چندان دور از حقیقت نیست. آنها می‌گویند که حکومت با فشارهای سنگین مانع شکل‌گیری هرنوع حرکت جمعی و سازمان یابی برای دست یابی به دموکراسی می‌شود.

بله فشارها سنگین است اما باید به چند نکته توجه داشت. نخست اینکه علیرغم تمامی فشارها، سرکوب‌ها، توقیف‌ها، حصرها و اعمال محدودیت‌ها، حاکمیت همچنان موفق به سرکوب جریان دموکراسی‌خواه در کشور نشده است. شاهد آن حیات و پویایی‌ای است که ما در همین سازمان خودمان یعنی ادوار تحکیم وحدت شاهد آن هستیم. شعب استانی ما علیرغم زندانی بودن دبیر کل، سخنگو و اعضای شورای مرکزی و تعطیل شدن دفاتر، در همین مدت مؤمنانه و مدبرانه به حیات سیاسی خویش ادامه داده‌اند و همچنان پیگیر روند تحول خواهی در داخل کشور هستند. البته این تنها یک مثال است. این وضعیت در مورد سایر سازمان‌های سیاسی از جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب تا نهضت آزادی و جبهه ملی هم صادق است.

نکته دوم حضور قوی جامعه است. جامعه ایران حتی آن هنگام که سکوت می‌نماید و یا توانایی ابراز نظر صریح در مورد مسائل روز از او گرفته می‌شود باز هم در عرصه حاضر است و سکوت سنگین او به شکلی دیگر خواست و اراده‌اش را به حاکمیت تحمیل می‌کند. به روابط درون قوا و نیروهای حاکم بر کشور دقت کنید. علیرغم وجود اراده قوی برای به سکوت کشاندن تریبون‌ها و خفه کردن مخالفت‌ها و دعوای داخل حکومت، امروز از دل همین جریان اصولگرایی حرف‌های ملت شنیده می‌شود. آنجا که در مجلس گذشته از صافی نظارات استصوابی هم صدای مخالفت با شکنجه و کشتن در زندان به گوش می‌رسد. آنجا که به رغم نامحرم دانستن مردم و تلاش برای دور نگاه‌داشتن جامعه از واقعیت‌های سیاسی بازهم عده‌ای حاضر به پذیرش تمکین بی چون چرا به خواست رهبری نیستند. این نشانه ای از حضور جامعه و فشار افکار عمومی است. البته مسلم است که اصولگراها نماینده سیاسی ما نیستند و در شرایط طبیعی و آزاد حتماً نمایندگان دیگری برگزیده خواهند شد اما توجه به دینامیسم سیاسی در کشور اهمیت دارد و به ما در شناخت این واقعیت که جامعه ایران زنده است کمک می‌کند.

من سئوال می‌کنم چرا به رغم همه سرکوب‌ها حاکمیت موفق به توقیف تمامی نشریات و رسانه های مکتوب نشد؟ واقعیت روشن است. امروز در ایران عده ای ایستاده‌اند و مقاومت می‌کنند. هر کس به فراخور توانایی خود. یکی با یک صفحه در فیس بوک و از طریق حضور در شبکه های اجتماعی در فضای مجازی ودیگری با انتشار مجله و روزنامه و عده ای هم با سامان دادن به پیوندهای سیاسی جدید و یا تلاش برای زنده و پویا نگه داشتن پیوندهای سیاسی خویش.

نکته سوم که تقریباً نتیجه‌گیری از نکات قبلی است اینکه ایران، کره شمالی نمی‌شود. جامعه ایران، تاریخ و فرهنگ آن اجازه خودکامگی به سبک رهبران کره شمالی را نمی‌دهد. نشانه های مقاومت مدنی در رفتار مردم ایران و در ایستادگی‌شان در ممانعت از دخالت حکومت در انتخاب سبک زندگی‌شان هویداست. سال‌هاست که حکومت تلاش می‌کند که زنان و مردان به یک سبک لباس بپوشند، از یک رسانه دیداری و شنیداری استفاده کنند، دست از آداب و رسوم ملی خویش مثل مراسم چهارشنبه سوری و سیزده به د و اعیاد ملی بردارند. آیا موفق شدند؟ چرا به جای تلاش برای شور آفرینی و تقویت جامعه و پاشیدن بذر امید و همبستگی راه خلاف آن را طی کنیم. به عنوان نمونه چرا به جای مخالفت با تحریم‌ها که قطعاً به تضعیف جامعه منجر می‌شود به تشویق آن بپردازیم. من نمی‌گویم که سویه این مخالفت لزوماً متوجه سیاست دولت‌های غربی باشد. می‌گویم چرا از امکانات‌مان در خارج از کشور برای بسیج نزدیک به هفت میلیون ایرانی در جهت مخالف با سیاست ماجراجویانه جمهوری اسلامی در مبحث هسته‌ای استفاده نمی‌کنیم.

آقای صادقی صحبت‌های شما در مورد جامعه بسیار امید بخش است اما راهکار مشخصی برای برون رفت از شرایط کنونی در آن‌ها ندیدم.

فکر می‌کنم یکی از مشکلات ما همین است. دنبال راهکار در حرف‌ها و مواضع دیگری نباشیم. راهکار در درون خود شماست. مگر همین الان شما چه می‌کنید؟ مگر سایر دوستان ما چه می‌کنند؟ مگر برای دستیابی به دموکراسی مسیر دیگری هم وجود دارد؟ مگر رهبران جنبش سبز به چیزی جز تشویق به امید اجتماعی و تأکید بر لزوم شکل‌گیری و فعال بودن شبکه‌های اجتماعی اعتقاد داشتند. اگر دنبال راهکار فوری هستید. نه من در جیبم هیچ نسخه‌ای ندارم. دموکراسی راه میان‌بُر ندارد که چون من حوصله‌ام سر رفته‌است بخواهم بدون حضور مردم از طریقِ آن به این هدف برسم.

مهندس موسوی گفت راه سبز امید را باید زندگی کنیم. امروز من خیلی خوشحال می‌شوم وقتی در عکس‌ها می‌بینم و یا در نقل قول‌ها می‌شنوم که هنوز جوانان ایرانی دست‌بندهای سبز خود را از دست درنیاورده اند. ما هم اینجا وظیفه‌ای جز زنده نگاه داشتن این امید نداریم. هیچ راهی هم جز این متصور نیست. ما آزادی‌خواهی خود را از متن جامعه‌مان وام می‌گیریم. برای حل مشکلات مدام به مردم مراجعه می‌کنیم و افکار عمومی را به قضاوت فرا می‌خوانیم.

مسئولیت‌پذیری ما در تقویت اعتماد عمومی، همبستگی و امید اجتماعی در جامعه متبلور است. معتقدم آن‌ها که راهکارهای فوری نظیر آلترناتیوسازی برای به قول خودشان هدایت «توده‌های بی‌رهبر» را در سر می‌پرورانند از حقیقت جامعه دور هستند و به همین دلیل است که تصور می‌کنند می‌توان اتحاد ملی را از طریق نشست و برخواست با گروه‌هایی که تمامیت سرزمینی‌مان را به رسمیت نمی‌شناسند، به دست آورد.

ما برای پیشبرد دموکراسی در ایران هرگز به تکرار تجربه‌های کشورهایی نظیر عراق و افغانستان نمی‌اندیشیم. برای بخشی از ما نیروهای خارج از کشور که از طریق خانواده و یا سایر دوستان با داخل کشور در تماسند این امر مسجل است که جامعه ایران نگران بروز جنگ و تشدید تحریم‌هاست. من به عنوان یک ایرانی که به جبر زمان از کشور و مردمم دور افتاده‌ام نمی‌توانم از این اتفاقات شوم استقبال کنم. در یک کلام هرچه هست در داخل کشور است و قطعاً اراده و توان نیروهای دموکراسی‌خواه در داخل کشور بالاترین نیرو برای پیشبرد دموکراسی برای ایران است.

از وقتی که در اختیار ما قرار دادید از شما ممنونم. امیدوارم در فرصت دیگری بتوانیم بیشتر در مورد سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی صحبت کنیم.

من هم ممنونم از شما و همکاران‌تان که این فرصت در اختیار من قرار دادید. درباره این پیشنهاد شما هم ای کاش شرایط به گونه رقم بخورد که به زودی شاهد آزادی دبیرکل محترم سازمان ادوار تحکیم وحدت جناب آقای دکتر احمدی زیدآبادی و همچنین سخنگوی زندانی سازمان جناب آقای عبدالله مومنی و دیگر اعضای زندانی شورای مرکزی باشیم تا آن‌ها پاسخگوی پرسش‌های شما درباره سازمان ادوار تحکیم وحدت باشند، با این حال بنده برای صحبت در مورد تجربه‌ی خودم در این زمینه در خدمت شما هستم. موفق و پیروز باشید.

ادوار کبک آگاه است

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google photo

You are commenting using your Google account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s