Archive for October, 2012

همزمان با اعتصاب غذای مهدی خزعلی، قاسم شعله سعدی و تعداد زیادی از بازداشت شدگان جلسه سرای اهل قلم آزاد شدند ولی همچنان حدود بیست نفر در بازداشت هستند.

به گزارش ندای سبز آزادی در همین حال بر اساس خبرهای رسیده به ندای سبز آزادی، حدود بیست نفر از بازداشت شدگان هنوز آزاد نشده اند. در این میان می توان به افشین قربانی نژاد، امین آرمان، محمد باقر مرادی، محمد فرید، مجید سعید عرب، محمد پارسی، حمید رضا سلیمانی، مهدی کرمی، پژمان ظفرمند، و اکبر امینی و …. اشاره کرد.

مهدیه گلرو هم که جز بازداشت شدگان بود، بعد از ساعاتی آزاد شده است.

سه شنبه شب در پی حمله نیروهای امنیتی به جلسه سرای اهل قلم که به موضوع تسخیر لانه جاسوسی اختصاص داشت، ده ها نفر از شرکت کنندگان بازداشت و به محل نامعلومی انتقال داده شدند.

مقارن نیمه شب بیش از 50 تن از بازداشت شدگان با اخذ تعهد کتبی آزاد شده و هنوز تعدادی از آنان در بازداشت هستند.

مهدی خزعلی که پیشتر برای شرکت در راه پیمایی سیزده آبان از مردم دعوت کرده بود، بعد از بازداشت به بند اطلاعات زندان اوین منتقل شده است.

به نوشته فرزندش وی در حال حاضر در اعتصاب غذای خشک است و این مساله موجب نگرانی شدید خانواده شده است.

مهدی خزعلی پیش از این نیز بارها در زندان اعتصاب غذا کرده بود.

آخرین بار پس از هفتاد روز اعتصاب غذا با وکالت مادرش، همسر ابوالقاسم خزعلی آزاد شد.

در همین حال کمپین حقوق بشر با اعلام خبر آزادی قاسم شعله سعدی در گفت و گویی با وی نوشته است: « جمعیت زیادی در سالن نشسته بودند، حدود ۵۰،۶۰نفر بودند و من تازه سخنرانی ام را در خصوص “مصونیت دیپلماتیک” شروع کرده بودم، یعنی حدود دو، سه دقیقه از آن گذشته بود که ناگهان ماموران وارد شدند و همه را دستگیر کردند. اما جلسه دیروز اصلا سیاسی نبود و سخنرانی من هم کاملا حقوقی بود.»

این وکیل و فعال سیاسی در خصوص اینکه آیا ماموران دلیل حمله و دستگیری را عنوان کرده اند، گفت:« اصلا فرصتی برای طرح چنین سوالی از ماموران نبود. یعنی در این شرایط نه آنها توضیح می دهند و نه ما مجالی برای پرسش داریم.فقط دستگیر کردند و بردند و چند ساعتی هم طبق روال همیشگی بازجویی بود اما هیچ از علت دستگیری نگفتند. من نزدیک نیمه شب آزاد شدم و به نظرم اکثر بازداشت شدگان هم آزاد شدند

در حالی که شعله سعدی از دلایل بازداشت مطلع نیست، باشگاه خبرنگاران به نقل از يک منبع آگاه با تاييد بازداشت مهدي خزعلي نوشته است که پس از شناسايي و تحت نظر قراردادن محلي که کانون تجمع فتنه گران و اغتشاشگران بوده، شب گذشته نيروهاي ذيربط با در اختيار داشتن حکم قضايي، عناصر يادشده را غافلگير کرده و با ورود به محل، مهدي خزعلي را همراه با تعدادي از عناصر مخل آسايش و امنيت شهروندان بازداشت نمودند. بنا به گفته اين منبع مطلع ، حدود بيست نفر از بازداشت شدگان داراي سوء پيشينه بوده و از برخي از آنها ، سلاح هاي گرم و سرد (از نوع قداره) کشف شده که متهمين همراه با سلاح هاي مکشوفه‌، تحويل مرجع قضايي شده‌اند.

این سایت خبری وابسته به ضرغامی مدعی شده است که دستگيرشدگان در هماهنگي با وابستگان برخي گروهکهاي کينه توز ، در حال توطئه چيني براي ايجاد اغتشاشات خياباني در مناسبت‌هاي ملي و مذهبي آينده کشور بوده اند.

احتمالا منظور این سایت دعوتی بوده که از سوی جبهه آزادی برای شرکت در تظاهرات 13 آبان انجام شده بود.

ادوار کبک آگاه است

در پی یورش نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین به بند زندانیان زن سیاسی که با هتک حرمت و آزار آنها همراه بود، تعدادی زندانیان این بند دست به اعتصاب غذای دسته جمعی زده اند.

به گزارش کلمه، حمله کنندگان به بند بانوان که شامل حدود ۲۰زن از نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین بودند با ورود به حریم خصوصی و شخصی زندانیان سیاسی باعث بر هم زدن نظم و سلب آسایش آنان شده و پس از یورش به بند سیاسی بانوان زندانیان را به شکل توهین آمیزی بازرسی بدنی کردند.

اعتراض فائزه هاشمی

این اقدام با واکنش اعتراضی فائزه هاشمی که در حال حاضر نماینده و وکیل بند زندانیان و سایر زندانیان سیاسی زن است، مواجه شد.

براساس این گزارش، ماموران حفاظت سپس زندانیان سیاسی را به حیاط کوچک بند هدایت کرده و برای ساعتی همه زندانیان سیاسی را در فضای کوچک و نامناسب محبوس کرده و شروع به تفتیش وسایل شخصی آنان کردند که این حرکت با واکنش زندانیان زن روبرو شد.

شعار یا حسین میرحسین زندانیان

برای نشان دادن اعتراض خود به ماموران امنیتی و حفاظتی زندان اقدام به سر دادن شعار “یا حسین میر حسین”، “مرگ بر دیکتاتور”، “موسوی زنده باد کروبی پاینده باد” و سرودهای “ای ایران”، “یار دبستانی” و “نه خارم نه خاشاک” کردند.

این یورش هم چنین با واکنش اعتراضی زندانیان از جمله اعتصاب غذای جمعی از این زنان سیاسی همراه شده است.

اعتصاب غذای ۹ زندانی سیاسی

تا کنون ۹نفر از زندانیان سیاسی زن از جمله بهاره هدایت، نازنین دیهیمی، ژیلا بنی یعقوب، شیوا نظرآهاری، مهسا امرآبادی، حکیمه شکری، ژیلا کرم زاده مکوندی، نسیم سلطان بیگی و راحله زکایی در اعتراض به این اقدام ماموران حفاظت -اطلاعات زندان دست به اعتصاب غذا زدند.

زندانیان سیاسی زن خواستار عذرخواهی رسمی رییس زندان اوین و مسوولان اداره حفاظت این زندان و همچنین ارایه ضمانت هایی از سوی آنان مبنی بر عدم تکرار چنین رفتارهای شده اند.

نام مامورانی که هتک حرمت کردند چیست؟

به گفته تعدادی از زندانیان دردی زاده و سلامی از جمله مامورانی هستند که با شیوه های غیراخلاقی و توهین آمیز در هنگام تفتیش بدنی، اقدام به آزار بدنی زندانیان کرده اند.

بند بانوان زندان اوین تنها بندی است که زندانیان زن در آن نگهداری می شوند و اتهام این زندانیان، سیاسی است.

گفته می شود پس از شروع به کار علی اشرف رشیدی به عنوان رییس زندان اوین فشارها به زندانیان سیاسی افزایش یافته است. این فشارها طی هفته های گذشته با سخت گیری برای اعزام و درمان زندانیان سیاسی، بازرسی های بدنی در هنگام خروج و ورود و اجازه دخالت ماموران امنیتی در امور زندان تشدید و این امر سبب نارضایتی و نگرانی زندانیان سیاسی شده است.

ادوار کبک آگاه است

نعیمه اشراقی، نوه آیت الله خمینی، در میان ایرانیان عضو فیس بوک چهره ای شناخته شده است. البته او تا چند ماه پیش، یکی از اعضای عادی فیس بوک بود؛ اما پس از مصاحبه پر سر و صدایش با سایت جماران درباره “حجاب”، همگان او را به عنوان “نوه امام” شناختند و در کوتاه زمانی، تعداد دوستانش در فیس بوک به ۵۰۰۰نفر رسید.

اگر به صفحه شخصی او در فیس بوک سر بزنید، معمولا پست هایی می بینید با لایک ها و کامنت های پرشمار.

متن زیر گفتگوی عصر ایران است با نوه امام خمینی درباره فعالیت اش در سایت فیلترشده فیس بوک.

شما از چه زمانی عضو فیس بوک شدید و اصلاً چه شد که تصمیم به عضویت در این شبکه اجتماعی گرفتید؟

بیشر از چهارسال است که عضو فیس بوک هستم. انگیزه اولیه ام، پیدا کردن دوستان قدیمی ام بود.

دوستان شما در فیس بوک چند نفرند و معمولاً درخواست دوستی چه کسانی را قبول می کنید؟

دوستان من ۵۰۰۰ نفر هستند و درخواست های بیشماری دارم که تسهیلات فیس بوک اجازه افزودن بر تعداد دوست هایم را نمی دهد. در خصوص درخواستهای دوستی هم سعی ام این بوده که گزینشی عمل نکنم.

آیا خودتان هم برای کسی درخواست دوستی می فرستید؟

در پاره ای از مواقع.

برخورد شما با کامنت های انتقادی چگونه است؟ آیا کامنتی را هم حذف می کنید؟

تعداد کامنتهایی که حذف کرده ام از تعداد انگشتان دست به نظرم کمتر بوده است.

اگر کسی در لابلای انتقادش، سخنی بگوید که از نظر شما، مصداق توهین به امام و یا شخصیت های دینی باشد، کامنت او را حذف می کنید؟

تا به حال کامنت توهین به ائمه نداشته ام ولی توهین به امام علیرغم خواهش من بوده است. گرچه این کامنتها قلب و روح مرا آزار می دهد ولی در اکثر مواقع سعی کرده ام تحمل کنم؛ به این دلیل که احساس می کنم گاهی در این بین افراد کسانی هستند که احتمالا به آنها ظلمی شده است و یا حتی قربانی پدران ویا مادران خود هستند و با این کار احساس آرامش می کنند. آنها شاید به گمان خودشان صدایشان به گوش کسی در درون حکومت می رسد. من هم صبوری می کنم. تاسف من بیشتر از این است که می بینم چهره واقعی امام را تعداد اندکی شناخته اند و این قدر دور از واقعیت راجع به امام قضاوت می شود که کوشش در جهت شناخت امام را با تمام وجود برای خودم واجب می بینم.

هر کسی از ظن خود شد یار من
وز درون من نجست اسرار من

از خانواده امام چند نفر عضو فیس بوک هستند؟ چه کسانی؟

نسل اول، یعنی فرزندان امام هیچ کدام عضو فیس بوک نیستند و نسل دوم، یعنی نوه ها، بیش از ۶۰% عضو هستند.

وقتی با فیلترشکن وارد فیس بوک می شوید، احساس نمی کنید قانون شکنی کرده اید؟

من شخصا با قانون گریزی مخالفم حتی اگر قانون به ناحق باشد. به نظرم برای اصلاح قانون ظالمانه باید کوشش شود و تا زمانی که قانون پابرجاست نباید از آن تخطی کرد ولی استفاده از فیلترشکن از لحاظ قانونی منعی ندارد بلکه بعضی از مراجع شرعا جایز نمی دانند که مقلدین این دسته از مراجع بایستی احتیاط کنند.

اصلا درباره فیلترشدن فیس بوک چه نظری دارید؟

من کلا با ممنوعیت مخالفم. از نظر من منع استفاده از هر آنچه که ممنوع کرده ایم راه حل نیست. حتی مُسکّن هم محسوب نمی شود.

اگر نوه امام نبودید فیس بوک برایتان فضای دلپذیرتری بود یا الان که نوه امام هستید فیس بوک برایتان جذاب تر است؟

من بیش از ۴ سال است که عضو فیس بوک هستم. قبلاً کسی مرا با عنوان نوه امام نمی شناخت. تعداد دوستانم ۳۰۰ نفر بود؛ ولی بعد از مصاحبه با سایت جماران راجع به حجاب نامم شناخته شد و یکباره تعداد دوستانم به حداکثر رسید و هر روز درخواستهای دوستی زیادی دارم که به دلیل ممنوعیت تسهیلات فیس بوک، امکان پذیرش آنها را ندارم. لذا بعد از شناخته شدن، فضا برایم بسیار دلپذیرتر شد.

فیس بوک چه فوایدی برای شما دارد؟ برایتان بیشتر جنبه تفریحی دارد؟

بیشترین فایده فیس بوک برای من مردم شناسی و آشنایی با لایه های مختلف جامعه است که برایم بسیار دل نشین است؛ به خصوص برای من که در شرایطی خاص بزرگ شده ام و امکان ارتباطات فیس تو فیس و صادقانه را کمتر داشته ام. آدمها یا به دلایلی به ما نزدیک شده اند و یا باز به دلایل دیگری از ما فاصله گرفته اند. نزدیکی و دوریشان واقعی نبوده است. فیس بوک این امکان برای من فراهم کرده است که دوستانی بدون دلهره و بدون چاپلوسی داشته باشم.

معمولاً بر روی صفحه تان چه چیزهایی را می نویسید یا شِیر می کنید؟

معمولا مسائل سیاسی؛ چون این روزها، دغدغه مردم سیاست است. سیاست چنان در تار و پود زندگی مردم نفوذ کرده و تاثیرگذاشته است که نمی توان به چیزهای بهتری فکر کرد و درباره آنها نوشت.

وقتی که در فیس بوک به طرز رفتار و گفتار ما ایرانیان می نگرید، چه نکات مثبت و منفی ای در کنش و منش ما می بینید؟

از نکات مثبت شروع کنم: به نظرم ایرانی ها مردمانی کنجکاو، باهوش و بااحساس هستند ولی آنچه کمتر به چشم می خورد منطق است. اکثر اعضای فیس بوک که با آنها سروکار دارم اصول اولیه ارتباطات را نمی دانند و موجبات مسمومیت فضای مجازی را فراهم می کنند.
بسیاری از گفتمان ها با تعصبات جناحی دست و پنجه نرم می کند و در بعضی از مواقع ادب رعایت نمی شود. من گاهی از خواندن کامنتهایی که در پست هایم می گذارند دلم به درد می آید.

به نظر شما، فضای فیس بوک فضایی گناه آلود است؟

نه، شما بهتر از من می دانید در دنیای غرب از فیس بوک به عنوان یک شبکه اجتماعی استفاده می شود؛ مثلا برای اطلاع رسانی و دعوت از دوستان برای بازدید برنامه های مدنظر و همین طور نظر سنجی برای اتخاذ تصمیمهای گروهی و … در چنین فضایی هرکسی با توجه به بیزینس خود می تواند فعالیت کند. ممکن است بعضی از بیزینس ها سالم نباشد. این در واقع سواستفاده از فیس بوک است و از این بابت نباید فیس بوک را متهم و مجرم بدانیم.

مهمترین ثمرات حضور در فیس بوک برای شما چه بوده است؟

با توجه به اینکه من نوه امام هستم درخواست های زیادی در خصوص آشنایی با شخصیت امام و خانواده شان از من شده است. برنامه من این است که به این درخواستها لبیک بگویم. همچنین برخی از مسائل سال های دهه شصت سربسته باقی مانده است و از من در این خصوص سوالات بسیاری شده است.

البته علم و شناخت من ناقص است ولی تا جایی که اطلاع دارم و می توانم اطلاعات کسب کنم، تلاش خواهم کرد تا پاسخگو باشم. آنچه به شناخت آن ایمان دارم شخصیت امام است؛ زیرا سال ها با ایشان زندگی کرده ام و می توانم با بازگویی خاطراتم از آن دوران، در انتشار جنبه های مختلف زندگی امام موثر باشم.

علاوه بر این ها، دیدگاه های سیاسی ام را نیز گاهی در قالب پست هایم بیان می کنم که غالباً با استقبال نسل جوان عضو فیس بوکم همراه می شود.

ادوار کبک آگاه است

در حمله نیروهای امنیتی به “سرای اهل قلم” تعدادی از شرکت کنندگان در مراسمی که بنا بود به مناسبت 13 آبان و همچنین بزرگداشت مادر آرش صادقی برگزار شود دستگیر شده اند.

براساس گزارشهای رسیده به ندای سبز آزادی امروز بنا بود که در “سرای اهل قلم”نشستی با سخنرانی ابراهیم اصغر زاده برگزار شود.

دراین نشست همچنین بنا بود که یادمانی به مناسبت درگذشت مادر آرش صادقی،دانشجوی زندانی برگزار شود.

مهدی خزعلی، قاسم شعله سعدی،اکبر امینی، مهدیه گلرو، جمال عاملی، دکتر حمیدرضا سلیمانی، محمد پارسی، محمد فرید پژمان ظفرمند، فاطمه محمودی، سعید ذبیحی، نوید ذبیحی، بهروز شادلو، فاطمه محمودی، محمد باقر مرادی، امیر برهانی و مهدی برهمن پور از جمله بازداشت شدگان هستند.

پیش از این نیز نیروهای امنیتی با یورش به “سرای اهل قلم”از برگزاری مراسمی که بنا بود به مناسبت روز قلم برگزار شود اخلال کرده بودند.

ادوار کبک آگاه است

Translated by Freedom Messenger Farsi link: http://mukriannews.blogspot.sk/2012/10/blog-post_29.html The Supreme Court confirmed the death sentence of two prisoners In an interview with the Mokerian News Agency for human rights, the lawyer of these two prisoners stated that the Supreme Court has confirmed the death sentence of his two clients Ali Afshari and Habib (Rizgar) Afshari. The […] پیام آور آزادی کبک۲۲

اعتصاب شرکت‌های حمل سوخت در اصفهان و عدم سوخت‌رسانی باعث ازدحام مردم و تشکیل صف‌های کیلومتری برای ورود به پمپ‌بنزین‌ها شده است.

ﻋﻠﯽ ﯾﺰداﻧﯽ رﺋﯿﺲ ﮐﺎﻧﻮن اﻧﺠﻤﻦھﺎی ﺻﻨﻔﯽ ﮐﺎرﮔﺮان اﺳﺘﺎن اصفهان پنج‌شنبه ۴ آبان (۲۵ اکتبر) در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا دلیل این اعتصاب را اعتراض صنفی تانکرداران سوخت عنوان کرده و گفته است: «ﺗﺎﻧﮑﺮداران ﺳﻮﺧﺖ در شهر اﺻفهان در اﻋﺘﺮاض ﺑﻪ ﻣﯿﺰان ﮐﺮاﯾﻪ ﺧﻮد ﺑﺮای ﺟﺎﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺳﻮﺧﺖ، از ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ دﺳﺖ از ﮐﺎر ﮐﺸﯿﺪه‌اﻧﺪ.»

علی ایرانپور یکی از نمایندگان استان اصفهان در مجلس نهم شورای اسلامی نیز با تایید نرسیدن سوخت کافی به پمپ‌بنزین‌ها و وقفه در سوخت‌رسانی به مردم در پی اعتراض تانکرداران سوخت به میزان دستمزد و کرایه خود، خواستار بررسی هر چه سریع‌تر خواسته تانکرداران و حل مشکل آنان شده است.

اعتصاب ۴۰۰ کارگر کارخانه "بینان دیزل" تبریز

اعتراض، اعتصاب و تجمعات کارگری در ایران در حالی افزایش می‌یابد که بازار ارز و سکه در ایران در هفته‌های اخیر دچار نوسانات شدیدی در بازار آزاد ایران شد.

از جمله دیگر اعتصابات اخیر کارگران در ایران، اعتصاب ۴۰۰ کارگر کارخانه "بینان دیزل" تبریز که از حدود بیست روز پیش دست از کار کشیده و اعتصاب کرده‌اند. بنا بر گزارش‌ها، دلیل این اعتصاب، انتقال اجباری کارگران به کارخانه‌ها و کارگاه‌ها در سایر شهرهای استان آذربایجان شرقی اعلام شده است.

به گزارش سایت "کلمه"، مدیریت این کارخانه به کارگران گفته است: «کسانی که داوطلبانه منتقل نشوند اخراج و به محض اتمام قراداد بیکارخواهند شد.»

شرکت بنیان دیزل با بیش از ۴۰ سال سابقه در زمینه تولید موتورهای دیزلی یکی از نخستین تولیدکنندگان این نوع موتور‌ها در ایران به شمار می‌رود.

در روزها اخیر و با تعطیلی کارخانه بنیان دیزل، تمامی کارگران این کارخانه از اول صبح در مقابل کارخانه بنیان دیزل تجمع و در خیابان به تحصن آرام خود ادامه دادند.

تجمع اعتراضی کارگران مخابرات همدان

در همین حال خبرگزاری ایلنا چهارشنبه ۳ آبان (۲۴ اکتبر) گزارش داد کارگران مخابرات همدان نیز در اعتراض به تحمیل قرارداد پاره‌وقت و کم شدن حقوق ماهیانه خود برای دومین‌بار در سال جاری اقدام به برپایی یک تجمع اعتراض‌آمیز در مقابل ساختمان مرکزی این شرکت كردند.

یکی از کارگران در این تجمع به خبرگزاری ایلنا گفته است: «قرارداد ما به سطح پاره‌وقت تنزل پیدا كرده و کارگزاران روستایی به ازای هر ۴ ساعت کار در روز حقوق دریافت می‌کنند که این مسئله باتوجه به تورم موجود، ما را در تامین معاش خانواده‌های خود با مشكل مواجه كرده است.»

تجمع کارگران یک شرکت پیمانکاری در طبس

به گزارش این خبرگزاری، کارگران یک شرکت پیمانکاری در طبس نیز پس از آن‌که ۳ ماه حقوقشان پرداخت نشد سه‌شنبه ۲ آبان مقابل اداره کار شهرستان طبس تجمع کردند.

دبیر خانه کارگر طبس به خبرگزاری ایلنا گفته است: «مشکلات مالی شرکت پیمانکاری سازه صنعت‌کاران طبس، که به سبب عدم دریافت مطالبات معوقه از سوی اداره گاز عنوان می‌شود، باعث شده این شرکت پیمانکاری در پرداخت حقوق سه ماهه مرداد، شهریور و مهر خود کوتاهی کند.»

با وجود آن‌که بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، "تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن‌که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است" اما به کارگران ایرانی مجوز برگزاری تجمع داده نمی‌شود.

علیرضا محجوب رئیس فراكسیون كارگری مجلس شورای اسلامی چهارشنبه ۳ آبان (۲۴ اکتبر) خواستار صدور مجوز برای اجتماعات کارگری در ایران شده و گفته است در سال‌های اخیر به ندرت با برگزاری اجتماعات کارگری موافقت شده است.

پس از تحریم‌هایی که خارج از شورای امنیت سازمان ملل توسط ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران برقرار شده، صادرات نفت و معاملات بانکی ایران به شدت مختل شده و شرایط اقتصادی دشواری برای این کشور فراهم آورده است.

دویچه وله فارسی

ادوارنیوز: مراسم هفتم مرحوم استاد قابل به دستور شورای تامین استان تهران لغو شد.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز، افرادی که خود را از فرمانداری تهران معرفی کردند در تماس با خانواده قابل اعلام کرده اند که به دستور شورای تامین استان تهران مراسم هفتم مرحوم احمد قابل باید لغو شود. این افراد هیچ دلیلی برای لغو این مراسم اعلام نکردند.‏

طبق اطلاعیه خانواده قابل بنا بود مراسم هفتم استاد قابل در روز سه شنبه نهم آبان از ساعت 3:30 تا 5 عصر در مسجد جامع شهرک غرب واقع در میدان صنعت برگزار شود که بدیونسیله اعلام میگردد با ممانعت استانداری تهران ، این مراسم لغو شده است.‏

همچنین مراسم ختمی که قرار بود در روز پنجشنبه یازدهم آبان در حسینیه اعظم شهر نجف آباد برگزار شود نیز در تماس تلفنی افرادی که خود را کارمندان فرمانداری شهر نجف آباد معرفی کردند، لغو شد.‏

در روزهای پنجشنبه چهارم و جمعه پنجم آبان نیز مراسم ختم مرحوم قابل در شهر مشهد، علی رغم حضور گسترده و مشهود ماموران امنیتی داخل و اطراف مسجد و فیلمبرداری از چهره شرکت کنندگان در مراسم، با آرامش و بدون هیچ مشکلی برگزار شد.‏ در اقدامی خلاف عرف و قانون، روزنامه خراسان از درج اطلاعیه فوت و مراسم ختم مرحوم قابل خودداری کرد.‏ علی رغم همه اعمال محدودیت ها و حضور ماموران امنیتی، استقبال مردم مشهد از این مراسم بسیار گسترده و باشکوه بود.‏

در روز شنبه ششم آبان ماه نیز مراسم ختمی در شهر فریمان برگزار شد. این مراسم نیز که با استقبال گسترده مردم شهر فریمان روبرو شد، بدون هیچ مشکلی با آرامش کامل برگزار شد.‏

ادوار کبک آگاه است

یک گروه سیاسی با نام «اتحاد جمهوری‌خواهان ایران» پس از برگزاری همایش پنجم خود قطع‌نامه‌ای صادر کرده است. (اینجا+ بخوانید) متن کامل قطع‌نامه این گروه بیش از 1700 کلمه است اما من آن را برای شما در کمتر از 70 کلمه خلاصه می‌کنم:

 

خوب‌ها: انتخابات آزاد. حقوق بشر. دموکراسی. جنبش‌های کارگری و زنان. آزادی بیان. آزادی زندانیان سیاسی. سکولاریسم. احترام به مذاهب. جمهوریت. اتحاد. لغو اعدام. صلح. بهار عربی.

 

بدها: ولایت فقیه. سپاه. احمدی‌نژاد و یارانش. راست سنتی و جبهه پایداری. تحریم. حمله نظامی. فقر و تورم. تبعیض قومی و مذهبی. بشار اسد.

 

مطمئن باشید با همین خلاصه‌ای که نوشته شده، هیچ چیزی را از متن قطع‌نامه این گروه سیاسی از دست نخواهید داد. حتی می‌توانم پیشاپیش به شما بگویم اگر سعی کنید با این مجموعه واژگان دست به جمله‌سازی‌های ابتکاری بزنید، احتمالا به مجموعه‌ای از «بیانیه‌ها» و «قطع‌نامه‌های» دیگر گروه‌های سیاسی اپوزوسیون هم دست پیدا خواهید کرد. اما مشکل کار در کجاست؟ چرا برون‌داد فعالین سیاسی ما به یک سری جمله‌سازی‌ با واژگانی معدود و محدود شباهت پیدا کرده که در نهایت تفاوت آن‌ها به ابتکار و خلاقیت ادبی نگارندگان در همین مسابقه «جمله‌سازی» خلاصه می‌شود؟ من چند دلیل کلی به ذهنم می‌رسد.

 

نخست: انتزاعی شدن مفهوم اندیشه سیاسی


اگر نخواهیم میان «گفت‌وگوهای اتوبوسی» با «امر سیاسی» و «کنش سیاسی» تمایزی قایل شویم، در واقع «اندیشه سیاسی» را به مفهومی گنگ، انتزاعی و غیرملموس بدل ساخته‌ایم که طبیعتا توانایی هیچ‌ تغییری در جهان عینی نخواهد داشت. نه تنها طبیعی، بلکه حتی بسیار رایج و قابل مشاهده است که در هر گفت‌وگویی، طرفین گریزی هم به سیاست بزنند و درست به همان صورتی که در مورد نتایج مسابقات ورزشی و یا وضعیت آب و هوا صحبت می‌کنند، نسخه‌ای هم برای سیاست بپیچند. اتفاقا در کشور ما، به مدد فضای سیاست‌زده اجتماعی، عامی‌ترین شهروندان هم می‌توانند سخنرانی‌های مفصلی در مورد «انتخابات واقعا آزاد» ایراد کرده و بر لزوم پایبندی به «حقوق بشر» تاکید کنند. اما آیا همه این شهروندان «فعال سیاسی» هستند؟ یا به عبارت دیگر، فرق آنان که خود را «فعال سیاسی»، و کمی فراتر، احزاب و گروه‌های سیاسی می‌خوانند با این توده شهروندان چیست؟


من می‌گویم نخستین تفاوت باید در تمایزگزاری میان «شعارگرایی» و فهرست‌ کردن آرمان‌ها و اهداف به جای برنامه سیاسی باشد. چه کسی است که نداند ما در وضعیت دموکراتیک قرار نداریم و با انتخاباتی آزاد و سالم فاصله بسیار داریم؟ پس من، به عنوان یک شهروند عادی، وقتی به بیانیه یا قطع‌نامه یک حزب یا گروه سیاسی مراجعه می‌کنم، ابدا به دنبال تکرار آنچه که خودم می‌دانم نیستم. من به کسی «فعال سیاسی» می‌گویم که بتواند یا یک راه‌حل و پیشنهاد به من ارایه کند، یا وضعیت موجود را، فراتر از این بدیهیاتی که همه می‌دانیم، به شکل دیگری برای من تحلیل کند که من بتوانم تصوری از وضعیتی که در آن قرار داریم و گزینه‌های احتمالی آینده پیدا کنم. هرچه غیر از این موارد گفته شود، یک سری واژگان انتزاعی است. «انتزاعی» یعنی ربطی نه به این جامعه دارد و نه به این زمان و مکان. همین بیانیه‌ها را می‌توانید ببرید صد سال پیش در ایران و یا ببرید در کشور کره شمالی یا عربستان هم صادر کنید و آب هم از آب تکان نخورد!

 

 

دوم: بیگانگی فعالین با واقعیت جامعه


مهاجرت یا خارج‌نشینی، احتمالا بزرگ‌ترین دلیل در بیگانگی فعالین سیاسی با واقعیت‌های اجتماعی است، اما ابدا نه عاملی لازم است و نه کافی! یعنی ای بسا فعالین بسیار زیادی که در کشور زندگی می‌کنند اما از واقعیت‌های اجتماعی خود بی‌اطلاع هستند و اتفاقا کانال‌های ارتباطی‌شان با اخبار، رسانه‌هایی است که همان فعالین خارج از کشور اداره می‌کنند! در هر صورت، وقتی شما به واقع نتوانید مشکل جامعه خود را درک و لمس کنید، به ناچار به یک سری تعابیر کلی که عیاری هم ندارند پناه می‌برید: استبداد، آزادی، فقر، عدالت و …


اتفاقا ما ایرانیان در تاریخ کشور خودمان، یک نمونه بسیار آشکار از تبعات بیگانگی فعالین سیاسی با واقعیات اجتماعی را داریم که هنوز هم در تمامی کتاب‌های تاریخی به آن اشاره می‌شود. اشاره من دقیقا به انقلاب 57 باز می‌گردد. انقلابی که اکثر قریب به اتفاق فعالین سیاسی وقت، آن را «غیر منتظره» می‌دانستند. در واقع نقل قول متواتری است که «انقلاب بسیار زودتر از آنکه انتظارش را داشتیم به وقوع پی‌وست». من هربار به چنین عباراتی برخورد می‌کنم فقط یک نتیجه می‌گیرم: «این فعالین سیاسی، شناخت درستی از واقعیت‌های اجتماعی خود نداشتند و در نتیجه از پیش‌بینی بزرگترین تغییری که کل ساختار اجتماعی-حکومتی کشور را متلاشی کرد عاجز ماندند»!


مسئله صرفا در پیش‌بینی بروز تغییر خلاصه نمی‌شود. اتفاقا در مورد انقلاب ایران، همه گروه‌ها این تغییر را (ولو با تخمین زمانی نادرست) پیش‌بینی می‌کردند. اما زمانی که به جهت‌گیری تغییر می‌رسیم، تازه به عمق فاجعه تحلیل‌ها برخورد می‌کنیم. برای مثال گروه‌های چپ‌گرا از دم انتظار خیزش مترقی پرولتاریا به قصد انقلاب کمونیستی را داشتند. این عزیزان اکثرا پس از انقلاب اعدام شدند، اما آن گروهی که زنده ماندند می‌توانند شهادت بدهند که نتیجه نهایی چه زاویه‌ای با پیش‌بینی‌های آن‌ها داشت. حتی گروه‌های ملی‌گرا یا لیبرال نیز وضعیت متفاوتی نداشتند. برای آن‌ها احتمالا انقلاب به معنای رفع استبداد فردی و دست‌یابی به یک نظام دموکراتیک بود. خوش‌بختانه این گروه کمتر اعدام شدند اما به هر حال نتیجه کار به پیش‌بینی‌های آن‌ها هم شباهتی نداشت. البته تمامی این انتقادات می‌تواند متوجه گروه‌های سیاسی باشد که دست‌کم به خودشان زحمت پیش‌بینی و تحلیل می‌دادند. وقتی امروز با گروه‌هایی طرف هستیم که از دو سطر تحلیل شرایط و یا ترسیم دورنمای کشور عاجز هستند چه می‌توانیم بگوییم؟

 

سوم: تنزه‌طلبی


این عامل، از نگاه من یکی از ویژگی‌های ممیزه گروهی است که سیاست را به شکل «بحث‌های اتوبوسی» پی‌گیری می‌کنند اما اصرار دارند برچسب فعالیت سیاسی را حفظ کنند. طبیعتا سیاست پیشه‌ای عملی است که بروز اشتباه در آن غیرقابل اجتناب می‌نماید. حتی می‌توان گفت ای بسا در مواردی هم که یک تصمیم درست باشد، باز هم لزوما نتیجه کار محصولی منزه و بری از هرگونه انتقاد نیست. نتیجه اینکه تنها کسانی می‌توانند از هرگونه پاسخ‌گویی و اتهام فرار کنند که اساسا کاری نکنند! پیشنهادی نداشته باشند، تحلیلی ارایه نکنند و در نهایت به تکرار بدیهیات ایده‌آلیستی و انتقاد از هرگونه راهکار عملی و عینی بسنده کنند.


فعال تنزه‌طلب دانسته یا از روی نادانی چشم بر روی این حقیقت می‌بندد که انتخابات آزاد، رفع تبعیض، برقراری عدالت و دست‌یابی به حقوق بشر، صورت مسئله هستند و نه پاسخی به پرسش «چه باید کرد؟» وقتی کسی می‌گوید «راهکار خروج از وضعیت موجود برگزاری انتخابات آزاد است» در بهترین حالت می‌توان گفت صرفا وابستگی خود را به جناح «دموکراسی‌خواه» به نمایش درآورده و از اردوگاه استبداد تبری جسته است، اما نباید فراموش کند که اولا «با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی‌شود»! در ثانی، مسیر میان وضعیت کنونی تا رسیدن به مطلوبات فهرست شده ابدا نمی‌توان یک جهش ناگهانی باشد. یعنی هیچ منطق و عقل سلیمی نمی‌پذیرد که جامعه ما از وضعیت اسبتدادزده کنونی به صورتی جهشی به وضعیت دموکراتیک برسد. پس به ناچار مسیری که فعالین سیاسی باید آن را یافته و به کلیت جامعه پیشنهاد کنند مساعد فعال تنزه‌طلب نخواهد بود. پس او همچنان باید همان‌جای قبلی بنشیند و به تکرار فهرست‌وار همان مجموعه محدود از واژگان اکتفا کند که در ابتدای یادداشت قابل مشاهده هستند.

 

پی‌نوشت:

توضیحی در مورد تصویر یادداشت: من کاریکاتور حاضر را از این لینک+ برداشتم. می‌خواستم نوشته‌های روی تصویر را پاک کنم، اما به نظرم دخل و تصرف در اثر دیگران کار درستی نیامد. به هر حال من اصلا نمی‌دانم این نوشته‌های عربی به چه معناست و اشاره‌ای هم به آن‌ها ندارم. برای من، این اثر بدون نوشته‌هایش می‌تواند مورد نظر باشد.

کبک ۲۲

مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه های نماز عید سعید قربان در جمع حدود دویست هزار نفری نمازگزاران زاهدانی گفت: عصر استبداد و دیکتاتوری به پایان رسیده است و ملتها برای برانداختن بساط بیداد و استبداد حاکم بر جهان به پاخاسته اند. انقلاب و بیداری ملتهای اسلامی برای سرنگونی حکومتهای وابسته به بیگانگان ان شاء الله به پیروزی خواهد رسید.

به گزارش سنی آنلاین، مولانا عبدالحمید افزود: بزرگترین خواسته جامعه اهل سنت ایران آن است که در همه شئونات مذهبی، اداری وحاکمیت بر سرنوشت خویش و مشارکت در اداره کشور به رسمیت شناخته شوند. اگر چه قانون اساسی اهل سنت را به رسمیت شناخته است، اما در عمل اهل سنت در استخدامها و واگذاری پستها و مناصب حضور یکسانی ندارند و مورد تبعیض واقع می شوند.

امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه گفت: چرا اهل سنت ایران با اینکه حداقل 20 در صد جامعه ایران را تشکیل می دهند و عضوی از پیکره ایران اسلامی هستند نباید وزیر، معاون وزیر، سفیر و استاندار باشند؟! چرا پستهای کلیدی به اهل سنت واگذار نمی شود و به آنان اعتماد نمی شود؟! این انتظار به حق و قانونی ماست که در سرنوشت و مقدرات خود به رسمیت شناخته شویم. اهل سنت انتظار دارند که مذهب و آزادی مذهبی آنان در سطح کشور و نه تنها مناطق سنی نشین، به رسمیت شناخته شود و همه آنان بتوانند در شهر های مختلف چه در مناطق سنی نشین و چه در سایر شهرهایی که در اقلیت هستند، آزادانه نمازهای جمعه، جماعت، عیدین و مراسم مذهبی خود را به ویژه در ادارات، نهادهای نظامی و مراکز علمی و… برپا کنند و به جز خدا از چیز دیگری ترس و واهمه نداشته باشند.

خطیب اهل سنت عید سعید قربان در زاهدان گفت: مدارس و مساجد اهل سنت نباید تحت پوشش علما و روحانیت محترم شیعه باشد، بلکه برنامه ریزی برای اداره مدارس و مساجد اهل سنت به خود آنان واگذار شود و خودشان بر سرنوشت مساجد و تعلیم و تربیت خود حاکم باشند. اینگونه نباشد که مساجد و مدارس شیعه زیر نظر اداره اوقاف، ولی مساجد و مدارس اهل سنت تحت نظارت مراکز و نهادهای دیگر باشند. در میان اهل سنت افراد و علمای شایسته و توانمند کم نیستند و آنان می توانند اداره امور مذهبی خود را به خوبی انجام دهند و دولت فقط حق نظارت بر امور مذهبی را دارد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان افزود: همه مسلمان هستیم و باید در کنار هم با آزادی زندگی کنیم. توجه دولتمردان جمهوری اسلامی به حقوق اهل سنت و بها دادن به آنها جایگاه شیعیان را در جهان بهبود می بخشد و باعث اقتدای کشورهای دیگر به ایران اسلامی می شود.

مولانا عبدالحمید در ادامه با اشاره به افزایش آمار اعدامها در سطح کشور گفت: کثرت اعدامها در کشور، ما را نگران کرده است؛ زیرا این اعدامها تبعات جبران ناپذیری برای کشور ما دارد. رها شدن خانوادها، افزایش یتیمان و زنان بی سرپرست، و در نتیجه افزایش فساد و رواج کینه و دشمنی که مشکلات امنیتی را به دنبال خود دارد، از جمله تبعات اعدامها است. متاسفانه استان سیستان و بلوچستان بیشترین سهم اعدامها را در کشور دارد و پرسش اینجاست که با اینهمه اعدام چه کسی خانواده های بی سرپرست و یتیمان را تکفل کرده و مسئولیت آینده آنان و سرنوشت نامعلوم و تعلیم و تربیت آنان را برعهده می گیرد؟ آسیب دیگری که اعدامها به کشور ما می زند، قضاوت جهانیان درباره ما و نسبت دادن اعدام و کشتار به اسلام است؛ در حالیکه بنده به عنوان فردی که بیش از50 سال از عمر خود را در تدریس ومطالعه علوم قرآن و حدیث گذرانده ام می دانم که اعدام در اسلام اینگونه رواج نداشته و در عصر رسول الله صلی الله علیه و سلم و خلفای راشدین به جز موارد معدود و انگشت شمار، اثری از اعدام مشاهده نمی شود. فقط در مورد قصاص و یا موارد بسیار معدود حکم به قتل افراد داده شده و در آن نیز خداوند توصیه به عفو و گذشت کرده است.
مولانا عبدالحمید افزود: بنده فرد ماجراجویی نیستم و ضدیتی نیز با نظام ندارم، اما اعدام را به خیر و صلاح کشور نمی دانم و به عنوان فردی که دلسوز اسلام و مسلمین و حاکمیت اسلامی و ملت هستم، معتقدم که اعدام متوقف شود.

امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه گفت: خرید و فروش و مصرف مواد مخدر حرام و خلاف شرع است و ما بارها این فتوا را داده ایم. متاسفانه عده ای برای زراندوزی و جمع آوری ثروت به معامله مواد مخدر روی آورده اند و عده دیگری نیز از سر بدبختی و بیچارگی در ازای مبالغ اندکی به کرایه کشی و حمل مواد مخدر می پردازند و قربانی گروه اول شده و اعدام می شوند. مواد مخدر خانواده ها را به تباهی می کشاند، اما مسئولین نیز باید توجه داشته باشند که کسانی که بخاطر حمل مواد مخدر اعدام می شوند نیز فرزندان این مملکت و شایسته ترحم هستند. ما معتقدیم که این افراد باید متناسب با جرمی که انجام داده اند تنبیه شوند، اما نباید اعدام شوند؛ زیرا اعدام، به نابودی زندگی و آینده فرزندان و خانواده های آنان می انجامد و هیچ سودی به حال جامعه ندارد و تجربه سی و سه ساله انقلاب ثابت کرده که اعدام در روند جلوگیری از مواد خانمان‏سوز هیچ تاثیری نداشته است.

مولانا عبدالحمید همچنین از افزایش تورم و گرانی بی سابقه در کشور انتقاد کرد و گفت: گرانی و تورم در کشور بیداد می کند. مردم به شدت تحت فشار هستند و بسیاری از کسب و کارها تعطیل شده و آمار بیکاران رو به افزایش است و این مسئله توجه و تدبیر جدی مسئولان امر را می طلبد.

ادوار کبک آگاه است

«ملا مصطفی»، از اهالی روستای «بارزان» بود که در زمان تولدش بخشی از امپراطوری عثمانی محسوب می‌شد و بعدها در خط‌کشی‌های جهانی به «عراق» تعلق یافت. سال‌ها در سرزمین خودش برای احقاق حقوق کردها مبارزه کرد و وقتی به ناچار مجبور به فرار شد، به ایران آمد تا در «جمهوری مهاباد» سمت «فرمانده کل قوای کردستان» را بر عهده بگیرد. ملا مصطفی تمام عمر تلاش کرد و جنگید و آوارگی را به جان خرید، تا نامش به عنوان یکی از بزرگترین رهبران کُرد همواره ماندگار و مورد احترام شود. نقل قول معروفی به او منصوب است که منبعی برایش ندارم، اما آنقدر متواتر است که بتوانیم بار دیگر تکرارش کنیم: «هر کجا کُرد هست، آنجا ایران است»!


چرا ملامصطفی چنین نظری داشت؟

 

* * *

 

«بختیار علی» از نویسندگان اقلیم کردستان است که در ایران با رمان «آخرین انار دنیا» شناخته شد. ویکی‌پدیای فارسی می‌گوید او پرمخاطب‌ترین نویسنده در اقلیم کردستان است. (+) هرچند اکنون ساکن آلمان است، اما رمان‌هایش را به کردی می‌نویسد و نوشته‌هایش برگرفته از عمق جامعه کردستان عراق هستند. من به تازگی مشغول مطالعه رمان «قصر پرندگان غمگین» او هستم. هنوز کتاب را به پایان نبرده‌ام، اما بخشی از کتاب نظر من را به مسئله‌ای متفاوت از موضوع اصلی جلب کرد. به این بخش دقت کنید:

 

«… شب خواستگاری، فوزی‌بیگ، با غرور یک پیرمرد تحصیل‌کرده –نه با غرور یک عشیره‌ای- پیشاپیش خواستگاران می‌رفت. او مرد نکته‌سنجی بود که با ریزبینی هرچه تمام‌تر واژه‌ها را برمی‌گزید و تلاش می‌کرد که سنجیده‌تر از مردم عادی سخن بگوید. همه، آوازه فکرت گلدانچی را به عنوان آدمی آگاه و با سواد شنیده بودند اما فوزی‌بیگ گمان نمی‌کرد که گلدانچی از پس او برآید. فوزی مطمئن بود که گلدانچی مانند او سه بار شاهنامه را نخوانده و بیشتر بخش‌های رساله الغفران معری را از بر ندارد. درست است که دانش فوزی‌بیگ محدود به ادبیات کلاسیک بود، اما او بر این باور بود که هیچ دانشی تا کنون نتوانسته از چارچوب ذهنی خیام و حافظ شیرازی و جلال‌الدین رومی فراتر رود …». («قصر پرندگان غمگین»، بختیار علی، ترجمه «رضا کریم‌مجاور»، نشر افراز، ص74)

 

دقت کنید که نگارنده از کردهای عراق است و در مورد شخصیت دیگری از همین جامعه سخن می‌گوید. اتفاقا دایره مخاطبان او نیز ایرانیان فارسی زبان نیستند که گمان کنیم قصد به دست آوردن دل آنان را داشته، این رمان باید در جامعه کردستان عراق با مخاطب ارتباط برقرار کند و از نظر او «قابل پذیرش و باورپذیر» باشد. باز هم یادآور می‌شوم که شهروند کرد عراقی، زبان مادری‌اش کردی است. به دلیل زندگی در کشوری عرب‌زبان، به ناچار باید زبان عربی را هم به عنوان زبان دوم یاد بگیرد. از آن پس، اگر قصد تحصیل و آموزش عالی داشته باشد، یا بخواهد که با جهان پیشرفته ارتباط برقرار کند یا باید زبان انگلیسی را به عنوان زبان سوم انتخاب کند، یا به هر صورت به دنبال یکی از زبان‌های پرمخاطب اروپایی برود. اما بخشی از آنان ترجیح می‌دهند که فارسی یاد بگیرند، سه بار خواندن شاه‌نامه را مایه افتخار بدانند و گمان کنند که «هیچ دانشی تا کنون نتوانسته از چارچوب ذهنی خیام و حافظ شیرازی و جلال‌الدین رومی فراتر رود»! چرا؟

 

من حتی اگر هم بخواهم این مسئله را ریشه‌یابی و تحلیل کنم، قطعا در یک یادداشت وبلاگی موفق نخواهم شد، اما باور دارم که حل این معما، به نوعی پی بردن به راز کلام «ملا مصطفی بارزانی» است که می‌گفت: «هرکجا کُرد باشد، آنجا ایران است».

 

کبک ۲۲