Archive for September, 2012

The-three-khs

اولین عکس 
پیش به سوی انتخابات ۹۲

با رسیدن اول ماه مهر و به صدا درآمدن مجدد زنگ مدارس دانشجویان هم خود را برای سال تحصیلی ۱۳۹۱ـ۱۳۹۲ آماده کرده‌اند. دانشجویان سال اولی مثل همیشه با هیجان و یک دنیا پرسش و رسیدن به آرزوی ۱۲ ساله خود پا به پردیس‌هایی گذاشته‌اند که هر ساختمان و کلاس و گوشه و کنج آن تا مدتی هم نا‌آشنا، هم پررمز و راز و هم دلربا است. اما سه سالی است که در پی انتخابات بحث برانگیز ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در پردیس‌ها و دانشگاه‌ها از سر و صدا و هیاهیوی سالها پیش از آن خبر چندانی نیست. نه جر و بحث زیادی بر سر خواست‌های صنفی، چه رسد به رویدادهای سیاسی روز،‌ نه نشریات دانشجویی منتقد، نه دفترهای انجمن‌های دانشجویی و نه تریبون آزاد و نه حتی به گفته فعالان دانشجویی کارهای فوق‌ برنامه مثل تئاتر و فیلم و موسیقی و شعرخوانی و غیره که یا از رمق افتاده یا در برخی از دانشگاه‌ها اصلا خبری از آن‌ها نیست.

از شر و شور فعالیت‌های دانشجویی و رویارویی‌های بعد از انتخابات ۲۲ خرداد میان دانشجویان منتقد و دانشجویان بسیجی هم برای دانشجویانی که در این چند سال اخیر پا به دانشگاه گذاشته‌اند، تنها روایت سال بالایی‌ها باقی مانده و یادآوری محرومیت شماری از فعالان دانشجویی از تحصیل،‌ ستاره‌دار شدن عده‌ای دیگر و مغضوب شدن برخی مانند آن دسته که پس از سپری کردن مدتی در زندان با قید وثیقه آزاد شدند یا عده‌ای از فعالان دانشجویی مثل عبدالله مومنی، بهاره هدایت و مجید توکلی که هنوز زندانی‌اند.

با اینهمه در آستانه سال جدید تحصیلی اهدای جایزه بین‌المللی صلح دانشجویی در نروژ به مجید توکلی دانشجوی دانشگاه امیرکبیر یا همان پلی تکنیک تهران که بعد از انتخابات ۲۲ خرداد زندانی شد برای شماری از دانشجویان که با حسرت از روزهای پرشور و حال پرسشگری و نقد و اعتراض در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد و به ویژه در ۸ سال ریاست جمهوری محمد خاتمی یاد می‌کنند مایه شادمانی و سربلندی بود.

حالا با آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۱ـ۱۳۹۲ این دانشجویان مانده‌اند و کوله‌باری که در چند سال آینده باید با توشه دانش و فن و میوه پژوهش و پرسش پر کنند تا خود را برای تلاش و زندگی در جهان بیرون از پردیس آماده سازند. اما تا آن زمان شماری از همین دانشجویان هم با ویژگی‌های سه سال گذشته که به آن پرداخته شد روبرویند و هم با چالش‌هایی نظیر تفکیک جنسیتی، برخورد با علوم انسانی و زمزمه دوباره اسلامی کردن دانشگاه‌ها. یادآور انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۸ به بعد در دهه آغاز انقلاب که پژواک آن حتی برای بسیاری از مدافعان وقتش جذابیت ندارد یا از آن گذشته برایشان با نگاه به پیامدهای خواسته و ناخواسته آن ناخوشایند است.

در این میان سازمان عفو بین‌الملل در تازه‌ترین بیانیه خود در مورد ایران با ذکر نمونه‌هایی می‌گوید دانشجویان ایران در آستانه سال جدید تحصیلی با سرکوب روبه‌رویند. همزمان دیدبان حقوق بشر با انتشار بیانیه‌ای می‌گوید زنان دانشجو در ایران در مقایسه با دانشجویان مرد با محدودیت‌های بیشتری روبه‌رو هستند. دانشجویان پرسشگر و منتقد سه سال پس از اعتراض به نتایج اعلام شده انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و بیش از سه دهه پس از انقلاب فرهنگی سال نو تحصیلی را چگونه آغاز می‌کنند؟ این پرسش اصلی برنامه دیدگاه‌ها است از سه میهمان این هفته:‌ محمد صادقی،‌ عضو شورای مرکزی سازمان دانش‌آموختگان ایران،‌ ادوار تحکیم وحدت در پاریس،‌ سعید قاسمی نژاد، سخنگوی دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال و فعال و تحلیل‌گر سیاسی در نیویورک و علی افشاری عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و فعال و تحلیل‌گر سیاسی در واشنگتن.

آقای صادقی، شما که در میان میهمانان برنامه دیرتر از همه از ایران خارج شدید. یعنی حدود دو سال پیش،‌ بررسی‌تان از وضعیت فعالان دانشجویی چیست در سال تحصیلی جدید ۱۳۹۱ـ۱۳۹۲؟ چالش‌هایی که با آن روبه‌ رو هستند.

به هر حال شرایطی که امروز بر جامعه ایران حاکم است یک شرایط ویژه ای است. بعد از انتخابات بحث‌برانگیز خرداد سال ۸۸ و حاکم شدن یک باند نظامی امنیتی و سیطره یک نگاه پلیسی امنیتی در تمام حوزه‌های خصوصی و عمومی جامعه به تبع جنبش دانشجویی که در میان بقیه جنبش‌ها مثل کارگران،‌ زنان، معلمان و قومیت‌ها از یک ظرفیت‌های بیشتری برای به چالش کشیدن سیاست‌های حاکمیت برخوردار است.

یک صراحت بیشتری هم جنبش دانشجویی دارد و مطالباتش هم ساختارشکنانه تر است برای حاکمیت یک جای ویژه‌ای هست برای سرکوب کردنش و خود حاکمیت هم به خوبی فهمیده که دانشگاه چه پتانسیل عظیمی برای اعتراض دارد. شاهد این ادعا هم هم برخوردهای حاکمیت در طول این چند سال اخیر است که هزاران دانشجو یا بازداشت شدند یا از تحصیل محروم شدند، تعلیق شدند و پروندهای باز در دادگاه دارند و اساسا امکان فعالیت به شکل کلاسیک برای جنبش دانشجویی و جریانات دانشجویی نیست.

از طرفی این هزینه بالای فعالیت سیاسی باعث شده که فعالان دانشجویی یا دانشجویان جدیدالورود که امز وارد دانشگاه‌ شده‌اند اساسا هراس داشته باشند یا خیلی میل و رغبتی برای فعالیت سیاسی نداشته باشند. چرا که هزینه‌فایده می‌کنند. کوچکترین اکت سیاسی، نگارش یک مقاله در نشریات دانشجویی یا یک اعتراض فرجامی نظیر زندان و بازداشت و محرومیت از تحصیل دارد و این دغدغه برای خانواده‌ها هم هست. یعنی اگر پیش از این خانواده‌ها دغدغه شان تامین مخارج تحصیل فرزندشان بود یا مثلا رفت‌‌ وآمدشان به شهرستان‌ها یا دلنگرانی‌های مرسوم بود اما امروز خانواده‌ها واقعا بیم این را دارند که سرنوشت فرزندان‌شان چیزی نظیر سرنوشت عبدالله مومنی، بهاره هدایت، مجید توکلی و سایر فعالان دانشجویی باشد.

حاکمیت برخوردش با این فعالان دانشجویی و بالا بردن هزینه فعالیت‌های سیاسی را به عنوان آینه تمام‌نما در مقابل دانشجویان جدیدالورود گذاشته. که اگر شما به غیر از تحصیل و درس به یک فعالیت انتقادی و اعتراض‌‌آمیز دست بزنید فرجامی جز زندان و بازداشت ندارد و شوخی هم ندارد. محموعه این عوامل سبب شده که در طی سالهای اخیر جنبش دانشجویی به نوعی در یک رکود و رخوت قرار بگیرد. عمری در یک شرایط تعلیق به سر ببرد. به اینها اضافه کنید تعداد کثیری از فعالان جنبش دانشجویی که الان در زندان هستند یا طی یکی دو سال اخیر از کشور خارج شده‌اند و آن نیروی محرک و موتور محرک جنبش دانشجویی واقعا از این منظر ضعیف شده.

جمع‌بندی این که شرایطی که الان جنبش دانشجویی دارد من اسمش را گذاشته‌ام فعالیت در دوران سرکوب و واقعا شرایط دشوار است و فکر می‌کنم ما باید با توجه به مختصات فضای سیاسی امروز ایران این شرایطی را که جنبش دانشجویی امروز در آن قرار دارد را با ملاک‌ها و معیارهای پیشین نسنجیم و این را با شرایط امروز در نظر بگیریم.

آقای قاسمی نژاد، شما ۴ سال است که خارج شدید از ایران. با توجه به آن چیزی که آقای صادقی گفتند فکر می‌کنید فعالان دانشجویی چگونه می‌توانند بر این چالش‌ها فائق بیایند؟

من هم موافقم با آقای صادقی و فکر می‌کنم مهمترین عاملی که الان خیلی موثر است هزینه بالاست. این چون حکومت تصمیم گرفته که به هیچ وجه نگذارد که ما یک فضای سیاسی باز در دانشگاه داشته باشیم و جنبش دانشجویی به آن شکلی که بود و نمود سیاسی بارز داشت حضور خودش را با احکام سنگین قضایی که می‌گیرد، احکام سنگین انضباطی و اخراج از دانشگاه… کاری که فعالان دانشجویی چه فعالان پیشین و چه فعالان جدید باید بکنند این است که این تغییر فضا را به خوبی درک کنند و سعی کنند یک استراتژی تازه ای تبیین کنند. سازمانهای کلاسیک قبلی توانایی عمل در این فضا را ندارند.

ما نیازمند این هستیم که جنبش دانشجویی را حول هسته‌های کوچکتر که هدف اصلی‌شان شناخته شدن نباشد و هدف اصلی شان سازماندهی درون دانشگاه باشد، این هسته‌ها را بشود سازماندهی کرد.

این که چطور می‌شود این هسته‌های پراکنده را به هم وصل کرد آن بحث دیگری است که من فکر می‌کنم آنجا نقش فعالان دانشجویی شناخته شده تر و شاید عمدتا در خارج از کشور هستند می‌توانند نقش صدا و سخنگوی این هسته‌های پراکنده‌تر، کوچکتر و مخفی‌تر را ایفا کنند. این استراتژی هست که به نظر من شاید بتواند در این فضا پاسخ بدهد تا زمانی که یک اتفاق جدید بیافتد و فضا بازتر شود و ما دوباره بتوانیم سازمانهای گسترده‌تر و سازمانهای شناخته شده تر بتوانند فعالانه تر عمل کنند.

آقای افشاری، شما حدود هفت سال است که از ایران خارج شدید برای ادامه تحصیل. در این فاصله دو نسل دانشجو می‌توانسته مدرک لیسانس بگیرد و در آستانه گرفتنش باشد. مشخصه‌های تغییرات بلند مدت در فعالیت‌های دانشجویی و عللش چیست؟ از آن زمانی که شما در ایران بودید تا آقایان قاسمی‌نژاد و سپس آقای صادقی فعال بودند.

تغییراتی که گسترده بوده در طول این هفت سال گذشته و سال به سال هم نسل جدید دانشجویان هم به دلیل باورها و خصوصیات و نوعا مطالباتی که داشتند تفاوتهای چشمگیری با نسل قبلی داشتند و این آهنگ تغییرات هم سال به سال رشد داشته. ولی آن چیزی که به طور مشخص می‌شود گفت در سه سال گذشته تفاوتش را نشان داده هزینه فعالیت‌های انتقادی و اعتراضی در دانشگاه‌ها در مقایسه با دوران اصلاحات حتی دوران هاشمی رفسنجانی خیلی سنگین تر شده و به نوعی فضای نزدیک به انقلاب فرهنگی یا پیش از انقلاب است که آستانه تحمل حکومت برای این کنش‌های انتقادی تقریبا به صفر رسید.

از طرف دیگر دانشجوها اکثرا مدرک تحصیلی یا پایان تحصیلات‌شان برای زندگی و معیشت خودشان نیاز زیادی دارند. از آن طرف بحران بازار کار هم جدی است و خانواده‌ها بالاخره سرنوشت بچه‌هایشان را در ادامه تحصیل می‌بینند و از آن طرف هم فشار بسیار خورد کننده حاکمیت پادگانی را در دانشگاه‌ها شاهد هستیم. مجموعه این عوامل باعث شده که دانشجوی امروز هم شرایط سخت‌تری داشته باشد و هم به نوعی هم از آن الگوهای قدیمی فاصله گرفته باشد.

به نظر من در این سال تحصیلی جدید مساله گسترش مناسبات دانش‌آموزی و دبیرستانی در دانشگاه‌ها جدی‌تر از دو سال قبل شده. این یکی از مسایل جدی است. من با همه بحث‌هایی که آقای صادقی و آقای قاسمی‌نژاد گفتند موافقم و به آنها اضافه می‌کنم که این دوره گذار هم طولانی شده که از فعالیت‌هایی که پیش از انتخابات ۸۸ بود رفتند به سمت فعالیت‌های جدید که حالت پوشیده دارد، غیررسمی است، به نوعی قانونی نیست،‌ مبتنی بر رفتارهای غافلگیر کننده هست، نتوانسته این دوره گذار را کوتاه کند و از الگوهای جدید فعالیت استفاده کند.

آقای صادقی، حالا به یک مورد خاص بپردازیم. اخیرا تلاش‌هایی صورت می‌گیرد برای برانگیختن توجه شهروندان و زمانداران به صلح. مثلا فراخوان صلح و آزادی با ۹ امضا که یکی از امضا‌کندگانش رییس اسبق دانشگاه تهران است و دیگری یک دانشجویی که چند سالی هم زندان بوده. اینها آیا جذابیت دارد برای دانشجویان فعال در فضایی که همین الان هر سه نفر شما تصویر کردید؟

به هر حال صلح طلبی و مخالفت با جنگ فکر می‌کنم برای هر فردی چه دانشجو و کنشگر سیاسی و اجتماعی در اولویت اول باشد و قطعا در شرایطی که کشور ما به سر می‌برد، شرایط خاص منطقه و بحران‌های شدیدی که هم در بعد داخلی و هم از منظر خارجی در خصوص پرونده هسته‌ای ایران و احتمال وقوع یک جنگ خانمان سوز هست.

من فکر می‌کنم مخالفت فعال با جنگ امروز اولویت دانشجویان هم قطعا هست و به تبع هر گونه تلاش در جهت تبلیغ صلح و تلاش در جهت تبلیغ و اشاعه صلح طلبی از سوی گنشگران سیاسی مورد قبول و حمایت دانشجویان و جنبش دانشجویی و جوانان و مردم خواهد بود و به تبع جنبش دانشجویی ایران و فعالان دانشجویی هم از این قاعده مستثنی نیستند و نسل جدید هم در خصوص آینده کشورش قطعا دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی دارد چون از سویی فشارهای خارجی و از سوی دیگر ماجراجویی‌های حاکمیت در خصوص پرونده هسته‌ای و تقابلش با جهان خارج سبب شده که این نگرانی در تمام آحاد جامعه به ویژه نسل جوان در خصوص آینده کشور به وجود بیاید.

من فکر می‌کنم این حرکت مثبت و قابل تقدیر از سوی این عده که در خصوص صلح فعالیت می‌کنند و پیش از این هم بوده و تلاش‌هایی از این دست کم نبوده قطعا مورد قبول و حمایت همه مردم از جمله دانشجویان خواهد بود.

آقای قاسمی‌نژاد، سالهای گذشت، سال گذشته به خصوص تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها مورد بحث بود. امسال از شواهد امر چه بر می‌آید؟ در مورد این چالش در برابر دانشجویانی که سال ۱۳۹۱ـ۱۳۹۲ را شروع کردند.

به نظر می‌رسد که از اخباری که این ور آن ور منتشر می‌شود این است که یک بار دیگر حاکمیت تصمیم گرفته این برنامه را یک قدم دیگر جلو ببرد. اما از آنجا که نزدیک به فضای انتخابات می‌شویم و معمولا در این فضا مجبور است حاکمیت و روال همیشگی بوده که یک مقدار آزادی‌های اجتماعی را بیشتر می کند، احتمالا حدس می‌زنم که به مرور که ما جلو برویم این … ها کمتر شود. این برنامه ای است که حاکمیت جمهوری اسلامی از مدتها پیش داشته و این آرزویی است که داشتند و در تمام این سالها نتوانستند و اگر ادامه پیدا کند این حکومت یکی از برنامه‌هایشان در عرصه اجتماعی و عرصه دانشگاه همین خواهد بود.

ولی سووالی که از آقای صادقی پرسیدید من به نظرم آن نکته‌ای که در سووال قبلی گفتم اینجا … خیلی بهتر است. این فراخوان داده شده خیلی فراخوان عالی است و خیلی دوستانی که این فراخوان را دادند شجاعت زیادی به خرج دادند. ولی چیزی که ما شاهدش هستیم در فضای سیاسی اجتماعی ایران و در فضای شبکه‌های اجتماعی خیلی بهتر می‌شود دید این است که … جامعه ما به هر حال کم شده.

این به آن معنا نیست که حمایت نمی‌کند یا علاقمند نیست. ولی حمایت فعال معمولا از مباحث سیاسی یا هرچه باشد بسیار کم شده و شما نمودش را کمتر می‌بینید. در عوض رفته روی مطالبات اجتماعی. یعنی شما اگر کمپین‌هایی را معمولا در فیس بوک گذاشته می‌شود و بعد رشد می‌کند و در رسانه‌ها ما شاهد آن هستیم شما نگاه کنید آنها رشد زیادی دارند. یعنی نفوذ می‌کند از محدودیت شبکه‌های اجتماعی به یک جمعیت گسترده تری.

نمونه‌اش کدام است؟

نمونه‌اش من فکر می‌کنم کمپین «نه به حجاب اجباری» این یک چیزی حدود بیست و هفت هشت هزار تا ساپورتر دارد روی فیس بوک. ولی ما شاهد کمپین‌های سیاسی هستیم که خیلی هم چهره‌های شناخته شده سیاسی ایران شروع می‌‌کنند و از ابتدا هم در رسانه‌ها می‌رود ولی آن توجه را به خودش جلب نمی‌کند. این به نظرم خسیسه دوران پس از جنبش سبز است در جامعه ما که این را باید در هر تحلیلی به آن توجه کرد.

آقای افشاری، یکی دیگر از موردهایی که در سالهای گذشته بوده برخورد با علوم انسانی است که در بالاترین سطوح جمهوری اسلامی ایران به آن توجه شده. رهبر جمهوری اسلامی ایران به ویژه، فکر می‌کنید این چالش به چه صورتی بروز خواهد کرد امسال در دانشگاه‌های ایران؟

به هر حال این سیاست امسال هم با جدیت بیشتری گسترش پیدا خواهد کرد. و آن گونه که مقامات وزارت علوم و نماینده رهبری در دانشگاه‌ها اعلام کرده قرار است که شورای عالی انقلاب فرهنگی رئوس یک سری علوم انسانی جدید در قالب دانشگاه‌های اسلامی بزودی مطرح کند. که این به این معناست که باز یک سری رشته‌ها حذف می‌شوند و محتوای درسی یعنی آن سیلابوس درسی و متونی که هم داده می‌شود باز یک نگاه‌های خاصی به طور مشخص توسط مووسسه امام خمینی و مصباح یزدی این دیدگاه ها تولید می‌شود اینها را می‌خواهند در کتب درسی و علوم انسانی بگنجانند. این موضوع بعید می‌دانم خودش تبدیل شود به یک چالش مستقیم. یعنی جنبش دانشجویی و حکومت.

اما چالش در جایی خواهد بود که علیرغم همه این فشارها یعنی دخالت حکومت در تدوین جزوات آموزشی یا دستوری کردن علوم انسانی و محدود کردن فضای آزادی بیان،‌ آزادی‌های آکادمیک و برخورد نقادانه با تمامی عموم را حکومت دارد جلوتر می‌برد ولی برونداد جامعه دانشگاهی کشور اعتنایی به این حرف‌ها نمی‌کند.

خب حرفهایی که ما شاید صریح‌ترش را اخیرا شاهد بودیم که عده‌ای می‌گویند اصلا علوم بر مبنای نظرات میشل فوکو می‌گویند غرب با قدرت این مسیر را برده جلو. این برتری عملی‌اش ناشی از حقیقت نبوده بلکه قدرت بوده و ما هم با استفاده از همین فرمول می‌توانیم این مطالب را تحمیل کنیم. به نظر من این شعار آنجا خودش را نشان خواهد داد.

آقای صادقی،‌ آقای قاسمی‌نژاد صحبت کردند از تغییر فضا به دلیل نزدیک شدن به انتخابات آینده ریاست جمهوری. با این وضعیت این دانشجوهایی که شما گفتید با مشکل روبه‌رو هستند و فشار رویشان هست بعضی‌‌هایشان ستاره دارشده‌اند، از تحصیل محروم شده اند و بعضی دیگر به حد بازداشت و گذاشتن وثیقه رسیده‌اند. آیا در شرایط‌ شان تغییری داده خواهد شد بر اساس تجارب قبلی یا نه؟

رسم بر این بوده که هر چه به انتخابات در جمهوری اسلامی هر انتخاباتی به ویژه ریاست جمهوری که نزدیک می‌شدیم فضا اندکی بازتر می‌شد و به دلیل درست شدن کمپین‌های مختلف و برگزاری تریبون‌های آزاد در دانشگاه یا مناظره‌هایی که از سوی کاندیداهای انتخابات در سطح دانشگاه برگزار می‌شد مثل سخنرانی و یا کمپین‌های تبلیغاتی، این امکان برای طرح مطالبات جنبش دانشجویی از سوی فعالان دانشجویی وجود داشت و در خلال این برنامه‌های تبلیغاتی و برنامه‌هایی که داشتند در داخل دانشگاه‌ها، کسانی که معترض بودند به وضعیت موجود در کشور، می‌توانستند فارغ از اینکه خودشان بخواهند در انتخابات شرکت کنند یا نه از این فضا برای افشاگری علیه سیاست‌های نادرست حاکمیت و همچنین طرح مطالبات بخش های محذوف جامعه، زنان،‌ کارگران، قومیت‌ها و معلمان و به ویژ‌ه جنبش دانشجویی استفاده کنند.

منتها شرایطی که فعلا هست من می‌فکر می‌کنم نهادهای امنیتی و نظامی حاکم بر دانشگاه و حاکم بر کل کشور در شرایط فعلی هنوز به آن جمع‌بندی نرسیدند که آیا این امکان را فراهم کنند و این تریبون‌های آزاد و امکان هرگونه فعالیت تبلیغاتی در دانشگاه‌ها را ایجاد کنند یا خیر.

چون ما نگاه می‌کنیم فقط بحث سرکوب جنبش دانشجویی مختص به بازداشت یا احضار و اینها نبود. یک نوع سرکوب پنهان در فضای دانشگاه‌ها بوده. یعنی اینها از طرفی فضاهای دانشگاه‌ را تغییر درش ایجاد کردند. یعنی آن محل‌هایی که سابق بر این تربیون‌های آزاد برگزار می‌شد یا دانشجویان در آنجا جمع می‌دند و با هم گپ و گفتی داشتند. یک گروه‌ها و کلونی‌هایی را تشکیل می‌دادند… همه این ها را تغییر دادند… سلف سرویس، دفاتر انجمن‌های اسلامی، نمی‌دانم نشریات دانشجویی… همه اینها را تعطیل کردند و اساسا امکان فعالیت به سبک و سیاق مثلا انتخابات گذشته در داخل دانشگاه‌ها وجود ندارد. چرا که اصلا تشکل منتقد در سطح دانشگاه‌ها دفتری ندارد. نشریه دانشجویی منتقدی وجود ندارد.

اینها به نوعی می‌خواهند دانشگاه‌ها را تبدیل کنند به حالت دبیرستان که در آن درس خوانده شود و نه برنامه خاصی باشد، نه اعتراضی باشد و نه تریبونی باشد و نه اساسا فضایی برای طرح این مطالبات. حالا باید شرایط را نگاه کنیم در فواصل دیگر و ببینیم این امکان وجود خواهد داشت یا خیر. اما این را بایستی اذعان کنیم که اگر این امکان داده شود و در داخل دانشگاه‌ها این سخنرانی‌ها و مناظره‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی باشد بیشک فعالان جنبش دانشجویی و دانشجویان آن فضا را به چالش خواهند کشید و مطالبات را قطعا مطرح خواهند کرد. از این گریزی نیست.

فعالان دانشجویی مثل شما که برای ادامه تحصیل به خارج آمدند به علاوه بدنه دانشجویی تازه از ایران به خارج آمده جمعیت قابل اعتنایی است. این عده برنامه فعالیتی دارند، هماهنگ با یا مستقل از، دانشجویان فعال داخل ایران؟ آقای قاسمی‌‌نژاد.

چندین بار تلاش شده که فعالان دانشجویی در خارج از کشور بتوانند در یک سازمان دور هم گرد بیایند که تا به حال به نتیجه نرسیده. دلایلش هم مختلف است. من فکر می‌کنم بهترین کار آن است که نیروهایی که به هم نزدیک‌ترند بتوانند کار مشترک با هم بکنند و در آینده اگر امکانش بود بتوانند حول یک سازمان بزرگتر گرد هم بیایند.

آقای افشاری، پاسخ شما به همین سووال.

به نظر من شرایط خارج و داخل خیلی متفاوت است. فعالیت‌های دانشجویی در دانشگاه‌های خارج از کشور در مراحل بسیار ابتدایی خودش قرار دارد. بسیاری از فعالان دانشجویی هم که آمده‌اند بیرون بعضی از اینها اصلا دانشجو نیستند. این را نمی‌شود در همان طبقه یا کاتاگوری قرار داد که دانشجویان داخل را در نظر گرفت. بخشی از آنها دیگر فعالان سیاسی هستند. به نظر من ظرفیت در کوتاه مدت ظرفیت چندان قابل اعتنایی در فعالیت‌هایی دانشجویی خارج از کشور وجود ندارد. آنها حداکثر بتوانند یک سمینارها و برنامه‌هایی بگذارند که در محیط‌های محلی خودشان بتوانند یک عده‌ای را جذب فعالیت کنند. بیش از این من ظرفیتی در کوتاه مدت نمی‌بینم در دانشگاه‌های خارج از کشور.

آقای صادقی نظر شما در همین باره.

من هم با صحبت‌های افشاری در این بخش موافق هستم که اساسا نوع فعالیت و سرنوشت جنبش دانشجویی در ایران را خود فعالان دانشجویی در داخل ایران بایستی تعیین کنند. منتها کاری که از دست فعالان سابق دانشجویی که الان در خارج از کشور هستند بر می‌آید الان اولویت آنها باشد به اعتقاد من همین انتقال تجربه است. خوب به هر حال اینها اندکی پیش از این در همین شرایط فعالیت می‌کردند و با همین هزینه‌ها و فضای بسته دست و پنجه نرم کردند. انتقال تجربه است. از سوی دیگر جلب حمایت‌های بین‌المللی و همانطور که آقای قاسمی‌نژاد در همان ابتدا فرمودند صدایی باشند برای دانشجویان زندانی و شرایطی که در دانشگاه‌های ایران هست. بیش از این نقشی را من برای فعالان دانشجویی در خارج از کشور نمی‌توانم قایل باشم. جز انتقال تجربه و اعلام حمایت‌های معنوی و صدایی باشند برای دانشجویان زندانی.

منبع: رادیو فردا

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: مهدی هاشمی روانه زندان اوین شد.

به گزارش سحام؛ مهدی هاشمی که شب گذشته به همراه یاسر و فاطمه هاشمی وارد کشور شده بود؛ صبح امروز با حضور در دادسرا، پس از تفهیم اتهام، به زندان اوین منتقل شد.

خبرگزاری مهر گزارش داده که مهدی هاشمی صبح دوشنبه با حضور در دادسرای شهید مقدسی همراه با وکیل خود حاضر شد. بر اساس این گزارش، بازپرس پرونده پس از انجام تحقیقات و تفهیم اتهام به متهم، نامبرده را با صدور قرار بازداشت موقت به زندان اوین معرفی کرد.

این در حالیست که عفت مرعشی، مادر مهدی هاشمی؛ به خبرنگاران گفته که اجازه نداده اند وکیلش همراه وی باشد.

همچنین خبرگزاری ایسنا گزارش داده که اعضای خانواده هاشمی به دیدار فائزه هاشمی رفته اند.

اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی پس از ملاقات با فائزه هاشمی در مقابل زندان اوین با حضور خبرنگاران رسانه‌ها مواجه و با آنان گفت‌وگو کردند.

عفت مرعشی همسر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که آیا موفق به ملاقات با «فائزه» شدید، گفت: بله، موفق شدیم و او را دیدیم.

عفت مرعشی درباره وضعیت دخترش ادامه داد: الان حالش خوب بود ولی او را خیلی بد از خانه بردند. رفتار ماموران مناسب نبود.

وی در رابطه با وضعیت مهدی هاشمی نیز گفت: پسرمان را هم اینجا آوردند. قول دادند وکیلش همراه او باشد ولی الان وکیلش را راه نمی‌دهند. خودش را هم داخل بردند و بازجویی‌اش از صبح تا الان طول کشیده است.

مرعشی در رابطه با مدت زمانی که قرار است فائزه هاشمی در زندان بماند، گفت: این مدت در حال حاضر که شش ماهه است، حالا تا چه وقت طول بکشد خدا می‌داند.

عفت مرعشی با انتقاد از احضار فرزند خود به دادسرا گفته است: “اسامی دزدان را در دادگاه با حروفی مانند ‘چ’، ‘ر’، ‘د’ و غیره بیان می‌کنند ولی اسم پسرم،‌ مهدی را در همه جا پر کرده‌اند و فریاد می‌زنند.”

فاطمه هاشمی نیز به خبرنگاران گفت که فائزه خیلی راضی بود و گفت: هیچ اقدامی برای من نکنید. جای من خوب است. یاسر هاشمی نیز پس از ملاقات با خواهرش، وضعیت روحی او را بسیار خوب توصیف کرد.
همچنین محسن هاشمی رفسنجانی در گفت‌وگو با فارس، در پاسخ به سؤالی درباره نظر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره بازداشت مهدی و فائزه هاشمی، گفت: ایشان می‌گویند، بچه‌های من مثل بچه‌های بقیه افراد هستند و فرقی بین بچه های من با بچه مردم نیست. محسن هاشمی با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی جویای حال مهدی و فائزه است، به این خبرگزاری گفت: ایشان از بازداشت مهدی و فائزه نگران نیستند؛ حاج آقا به این بحران‌‌ها عادت دارند.

همچنین خبرگزاری فارس گزارش داده که سیدمحمود علیزاده طباطبایی، وکیل مهدی هاشمی در مصاحبه با این خبرگزاری گفته است: حدود یک دقیقه قبل با دفتر آقای رشته‌احمدی، سرپرست دادسرای شهید مقدسی تماس گرفتم و اعلام کردند بازجویی ادامه دارد؛ اما گویا دادستانی از بازداشت مهدی هاشمی خبر داده است.

وی ادامه داده است: اینکه دادسرا می‌گوید در حال بازجویی هستیم اما دادستانی می‌گوید مهدی هاشمی بازداشت شده است اصلا برای دادستانی زیبا نیست و این موضوع نشان می‌دهد یک جا بازجویی می‌کنند و جای دیگری تصمیم می‌گیرند.

علیزاده طباطبایی گفته است: ما از ساعت ۹ صبح تاکنون اینجا نشسته‌ایم و مرتب به ما می‌گویند منتظر باشید تا به شما نتیجه را اعلام کنیم؛ ما هم منتظریم اگر وثیقه می‌خواهند فراهم کنیم اما تا این لحظه چیزی اعلام نکرده‌اند و آخرین خبر این بود که بازجویی ادامه دارد.

وکیل مهدی هاشمی در پایان افزوده است: قطعا به صدور قرار بازداشت موقت موکل خود اعتراض می‌کنم.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: پیش از مجید توکلی، هفت دانشجو و تشکل دانشجویی از کشورهای میانمار، تیمور شرقی، زیمبابوه، کلمبیا، صحرای غربی و کرواسی این جایزه دوسالانه را دریافت کرده اند.‏

در اطلاعیه ای که فستیوال دانشجویی تروندهایم به مناسبت اهدا این جایزه به مجید توکلی منتشر کرده به سابقه فعالیت های دانشجویی مجید توکلی و تلاشهایش برای تحقق حقوق بشر و صلح اشاره شده است.‏‏

مجید توکلی عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و یکی از اعضای دانشجوی “شورای ملی صلح” می باشد. شورای ملی صلح آبان ماه سال ۱۳۸۶ با فراخوان کانون مدافعان حقوق بشر و همزمان با تشدید خطرها و احتمال حمله نظامی به ایران در پاسخ به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران تشکیل شده بود.‏

به گزارش به گزارش وب‌سایت ملی- مذهبی آقای امیری مقدم به عنوان یکی از سخنرانان در مراسم اعلام برنده جایزه صلح دانشجویان حضور داشته است.

متن این گفتگو را در ادامه میخوانید:‏

کمیته ای که جایزه صلح دانشجویی را تعیین میکند چه کسانی هستند؟

این کمیته شامل پنج دانشجوی منتخب توسط نهادهای دانشجویی و چهار عضو غیر دانشجو است که در حوزه های خبرنگاری، صلح و حقوق بشر فعالیت میکنند. هیچ یک از این چهار نفر هیچگونه وابستگی به نهاد های دولتی نروژ ندارند. بدین ترتیب این یک کمیته کاملا مستقل و یک نهاد مدنی است.‏

آیا دولت نروژ هیچگونه تاثیر گذاری در روند انتخاب برنده جایزه دارد؟

نه، به هیچ وجه. روند انتخاب برنده جایزه صلح دانشجویی به این شکل است که از بین تمامی کاندیداها (که امسال بیش از صد نفر بودند) این کمیته پنج نفررا انتخاب میکنند و پس از تحقیقات بسیار دقیق، این کمیته یک نفر از این پنج نفر را انتخاب میکند. در هیچ مقطعی ارگانهای سیاسی و دولتی نروژ در این پروسه شرکت نمی کنند. این فقط صلاحیت کاندیداهاست که تعیین کننده است. ‏

آیا در مراسم اعلام برنده جایزه، نماینده ای از دولت نروژ حضور داشت؟

نه، در این مراسم اعضای کمیته، و نمایندگان تشکلهای دانشجویی، نماینده های دانشگاه ها مانند رئیس دانشگاه، مطبوعات و چند مهمان از نهادهای مدنی و حقوق بشری که حوزه فعالیت شان به برنده جایزه مربوط می شود شرکت داشتند. من به عنوان نماینده سازمان حقوق بشر ایران که در زمینه حقوق دانشجویان زندانی فعالیت داریم ، دعوت شده بودم و بجز سه نفر ازاعضای کمیته، تنها کسی بودم که در این مراسم سخنرانی کردم. البته مراسم اهدای جایزه که در ماه فوریه همزمان با فستیوال دانشجویی تروندهایم برگزار خواهد شد فرق خواهد داشت و در آن مراسم احتمالا نماینده گانی از دولت و احزاب سیاسی مختلف دعوت خواهند شد.‏

پیامی که وزیر امور خارجه در مورد مجید توکلی داده است چیست؟

وزیر امور خارجه نروژ و چند نفر دیگر از از سران احزاب سیاسی و نهاد های مدنی و حقوق بشری در مورد انتخاب مجید پیام هایی فرستادند. البته هیچیک از این افراد در این مراسم حضور نداشتند و دعوت هم نشده بودند. وزیر امور خارجه نروژ هم تنها یکی از بیش از ده نفری بود که در مورد مجید پیام داد. این نشان میدهد که مجید توکلی فردی شناخته شده است و از احترام بالایی برخوردار است. تمام کسانی که پیام فرستادند انتخاب مجید را تبریک گفتند و از این انتخاب ابراز خوشحالی کردند.‏

بازتاب این خبر در نروژ چگونه بوده است؟

این خبر در بیشتر خبرگزاری ها و روزنامه ها و سایت های اصلی رسانه های نروژ بازتاب داشته است. برگزار کنندگان ،از انعکاس گسترده این خبر ابراز شگفتی کردند. البته انتظار می رود که در ماههای آینده مجید توکلی توجه بیشتری بگیرد. پوسترهای مجید در سطح دانشگاه ها پخش خواهد شد و برنامه های مختلفی در مورد مجید توکلی و جنبش دانشجویی ایران برگزار خواهد شد.‏

به نظر شما انتشار اخبار غیرصحیح در رابطه با احتمال تعطیلی سفارت نروژ در تهران همزمان با اهدای این جایزه غیردولتی به مجید توکلی ، با چه هدفی بوده است؟

پاسخ به این سوال قدری مشکل است. دلیل انتشار این خبر را باید از سردبیران ایسنا پرسید که چرا یک شایعه را بدون ارائه منبع موثقی منتشر میکنند.‏‏

اما بعید نیست که انتشار این شایعه همزمان با اهدای جایزه صلح دانشجویان به مجید توکلی در کشور نروژ، با اهداف سیاسی و جهت انحراف توجه رسانه ها از اهدا این جایزه دوسالانه به یک دانشجوی زندانی ایرانی بوده باشد.‏

ادوار کبک آگاه است

در شرایط کنونی هرگونه مخاصمه جویی و نزاع طلبی و بحران آفرینی و مستمسک آفرینی بی گمان اقدامی ضدملی است. صلح‌گریزان اقتدارگرا در حاکمیت جمهوری اسلامی نسبت به جان یکایک ایرانیان ـ صرف نظر از جنس، سن، دین و مذهب و آیین، قوم و زبان و فرهنگ و آیین ـ مسئول‌اند. خروج از اوضاع بحرانی و پرخطر کنونی، نیازمند تغییر سیاست‌های مسلط بر کشور و نوع نگاه حاکمان به جامعه مدنی ایران است. بدون باز شدن فضای سیاسی و تأمین و ایجاد امنیت و ممکن ساختن گفت‌وگو میان جریان‌های فکری ـ سیاسی گوناگون، نه وحدت و همدلی ملی شکل می گیرد و نه تهدید خارجی کمرنگ می‌شود.

ادوارنیوز: شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار بیانیه ای به حاکمان جمهوری اسلامی ایران نسبت به “شرایط پر خطر جدید” هشدار داده است و تاکید کرده که “صلح‌گریزان اقتدارگرا در حاکمیت جمهوری اسلامی نسبت به جان یکایک ایرانیان ـ صرف نظر از جنس، سن، دین و مذهب و آیین، قوم و زبان و فرهنگ و آیین ـ مسوول‌اند.”

در این بیانیه همچنین آمده است: در شرایط کنونی هرگونه مخاصمه جویی و نزاع طلبی و بحران آفرینی و مستمسک آفرینی بی گمان اقدامی ضدملی است.

از سوی دیگر، شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین شخصیت‌ها و جریان‌ها و جمعیت‌های سیاسی کشور را به رعایت “مشدد و ملاحظه‌ی موکد منافع ملی، همدلی و همبستگی ملی، و پاسداشت تمامیت ارضی و استقلال ایران”، فرامی‌خواند.

متن کامل بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به شرح زیر است:

به‌نام خدا

هشداری به حاکمان، درخواستی از همراهان

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در شرایط پرخطر جدید

هم‌وطنان عزیز، ملت آزاده و آگاه ایران

تهدیدهای جدی و جدید علیه ایران هر روز مظاهر نگران کننده تری می‌یابند. سلطه‌جویان جهانی و جنگ‌افروزان بین‌المللی به بهانه‌ی ماجراجویی‌ها و سوء مدیریت و بی‌تدبیری حاکمان اقتدارطلب در ایران، تیغ خود را برای تراشیدن فاجعه، تیز می‌کنند. اقتدارگرایان حاکم بی‌اعتنا به تهدیدهای بس نگران کننده‌، همچنان از رژیم خشونت پیشه و سرکوبگر دمشق حمایت می‌کند و هم‌زمان در داخل کشور به سرکوب و تهدید منتقدان و مخالفان سیاسی مشغول است. وضع فاجعه‌زا چنان بحرانی به نظر می‌رسد که درک عمق وخامت آن نیازمند اطلاعات گسترده و پردازش عمیق رویدادها نیست. صدای طبل‌های جنگ علیه ایران را تنها گوش‌هایی نمی‌شوند که خود را به نشنیدن زده‌اند.

تشنگان قدرت در جمهوری اسلامی که برای تداوم اقتدار نامشروع خود، ابایی از سرکوب خشونت‌بار و ضدانسانی اعتراض مدنی سبز و مسالمت‌آمیز شهروندان خود ندارند، مستظهر به درآمدهای نجومی فروش سرمایه ملی (نفت)، و دلخوش به سلاح‌هایی که با ریخت و پاش پول‌های نفتی فراهم آورده‌اند، به تهدید متقابل اسراییل سرگرم‌اند. ظاهرا کسی در حاکمیت برآمده از کودتای انتخاباتی به عواقب هولناک سربرکشیدن جنگ، نمی‌اندیشد. مدیران بی‌کفایت و ناکارآمد و فاسد مسلط بر امور اداری و سیاسی و اجرایی و اقتصادی کشور که از کنترل نرخ ارز و مهار تورم افسارگسیخته , بیکاری و اسیب های اجتماعی، عاجز مانده‌اند، لحظه‌ای در عواقب اجتماعی بروز هر نزاع محتمل نمی‌نگرند.

افراطی‌های حاکم در تل‌آویو، همسو با جنگ‌طلبان ایالات متحده و برخی دیگر از دولت‌های غربی، از توهم و ماجراجویی و جهالت مستولی بر اردوگاه اقتدارگرایی در ایران، سود می‌جویند و هر روز با صدایی بلندتر از روز قبل در شیپورهای جنگ می‌دمند.

پیامدهای فاجعه‌بار هر نزاع و جنگ، البته تنها دامن دولت‌ها را نمی‌گیرد. نه فقط کشوری و ملتی را به آتش جنگ مبتلا می‌کند که عواقب و ابعاد وخیم آن دامن منطقه را نیز خواهد گرفت.

جنبش سبز اگر در اعتراض به افزایش سرکوب و انسداد و اختناق و دروغ در فضای مدنی و فراموشی اخلاق و معنویت و تحریف دیانت شکل گرفت، اما هم‌زمان ـ و چنان‌که در منشور جنبش سبز آمده ـ نسبت به نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی‌های عوام فریبانه در تعاملات بین المللی همراه با سوءاستفاده از اعتقادات استقلال طلبانه و ضدسلطه‌ی جهانی در میان اقشار گوناگون مردم، معترض بوده و هست.

جنبش سبز البته برآمده از مردم و مولود نهضتی ملی است؛ حرکتی در ادامه‌ی کوشش‌های مردم ایران برای نیل به آزادی، عدالت، مردمسالاری و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در مقاطعی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی، خود را جلوه‌گر ساخته است. در نگاه فعالان جنبش سبز، مردم ایران خواهان ایرانی آزاد، آباد و سرافراز هستند با شعار ؛ « دموکراسی در داخل و صلح در جهان »

در شرایط کنونی هرگونه مخاصمه جویی و نزاع طلبی و بحران آفرینی و مستمسک آفرینی بی گمان اقدامی ضدملی است. صلح‌گریزان اقتدارگرا در حاکمیت جمهوری اسلامی نسبت به جان یکایک ایرانیان ـ صرف نظر از جنس، سن، دین و مذهب و آیین، قوم و زبان و فرهنگ و آیین ـ مسئول‌اند. خروج از اوضاع بحرانی و پرخطر کنونی، نیازمند تغییر سیاست‌های مسلط بر کشور و نوع نگاه حاکمان به جامعه مدنی ایران است. بدون باز شدن فضای سیاسی و تأمین و ایجاد امنیت و ممکن ساختن گفت‌وگو میان جریان‌های فکری ـ سیاسی گوناگون، نه وحدت و همدلی ملی شکل می گیرد و نه تهدید خارجی کمرنگ می‌شود.

شورای هماهنگی راه سبز امید به صاحبان قدرت هشدار می‌دهد که پیش از آنکه دیر شود، درهای زندان‌های سیاسی را بگشایند و نخبگان و منتقدان صادق و وطن‌دوست محبوس را محترم دارند و ارج نهند؛ آزادی مطبوعات و فعالیت امن روزنامه‌نگاران و اصحاب رسانه را ممکن سازند؛ فعالیت احزاب سیاسی را در چهارچوب تاکیدات و تصریحات قانون اساسی و دیگر تعهدات قانونی کشور مجاز بشمارند؛ و زمینه‌ی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه را در کشور فراهم کنند.

چنان‌که در منشور جنبش سبز (منشور مورد تایید آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی) آمده است، «جنبش سبز در عین تأکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای وابسته به قدرت های بیگانه‌ی سلطه جو، نه انزواطلب و نه دیگرستیز است. برعکس، جنبش سبز با صراحت و شجاعت و نه در خفا و خلوت، به دنبال توسعه‌ی رابطه با تمام کشورهای جهان از طریق اعتمادسازی متقابل ملت هاست.» این، ملاحظه ی مهمی است که پیش از شهروندان، حاکمان مسلط بر دولت باید آن را پاس دارند و متبلور کنند.

از سوی دیگر، شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین شخصیت‌ها و جریان‌ها و جمعیت‌های سیاسی کشور را به رعایت مشدد و ملاحظه‌ی موکد منافع ملی، همدلی و همبستگی ملی، و پاسداشت تمامیت ارضی و استقلال ایران، فرامی‌خواند.

ما، با هر باور و ایمان دینی که بدان معتقدیم، به هر قوم و قبیله و تیره و مرامی که تعلق داریم و با هر سلیقه و سبکی که با آن زندگی می کنیم، همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه‌ی ماست. رمز بقای تمدن ایرانی ما، چنان‌که در «منشور جنبش سبز» مورد تاکید قرار گرفته، همزیستی و همگرایی و حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت های ملی و آئین های مردمی در ایران زمین است.

دفاع از کرامت انسانی و حقوق بنیادین بشر، فارغ از مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی و استقرار و تضمین موازین حقوق بشر، مورد تأیید و تأکید جنبش سبز، و آقایان کروبی و موسوی است. کوشش برای تحقق حقوق قانونی و احترام اخلاقی اقوام ,اقلیت‌های دینی و مذهبی از طریق زمینه سازی برای مشارکت فعال و نهادمند آنان در فرایندهای تصمیم گیری سیاسی در کشور، با تکیه بر هویت مشترک ایرانی و به رسمیت شناختن تنوع و تعدد فرهنگی، از مهمترین دغدغه‌ها و سوگیری‌های کنشگران جنبش سبز است.

جنبش سبز همچنین خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزت‌مند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با جهان و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و ارتقاء شأن ملت بزرگ و تاریخی ایران در مناسبات بین المللی است. این امر نیازمند تغییر بنیادین نگرش حاکمان به مقوله‌های امنیت ملی، منطقه ای و جهانی است که راه را بر گسترش همکاری و تعامل بین ملت ها باز کند، و فضایی نو را برای روابط با دیگر کشورها برای کشورمان بسازد.

شورای هماهنگی راه سبز امید

1 مهر 1391

22 سپتامبر 2012

ادوار کبک آگاه است

مجید توکلی برنده جایزه بین المللی صلح دانشجویی در سال ٢٠١٣ شد.

به گزارش دانشجونیوز، در مراسمی که امروز ظهر در کشور نروژ برگزار شد، مجید توکلی، از رهبران جنبش دانشجویی ایران و عضو دفتر تحکیم وحدت، برنده جایزه بین المللی صلح دانشجویی اعلام شد.

کمیته انتخاب کننده این جایزه از مجید توکلی به دلیل فعالیت های صلح آمیز در راه آزادی بیان و دموکراسی تقدیر کرده است.

وزیرامور خارجه نروژ نیز در این مراسم با اشاره به مجید توکلی گفته است که جایزه صلح دانشجویی به شخصی جوان و شجاع اهدا شده است.

در بخشی از اطلاعیه ای که در همین راستا منتشر شده به نقش دانشجویان در جامعه ایران و محرومیت از تحصیل شمار زیادی از آنان اشاره شده است.

«این جایزه پیام روشنی به حکومت ایران است»

یان تور سنر، نماینده دومین حزب بزرگ سیاسی نروژ نیز در این مراسم گفته است که این جایزه پیام روشنی به رژیم ایران است که جامعه جهانی به اوضاع ایران توجه می کند.

در بخشی دیگر از اطلاعیه منتشر شده به وضعیت نقض حقوق بشر در ایران و همچنین کمپین “ما همه مجید توکلی هستیم” اشاره شده و آمده است که برنده جایزه صلح دانشجویی نماد و نماینده ای از همه دانشجویان و فعالین سیاسی چون اوست.

جایزه صلح دانشجویی که هرساله توسط کمیته دانشجویی در نروژ اعطا می شود، برای دومین بار این جایزه را به دانشجویی در زندان اهدا کرده است. مین کو نائینگ از کشور برمه نیز برنده این جایزه در سال ٢٠٠١ میلادی شده بود. وی در اوایل سال جاری از زندان ازاد شد.

مراسم اهدای این جایزه در فوریه سال آینده در فستیوال بین المللی دانشجویی در تروندهیم نروژ برگزار خواهد شد.

جایزه صلح دانشجویی چیست؟

جایزه صلح دانشجویی در طول ١٣ سال گذشته از دانشجویانی که در راه صلح، حقوق بشر و دموکراسی گام بر می دارند، حمایت کرده است. این جایزه برای نخستین بار در سال ١٩٩٩ میلادی و از سوی فستیوال بین المللی دانشجویی در تروندهیم (ISFiT) پایه گذاری شد.

تا کنون هفت نفر از دانشجویان و سازمان های دانشجویی در کشورهای برمه، تیمور شرقی، زیمباوه، کلمبیا، صحرای غربی و کرواسی این جایزه دوسالانه را دریافت کرده اند.

امسال نیز مجید توکلی به عنوان برنده این جایزه اعلام شده است.

مجید توکلی، دانشجوی رشته مهندسی کشتی سازی دانشگاه صنعتی امیر کبیر (پلی تکنیک تهران)، در ١٦ آذر سال ١٣٨٨برای سومین بار بازداشت شد.

مجید توکلی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر، پس از سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشگاه در مراسم سالگرد روز دانشجو، در حالیکه قصد خروج از درب دانشگاه را داشت، همراه با ضرب و شتم شدید ماموران امنیتی بازداشت شد. وی در دی ماه همان سال به اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام”، “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری” و “توهین به ریاست جمهوری” در شعبه ١٥دادگاه انقلاب اسلامی به هشت سال حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از فعالیت سیاسی و پنج سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شد. او هم چنین در دادگاهی دیگر به ریاست قاضی مقیسه، به علت انتشار نامه از داخل زندان به مناسبت روز دانشجو، به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به شش ماه زندان دیگر محکوم شد.

این فعال دانشجویی پیش از این نیز دو بار بازداشت شده است. وی بار نخست در اردیبهشت سال ٨٦، در ماجرای جعل نشریات دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، بیش از ١٥ ماه را در زندان گذراند. او هم چنین در بهمن ماه سال ٨٧، در مراسم سالگرد درگذشت مهندس بازرگان، در مقابل حسینیه ارشاد مجددا بازداشت شد و ١١٥روز را در سلول انفرادی گذراند.

مجید توکلی، هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج دوران محکومیت خویش را، بدون هیچ گونه استفاده از مرخصی از ابتدای بازداشت، در تبعید می گذراند و از حق دسترسی به تماس تلفنی نیز محروم است.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: منابع خبری موثق از مرکز قلب تهران خبر دادند که امروز چهارشنبه، مهندس میرحسین موسوی، از رهبران در حبس جنبش سبز، برای پیگیری معالجات قلبی خود برای ساعاتی در این بیمارستان حضور یافته است.

به گزارش ندای سبز آزادی، محدودیت‌ها و حساسیت‌ها و کنترل های امنیتی پیرامون مهندس موسوی نسبت به حضور سه هفته ی قبل وی در بیمارستان، کمتر بوده؛ به طوری که با حضور مهندس موسوی در قسمت «چک آپ» مرکز قلب تهران، برخی دیگر از بیماران و همراهان آنان، از حضور رهبر جنبش سبز استقبال می کنند. مطابق این شنیده حتی یکی از بیماران از میان مراقبان و ماموران امنیتی وی، خود را به میرحسین موسوی رسانده با او احوال پرسی و روبوسی می کند.

حال عمومی مهندس موسوی خوب گزارش شده، هرچند گفته می شود که در تست پزشکی، برای بررسی وضع قلب ایشان، وی دچار خستگی محسوس شده است.

مهندس میرحسین موسوی در ابتدای شهریورماه جاری و در پی نارسایی و مشکل قلبی، به شکل ناگهانی و تحت تدابیر شدید امنیتی به مرکز قلب تهران فرستاده شد. وی پس از آنژیوگرافی و در کمتر از ۲۴ ساعت، از بیمارستان به منزل تحت کنترل خود بازگشت و بار دیگر در حبس غیرقانونی قرار گرفت.

مهدی کروبی، زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، رهبران جنبش سبز، از نیمه دوم بهمن ماه ۱۳۸۹ بدون انجام محاکمه و تشریفات حقوقی مرسوم در دستگاه قضایی جمهوی اسلامی، به شکل غیرقانونی در حبس و حصر خانگی قرار دارند.

محدودیت هایی که متوجه آنان است در مواردی سخت تر و بیشتر از دیگر زندانیان سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی است.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: عطیه طاهری همسر سعید متین‌پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی در سالروز تولد این روزنامه نگار محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین برای وی می نویسد: آخرین باری که به دادستانی رفتم جزء حال به هم زن‌ترین روزهای عمرم بود. دادیار ناظر زندان پشت میز نشسته و پا روی پا انداخته بود. پاچهٔ شلوارش تا زیر زانو بالا آمده بود. در حالیکه با یک دست با موبایلش ور می‌رفت و با دست دیگر پایش را می‌خاراند رو به من گفت: «سعید عفو ننوشته، یعنی از کردهٔ خود پشیمان نیست. مثل اینکه اطلاعات با درخواست مرخصی وی مخالفت کرده. معلوم است دیگر وقتی او عفو نمی‌نویسد، مرخصی هم در کار نیست.» او هنوز آداب پشت میز نشستن و چگونه با ارباب رجوع صحبت کردن را نیاموخته اما دربارهٔ انسان های مبارزی قضاوت می‌کند که برای بهبود زندگی انسانی تلاش می‌کنند. حکم ِ بی‌دادگاه سعید ۸ سال حبس بود اما گویا ۸ سال حبس نیز آقایان را ارضاء نکرده که آن را تبدیل کرده‌اند به ۸ سال حبس با اعمال شاقه.

به گزارش کلمه، سعید متین پور که روز بیست ام تیر ۸۸ از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵دادگاه انقلاب تهران به این دادگاه احضار شده بود پس از حضور در دادگاه٬ بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد و از آن تاریخ بدون مرخصی در زندان به سر می برد.

متین‌پور چهارم خرداد ۱۳۸۶در زنجان بازداشت و پس از تحمل ۲۷۸روز بازداشت موقت٬ در هشتم اسفند ۸۷ به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود.

وی طی جلسه‌ای غیر علنی در شعبه ۱۵دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک‌سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

بر اساس این گزارش این روزنامه نگار زنجانی از ناراحتی قلبی رنج می برد که با پیگیری های مکرر خانواده، دادستان گفته بود فقط با زدن پابند و زنجیر میت واند از زندان به بیمارستان برود که سعید متین پور این شرط را نپذیرفت.

متین پور فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های «یارپاق»، «موج بیداری» و وبلاگ نویس و فعال مدنی است که به خاطر سفر به ترکیه و ارتباط با بیگانگان با این اتهامات روبرو شده است.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

روزهای آخر شهریور ماه است. هوا خنک شده و حکم ۸ سالهٔ سعید به نیمه رسیده و چند روز دیگر طبق تاریخ مندرج در شناسنامه روز تولد اوست که برایش معنای چندانی ندارد.

اگر امیدی به دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی در من مانده باشد باید این روز‌ها منتظر اخبار خوش باشم اما چنین نیستم. یعنی هیچ امیدی به دستگاه امنیتی و قضایی در من بر جای نمانده است.

پرونده‌ای که لحظهٔ شکل گیری آن در نیمه شب خرداد ۱۳۸۶ اوج بی‌حرمتی به قانون و انسان بود و این بی‌حرمتی با سماجت تمام در طول ۹ ماه بازجویی های غیرانسانی در سلول‌های تاریک انفرادی ادامه یافت و نتیجهٔ آن شد ۸ سال حبس تعزیری که به امضای قاضی صلواتی رسید بدون اینکه به متهم در ازای آن ۹ ماه شکنجه، فرصت دفاع داده شود.

حکم ِ بی‌دادگاه که در سلول های تاریک تشخیص داده شده بود، عینا تایید و اجرا شد. اینکه می‌گویم حکم در سلول‌های تاریک مشخص شده بود روایت خود سعید است. وقتی حکم ۸ ساله به سعید ابلاغ شد، او بی‌اختیار یاد حرف بازجویش در اولین روزهای بازجویی افتاد که گفته بود: «۸ سال عناد کرده‌ای، ۸ سال زندانی‌ات می‌کنیم تا وقتی ۴۰ ساله شدی بیرون بروی.» آخر سعید ۳۲ ساله بود که بازداشت شد.

و حالا حکم او به نیمه رسیده بدون آنکه حتی یک بار به مرخصی آمده باشد. یک سال پس از اجرای حکم که برای اولین و آخرین بار توانستم دادستان را ببینیم گفت: برای مرخصی سعید یک میلیارد تومن وثیقه بیاورید. بگذریم از گفتگویی که در میان ما اتفاق افتاد. من گفتم یعنی ما به دنبال سند باشیم؟ دادستان گفت اگر همین الان نیز سند همراه‌تان بود می‌توانستم مرخصی سعید را امضا کنم. برگشتم و سند بردیم. اما پیغام دادستان این بود که هرگز چنین حرفی نزده است. هنوز هم این رفتار جعفری دولت آبادی را در مقام دادستان درک نکرده‌ام.

آخرین باری که به دادستانی رفتم جزء حال به هم زن‌ترین روزهای عمرم بود. آقای… دادیار ناظر زندان پشت میز نشسته و پا روی پا انداخته بود. پاچهٔ شلوارش تا زیر زانو بالا آمده بود. در حالیکه با یک دست با موبایلش ور می‌رفت و با دست دیگر پایش را می‌خاراند رو به من گفت: «سعید عفو ننوشته، یعنی از کردهٔ خود پشیمان نیست. مثل اینکه اطلاعات با درخواست مرخصی وی مخالفت کرده. معلوم است دیگر وقتی او عفو نمی‌نویسد، مرخصی هم در کار نیست.» او هنوز آداب پشت میز نشستن و چگونه با ارباب رجوع صحبت کردن را نیاموخته اما دربارهٔ انسان های مبارزی قضاوت می‌کند که برای بهبود زندگی انسانی تلاش می‌کنند. حکم ِ بی‌دادگاه سعید ۸ سال حبس بود اما گویا ۸ سال حبس نیز آقایان را ارضاء نکرده که آن را تبدیل کرده‌اند به ۸ سال حبس با اعمال شاقه.

این حوادث جزئی از آن رخدادی است که امید و اعتماد به دستگاه قضایی و امنیتی را در من مخدوش کرده است. من اگر امروز پی گیر کارهای اداری مربوط به مرخصی، ملاقات حضوری و آزادی مشروط سعید هستم نه به این دلیل که امید به نتیجهٔ قانونی دارم، بلکه وظیفهٔ من در قبال همسرم این مسئولیت را بر گردن من نهاده که همواره بی‌چشم داشت به نتیجه، پی گیر کار‌هایش باشم.

روز‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها می‌گذرند، اگرچه به سختی. فکر اینکه آیا ۴ سال ِ باقیمانده به سلامت خواهد گذشت؟ آزارنده‌ترین بخش ماجراست. برای گذراندن روزهای چنین سخت به ریسمان های محکم باید چنگ زده باشی تا از پا نیافتی. آنچه به من کمک کرد تا با ۸ سال تنهایی کنار بیایم رسیدن به این باور است که در زندگی حوادثی وجود دارد که برخلاف میل ماست. اما نمی‌شود و نباید با آن مبارزه کرد. تنها چاره به رسمیت شناختن آن حادثه است. و من حادثهٔ ۸ سال تنهایی را به عنوان قطعه‌ای از پازل زندگی مشترکمان به رسمیت شناختم و مدام به آن فکر می‌کنم. هر چند اگر زود‌تر تمام شود سپاس خواهم گفت.

عطیه طاهری

شهریور سال ۹۱

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) با صدور بیانیه‌ای از کمپین «صدای رنج‌های معلمان ایرانی به ویژه معلمان دربند باشیم»، اعلام حمایت کرد.

لازم به ذکر هست که عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت، از جمله معلمان زندانی است که به دنبال نا آرامی‌های پس از انتخابات و در ابتدای تیرماه ۸۸ از سوی نهادهای امنیتی بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب به ۴ سال و ۱۱ ماه زندان محکوم شده و هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

سال تحصیلی جدید در حالی فرا رسیده که معلمان ایران همچون دیگر اقشار جامعه با مشکلات و معضلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند و مظلومانه در پی فراهم آوردن حداقلی از معیشت و رفاه، بی آن که فریادرسی داشته باشند تیره و تارترین ایام را پشت سر نهاده‌اند.

در این سالها معلمان ایرانی با وجود مشکلات معیشتی و مطالبات انباشته نه تنها از حق داشتن تشکل صنفی برای احقاق حقوق پایمال شده شان برخوردار نبودند بلکه شماری از آنان به سبب پیگیری مطالبات خود و دیگر آحاد جامعه نصیبی جز احضار، تبعید و زندان نبردند و تاوان ایستادگی در برابر انحراف ها و ناکارآمدی های موجود را با ماندن در پشت میله های زندان و محرومیت از حرفه و رسالت خویش پرداختند.

اقتدارگرایان حاکم بر ایران در سالهای اخیر نه تنها به نیازها و دغدغه های معلمان اندک توجه ای نکرده اند بلکه برای سیطره هر چه بیشتر بر نظام آموزشی، برخورد با معلمان و استادان منتقد را در اولویت برنامه های خود قرار داده و تعدادی از شریف ترین معلمان این مرز و بوم همچون رسول بداقی، محمد داوری، عبدالله مومنی، هاشم خواستار و دیگران را به جرم آن که تلاش کردند تا روحیه نقادی، پرسشگری، ایثار، مشارکت جویی، مهربانی، نودوستی، رواداری و حق مداری در وجود نسل جدید نهادینه کنند، سالهاست که به بند کشیده و شکنجه کرده اند.

بر این اساس سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در آستانه سال تحصیلی جدید در کنار تک تک آحاد مردم، مصرانه خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی، دانشجویان زندانی و به ویژه معلمان دربندی است که چندین سال از بهترین روزهایی که می بایست در سر کلاس های مدرسه، درس آزادگی و شجاعت و جوانمردی را به دانش آموزان خود بیاموزند، به تیغ جهل و ظلم اقتدارگرایان در سخت ترین شرایط در پشت میله های زندان به سر می برند.

این سازمان ضمن اعلام حمایت از کمپین سراسری “صدای رنج های معلمان ایرانی به ویژه معلمان دربند باشیم” از تمامی معلمان، دانشگاهیان، جامعه فرهنگی کشور، سازمان‌های مدافع حقوق بشر، گروه‌های سیاسی و هموطنان آزاداندیش، تقاضای همراهی با این کارزار سراسری برای آزادی معلمان دربند دارد تا جمله قدردان و سپاس‌گوی معلمانی باشیم که کوشیدند به فرزندان این دیار «زندگی کردن» براساس آموزه های مدنیت و بنیان‌های حقوق شهروندی را بیاموزند و معلمی را تنها حضور در کلاس و تدریس کتاب های درسی ندانسته و برای رهیدن آینده سازان این مرز و بوم از استبداد جهل و نادانی از هیچ کوششی دریغ نورزیدند.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)

بیست و هشتم شهریور هزار و سی‌صد و نود و یک

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: جمعی ازمربيان، معلمان و حق التدريسی‌های وزارت آموزش و پرورش در اعتراض به عدم استخدام خود مقابل مجلس تجمع کرده و خواستار استخدام در اين وزارتخانه هستند.

بنا به گزارش جام جم آنلاين، اين عده از معلمان که سابقه تدريس در وزارت آموزش پرورش را دارند طی روز‌ها و ماههای گذشته هم مقابل مجلس تجمع کرده بودند.

تجمع کنندگان که تعدادشان به حدود ۵۰ نفر می‌رسد همگی زن بوده و از شهرهای مختلف خود را مقابل مجلس رساندند.

مجلس هشتم قانونی را برای استخدام معلمان در وزارت آموزش و پرورش تصويب کرد که بيش از ۴۰ هزار معلم دارای شرايط در اين وزارتخانه استخدام شدند اما برخی از معلمان اعم از مربيان پيش دبستانی معلمان شرکتی و حق التدريسی‌ها که دارای شرايط لازم نبودند نتوانستند استخدام شوند.

ادوار کبک آگاه است