Archive for July, 2012

ادوارنیوز: ابوالفضل قدیانی عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که روز گذشته با ضرب و شتم ماموران زندان اوین و با پای برهنه با غل و زنجیر به بیمارستان پارس تهران منتقل شده بود در اعتراض به این رفتار غیرانسانی دست به اعتصاب غذا زد.

به گزارش کلمه، دستور ضرب و شتم توسط علی اشرف رشیدی، رئیس سابق زندان دیزل آباد کرمانشاه و رئیس جدید زندان اوین صادر و توسط سروان رفیعی فرمانده یگان انتظامات زندان اوین و پاسیار محمد عطاری و با همراهی ۱۴ پاسیار مامور انتقال، به اجرا درآمد و پس از آن، این زندانی سیاسی که از رفتن با غل و زنجیر به بیمارستان امتناع کرده بود، با پای برهنه و لباس های آشفته به بیمارستان منتقل شد.

بر اساس این گزارش، ابوالفضل قدیانی به هنگام ضرب و شتم، در طول مسیر و در بیمارستان پارس تهران با صدای بلند و فریاد، اعلام کرده مسبب تمام فجایع و جنایت های صورت گرفته رهبری است و این تصمیم ها در مورد زندانیان با اطلاع او و برای شکستن اراده و مقاومت آنها صورت می گیرد.

او همچنین گفته است که این اقدامات نشانه زوال و سقوط قدرت مادی و اخلاقی شخص رهبری است که پاسخ منتقدان و انتخابات به خود را با ضرب و شتم می دهد.

قدیانی در بیمارستان اعلام کرده است ستم و آزار مزدوران را تحمل خواهد کرد تا با چشم خود سقوط و ذلت دیکتاتوری را ببیند.

ابوالفضل قدیانی اعلام کرده بود حاضر به استفاده از دستبند و پابند نیست و این خواسته زندانیان سیاسی در دوره مدیریت پیشین زندان اوین تا حدودی اجرا می شد ولی رئیس سابق زندان دیزل آباد کرمانشاه اعلام کرده است که هیچ تفاوتی میان جانیان، قاتلان، سارقان، قاچاقچیان مواد مخدر با زندانیان سیاسی نخواهد گذاشت و همه این افراد را که «مجرمان» خوانده است با وضعیت مشابه به خارج از زندان اوین منتقل خواهد کرد.

ماموران تحت امر، عطاری، رفیعی و رشیدی پس این، اقدام به ضرب و شتم این زندانی سیاسی کردند که ابوالفضل قدیانی اعلام کرد حاضر به استفاده از دستبند نیست و به اختیار خود به بند ۳۵۰ باز می گردد. اما ماموران با فحاشی اعلام کردند که دوره جدیدی شروع شده است و این زندانی حق امتناع از اعزام به بیمارستان را ندارد.

در این میان محمد عطاری با هیبت و هیکل بزرگ مبارز طلبیده و اعلام کرده سر و کار زندانیان سیاسی از این پس با من است. بیشتر زندانیان سیاسی پس از مواجهه با اقدامات غیر قانونی نظیر زدن دست بند و پابند با امضای برگه ای با ذکر علت امتناع خود به زندان بازگردانده می شدند اما پس از تصدی مدیریت فعلی زندان اوین توسط مدیر زندان دیزل آباد کرمانشاه، این روند قانونی با اعمال فشار و ضرب و شتم به کناری گذاشته شده است.

برای ابوالفضل قدیانی که پس از گذشت یکسال حبس تعزیری اکنون ۸ ماه است به صورت غیرقانونی در زندان نگهداری می شود به علت اعتراض های مکرر به اقدامات غیرقانونی آیت الله خامنه ای تاکنون چند پرونده مفتوح شده و ۵ سال حبس غیرقطعی نیز صادر شده است که هنوز به وی یا وکیل او ابلاغ نشده است.

این زندانی سیاسی بیمار است و تاکنون سه بار قلب وی مورد عمل جراحی قرار گرفته ولی هربار پس از عمل جراحی به جای استراحت و طی کردن کامل دوران نقاهت به زندان بازگردانده شده، این در حالی است که کمیسیون پزشکی قانونی ۴ ماه مرخصی برای انجام معاینات و مراقبت از وی را توصیه اکید کرده است.

ابوالفضل قدیانی در حالی دست به اعتصاب غذا زده است که به دلیل ضرب و شتم و رفتار غیرانسانی و غیرقانونی حال عمومی مساعدی ندارد و دوستان و خانواده ی وی به شدت نگران او هستند.

روز گذشته کلمه گزارش داده بود که در حالی که ابوالفضل قدیانی در اعتراض به ضرب و شتم خود از معاینه خودداری می کرد، پزشک معالج نیز تصریح کرده است که معاینه قلب بیمار در این وضعیت عصبی و هیجانی نتیجه بخش نیست و از معاینه وی خودداری کرده است.

پزشک معالج در عین حال به مأموران گفته است که اگر من ایشان را در این وضعیت معاینه کنم قطعا دستور بستری خواهم داد، در این صورت آیا اجازه بستری شدن وی را می‌دهید؟

بر اساس این گزارش مأموران به پرسش پزشک معالج پاسخ منفی داده و مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز در بند ۳۵۰ را به زندان اوین بازگرداندند.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: دکتر احمد زیدآبادی دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)‬ به مرخصی آمد.

به گزارش ادوارنیوز، احمد زید آبادی که از ۲۳ خرداد ۸۸ در زندان به سر می برد، از زمستان سال ۸۸ به همراه تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شود.

احمد زیدآبادی در سه سال اخیر تنها دو بار به مرخصی چند روزه اعزام شده است.

وی توسط دادگاه انقلاب به شش سال زندان، پنج سال تبعید و محرومیت مادام العمر از هرگونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی محکوم کرد، که دادگاه تجدید نظر حکم دادگاه بدوی را مورد تایید قرار داد.

احمد زیدآبادی، در سال ۱۳۹۰ توسط هیاتی متشکل از ۱۲ کار‌شناس بین المللی مستقل رسانه‌ای برنده جایزه آزادی مطبوعات جهانی سازمان یونسکو ۲۰۱۱ موسوم به «گیلرمو کانو» شد.

به گزارش کلمه، همچنین مهدی محمودیان روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی نیز که تا به حال تنها یک بار توانسته بود از این حق استفاده کند به مرخصی آمد.

مهدی محمودیان که در خصوص وقایع بازداشتگاه کهریزک اطلاع رسانی کرد، ۲۵ شهریور ماه در منزل شخصی اش بازداشت و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. او در داخل زندان نیز نامه ای درباره وضعیت اسفناک زندان رجایی شهر کرج و تجاوزهای مکرر در این زندان خطاب به آقای خامنه ای نوشت.

مهدی محمودیان به علت شرایط نامساعد زندان بخشی از ریه خود را از دست داد. سرانجام چندی پیش با انتقال وی به بیمارستان موافقت شد.

طی سه سال گذشته بارها مادر محمودیان از طریق دادستانی پیگیر مرخصی استعلاجی برای فرزندش بود. پس از عمل نیز، خانواده این زندانی سیاسی در خواست داشتند که به محمودیان مرخصی استعلاجی داده شود تا او بتواند سلامت خود را باز یابد. اما مسئولان زندان به این درخواست پاسخی ندادند.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: نرگس محمدی فعال حقوق بشر و عضو کانون مدافعان حقوق بشر، ساعتی پیش با سپردن قرار وثیقه 600 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، نرگس محمدی سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر، در خرداد سال 89 بازداشت و به مدت 20 روز در بند 209 زندان اوین به سر برد، وی به دنبال ابتلا به بیماری ” فلج عضلانی” از زندان آزاد و در بیمارستان تحت مداوا قرار گرفت. این فعال حقوق بشر سپس از سوی دادگاه انقلاب به تحمل 11 سال حبس تعزیری محکوم شد. که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به شش سال حبس کاهش یافت.

نرگس محمدی در اردیبهشت‌ماه و پس دریافت اولین احضاریه اجرای احکام، از سوی مأموران اطلاعات بازداشت و به زندان اوین انتقال یافت. در روندی غیرقانونی، وی به عوض انتقال به بند عمومی، به بند 209 منتقل شد و پس از 20 روز به زندان زنجان منتقل شد.

این انتقال درحالی صورت گرفت که حکم وی فاقد” تبعید” بود. نرگس محمدی در طول دوران زندانی بودن خود در زندان زنجان، بارها به سبب تشدید بیماری‌اش دچار آسیب‌های جسمی شد. وی بالاخره با موافقت مسئولان قضایی، امروز از زندان آزاد شد.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: روز چهارشنبه گذشته نیروهای حفاظت سازمان زندان های استان خوزستان وارد بند سیاسی زندان کارون شدند و همه کتاب‌ها ، دفترها و دست نوشته‌های زندانیان را با خود بردند.‏

به گزارش سایت ملی-مذهبی این ورود و بازرسی زندانیان و وسابل شخصی آنها به صورت ناگهانی بوده به نحوی که حتی مسئولان و رئیس زندان کارون نیز از این اقدام بی‌خبر بوده‌اند.‏

به نظر می‌رسد این اقدام با حوادث چند هفته گذشته در اعتراض به اعدام ۴ زندانی سیاسی عرب در زندان کارون و شهر اهواز مرتبط باشد.‏

گفتنی است در هفته های گذشته ۴ زندانی سیاسی عرب ایرانی به نام های عبدالرحمن حیدریان، عباس حیدریان، طه حیدریان و علی شریفی از این بند خارج شدند و پس از یک هفته در زندان های آبادان و دزفول اعدام شدند.‏ در پی این اتفاق فضای بند سیاسی زندان کارون به شدت امنیتی شد و نیروهای انتظامی و یگان ویژه به صورت مداوم در آن حضور داشتند.‏

گفته می‌شود ورود غیرقانونی و توقیف کتاب‌ها و دست نوشته‌های زندانیان این بند نیز با هدف ایجاد ارعاب بیشتر در این بند از زندان کارون اهواز است.‏بنا بر این گزارش اقدام نیروهای حفاظت سازمان زندان های استان خوزستان اعتراض شدید زندانیان را در پی داشته است .‏

ادوار کبک آگاه است

ادوار نیوز: غلامحسين محسني اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاييه، در نشست روز دوشنبه خود با خبرنگاران در مورد رايزني‌هايي براي آزادي موسوي و كروبي كه سوال يكي از خبرنگاران بود گفت: اينكه افراد بخواهند خلاف قانون و مقررات كاري را انجام دهند از هيچ كس پذيرفته نيست ولي در مورد اين دو نفر بر فرض اينكه رايزني‌هايي صورت گيرد، امكان آزادي‌شان نيست زيرا كساني كه ظلم عظيم و ناامني را ايجاد كرده‌اند اينطور نيست كه هر كسي رايزني كند جواب مثبت به آن بدهيم.

به گزارش آفتاب، اين خبرنگار مجددا از دادستان كل كشور پرسيد كه برخي رسانه‌ها اعلام كرده‌اند كه افراد اصولگرا رايزني‌هايي را براي آزادي اين دو فرد انجام مي‌دهند؛ آيا صحت دارد؟

سخنگوي دستگاه قضايي پاسخ داد: من چنين چيزي نشنيده‌ام ولي اين دو فرد در منزل خود هستند و شرايط تغيير نمي‌كند.

توضيحات پيرامون حكم ديوان عدالت اداري عليه سعيد مرتضوي

محسني‌اژه‌اي با اشاره به غيرقانوني اعلام شدن مديرعاملي سعيد مرتضوي در سازمان تامين اجتماعي، گفت: بعد از اعلام شكايت چند نفر از نمايندگان مجلس نسبت به جناب آقاي مرتضوي در ديوان عدالت اداري، امروز جلسه‌ هيات عمومي ديوان تشكيل شد و بعد از رسيدگي‌هاي مقدماتي آن‌طور كه از رياست محترم ديوان عدالت شنيدم دو بحث در آنجا وجود داشت؛ يكي اينكه آيا اصلا ديوان عدالت صلاحيت رسيدگي به اين امر را دارد و ثانيا آيا شكايت وارد است يا خير.

وي افزود: هيات عمومي ديوان عدالت اداري به اين دو مورد راي داد و شكايت را وارد دانست و در واقع انتصاب جناب آقاي مرتضوي را خلاف دانستند و حكم به نفع شكات دادند.

سخنگوي قوه قضاييه در پاسخ به سوال خبرنگاري در خصوص برخورد دستگاه قضايي با عوامل گراني و محتكران اظهار كرد: بيش از 20 سال است كه مردم ما در تحريم و فشار قدرت‌هاي بزرگ و سلطه‌طلب هستند و دشمن اين فشارها را در ماه‌هاي اخير زيادتر كرده است و نظام جمهوري اسلامي ايران و مردم از اين وضع سربلند بيرون خواهند آمد؛ همان‌طور كه در جنگ با دشمنان توانستند آنها را شكست دهند.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: رئوف طاهری، استاد اخراجی دانشگاه زنجان طی نامه‌ای سرگشاده به آیت الله علی خامنه‌ای ضمن شرح آنچه بر وی گذشته نسبت به اخراج خود اعتراض کرده.

این استاد اخراجی در بخشی از نامه خود آورده است: “در نامه های اعتراضی که به مقامات مسئول نوشته بودم؛ قويا ً اظهار ترديد کرده بودم که تصميماتي از اين دست ،که هيأت مرکزي گزينش استاد به دستور کتبی وزارت اطلاعات اتخاذ نموده اند؛ ترجمه درست و وفادارانه اي ازمواضع رهبري نظام باشد. دست کم بنده با قطعیت چنین برداشتی نداشتم، لذا از ایشان پرسیده بودم که چنانچه اقدامات این چنینی از نظر تفکر بازتولید شده سابق حاکم بر اطلاعات مورد تأیید رهبری نظام باشد- که بعید می دانستم-؛ آن را بصورتی صریح به این جانب انتقال دهند تا از اشتباه محاسباتی به در آیم. مع الاسف همانگونه که متذکر شدم،همه نامه ها و سئوالاتم بی پاسخ ماند. “

متن این نامه که نسخه ای از آن در اختیار ادوارنیوز قرار گرفته به شرح زیر می‌باشد:

بسمه تعالی

حضرت آیت الله خامنه ای

باسلام و آرزوی قبولی طاعات

احتراماً،به استحضارمي رساند اينجانب رئوف طاهري عضو هيأت علمي دانشگاه آزاداسلامي واحدزنجان ازتاريخ 18 / 07 / 1378 به استخدام اين واحد درآمده وازتاريخ 13 / 03 / 1382 حکم استخدامي رسمي آزمايشي اينجانب صادرشده است. لازم به یاد آوری می باشد که براساس بخش نامه های مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی؛حداکثر پنج سال پس از تاریخ شروع دوره خدمت رسمی آزمایشی می بایست حکم رسمی قطعی اینجانب صادر می شده است ولی همه مراجع زیربط در این فقره مرتکب تخلف عدم تمکین از قوانین و ضوابط مرتبط با موضوع شده اند.

اکنون پس از 13 سال سابقه استخدامي واشتغال به تدريس وعلی رغم داشتن دو مدرك کارشناسي ارشد دررشته هاي برق وکامپيوتر (کارشناسی ارشد برق ازدانشگاه تبريز – کارشناسي ارشد کامپيوترازدانشگاه اصفهان) ، باحکم اخراج مواجه شده ام. مديريت واحدزنجان طي حکمي بااستناد به نامه شماره 8301 مورخه 28/8/90 مديرکل محترم دفتراستخدام هيأت علمي (جناب آقاي دکتر دیندارفرکوش ) مستند به نامه شماره 185-19- 262مورخه 10 / 08 / 1390 هيأت مرکزي گزينش استاد (جناب آقاي نيازي ) پايان عضویت هيأت علمی وقطع همکاری اينجانب به علت عدم احرازصلاحيت عمومي را صادرنموده اند.

این در حالی است که هيأت مرکزي گزينش استاد درتاريخ 1386 تأييد صلاحيت عمومي اينجانب را کتبا به واحد زنجان ارسال ودرپرونده اينجانب موجوداست .

اکنون بر اساس دستور فوق محرمانه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران(نامه شماره …/م/8822 مورخه 27/2/1390 ممهور به مهرمعاونت ثبت اسناد وزارت اطلاعات) خطاب به مدیرکل دفتر استخدام هیآت علمی دفتر مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی، رأي قبلي هيأت گزينش مبني برتأييد صلاحيت اينجانب،به عدم احرازصلاحيت عمومي تنزيل ومتعاقبا مديريت واحد زنجان حکم اخراج و تسویه اينجانب راصادرنموده اند.

اينجانب طي نامه های جداگانه ای به مورخه های30/9/1390و 10/10/1390 نسبت به حکم صادره اعتراض ودرخواست تجديد نظرداده وآنهارا تقدیم دفتررئيس محترم هيأت مرکزي گزينش(آقای نیازی)،ریاست محترم واحد زنجان،نمايندگان محترم استان زنجان(جنابان آقایان جمشید انصاری و نصیری قیداری) درمجلس هشتم ونيزمديرکل محترم اطلاعات استان نموده ام. سوگمندانه باید عرض کنم رسیدگی به درخواست تجدید نظر که پیش کش!،آنها و به ویژه دفتر هیأت مرکزی گزینش استاد علیرغم مراجعات مکرری که داشته ام، حاضر به ثبت نامه اعتراضی اینجانب نشده است. تنها پاسخ تکراری که به بنده داده شد، این بوده است که به دلیل استثناء بر قانون بودن تصمیمات وزارت اطلاعات! و بدلیل آنکه بنا به دستور رئیس دولت،احکام صادره از سوی هیأت های گزینش استاد و دانشجو خارج از شمول رسیدگی های حقوقی و قضائی می باشد؛لذا تنها مسیر پیگیری اعتراض و درخواست رسیدگی به پرونده همانا خود وزارت اطلاعات بوده،لذا بنده را به پیگیری از طریق وزارت اطلاعات دلالت داده اند.

از طرفی همچنانکه پیش تر اشارت رفت،بنده نامه ای هم خطاب به مدیر کل اطلاعات استان،تسلیم ستاد خبری کرده ام که هنوزپاسخی به آن داده نشده است. و صد البته هیچ تخلفی از مسئولیتهای قانونی و ملی و شرعی بالاتر از این نیست که متولیان وزرات اطلاعات اعتراض شهروندان را مسکوت بگذارند. هیچ حرکت و اقدامی ضد انقلابی تر و ضد امنیتی تر و آسیب زاتر از این نیست که متولیان اطلاعات کشور منویات سیاسی جناحی خویش را عمدا وارد معرکه برخورد با شهروندان کرده و بدینسان خطیرترین نهادها و جایگاههای امنیت و آرامش ملت را در وادی انتقام کشی ها و گروکشی های معیشتی و کامجوئی های منحرفانه سادیستی به مسلخ برند.

حضرت آیت الله خامنه ای!

در زمانی این تظلم خواهی را تقدیم می کنم که امضاهای برگه تسویه حسابم از دانشگاه تکمیل شده است و این علی رغم میل باطنی ام و به دلیل کسر اقساط از حساب ضامنهایم است. انگار نه انگار که دولت متخلف پولهای نفت را در قالب وام های سه هزار میلیارد تومانی بدون سپرده گذاری به وسیله مدیران بانکی و سایر رابطین مشکوک به جاسوسی خود از ایران خارج می کنند تا برای روز مبادای خود فکری کرده باشند.

همچنانکه اشارت رفت، پیش از آنی که جنابعالی را (به عنوان بالاترین مقام مسئول قانونی و حاکمیتی) مورد خطاب نامه اعتراضی،تجدیدنظرخواهانه و تظلم خواهی خود قرار داده و درخواست رسیدگی نسبت به پرونده ی شهروند عائله مند بی پناهی بکنم که صرفا به خاطر داشتن نگاهی دلسوزانه اما متفاوت با نگاه متاخرحاکم بروزارت اطلاعات-درظل و ذیل حکومتی که عملکرد و رفتار مسئولان اش به نام و عنوان جنابعالی پیوند می خورد- مورد تضییع حقوق اولیه انسانی و شهروندی قرار گرفته است؛همه مراحل و روندهای قانونی، حقوقی و مرسوم تجدید نظرخواهانه را طی کرده ام، اما دریغ از حتی ثبت نامه های اعتراضی ام، تا چه رسد به ارائه پاسخی مکتوب و یا اقدام به رسیدگی فارغ از نتیجه آن!؟ حتی طی آخرین نامه ای که تسلیم مدیران حراستی و اطلاعاتی منطقه کرده ام؛ متذکر این امر شده بودم که «این آخرین فقره از درخواست های رسیدگی و پیگیری وتظلم خواهی از مقامات مسئول حفاظتی و اطلاعاتی منطقه ای و فرامنطقه ای، قبل از آنی است که در صورت مسکوت ماندن؛به ناچار شکایت سرگشاده نزد آیت الله خامنه ای وآیت الله سید حسن خمینی واحیانا عندالزوم به نزد سایرمراجع دینی و عرفی ملی یا بین المللی خواهم برد.»

قصدم ازنگارش اين نامه به جنابعالي ودرخواست رسيد گي به اعتراض وپاسخگويي به سؤالاتم به انگیزه کلي تری برمي گردد که بنا برآن مصمم هستم تا به منظور دادخواهي ودرخواست رسيدگي به ظلم وستم
آشکاري که درظل وذيل نظام جمهوري اسلامي بر آمده از خون بهای کثیری از فرزندان ایران زمین برمن وامثال من مي رود؛ مراجع ونهادهاي تصميم سازي حاکمیتی ونيز عالی مقام ترین مراجع مسئول کشور را مورد خطاب قرارداده ومسئله ام راباآنان درميان بگذارم ونوميدانه درانتظار يافتن گوشي شنوا ومسئوليت آگاه بنشينم.

حضرت آیت الله خامنه ای

اينجانب ازايام نوجواني دل درگروآرمانهاي اساسي وانساني انقلاب اسلامي ايران نهاده، ازسال 1367 که
وارد دانشگاه شدم ،تاکنون شبي را بي ملاحظه ودغدغه سرنوشت انقلاب وگرفتاريهاي مردم وانديشه هاي امام راحل سربربالين ننهاده ام.بلافاصله پس از اتمام امتحانات سال چهارم دبیرستان و در هفده سالگی داوطلبانه عازم جبهه شدم، دردوران دانشجويي تشکيلات انجمن هاي اسلامي رابسترفعاليت خود قراردادم،پس ازفراغت ازتحصيل نيزبه رغم تفکرعقل سليمي ومعيشت انديش که به زندگي تنها ازدريچه ی تنگ وتار پول وپله وانباشت ثروت و چنگ اندازي به قدرت به هروسيله مي نگرد،دمي ازتبیين وترويج انديشه هاي فرا رونده امام خميني (ره) ودفاع ازاصول اساسي وتقليل ناپذير انقلاب بازنايستاده ام .

آثارمکتوبم درنشريات محلي وگاهاسراسري گواه اين معنا تواند بود . من البته خصلتاوبنابرآموزه هاي انقلابي هيچگاه نتوانسته ام ونخواسته ام به منظورمصادره وچوب حراج زدن به ميراث امام وانقلاب جهت فراچنگ آوردن ثروت وقدرت؛ به مثلث زر و زور وتزوير روي خوش نشان دهم . حضرت امام تا پايان عمرباعزتشان لحظه اي ازمبارزه ومقاومت دربرابرنفاق،تزويروتحجر مقدس مابان باز نايستادند . بنده نيزبه زعم خود درهمين مسيرسلوك کرده ام.

حال چگونه است که پيروي ازانديشه هاي تشيع علوي وخطوط اصلي آرمانهاي انقلابي وامام وفرزندان
معنوي ایشان به نام مستعار«عدم احراز صلاحيت عمومي» ودرنتیجه «حبس ،اخراج ومحروميت ازحقوق شهروندي» تبدیل شده است؟ مگرشخص حضرتعالی به عنوان رهبري نظام و به عنوان «شخص اول مملکت»، طي سخنان مبسوطی و بارها رعايت حقوق اجتماعي وشهروندي آحاد ملت براي همه ي سلايق وباوجودتفاوت رويکردها درمسائل کشور را مورد تأکيد اکید و مکرر خود قرارنداده اید؟

حضرت آیت الله خامنه ای:

کارنامه امثال نگارنده در دفاع از حقانيت وفاداري به درون ماندگاري فرارونده ي منطق انقلاب اسلامي ايران ،تأکيد بر الهام هاي رهائي بخش درونزا ونقد هم زمان و هم عنان گفتمان النصر بالرعب مروجین اسلام آمریکائی و گفتمان معطوف به ناجي خارجي بوده است. واقعیت این است که بنده یک سال پیش ازدواج کرده واکنون صاحب فرزندی شده ام.ازطرفی مقامات امنیتی و اطلاعاتی منطقه ای و فرامنطقه ای به خوبی اشراف داشته اند که بنده به ویژه طی دو سال اخیربدلیل مسائل مبتلا به ازدواج واقتضائات زندگی روزمره؛ نه در دانشگاه و نه در خارج از آن کمترین فعالیت سیاسی که البته حق هر ایرانی می باشد،نداشته ام. بنابر این پر پیدا است که مدیریت و تفکر جدید حاکم بر وزارت اطلاعات- که به زعم این جانب بی ارتباط با بقایای جریان خودسر حاکم بر وزارت اطلاعات و نفوذیهای سرویسهای اطلاعاتی بیگانه نتواند بود، که اینجانب حتی آنرا درآخرین دفاعیات مکتوبم طی بازداشتم در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری 22خرداد 1388به سمع مسئولان قضائی و امنیتی و اطلاعاتی رسانده بودم – با هدف ایجاد اخلال در شرایط معیشتی اینجانب و خانواده ام و به ویژه هدف قرار دادن مشرکانه ی روزی فرزند ی که به تازگی متولد شده است، در صدد انتقام کشی از بابت رأیی است که ما کثیری از مردم به نخست وزیر محبوب امام خمینی؛ مهندس «میر حسین موسوی» داده ایم. آنها بدنبال این هستند تا ما از حمایتی که از کاندیدای خود کرده ایم،توبه کنیم.این در حالی است که کاندیدای ما؛ محبوب امام، مورد تأیید نظام و شورای نگهبان منصوب رهبری بوده است.

چنانچه هزینه مقاومت و عدم انقیاد در مقابل تفکری که دیروز به فرمایش حضرت امام روی کلیساهای درباری قرون وسطائی را سفید کرده و بر خلاف بیانیه امام روز نیمه شعبان را در حوزه علمیه قم چراغانی می کرد(آقای مصباح یزدی)، و امروز به میانجی رفقای گرین کارت دار خود همچون مرتضی آقا تهرانی و سقای بی ریا و علی مصباح یزدی – که هر کدام حدود دو دهه در آمریکا بسر برده و به اصطلاح از دانشگاههای یو اس آ به اخذ درجه دکتری! نائل آمده اند- به ناحق و البته به میانجی ژست دروغینی که پشت «چفیه »ای که معنائی جز تزئین برایشان ندارد، گرفته تا انقلاب را تصاحب و مصادره کنند؛ معادل متحمل شدن فرمان غیر قانونی وزارت اطلاعات مجددا خودسر شده،و محرومیت از برخورداری از حقوق اولیه انسانی وگرسنگی دادن به خانواده اخیرا شکل گرفته و قوام نیافته ام باشد؛ صدالبته بنده ابائی از این ندارم که عضو یکی از شبیه ترین خانواده ها به بازماندگان حماسه کربلا باشم. اگر امروز تاریخ در قواره سلفی هایی چون مصباح یزدی و جندب ابن جناده هایی چون آقا تهرانی وابن ملجم هایی چون شریعتمداری وخوارجی چون احمدی نژاد و نهروانی هایی چون منصور ارضی در حال تکرار است؛ما با افتخار اعلام می کنیم ابوذری ومالک اشتری هستیم و با آغوش باز به استقبال پیامد هایش خواهیم رفت

آه آه شوق رویتهم فوزا عظیما و فزنا برب الکعبه. لهم دینهم و لنا دیننا.

حضرت آیت الله خامنه ای:

خالی از لطف نیست تا مروری داشته باشیم به فرازی از دم مسیحائی پیر جماران که چه خون دلی از مروجین اسلام آمریکائی و خوارج نهروانی وموج سواران سلفی انقلاب می خورده است:
«دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند،امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند! دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند:دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است،امروز می گویند: مسئولین نظام-بخوانید دولت جنگ به ریاست جمهوری حضرت عالی ونخست وزیری میر حسین موسوی محبوب امام و امت- کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان را مفید و راه گشا می دانستند،امروز از اینکه گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ دهد،فریاد وا اسلاما سر می دهند…همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه هاست و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است… شیوه مقدس مأبی و دین فروشی عوض شده است،شکست خوردگان دیروز سیاست بازان امروز شده اند…خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است،هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است..خطر تحجر گرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست.طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند..اینها مروج اسلام آمریکائی اند و دشمن رسول (ص)..اولین و مهمترین فصل خونین مبارزه در عاشورای پانزده خرداد رقم خورد.در پانزده خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود، که اگر تنها این بود، مقابله را آسان می نمود؛بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی، گلوله حیله و مقدس مأبی و تحجر بود.گلوله زخم زبان و نفاق و دو روئی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب،فکر و جان را می سوخت و می درید. واقعا روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می گریست که چگونه عده ای روحانی مقدس نمای نا آگاه یا بازی خورده مسیر این خیانت بزرگ را هموار می نمودند.»

حضرت آیت الله

در نامه های اعتراضی که به مقامات مسئول نوشته بودم؛ قويا ً اظهار ترديد کرده بودم که تصميماتي از اين دست ،که هيأت مرکزي گزينش استاد به دستور کتبی وزارت اطلاعات اتخاذ نموده اند؛ ترجمه درست و وفادارانه اي ازمواضع رهبري نظام باشد. دست کم بنده با قطعیت چنین برداشتی نداشتم، لذا از ایشان پرسیده بودم که چنانچه اقدامات این چنینی از نظر تفکر بازتولید شده سابق حاکم بر اطلاعات مورد تأیید رهبری نظام باشد- که بعید می دانستم-؛ آن را بصورتی صریح به این جانب انتقال دهند تا از اشتباه محاسباتی به در آیم. مع الاسف همانگونه که متذکر شدم،همه نامه ها و سئوالاتم بی پاسخ ماند.

به زعم اينجانب نهادهايي که به چنين تصميم سازيهاي ناصوابی مبادرت می ورزند،خواسته ياناخواسته منويات رهبري وقانون اساسي راکان لم يکن وبلا موضوع مي کنندو عملا به همان اسلام آمریکائی مورد اشاره حضرت امام سرویس می دهند و خدمات رسانی می کنند.

لازم به یاد آوری نیست که فرزندان انقلابی خمینی کبیر- هم اوکه به تعبیر زیبای دکتر سروش «پیام آور عزت مسلمین»بود- چه در عسرت و چه در حرج،دمی از مبارزه بی امان و هم زمان با دو جریان زر و زور و تزویر نفوذی در داخل و جریان نفاق و مزدور خارجی که به مثابه دو لبه قیچی بر علیه انقلابیون اصلی و فرزندان اصیل امام عمل میکنند؛غفلت نخواهند ورزید و با عمل به توصیه میرحسین موسوی مبنی بر«صبر و استقامت»، در غم هجران و خار مغیلانی که بر سر راه بازنمائی انقلابهای رهائی بخش وآرمانهای توده مردم و راه امام افتاده است،با رجعت و بازگشت به اندیشه های معلم شهید انقلاب-که مورد لعن مداح کینه توز و مورد وثوق حضرتعالی شده و نماینده فرهنگی حضرتعالی عنیف ترین بی نزاکتی ها را اخیرا در صدا و سیما در حق اش مرتکب شده است و متاسفانه ایضا مورد بغض حسودانه برخی روشنفکران لیبرال واقع شده است، که به تعبیر زیبای دکتر اباذری ریشه های تروماتیک دارد – وبا باز تفسیر دیالکتیکی نظریه عدالت و جماعت گرایانه ی جنگ بین فقر و غنا، باکسب خود آگاهی استعلایی در تاریخ مبارزات طبقاتی؛ پرچم عزت و افتخار و شرافتمندی ایرانیان را باز به دست اهالی اصیل انقلاب وفرزندان زجر کشیده ومحبوس و محصورمردم در احیای نظام جمهوری اسلامی ایران؛ خواهند سپرد.

جناب آقای خامنه ای

درپايان ضمن تشکر از حوصله ای که در خوانش این دادخواهی به خرج خواهید داد؛مستدعي است درصورت امکان به درخواست رسيدگي به پرونده وتجديد نظرنسبت به رأي خودسرانه وزارت اطلاعات و متعاقب آن رآی غیر قانونی هيأت مرکزی گزينش استاد و نتیجتا اخراج وپايمال شدن حق وحقوق اينجانب و خانواده ام ترتيب اثرداده ودستور فرمائید تا به نحو مقتضی موضوع پرونده اینجانب، هم به لحاظ ماهیتی و محتوایی وهم از نظر ایرادات شکلی ،موردپیگیری ورسیدگی حقوقی و قانونی قرار گیرد. قطعا تصدیق خواهید فرمود که انتطار شنیدن دلایل و مستندات صدور حکم اخراج از ناحیه مسئولان امر درمعاونت صادرکننده حکم دروزارت اطلاعات ، انتظاری فراتر از چارچوبهای قانونی وشرح وظایف پرسنل اطلاعاتی نمی باشد. اگر کور سوی امیدی نسبت به عدم موافقت قلبی حضرتعالی با چنین برخوردهای نا ثواب با آحاد مردم،ولو منتقد و نه معاند،نبود؛ یقینا این مکتوب انگیزه ای برای خطاب قرار دادن وتصدیع اوقات عالی نمی یافت و هم از این روست که به دستور رسیدگی و پیگیری مجدانه شما امید بسته است ،با یاد آوری این قسمت از نامه های قبلی خطاب به دوائر اطلاعاتی و امنیتی که « اساسا نگارنده خیری در این نمی بیند که مقامات عالی نظام یا سایرمراجع را مخاطب مکتوباتی از این دست قرار دهد،همچنانکه تا کنون نیز آنرا رسانه ای نکرده ام. اساسا نه تنها خیری در این کار نیست؛بلکه بالاتر از آن به صلاح هم نمی باشد و این نکته ای است که تشخیص آن جزوالفبای شرح وظایف مدیریت مسئولیت آگاه وزارت اطلاعات است( گو اینکه در سالهای اخیرمدیرانی از این دست،بسیارکمیاب شده است)، نه شهروندان ستم دیده ای چون بنده حقیر!»

حضرت آیت الله خامنه ای!

اگر مدیران وزارت اطلاعات خواسته یا ناخواسته عملا کمر همت به سوراخ کردن کشتی کشور و انقلاب بسته اند؛ و نمونه ای از آن در ماجرای اتهام جاسوسی آقای محمد علی رامین که گویا ارتباط تنگاتنگی هم با سعید امامی و باند تبهکار ایشان داشته است را می توان به عینه دید؛ انتظارم از جنابعالی به عنوان فصل الخطاب و رهبری این نظام آن است که به وظیفه قانونی و شرعی و بالا دستی که نسبت به عامه مردم از موافق تا منتقد و مخالف قانونی،جامه عمل پوشانده و از ادامه لطمات وارده به نظام و انقلاب جلوگیری کنید. ما مردمی کثیر و رهبران مورد وثوقمان که اکنون در زندان به سر می برند و به ویژه آقایان و خانمها میر حسین موسوی،مهدی کروبی،بهزاد نبوی،محسن میردامادی،مصطفی تاج زاده،نرگس محمدی،بهاره هدایت،نسرین ستوده،عبدالله مومنی،سعید متین پور و سایرین جزو وفادارترین ایرانیان نسبت به تمامیت ارضی و اصلاحات درون زا و مخالف هر گونه دخالت خارجی در کشورمان هستیم اما نسبت به پاره ای از تصمیمات نظام قویا انتقاد داریم. آیا این جرمی است که تاوانش ساقط شدن از حق زندگی نیمه آزاد توسط حاکمیت حضرتعالی باشد؟ به زعم ما کسانی چون آقایان خاتمی و سید حسن خمینی وهاشمی مشاوران امین تری برای شما خواهند بود ولو صد در صد با نظراتتان موافق نباشند و همینطور امثال مصباح یزدی را مشاوران صادقی برایتان محسوب نمیکنیم ولو اینکه پایتان را ببوسند و صد در صد با آراء شما موافقت کنند. ما امید می بریم که به وظیفه رهبری که بر دوشتان سنگینی می کند عمل کنید و داد امثال ما را بستانید و گرنه آه خانواده ام و فرزند یک ماهه ام دامن هر آنکسی را خواهد گرفت که بی دادی در حق این خانواده و امثالهم را شاهد بودند ولی قدمی برای احقاق حق و دادخواهی بر نداشتند. اگراعتقاد به دنیای دیگرواقعیت داشته باشد؛به زودی و دریک چشم برهم زدن دوباره به همدیگر خواهیم رسید که در آن خبر و مفری برای امکان دزدی حقوق زنان و کودکان معصوم و طفره روی از بازپس دادن حساب نخواهد بود.

وکفي بااللّه وکيلا

باسپاس- رئوف طاهر6/5/1391

زنجان-کوی فرهنگ-خیابان رز 16 – قطعه 1530- منزل سیف اله طاهری

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: ابوالفضل قدیانی که امروز همراه با ضرب و شتم به بیمارستان منتقل شده بود، پس از تصریح پزشک مبنی بر دستور بستری و پاسخ منفی ماموران به زندان اوین بازگردانده شد.

پیش از ظهر امروز دوشنبه ابوالفضل قدیانی درحالی که ظاهری به هم ریخته و پریشان داشته توسط ماموران زندان برای معاینه قلب به بیمارستان منتقل شده است.

این عضو دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به حاضران و بستگانش که از ماجرا مطلع شده و به بیمارستان رفته بودند اظهار داشت تعدادی از مأموران زندان به فرماندهی شخصی به نام محمد عطاری و در حضور رشیدی مسؤل زندان او را مورد ضرب وشتم قرار داده‌اند و به زور کت از تنش درآورده و دستبند زده به بیمارستان منتقل کرده‌اند.

در حالی که ابوالفضل قدیانی در اعتراض به ضرب و شتم خود از معاینه خودداری کرد، پزشک معالج نیز تصریح کرده است که معاینه قلب بیمار در این وضعیت عصبی و هیجانی نتیجه بخش نیست و از معاینه وی خودداری کرده است.

پزشک معالج در عین حال به مأموران گفته است که اگر من ایشان را در این وضعیت معاینه کنم قطعا دستور بستری خواهم داد، در این صورت آیا اجازه بستری شدن وی را می‌دهید؟

بر اساس این گزارش مأموران به پرسش پزشک معالج پاسخ منفی داده و مسن ترین زندانی سیاسی جنبش سبز در بند ۳۵۰ را به زندان اوین بازگرداندند.

چند روز پیش کلمه گزارش داده بود که ابوالفضل قدیانی دچار ناراحتی شدید قلبی شده و تا کنون چندین بار تحت عمل جراحی قلب قرارگرفته است. از این رو باتوجه به شدت بیماری، موضوع بیماری او توسط دادستانی به کمسیون پزشکی ارجاع داده شده که پس از بررسی و انجام معاینات، پزشکی قانونی اعلام کرده که این زندانی سیاسی باید برای مدت ۴ ماه درمرخصی استعلاجی باشد.

اما با وجود توصیه اکید پزشکان، جعفری دولت آبادی ،دادستان تهران با اجرای مرخصی قدیانی مخالفت کرده و اجازه نداده است تا او برای ادامه مداوا از زندان خارج شود.

قدیانی بار نخستین بار در دی ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شد. او در سه سال گذشته به دلیل نامه نگاری های درون زندان به مقامات عالی رتبه نظام نظیر ایت الله خامنه ایی و انتقاد از عملکرد آنان چندین بار به دادگاه رفته و پنجمین پرونده ی وی نیز چندی پیش به جریان افتاد.

این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب در دوران پهلوی ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود. اکنون او ۶۷ سال سن دارد و به دلیل بیماری شدید قلبی درمدت زندان چندین بار به بیمارستان منتقل شده است.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: رییس دیوان عدالت اداری اعلام کرد: با رای هیئت عمومی دیوان عدالت اداری انتصاب سعید مرتضوی به عنوان رییس سازمان تامین اجتماعی خلاف قانون است.

به گزارش خبرنگار مهر، اوایل اردیبهشت ماه سال جاری بود که احمد توکلی به عنوان نماینده مجلس به رسانه ها اعلام کرد که به دلیل انتصاب سعید مرتضوی در پست ریاست سازمان تامین اجتماعی به دیوان عدالت اداری شکایت کرده ایم. بعد هم طرح استیضاح وزیر کار مطرح شد و مرتضوی هم قول داد تا کنار برود.

هر چند داستان استیضاح وزیرکار منتفی شد ولی مرتضوی همچنان بر صندلی ریاست صندوق تامین اجتماعی تکیه زد اما نمایندگان مجلس شکایت خود را دنبال کردند. تا اینکه پرونده در دیوان عدالت مطرح و در کمیسیون تخصصی مورد بحث قرار گرفت.

حجت الاسلام محمد جعفر منتظری در گفتگو با خبرنگار مهر اعلام کرد: صبح دوشنبه حکم انتصاب “سعید مرتضوی” با رای هیئت عمومی دیوان عدالت ابطال شد و این بدان معنا است که انتصاب آقای مرتضوی به عنوان رئیس سازمان تامین اجتماعی خلاف قانون است.

ادوار کبک آگاه است

 

استاد گرامی می‌نوازد و می‌خواند تا می‌رسد به بیت:

 

«ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت»

 

یک چیزی به نظرم اشتباه است. یعنی توی کَت من نمی‌رود! من نمی‌توانم تصور کنم کسی خرقه را از «سر» به درآورد؛ به نظر من باید خرقه را از «تن» به در آورد! استاد اصرار می‌ورزد اما بنده حتی به حرمت استادی ایشان هم حاضر به پذیرش نیستم. استاد می‌فرمایند «خود سیدخلیل* هم همین را می‌خواند»! انصافا روی حرف سیدخلیل دیگر نمی‌شود حرف زد؛ ولی حرمت سیدخلیل هم شاید بتواند دهان آدم را ببندد، اما تردید را که از دل بیرون نمی‌کند! به دیوان حافظ مراجعه می‌کنیم. نوشته است: «خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت». استاد گمان می‌کند حجت تمام است، اما من نمی‌پذیرم. نمی‌دانم دیوان به تصحیح چه کسی بود اما هرکه بود و هرکه هست، به باورم دقت لازم را در این مورد به خرج نداده است: «خرقه را که از سر نمی‌پوشند که آن را از سر به درآورند! خرقه را به تن می‌کنند و از تن هم به درمی‌آورند».


سراغ اینترنت می‌آیم. «خرقه»، این واژه آشنا و ای بسا یکی از پرکاربردترین واژگان شعر و ادبیات کهن عرفانی ما در صفحه ویکی‌پدیا تعریف نشده است! (دست کم تا تاریخ نگارش این یادداشت) همین واژه در لغت‌نامه‌های آنلاین تعریف مفصل و مشروحی ندارد. (اینجا) به سراغ دیوان حافظ آن‌لاین می‌روم؛ باز نوشته است:


«خرقه از سر به درآورد و …». (+)


ادامه نمی‌دهم. آسمان هم به زمین بیاید من نمی‌توانم باور کنم که حضرت حافظ این مسئله ساده را رعایت نکرده باشد! حالا همه عالم و آدم هم بیایند و مدام نسخه‌های خودشان را به رخ بنده بکشند که اتفاقا این یکی جلد طلاکوب داشته باشد و آن یکی خط نستعلیق و دیگری برگ‌های روغنی. من یکی زیر بار نخواهم رفت؛ مگر نشنیده‌اید که می‌گوید: «گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم؟» تازه اینجا که با چرخ فلک دست به گریبان نیستیم. اینجا با بازار مکاره‌ای مواجه هستیم که حتی ادبیات را هم صرفا با زیورآلات به خورد مخاطب می‌دهد و البته مخاطب‌اش هم دیوان حافظ را با معیار طرح جلد و رنگ کاغذش انتخاب می‌کند!


خلاصه کار، در نهایت جست و جوهایم به این‌جا می‌رسد که گویا یک بنده خدایی به نام «محمد حسین بهرامیان» کتابی منتشر کرده است با عنوان «یک‌صد بیت پرماجرای حافظ». (+) جالب اینجاست که جناب بهرامیان در تشریح کار خود و برای نشان دادن مجموعه‌ای از آرا و تفاسیر گوناگون در مورد ابیات «پرماجرای» حافظ، دقیقا به بیت مورد علاقه من اشاره می‌کند و می‌گوید:


… تلاش شده رأیی از نظر دور نماند تا جایی كه حتی از بدر‌الشروح هم كه از شارحان قرون گذشته است، استناد‌هایی را آورده‌ام. مثلا برای بیت «ماجرا كم كن و بازآ كه مردم چشم / خرقه از تن به در آورد و به شكرانه بسوخت» نظر بیش از ‌20 حافظ‌پژوه را آورده‌ام…


دقت کردید؟ «خرقه از تن به درآورد» و نه از سر! خب دست کم حالا فکر می‌کنم انگیزه کافی داشته باشم که در اولین فرصت کتاب جناب بهرامیان را تهیه کنم؛ هرچند احتمالا تفاوت چندانی هم نخواهد کرد؛ آنجا هم اگر خرقه را از «سر» به درآورند من قبول نخواهم کرد؛ از قدیم گفته‌اند: «آدم باید خودش عاقل باشد»!


پی‌نوشت:

* اشاره به زنده‌یاد، استاد «سیدخلیل عالی‌نژاد».

کبک ۲۲

ادوارنیوز: دکتر محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی در نامه ای به مقامات عالی نظام، ضمن اعتراض به نحوه رفتار حکومت با پدرش؛ خطاب به آنان آورده است: “اگر اعتباری برای سخن و یا دستور خود مبنی بر حصر و یا حبس خانگی آقای کروبی قائل هستید، دستور دهید ایشان را به منزل مسکونی اش در جماران انتقال دهند و امنیتی ها قوانین و مقررات مربوط به زندان ها را بدون هیچ گونه تبعیضی اعمال نمایند. اما اگر با وجود گذشت ۱۸ ماه از حبس غیر قانونی هنوز بر تشدید مجازات ایشان بدین نحو اصرار دارید، لااقل همانطور که خود بارها تاکید کرده اند ایشان را به زندان اوین و در کنار همراهانش منتقل کنید.”

به گزارش سحام، محمد تقی کروبی در این نامه با ذکر یک نمونه کوچک، به نحوه برخورد حکومت با آقای کروبی طی روزهای اخیر پرداخته و آورده است: “شب چهارم همین ماه مبارک رمضان ملاقاتی برای مادرم در نظر گرفته شد تا شبی پدر روزه اش را با همسرش افطار کند، ملاقات و افطاری این روحانی ۷۵ ساله که امام از او بعنوان دوست خوب خود و مبارز صف اول نام برده بود، با همسرش، “مِن البدو الی الختم” در حضور یک مامور مرد امنیتی انجام می شود.”

در تمام طول این دیدار و صرف افطار، یک مامور امنیتی مرد، در کنار آقای کروبی و فاطمه کروبی حضور داشته است.

این رفتار ماموران امنیتی در حالی انجام می شود که بارها طی دوران حبس، محدودیت های ویژه، خارج از عرف و خلاف حقوق اولیه یک زندانی، برای آقای کروبی و خانواده ایشان اتخاذ شده است.

این نوع رفتارها و برخوردها با یک روحانی ۷۵ ساله و مبارز انقلابی و نیز همسرش در حالی رخ می دهد که هر روزه ادعای گام برداشتن در مسیر حکومت دینی و حکومت امام زمان(ع) از تریبون های حکومتی در حال تبلیغ است.

به گزارش سحام، متن کامل نامه دکتر محمد تقی کروبی، خطاب به مقامات کشور بدین شرح است:

زمانی برای حصر: سخنی با مقامات عالی نظام

اگر به خاطر داشته باشید در روز ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ آقای جنتی در نماز جمعه تهران به نمایندگی از حاکمیت فرمان حصر خانگی آقایان کروبی و موسوی به اتفاق همسرانشان را چنین صادر کرد: “کاری که قوه قضاییه می‌تواند انجام دهد و من فکر می‌کنم که در اندیشه است که انجام بدهد، این است که ارتباط اینها را به کلی از مردم قطع کند . در خانه آنها باید بسته شود، رفت و آمدهایشان محدود شود، نتوانند پیام بدهند و پیام بگیرند و تلفن و اینترنت آنها باید قطع شود و در خانه خود باید زندانی شوند.”

برخلاف نظر جناب جنتی که برای اعمال حصر خانگی از قوه قضائیه نام برد، دستگاه قضایی در این پرونده اساسا به بازی گرفته نشد و مراحل قانونی جهت بازداشت و حبس رهبران جنبش اعتراضی حتی به لحاظ شکلی طی نگردید، احدی از مقامات کشور مسئولیت این حبس را تاکنون بر عهده نگرفته و از همه مهمتر دامنه و قلمرو آن معین نشده است. همانطور که میدانیم واژه “حصر خانگی” در قوانین موضوعه کشور تعریف نشده لیکن در عمل می توان به رویه ی دوران قاجار علیه میرزا تقی خان فراهانی یا همان امیر کبیر اشاره کرد. مرحوم دکتر مصدق و مرحوم آیت الله العظمی منتظری دو نمونه برجسته اعمال این رویه در دوران پهلوی و جمهوری اسلامی هستند. هدف این نامه به چالش کشاندن فعل حاکمیت در بازداشت و حبس غیر قانونی و یا فقدان سنخیت رفتار فعلی با واژه حصر در قیاس با موارد یاد شده نمی باشد، بلکه با عنایت به شرایط بشدت ناعادلانه حبس انفرادی پدرم در یکسال گذشته صرفا می خواهم از مقامات عالی نظام بپرسم آیا زمان حصر و یا حبس کروبی در منزل مسکونی اش مطابق آنچه رسما فرمان داده شد و مقامات سیاسی در داخل و خارج کشور از آن سخن می گویند، فرا نرسیده است؟

اجازه دهید خلاصه ای بسیار کوتاه از نزدیک به 18ماه دوران حبس غیر قانونی پدر دربندمان که یکسال آن تاکنون در انفرادی سپری شده را با هم مرور کنم. در 21 بهمن 1388 مجتمع مسکونی آنان به محاصره ماموران امنیتی درآمد و کلیه ارتباطات قطع گردید. در غروب دوم اسفند ماه بدنبال یورش ماموران به درون مجتمع مسکونی، محل سکونت والدین اشغال شد. همزمان اموال سایر شرکاء مجتمع به تصرف مامورین امنیتی درآمد. فقدان رعایت بدیهیات شرع و قانون در تصرف عدوانی اموال غیر، موجب رنجش بسیار پدر شد که بدنبال پافشاری و تهدید ایشان سرانجام در هشتم ماه مبارک رمضان 1390 مجتمع تخلیه و اموال تصرف شده به صاحبان اش مسترد گردید. در اول همان ماه مبارک پدر به آپارتمانی یک خوابه با حضور تعدادی از ماموران امنیتی منتقل شد. حضور دائمی ماموران در درون آپارتمان زمینه خروج موقتی مادر از حبس را فراهم ساخت و مقرر شد که پس از آماده شدن منزل مسکونی، والدین مان به اتفاق در حبس خانگی قرار گیرند. به سرعت مکانی در جماران تهیه کردیم اما با خلف وعده مقامات امنیتی ایشان به منزل مسکونی اش منتقل نگردید. آنان همچنین به مدت 100 روز پدر را در مکانی بدون دسترسی به پنجره و هوای آزاد محبوس کردند که ناراحتی ریوی تنها بخشی از آسیب های جسمی ایشان است. در آن زمان خروج از آپارتمان مذکور را منوط به تهیه مکانی به تشخیص خود و پرداخت بخشی از مال الاجاره توسط خانواده کردند. نگرانی از وضعیت جسمی پدر و امید به خروج از وضعیت انفرادی موجب توافق خانواده با این خواسته غیر شرعی و قانونی مقامات گردید.

خانه امن به تشخیص و انتخاب آنان مهیا شد اما تغییری ماهوی در وضعیت حبس ایشان بوجود نیامد. اصرار بر حبس انفرادی پدر آنجا هویدا گردید که از بازگشت مادر به حبس به بهانه های واهی ممانعت بعمل آمد و درب آپارتمان به مدت 9 ماه بر روی ایشان قفل گردید. در کنار محرومیت از هواخوری، ماه ها خانواده در بی خبری قرار گرفت و پدر در تنهایی و غربت دوران حبس بی مدت خود را می گذراند. بنا به گفته پدر هر 10 ساعت یکبار یکی از ماموران از طریق آیفون و یا حضوری جویای وضعیت ایشان می شوند. از آن زمان تاکنون آقای کروبی از حقوق به رسمیت شناخته شده زندانی بطور غیر قانونی و سلیقه ای محروم شده که از آنجمله می توان به وضعیت ملاقات های ایشان اشاره کرد. دیدار با فرزندان نه به عنوان حق این زندانی بلکه به عنوان عطیه ی حکومتی هرازگاهی آنهم با شرایط خاص خود اعطا می گردد. شاید مناسب باشد به آخرین دیدار در شب چهارم همین ماه مبارک رمضان اشاره کنم. در این شب ملاقاتی برای مادرم در نظر گرفته شد تا شبی پدر روزه اش را با همسرش افطار کند، ملاقات و افطاری این روحانی 75 ساله که امام از او بعنوان دوست خوب خود و مبارز صف اول نام برده بود با همسرش من البدو الی الختم در حضور یک مامور مرد امنیتی انجام می شود.
هر دم از این باغ بری می رسد؛ تازه تر از تازه تری می رسد.

دسترسی به روزنامه و مجله برای همه زندانیان صرف نظر از جرم ارتکابی و یا مجازات تحمیلی در نظر گرفته شده است، اما این حق بدیهی بطور سلیقه ای از آقای کروبی سلب گردیده است. برای آنکه بی صداقتی نکرده باشم باید بگویم تنها به مدت چند هفته و به تشخیص امنیتی ها 2 روزنامه جام جم و اطلاعات در اختیار ایشان قرار گرفت و آنهم بدون ذکر دلیل قطع گردید. به منظور جلوگیری از اطاله کلام از ذکر نقض سایر حقوق ایشان بعنوان یک زندانی از جمله حق دسترسی منظم به تلفن، هواخوری در محیطی آزاد و یا مرخصی صرف نظر می کنم. در عین حال لازم میدانم از برخورد مناسب و انسانی ماموران امنیتی حاضر که بر خلاف تیم قبلی که مبنای شان بر اصول غیر انسانی بنیان نهاد شده بود، تشکر کنم زیرا به همت این گروه مدتی است درب آپارتمان گشوده شده و پدر می تواند روزانه ساعتی در پارکینگ سرپوشیده قدم بزند، اگرچه فقدان فضای مناسب موجب محرومیت ایشان از هوای آزاد گردیده است.

مقامات عالی نظام

همانطور که پیشتر اشارت داشتم واژه حصر در سیستم مدون حقوقی کشورمان همچون دیگر کشورهای جهان سومی تعریف نشده اما در مقام عمل بارها در قبال بزرگان این ملک اعمال شده است. نگاهی گذرا به وضعیت فعلی پدرم گواه این واقعیت است که وضعیت ایشان از دوستان زندانی در اوین نگران کننده تر است. اگر اعتباری برای سخن و یا دستور خود مبنی بر حصر و یا حبس خانگی آقای کروبی قائل هستید، دستور دهید ایشان را به منزل مسکونی اش در جماران انتقال دهند و امنیتی ها قوانین و مقررات مربوط به زندان ها را بدون هیچ گونه تبعیضی اعمال نمایند. اما اگر با وجود گذشت 18ماه از حبس غیر قانونی هنوز بر تشدید مجازات ایشان بدین نحو اصرار دارید، لااقل همانطور که خود بارها تاکید کرده اند ایشان را به زندان اوین و در کنار همراهانش منتقل کنید تا همچون دیگر زندانیان اولا از حقوق مندرج در قوانین و مقررات برخوردار شود؛ ثانیا از وضعیت انفرادی خارج و ثالثا هزینه زندان و زندانبان از زندانی اخذ نگردد.

با تشکر
8 مرداد 1391
محمد تقی کروبی

ادوار کبک آگاه است