Archive for April, 2012

مریم شربتدار قدس – پسرم، امروز تولدت را در حالی تبریک می گویم که نگاه امیدوارت از آن سوی دیوارهای خشن، مسیر آینده را روشن ساخته است.

باورهایمان آنچنان محکم بود که این روزها را در خواب هم نمی دیدیم. باورهایی که با گوشت و پوست و استخوانمان عجین بود و چون روحی در کالبد پر شورمان نفس می کشید. باورهایی که از قلب صاف و نوجوانمان بر می خاست تا تبدیل به فریادهایی شده و کاخ های زر و زور و تزویر ستمشاهی را بر سر هر چه ظالم است ویران نماید.

چه خالصانه باور داشتیم اگر بیداد را برانیم دیگر جرأت بازگشتش نخواهد بود. چه صادقانه ایمان داشتیم که قامت شکستۀ ظلم را دیگر یارای ایستادن نبوده و کشتار و خفقانِ آن روزها جای خود را به آشتی و آرامش خواهد داد.

آن روزها هنگامی که سرودهای انقلابی را می شنیدم، سراسر وجودم سرمست از فتح الفتوح دورانم به قلبی طپنده تبدیل گشته و از بزرگترین دغدغه هایم انتقال آن حس زیبا به فرزندان آیندۀ من و ایرانم بود. آن ایام، اندیشۀ ناب جوانیم را ذره ای شک و تردید راه نداشت و آئینۀ شفاف ذهنم، لکه ای آلودگی و سیاهی را بر نمی تافت.

آن روزها چه روزهای زیبایی بود و گمان می بردم بهترین ارمغان ما برای نسل و نسل های بعدی خواهد بود و امروز اما چه سخت است دیدن تخریب آن باورها و ریختن بنای زیبای آرمان هایمان.

آن روزها هیچگاه گمان نمی بردیم که سالروزهای تولد غنچه های میهن را در حالی شاهد باشیم که فاصله هایی از نوع زندان، پژواک مبارکبادِ ولادت ها را در مسیر سبزش فریاد کرده و شمع هایی از جنس میله و دیوار، در انتظار خاموشی و آب شدن باشند.

علی جان!

سوگند می خورم به جوانی قلب پاک تو و دیگر جوانانمان، که ملاحت لبخندت را نه در اسارت که بر تارک قله های آزادگی وطن، می خواستیم.

پسر در بندم،

امروز مانده ام میلادت را چگونه به مادر دلشکسته و پدر رنجدیده ات تبریک گویم که نگاهشان در خلأ نورِدیده، عمق یافته و ایمانشان به پاکی دلبند مظلوم خویش، دیوارهای فاصله را فرو ریخته است.

امروز “علی ملیحی” ها نه در بند میله ها و زندان های سنگی، که اسیر دیوارهای اندیشه و اغراض عده ای سودجو و ریاکارند که سوار بر موج آرمانهای پاک مردم، کشتی خود می رانند و خبر از صخره ها و امواج شکننده و آسیب زای این راه ندارند.

فرزند خوبم، علی جان!

به نام زیبایت سوگند که این روزها می گذرد همانطور که آن روزها نیز گذشت. سوگند به صاحب نام ماندگارت، ظلم ماندنی نبوده و آنچه می ماند عزت و افتخاری ابدی است که خداوند نصیب ظلم ستیزان و عدالت پیشگان کرده است.

پسرم،

امروز تولدت را در حالی تبریک می گویم که نگاه امیدوارت از آن سوی دیوارهای خشن، مسیر آینده را روشن ساخته است.

میلادت مبارک با آرزوی روزهایی خوب و پر از صلح و آشتی.

ادوار کبک آگاه است

Advertisements

ادوارنیوز: كانون صنفي معلّمان تهران (طيف صنفي) به مناسبت روز معلم بیانیه‌ای را صادر کرد.

به گزارش ادوارنیوز، در بخشی از متن این بیانیه آمده است: کانون صنفی معلمان (طیف صنفی) قويّاً بر اين باور هستیم كه حصول نتيجه ي مطلوب ، تنها در سايه ي اتّحاد و هم دلي و كار تشكيلاتي و هدايت شده كه به دور ازسياسي كاري و تك روي باشد ،ميسّر و ممكن است. تا زمانی که منتظر باشیم دیگران حق و حقوق ما را بگیرند ، اوضاع به همین منوال خواهد ماند.

متن کامل این بیانیه که در اختیار ادوارنیوز قرار گرفته، به شرح زیر است:

همراه شو عزيز
تنها نمان به درد،
كاين درد مشترك،
هرگز جدا جدا،
درمان نمي شود.

فرهنگيان فرهيخته، همكاران گرامي

كانون صنفي معلمان تهران (طيف صنفي)ضمن گرامي داشت دوازدهم اردي بهشت۹۱، روز ملّي معلّم،به همه حق طلبان فرهنگي تبریک می گویم

کشورهای پیشرفته ی جهان با سرمایه گذاری در تربیت نیروی انسانی وازمسیر آموزش و پرورش به مدارج بالای علمی ،اقتصادی،فرهنگی و اجتماعی رسیده اند. متاسفانه نگاه سیاسی – امنیتی دولت به این وزارتخانه باعث شده است که به بهانه های گوناگون برنامه های غیر کارشناسی شده را در آن پیاده کند .

” طرح تغییر نظام آموزشی” و ” خصوصی سازی مدارس” از آخرین طرح ها ی آموزش وپرورش است کارشناسان امر تعلیم و تربیت نیک آگاهند که هرگونه تغییر و برنامه ریزی آموزشی ، بدون حضور پر رنگ معلم ، نتیجه بخش نخواهد بود و تا زمانی که امنیت شغلی و معیشتی معلمان به طور بنیادی حل نشود ، هیج طرح آموزشی موفق نخواهد شد . با نگاهی گذرا به طرح های وزرای سابق آموزش و پرورش مانند : نجفی ( نظام ترمی واحدی ) مظفر ( مدرسه محوری ) حاجی ( مهندسی اصلاحات ) فرشیدی ( افزایش نیروهای تربیتی ) علی احمدی ( ساماندهی نیروی انسانی) گردد و اکنون حاجی بابایی با ( تغییر نظام آموزشی ) .!که برای نظام آموزشی نتجه بخش نبوده است .

آموزش و پرورش ُفعلی ما مناسب با توسعه اقتصادی و اجتماعی نیست چون نگرش علمی بر آن حاکم نیست درآموزش ما آموزش مکاتب فکری نداریمُ توسعه در گرو دانش و دانایی ملی است . مهم پرورش علم گرایی و منطق گرایی است .

متاسفانه معلمان و باز نشستگان از سطح رفاه مطلوبی بر خوردار نیستند وبا تورم روبه افزایش روبر هستد . هزینه هایی ما نند “

خدمات در مانی و بهداشتی , مسکن و مواد غذایی ,..”

اجرای قانون خدمات کشوری ( هرچند ناقص ) و افزایش حقوق از سال ۷۸ تا کنون ، نتیجه ی زحمات تشکل ها و فعالان صنفی بوده است . طبق ماده ی ۱۵۰ این قانون افزایش حقوق کارکنان دولت باید متناسب با تورم صورت گیرد . که در چند سال اخیر انجام نگرفته است به طوری که با شکایت تعدادی از همکاران بازنشسته به دیوان عدالت اداری ، در دادنامه ی شماره ۳۷۷ تا ۳۸۸ به تاریخ ۸۸/۵/۴ دولت محکوم شده است .
سال هاست که تشکل های صنفی معلمان حل ریشه ای و اساسی مشکلات معیشتی و منزلتی معلمان سراسر کشور را خواهانند و در این مسیر هزینه های سنگین داده اند . مانند : “زندان – توبیخ –بازداشت – تبعید – تعلیق – باز نشستگی زود هنگام … .

کانون صنفی معلمان ( طیف صنفی ) قويّاً بر اين باور هستیم كه حصول نتيجه ي مطلوب ، تنها در سايه ي اتّحاد و هم دلي و كار تشكيلاتي و هدايت شده كه به دور ازسياسي كاري و تك روي باشد ،ميسّر و ممكن است
تا زمانی که منتظر باشیم دیگران حق و حقوق ما را بگیرند ، اوضاع به همین منوال خواهد ماند.

ما خواهان آزادی تمام فعالان صنفی معلم بخصوص رسول بداقی و باز گشت ایشان به کارشان هستیم و توقف دادگاه هاشم خواستار و همسرشان خانم مالکی هستیم .

از آن جایی که ایران زیر مجموعه ی جامعه ی جهانی است و با امضای مصوبات این کنوانسیون صنفی وفعالیت آزادانه درآن ، داشتن نشریه و تجمع، حق مسلم معلمان کشور است . شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران که بیش ۴۰ تشکل عضو آن است عضو آموزش بین الملل (EI) است و عملکرد مسئولان کشور نسبت به معلمان را زیر نظر دارد ، لذا کانون صنفی معلمان تهران ( طیف صنفی ) از دولتمردان انتظار دارد چنان عمل کنند که آبروی کشور در آن جایگاه جهانی حفظ شود.

کانون صنفی معلمان ( طیف صنفی )

اردیبهشت ۱۳۹۱

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: محمد علی دادخواه وکیل برجسته دادگستری و مدافع حقوق زندانیان سیاسی صبح امروز در دادگاه انقلاب بازداشت شد.

به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی، محمد علی دادخواه وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر که صبح امروز یکشنبه ۱۰ اردیبهشت در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حاضر شده بود تا از موکل خود ارژنگ داوودی دفاع کند توسط قاضی صلواتی روانه زندان اوین شد.

محمدعلی دادخواه وکیل پایه یک دادگستری، زندانی سیاسی، فعال حقوق بشر، یکی از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر و سخنگوی این کانون و از بنیانگذاران آن است.

از پرونده‌های مهمی که او وکالتش را بر عهده داشته و دارد می‌توان از پروندهٔ واقعهٔ حسینیه دراویش گنابادی، پروندهٔ عبدالفتاح سلطانی و پروندهٔ ملی مذهبی‌ها اشاره کرد.

او در مواردی مانند آبگیری سد سیوند و ساختن برج جهان‌نما در اطراف میدان نقش‌جهان اصفهان نیز نقشی فعال داشته‌است. پرونده‌های متعددی مربوط به دانشجویان دانشگاههای ایران را هم وکالت کرده‌است. از جمله:

۱- پرونده سه دانشجوی معترض در دانشگاه امیرکبیر که به دلیل پی گیری‌های مستمر و نزدیکی به حکم تبرئه، وی بر خلاف قوانین قضائی ایران و جهان از ملاقات با موکلینش محروم شد.

۲- پرونده ۳ جوان متهم به تبلیغ علیه نظام و توهین به مقام ولایت فقیه که قریب به ۵ سال طول کشید و با حکم تبرئه پایان یافت.

۳- وکالت پرونده، علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی ۲ نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان که در پی تحصن خرداد ماه سال ۸۶ دانشگاه زنجان، بعد از اقدام معاون سابق دانشجویی این دانشگاه، دکتر حسن مددی برای تجاوز به یکی از دختران دانشجو شکل گرفت نیز بر عهده وی بوده است.

۴- وکالت پرونده یوسف ندرخانی کشیش محکوم به اعدام به جرم ارتداد.

در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۸ محمّدعلی دادخواه به همراه ملیحه دادخواه، سارا صباغیان، بهاره دولو و امیر رئیسیان در دفتر کارش توسط پلیس امنیت بازداشت و دفتر او پلمپ شد.

او در تیر ۱۳۹۰ به ۹ سال حبس محکوم شد. دادخواه درباره این حکمش گفت: «بر اساس این حکم من به ده سال ممنوعیت از وکالت در دادگستری، هشت سال زندان به علت براندازی نرم و سخنگویی کانون مدافعان حقوق بشر ، یک سال زندان به علت فعالیت تبلیغی علیه نظام و جمهوری اسلامی و همچنین به شلاق و چند فقره جزای نقدی محکوم شده ام.»

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: معين غمين دانشجوی سال سوم رشته ی صنايع دانشگاه علوم و فنون بابل، فعال دانشجويی چپ‌گرا و از فعالين “لغو کار کودک” در عصر روز دوشنبه تاريخ چهارم ارديبهشت ماه 91 بازداشت شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، اين فعال دانشجويی هنگام بازگشت از دانشگاه، مورد هجوم نيروهای امنيتی قرار گرفت و بازداشت شد. پس از آن 5 نفر از نيروهای امنيتی به همراه وی بدون حکم تفتيش وارد منزل او شده و به تفتيش و ضبط وسايل شخصی از جمله کتاب، لپ‌تاپ، و سی‌دی‌ پرداختند و همچنين لپ‌تا‌‌ب‌های دو هم‌خانه‌ی او را نیز به همراه تمامی هارد ديسک‌ها ضبط کردند.

معین غمین پس از دستگیری به زندان اطلاعات شهر بابل منتقل شده و یک روز بعد جهت بازجویی به زندان اطلاعات مرکز استان (ساری) انتقال یافته است.

مأمورين امنيتی تاکنون دليل بازداشت وی را اعلام نکرده‌اند.

این فعال دانشجویی تا به حال هيچ تماسی با خانواده‌ی خود نداشته و تنها گواه سلامتی وی گفته‌ی مأمورين قضايی شهر بابل است.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: کاوه رضایی، فعال دانشجویی و حقوق بشری و عضو کمپین یک میلیون امضا روز سه شنبه به ندامتگاه مرکزی کرج برای اجرای حکم ۱۸ ماه حبس تعزیری انتقال یافت.

به گزارش ادوارنیوز، کاوه رضایی روز سه شنبه پنجم اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ برای اجرای حکم، خود را به اجرای احکام کرج معرفی کرد.

این در حالی ست که تاریخ حکم کاوه رضایی شهریور ماه ۱۳۸۸ و شاکی پرونده او هم وزارت اطلاعات بوده است و بنا به اظهارات خانواده، او در این مدت چندین بار برای اجرای حکم، خود را معرفی کرده بود که هر بار اجرای حکم وی را به تعویق انداخته بودند.

بنا به گفته ی خانواده و وکیل وی به دلیل نوع اتهام او، انتظار آن می رفت که وی را به زندان رجایی شهر بفرستند، اما او را به همراه دیگر زندانیان با جرایم مختلف به ندامتگاه مرکزی کرج که زندانی تازه تاسیس است اعزام کرده اند.

مسئولان علت این تصمیم را سکونت این فعال دانشجویی در حومه کرج اعلام کرده اند. این درحالی ست که در ندامتگاه مرکزی کرج بند زندانیان عقیدتی و سیاسی وجود ندارد.

بر اساس این گزارش خانواده وی طی گفتگویی که با مسئولان به این نکته اشاره می کنند که کاوه دانشجو است و نیاز به کتاب های درسی دارد اما مسئولان اجازه نمی دهند که وی کتاب ها و وسایل خود را به همراه داشته باشد.
همچنین طی پیگیری هایی که خانواده او از دانشگاه داشتند مشخص شده است که دانشگاه تنها برای زندان اوین و رجایی شهر برگه امتحانی می فرستد و برای زندان های دیگر این کار را انجام نمی دهد.

با گذشت ۵ روز از اجرای حکم، او هنوز در قرنطینه است و از حقوق زندانیان هم برخوردار نیست. این در حالی ست که کاوه در تماس تلفنی که با خانواده خود داشته به این نکته اشاره کرده که تمام زندانیان را که با او به ندامتگاه منتقل کرده اند پس از سه روز از قرنطینه به بند منتقل کرده اند اما وی پس از گذشت ۵ روز هنوز در قرنطینه به سر می برد.

کاوه رضایی سخنگوی موسسین انجمن اسلامی جهاد دانشگاهی همدان و از دانشجویان اخراجی دانشگاه همدان بوده است که اتهامات وی فعالیت تبلیغی علیه نظام اقدام علیه امنیت و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده که از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب کرج صادر شده است.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: محمد حسین کروبی، فرزند ارشد مهدی کروبی به مناسبت پنجاهمین سالگرد ازدواج مهدی و فاطمه کروبی، عکسی را از ایشان منتشر کرده است.

به گزارش سحام؛ حسین کروبی با انتشار این عکس که به گفته وی متعلق به ۵۰ سال پیش و مربوط به سفر
مشهد است، در صفحه فیسبوک خود آورده است: “خاطرم است که پدر چند ماه مانده به حبس به شوخی وجدی می گفت بمناسبت پنجاهمین سال ازدواجمان سال آینده باید ترتیب جشنی بدهید.”

حسین کروبی با ابراز تاسف از اینکه در این روز دیدار خانواده با پدرش مهیا نگردید می افزاید: “ در این سالگرد، شرایط بودن خانواده در کنار پدر فراهم نشد، لیکن بنا را بر آن دیدیم تا برای گرامیداشت این روز، به یاد ایشان و مادر که طی سالها در بدترین شرایط زندان های ساواک تا اکنون، در کنار یکدیگر بودند، مراسم جشنی بدون حضور پدرم برگزارکنیم وعکسی که متعلق به پنجاه سال پیش هست را منتشرکنم.”

فرزند ارشد مهدی کروبی در پایان متن خود به وضعیت نگران کننده نرگس محمدی و فرزندان وی اشاره می کند و می افزاید: “امیدوارم که انشاله هرچه زودتر همه زندانیان سیاسی در بند در کنار همسرانشان و فرزندانشان باشند. مخصوصا در این روزها که فرزندان خردسال دو مبارز زندان دیده و زجر کشیده، خانم نرگس محمدی و تقی رحمانی؛ از بودن در کنار پدر و مادرشان محرومند.”
در حالی که تقی رحمانی چند ماه قبل مجبور به ترک وطن شد؛ هفته گذشته نرگس محمدی برای اجرای حکمش به زندان اوین منتقل گردید.
امروز پنجاهمین سالگرد ازدواج مهدی کروبی و فاطمه کروبی است. ازدواجی که تاریخ آن به سال ۱۳۴۱ ثبت گردیده است.

این زوج مبارز، زندگی مشترک خود را از قم آغاز کردند و طی این ۵۰ سال، بارها زندان ساواک، میزبان مهدی کروبی بود و اکنون نیز وی در حبس حاکمیت جمهوری اسلامیست. مبارزی که تمام توان خود را در طی سالها به کار بست تا به گفته خودش “قطار نظامی که در ابتدای آن شعارش داده می شد، به مسیر واقعی خود باز گردد و آن مسیر چیزی نیست جز خواست همه مردم.”

این روزها مهدی کروبی و میرحسین موسوی؛ چهارصد و سی و ششمین روز حبس خانگی را سپری می کنند. این درحالیست که اکنون همسران و فرزندان بسیاری، چشم انتظار دیدار اعضای خانواده های خود هستند که به ظلم در زندان های حاکمیت، روزگار تاریک را سپری می کنند.

متن کامل متن منتشر شده توسط حسین کروبی در پی می آید:

امروز پنجاهمین سالگرد زندگی مشترک پدر و مادرم است. این عکس مربوط به همان سال ۴۱ است که به مناسبت این پیوند، به مشهد سفر کردند. مادر ۱۶ساله و پدر ۲۵ ساله بودند که این وصلت صورت گرفت و حاصل این پنجاه سال زندگی پرفراز و نشیب، چهار فرزند پسر بود. خاطرم است که پدرچند ماه مانده به حبس به شوخی وجدی می گفت بمناسبت پنجاهمین سال ازدواجمان سال آینده باید ترتیب جشنی بدهید.

در این سالگرد، شرایط بودن خانواده در کنار پدر فراهم نشد، لیکن بنا را بر آن دیدیم تا برای گرامیداشت این روز، به یاد ایشان و مادر که طی سالها در بدترین شرایط زندان های ساواک تاکنون، در کنار یکدیگر بودند، مراسم جشنی بدون حضور پدرم برگزارکنیم و عکسی که متعلق به پنجاه سال پیش هست را منتشرکنم.

امیدوارم که انشاله هرچه زودتر همه زندانیان سیاسی در بند در کنار همسرانشان و فرزندانشان باشند. مخصوصا در این روزها که فرزندان خردسال دو مبارز زندان دیده و زجر کشیده، خانم نرگس محمدی و تقی رحمانی؛ از بودن در کنار پدر و مادرشان محرومند.

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز:«اتحاد جمهوریخواهان ایران» با حمایت از فراخوان «دفتر تحکیم وحدت» و «سازمان دانش آموختگان ایران»، همراه با همه مدافعان حقوق بشر و کنشگران سیاسی و مدنی در همبستگی با این حرکت، اعتراض خود به تداوم حبس دانشجویان دربند و تهدیدها در ممنوعیت تحصیل دانشجویان آزادیخواه را اعلام می کند و از همه هم میهنان می خواهد که به این کارزار سراسری بپیوندند.

متن این اطلاعیه به شرح زیر است.

پس از گذشت بیش از دو سال از اوج گیری جنبش سبز و اعتراضات گستردۀ مردم ایران علیه استبداد حاکم و برای تامین حقوق و آزادی های شهروندی از جمله آزادی در تعیین سرنوشت خود، فشار بر فعالان جنبش های مدنی هم چنان ادامه دارد. در حالی که بسیاری از فعالین جنبش زنان، کارگران، دانشجویان، چهره های سیاسی منتقد حکومت کشور از جمله رهبران جنبش سبز هم چنان در زندان های جمهوری اسلامی به سر می برند، تهدیدات علیه فعالان این جنبش ها تشدید گشته است. نمونه بارز آن، تهدیدهای مکرر کامران دانشجو، وزیر علوم دولت جمهوری اسلامی علیه دانشجویان منتقد حکومت و طرح محرومیت از تحصیل آنان است. روشن است که هدف این تهدیدها مهار کردن جنبش دانشجویی از طریق حذف نیروهای روشنگر آن است.

وزیر علوم، دانشجویان معترض و آزادیخواه را „فعالان فتنه“ خوانده است و تهدید کرده است که با این اتهام در صدد است از ورود آن ها به دانشگاه ها خودداری کند. اظهارات وزیر علوم تحت عنوان مقابله با «فتنه گران» دانشجو از سوی مقام های دیگر حکومت جمهوری اسلامی نظیر مهدوی کنی و مصباح یزدی نیز تکرار شده است.

در جمهوری اسلامی اعمال تبعیض علیه شهروندان و سلب حقوق و آزادی های آنان به دلیل مذهب، جنسیت یا تعلق قومی امری معمول است. اما اعمال محرومیت علیه فعالان جنبش های اجتماعی از نوع دیگری است. شهروندان بهایی در کشور ما به دلیل اعتقاداتشان از همه حقوق شهروندی خود، از جمله حق تحصیل در دانشگاه ها محروم اند. فعالان جنبش دانشجویی به دلیل دفاع از حقوق صنفی خود و نیز دفاع از آزادی های مشروع و قانونی مردم از حق تحصیل محروم می شوند. از این رو اظهارات اخیر وزیر علوم را باید به عنوان زنگ خطری علیه فعالان جنبش دانشجویی جدی گرفت و به هر شکل ممکن صدای خود را علیه آن بلند تر کرد.

دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، در مقابله با این اقدامات ضد بشری فراخوانی انتشار داده ا‌ند، که در آن از تمامی دانشگاهیان، نهادهای مدنی، سازمان های مدافع حقوق بشر و تمامی هموطنان در داخل و خارج از کشور خواسته اند، تا با حمایت از دانشجویان دربند و اعتراض به تداوم حبس این دانشجویان و همچنین علیه اظهارات مکرر وزیر علوم جمهوری اسلامی به کارزاری سراسری بپیوندند. خانم شیرین عبادی و تعدادی از نهادهای مدافع حقوق بشر نیز از این کارزار پشتیبانی نموده اند.

اتحاد جمهوریخواهان ایران با حمایت از این فراخوان، همراه با همه مدافعان حقوق بشر و کنشگران سیاسی و مدنی در همبستگی با این حرکت، اعتراض خود به تداوم حبس دانشجویان دربند و تهدیدها در ممنوعیت تحصیل دانشجویان آزادیخواه را اعلام می کند و از همه هم میهنان می خواهد که به این کارزار سراسری بپیوندند.

هیت سیاس اجرائی

اتحاد جمهوری خواهان ایران

۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ – ۲۷ آوریل ۲۰۱۲

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار بیانیه ای به مناسبت روز کارگر، همبستگی خود با مطالبات صنفی و انسانی کارگران را اعلام کرد. به گزارش سحام، در بخشی از این بیانیه آمده است: “بین خواسته‌های کارگران با مطالبات جنبش سبز وجوه مشترک کم نیست؛ از جمله‌ی این اشتراک‌ها و در رأس آن‏ها تأمین آزادی و عدالت و امکان فعالیت امن تشکل‏های صنفی و جمعیت‌های سیاسی، آزادی اطلاع‏رسانی، حق برگزاری تجمعات اعتراضی و راهپیمایی است. ”

در بیانیه این شورا همچنین به موضوع واردات بی رویه اشاره شده و افزوده است: “ در حالی که شمار قابل توجهی از واحدهای تولیدی، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها با مشکلات متعدد در چالش‌اند، ورشکست شده‏ و یا در معرض توقف و تعطیلی قرار دارند، باندهای ثروت ـ‏ قدرت حاکم به واردات بی‏رویه روی آورده و بازار ایران را از کالاهای چینی پرکرده‏‏اند؛ و این همه، توام شده با اختلالات جدی و رکود صنعت نفت و گاز.”

متن کامل این بیانیه که در اختیار ادوارنیوز قرار گرفته، به شرح زیر است:

با مطالبات صنفی و انسانی کارگران اعلام همبستگی می‌کنیم

روز جهانی کارگر گرامی باد!

روز جهانی کارگر (اول ماه می) فرصتی است برای گرامی‌داشت کارگرانی که برای احقاق حقوق انسانی و صنفی خود می‌کوشند و از پرداخت هزینه ابایی ندارند. سنت دیرینه‌ی گردهمایی اعتراضی کارگران در اغلب کشورهای جهان، در ایران ما اما امکان تحقق نمی‌یابد. چند سال است که جریان اقتدارگرای حاکم اجازه نمی‮دهد کارگران زحمتکش و آزاده کشور حتی در قالب راهپیمائی مدنی، خواسته های انسانی و صنفی و قانونی خود را مطرح سازند. این درحالی است که کارگران عزیز ایران سال پررنج و دشواری را پشت سر گذاشته‌اند. درد و رنجی که از بحران اقتصادی، رکود و تورم، سیاست‮های اقتصادی ناکارآمد دولت احمدی‮نژاد و بی کفایتی مدیران، و نیز تحریم‮های بین‮المللی ناشی می‌شود.

در حالی که شمار قابل توجهی از واحدهای تولیدی، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها با مشکلات متعدد در چالش‌اند، ورشکست شده‏ و یا در معرض توقف و تعطیلی قرار دارند، باندهای ثروت ـ‏ قدرت حاکم به واردات بی‏رویه روی آورده و بازار ایران را از کالاهای چینی پرکرده‏‏اند؛ و این همه، توام شده با اختلالات جدی و رکود صنعت نفت و گاز.
در چنین وضعی، کارگران کشور به‌خاطر دارا نبودن سندیکاهای مستقل قادر نیستند به‌طور سازمان‌یافته به مقابله با بحران‌های موجود برخیزند، از مطالبات و خواسته‏های خود دفاع کنند، و مانع از سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد اقتدارگرایان حاکم شوند. ضمن این‌که آنان از حقوق دوران بیکاری و تأمین اجتماعی مناسب و پشتوانه‌های حمایتی لازم صنفی برخوردار نیستند تا هزینه و آسیب کمتری در مواجهه با بحران اقتصادی متحمل شوند.

کارگران در سال گذشتە با وجود تشدید سرکوب، علیه تعویق پرداخت دستمزدها، اخراج‌ها، افزایش تورم، بیکاری و فقر، کاهش امنیت شغلی، تداوم و گسترش کار پیمانی و قراردادی، تبعیض جنسیتی، تعطیلی واحدهای تولیدی و واردات بی رویە کالاهایی خارجی و برای کسب حقوق سندیکائی مبارزه کردند و هزینه سنگینی را متحمل شدند. مبارزه و کنش اعتراضی کارگران، امیدواری فراوان به حضور بیش از پیش کارگران در متن تحولات اجتماعی-سیاسی کشور ایجاد کرده است.

بین خواسته‌های کارگران با مطالبات جنبش سبز وجوه مشترک کم نیست؛ از جمله‌ی این اشتراک‌ها و در رأس آن‏ها تأمین آزادی و عدالت و امکان فعالیت امن تشکل‏های صنفی و جمعیت‌های سیاسی، آزادی اطلاع‏رسانی، حق برگزاری تجمعات اعتراضی و راهپیمایی است.

کارگران در کنار خواسته‌های انسانی خود، خواستار به‌رسمیت شناخته شدن حق تشکیل‌ سندیکاها و اتحادیه‮های مستقل کارگری، حق قراردادهای جمعی، حق اعتصاب و گردهمائی کارگران، پرداخت به‌موقع دستمزدها، افزایش دستمزدها، تامین امنیت شغلی و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی بین کارگران زن و مرد، لغو کار کودکان، متوقف شدن اخراج و بیکارسازی کارگران، و نیز برخورداری بیکاران از بیمه بیکاری‏ هستند.

برپایه‌ی آمارهای موجود، جمعیت کارگری کشورمان بالغ بر ده میلیون نفر است که با درنظر گرفتن خانوارهای تحت پوشش نیمی از جمعیت کشور را دربرمی‌گیرد. به بیانی، هرگونه سیاستگذاری حکومتی در زمینه مسائل کارگری زندگی نیمی از جمعیت کشور را متاثر می‌سازد. این در حالی است که این جمعیت عظیم کارگری فاقد تشکل‌های صنفی و سندیکاهای مستقل برای ابراز وجود و احقاق حقوق صنفی‌ هستند. حاکمیت اقتدارگرا برخلاف حق قانونی تشکل‌یابی شهروندان در اصل ۲۶ و تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها در اصل ۲۷ قانون اساسی، و نیز تعهد به مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کار، اجازه‌ی تشکل‌یابی به کارگران و برپایی تجمع و راهپیمایی را به آنها نمی‌دهد. این در زمانی رخ می‌دهد که مسائل و مشکلات جامعه کارگری به حادترین شکل جلوه‌نمایی می‌کند؛ ازجمله آنکه:

- اقتصاد نفتی ایران در سالهای اخیر به‌دلیل برخورداری از درآمد افسانه‌ای نفت تبدیل به اقتصاد وارداتی شده است. درآمد نفت که باید صرف سرمایه‌گذاری و تولید و اشتغال می‌شد برای واردات کالا از کشورهای خارجی (و بیشتر از چین) هزینه شده است. نتیجه‌ی چنین سیاستی، تعطیلی یا کاهش ظرفیت تولیدی بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی و بیکاری کارگران و دو رقمی ماندن نرخ بیکاری در همه‌ی این سالها بوده است. بیکاری خیل عظیمی از افراد جویای کار و اخراج پی در پی کارگران به همراه در خطر بودن امنیت شغلی بخش قابل توجهی از شاغلان، امنیت خاطر زندگی را از جمعیت کثیری از کارگران گرفته و آنها را در برابر وضع حادث به‌شدت آسیب‌پذیر ساخته است.

- دولت هرساله به تعیین رقم حداقل حقوق کارگران اقدام می‌کند. برای سال جاری این رقم حدود ۳۹۰ هزار تومان تعیین شده که فاصله بسیاری با خط فقر در سال گذشته (یک میلیون تومان) دارد. برپایه ماده ۴۱ قانون کار در مورد لزوم در نظر گرفتن نرخ تورم و تأمین هزینه یک خانوار کارگری این حداقل باید پاسخگوی زندگی معمولی آنها باشد؛ اما با توجه به افزایش اندک حقوق کارگران در مقایسه با نرخ تورم ۲۲ درصدی سال ۹۰ و به‌ویژه افزایش شدید قیمت محصولات مصرفی (به‌خصوص مواد خوراکی) به‌راحتی می‌توان دریافت که این حداقل دستمزد پاسخگوی زندگی معمول برای خانواده‌های کارگری نیست. این وضع جدای از پیامدهای ناشی از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌هاست که زندگی کارگران و خانواده های آنان را تحت تأثیر و فشار مضاعف قرار داده است.

- وضعیت کارگران پیمانکاری و قراردادی و فصلی همچنان در ابهام و ناامنی است. این کارگران از پوشش قانون کار و در نتیجه بیمه و حمایت‌های لازم محرومند. در موارد زیادی حتی حداقل حقوق مصوب شورای عالی کار نیز به آنان پرداخت نمی‌شود. این به معنای تداوم وضع نامطلوب موجود و زندگی توام با درد و رنج در شرایط سخت است.

- شرایط کارگران زن که در بسیاری موارد ضمن دریافت حقوق کمتر از قانون مصوب، زیر پوشش قانون کار قرار ندارند، و نیز وضع کودکان کار، که شمار آنها بیش از ۲ میلیون تن برآورد می‌شود، تصویر و شرایط ناخوشایند و تاسف‌باری را به شکل برجسته به نمایش می‌گذارد.

- افزون بر این‌ها، برخورد شدید امنیتی و قضایی با فعالان و تشکل‌های مستقل کارگری و اعضاء هیات مدیره انها در سال‌های اخیر، نماد آشکاری از سیاست‌های ضدکارگری اقتدارگرایان حاکم است.پایداری همه فعالان کارگری را که به دلیل دفاع از خواست‌های انسانی و صنفی‌شان مورد سرکوب , خشونت و زندان غیر قانونی قرار گرفته اند ارج می‌نهیم و گرامی می‌داریم.

شورای هماهنگی راه سبز امید با تاکید بر پشتیبانی خود از مطالبات به‌حق کارگران کشور، و ضمن تبریک روز جهانی کارگر به تمامی کارگران و زحمتکشان ایران، با اعتراض‌ها و مبارزات آنان در جهت کسب حقوق صنفی و انسانی و قانونی‌شان، و برای بهبود شرایط زندگی‮ و پی‮ریزی آینده‮ای بهتر، اعلام همبستگی می‮‮کند.

شورای هماهنگی راه سبز امید

۹ اردیبهشت ۱۳۹۰

ادوار کبک آگاه است

رو سیاه می‌شویم!

Posted: April 28, 2012 in Uncategorized

«آدمی پرنده نيست‌
تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود
سرنوشت برگ دارد آدمی‌
برگ‌،
وقتی از بلند شاخه‌اش جدا شود،
پايمال عابران کوچه‌ها شود»

این شعر «قنبرعلی تابش»، شاعر افغان را سال‌ها پیش و در سایت «بی.بی.سی فارسی» خواندم و آنچنان در ذهنم ثبت شد که شاید در برخورد با هر سفر یا خبر مهاجرتی، نخستین پاسخی که به ذهنم می‌رسید همان بود: «آدمی پرنده نیست تا به هر کران که پر کشد برای او وطن شود». پایمال شدن به پای عابران کوچه‌ها، تلخ‌ترین تعبیری است که من از سرنوشت مهاجرین شنیده‌ام و این روزها گمان می‌کنم بیش از هر زمانی باید به شاعر این کلمات حق بدهم.

برای من نه تنها شگفت‌انگیز، که بیشتر دردناک است شنیدن اخبار روزمره‌ای که در آن برخی از هم‌وطنان و یا مسوولین حکومتی ما نسبت به مهاجرین افغان تعابیر و یا اعمال و برخوردهایی تبعیض‌آمیز و غیرانسانی روا می‌دارند. عجیب‌تر آنکه موج جدید و ای بسا کم‌سابقه این برخوردها درست در زمانی صورت می‌گیرد که جامعه ایرانی شاید بیشتر از هر دوره دیگری خودش با چالش «ماندن یا رفتن» مواجه است و موج مهاجرت از کشور طی سه سال گذشته گسترشی کم‌سابقه گرفته است.

حرف خاصی نیست. فقط به ذهنم رسید این شعر را یک بار دیگر اینجا بازنشر کنم و به خواننده ایرانی بگویم: شاعری افغان در واکنش به اخبار تحقیرآمیزی نظیر «جلوگیری از ورود افغان‌ها به پارک صفه در اصفهان» دارد شعر می‌گوید:

بهار آمد ولی آوازه ممنوع
تنفس در هوای تازه ممنوع

حضور مرغ بال و پر شکسته
 کنار جویبار و سبزه ممنوع

پی‌نوشت:
از خواندن سروده‌های «قنبرعلی تابش» در وبلاگ شخصی خودش لذت ببرید و غزل زیبای «از سنگ‌ماشه تا لب زاینده رود کار» را از دست ندهید.

کبک ۲۲

ادوارنیوز: عاطفه خلفی، همسر حسن اسدی زیدآبادی، عضو شورای مرکزی و مسوول کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) به مناسبت تولد همسرش نامه ای خطاب به وی نوشته است.

خلفی در این نامه از ملاقات هایش با همسرش می نویسد و عنوان می کند «انگار قد علاقه و دلبستگی ما از شیشه ها و میله ها و اراده هایی که ما را از هم دور کرده، بلندتر است».

وی در ادامه از «دستگاه های قضایی و امنیتی» به عنوان «سنگ محک صبر» خانواده های زندانیان نام برده و تاکید می کند «می خواهند صبر ما را اندازه بگیرند، مهم نیست هر چه امتحانشان سخت تر باشد ما نمره بهتری خواهیم گرفت».

حسن اسدی زیدآبادی، دوازدهم آبان ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت شد و پس از ۴۰ روز با قید ضمانت آزاد گشت، وی بار دیگر در تاریخ ۳۱ مرداد ماه سال ۱۳۸۹ توسط نیروهای امنیتی دستگیر و در تاریخ ۱۴ شهریور ماه همان سال پس از اتمام بازجویی ها، از سلول انفرادی به سلول های چند نفره بند ۲۴۰ اوین منتقل شد.

در 12 مرداد 89، در شعبه 28 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی محمد مقیسه محاکمه و در روز 21 شهریور همان سال حکم 5 سال حبس تعزیری به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی»، «تشویش اذهان عمومی»، «شرکت در تجمعات غیرقانونی» و «تبلیغ علیه نظام» و همچنین یک میلیون ریال جزای نقدی به اتهام «توهین به ریاست جمهوری» به وکیل وی ابلاغ و سپس به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد.

حکم وی در دادگاه تجدید نظر تایید شد و هم اینک در بند ۳۵۰ دوره محکومیت خود را در سپری می کند.

آنچه می خوانید نامه عاطفه خلفی، همسر وی برای روز تولد اوست.

قد علاقه ما از اراده هایی که ما را از هم دور کرده، بلند تر است

نمیدانم چه شد که گفتی برایم بخوان. سرم را به شیشه های دوجداره کثیف سالن ملاقات تکیه دادم و با ترس و آرام زمزمه کردم : “مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن ” بغضی راه گلویم را گرفت و دیگر نتوانستم ادامه دهم سکوت کرده بودی و من هم با اشکهایم کلنجار می رفتم با محبت نگاه کردی ، دلم لرزید . گفتم انگار قد علاقه و دلبستگی ما از شیشه ها و میله ها و اراده هایی که ما را از هم دور کرده بلند تر است . سرت را به نشانه تایید تکان دادی و خندیدیم، تلخ .

دیشب دوباره مادرت برایم داستان نامگذاریت راتعریف کرد. روز مبعث حضرت پیامبر به دنیا آمده بودی و قرار بود نامت را “محمد” بگذارند اما در همان روز پیکر شهیدی از اعضای خانواده را از جبهه می آورند که نامش حسن بوده و مادرشهمراه با سوز و ضجه بر پیکر پاره پاره پسرش از مادرت می خواهد که نامت را “حسن” بگذارند تا تو بشوی هم نام فرزندش شهیدش…

مولود فصل زیبای بهار

یادم می آید که وقتی بعد از دو هفته انفرادی در سال ۸۸ دیدمت و مادرت نتوانسته بود به خاطر بیماری بیاید گفتی:” به مادرم بگو تمام انگیزه ام قدم برداشتن در راه حق و برای آزادی است همانند حسن” . این را به مادرت گفتم اشکهایش امان نمی داد اما شنیدم که زیر لب می گفت: “خدا پشت و پناهت باشد”. و چندی بعد مادر آن شهید را در خواب دیده بود…

نازنینم

تقدیر ما این شده است که دستگاه های قضایی و امنیتی که طبق قانون وظایف دیگری را بر عهده دارند تمام نیرویشان رادر این مدت به کار بگیرند و خود را سنگ محک صبر ما قرار دهند. می گویند5 سال محکومیت دارد،آزادش نمی کنیم، مرخصی نمی دهیم، ملاقات حضوری ممنوع حتی تلفن هم نخواهد زد، چرا ؟ برای چه ؟ طبق کدام قانون نوشته شده کشور و طبق کدام قانون نانوشته انسانی و وجدانی؟ هیچ نمی گویند فقط می خواهند صبر ما را اندازه بگیرند! مهم نیست هر چه امتحانشان سخت تر باشد ما نمره بهتری خواهیم گرفت. روز داوری هم هست روزی که خداوند بزرگ همه ما را داوری خواهد کرد . تمامی امید مان به آن روز است . روزی که از آمدنش گریزی نیست.

حسن جان

اکنون نزدیک دوسال است که هفته ای بیست دقیقه به دیدنت می آیم و گاهی اوقات 5 دقیقه بیشتر! به نظرم سالن ملاقات هفتگی ناامن ترین جای دنیا برای دیدارمان باشد اما هر هفته من و تو و ده ها نفر مثل ما بی تاب این ناامن ترین جای دنیا می شویم. به شیشه ها دست می کشیم ، با گوشیها درد و دل می کنیم و تصویر آخر آن پرده ایست که به ناگاه پایین می آید و تمام ارتباط ما را قطع می کند و ما از سر عصبانیت لعن و نفریش می کنیم . آخر این قصه هم آن است که با هزاران حرف ناگفته از بین درزها رفتن عزیزانمان را تماشامی کنیم …. این قصه زندگی ماست که هر هفته تکرار می شود ، نه کهنه می شود نه عادی می شود و نه به آن عادت میکنیم ، قصه زندگی هایی که چندیست بر روی یک ساعت و مکان قفل شده است.

همسرم

دلم می خواست اینجا بودی، دستهایت را می گرفتم و شاخه گلی را به نشانه سپاس برای همه خوبیها و بودنت در کنارم تقدیمت می کردم امابرای دومین سال پیاپی است که تو در اتاق کوچکی در بند ۳۵۰ اوین هستی و من هم در خانه ای که بی قرار حضور توست . برای همین رو سوی آسمان، پایداریت را در راهی که در مسیر مبارک سبز بودن و آزادی برگزیده ای از خداوند مهربان می خواهم . به حضورت در اینجا در همین فاصله دور و نزدیک به خانه و خانواده ات افتخار می کنم و تولدت مبارک.

همسرت عاطفه

۸ اردیبهشت ۹۱

منبع: جرس

ادوار کبک آگاه است