Archive for December, 2011

خبرگزاری هرانا – دادگاه تجدید نظر استان مازندران، حکم سه سال حبس تعزیری فرشته شیرازی که توسط قاضی حسن زاده در دادگاه انقلاب شهرستان آمل صادر شده بود را تایید کرد. به گزارش تغییر برای برابری، فرشته شیرازی فعال حقوق پیام آور آزادی کبک۲۲
Advertisements

یادت هست ؟ برای من وتو انگار همین دیروز بود و برای بهروز 11 سال گذشت . یازده سال پشت میله های زندان و هفت سال بی وقفه ، محبوس دل بی رحم روزگاری که در مفهوم گندیده ی توهین پیام آور آزادی کبک۲۲

هفده تن از فعالین دانشجویی دانشگاه علم و صنعت تهران روز یکشنبه پنجم دی ماه، در نامه ای به دکتر محمد سعید جبل عاملی، ریاست این دانشگاه، ضمن انتقاد نسبت به عملکرد شش ساله ی مدیریتی ایشان، خواهان حضور و پیام آور آزادی کبک۲۲
زمانی که از «طبقه متوسط شهری» حرف می‌زنیم، نخستین تصویری که در ذهن ایجاد می‌شود، طبقه تحصیل‌کرده‌ای است که مشاغلی چون کارمندی ادارات، معلمی، مهندسی، پزشکی و پرستاری، مشاغل آزاد و بازرگانی خرده‌پا و البته دانشجویان را شامل می‌شود. معمولا برای این طبقه خصلت اصلاح‌طلبی و تمایل به فرایند مدرنیزاسیون تصور می‌شود. من به چنین نگرشی دو انتقاد دارم. نخست اینکه بخش قابل توجهی از این طبقه، که بیشتر با معیارهای اقتصادی تعریف می‌شود ابدا اصلاح‌طلب نبوده و به طیف راست سنتی تعلق دارند. جناح بازار شاخص‌ترین طیفی است که طی یک قرن گذشته در تاریخ سیاسی ما نقش‌آفرینی کرده و همواره مواضعی ضد فرایندهای دموکراتیک و تجددگرایی از خود بروز داده است. این طیف گاه به دلیل پیوندهایی که با ساختار اقتصادی قدرت حاکم داشته و گاه به دلیل گرایش‌های سنتی-مذهبی خود علیه تغییرات سیاسی-اجتماعی واکنش نشان داده است. این گروه را در واقع باید «طبقه متوسط سنتی» قلمداد کرد.

از سوی دیگر، جمعیت قابل توجهی از کارگران صنعتی، در عمل مواضعی همواره دموکراتیک، مترقی و اصلاح‌طلب از خود نشان داده‌اند. این گروه هرچند ممکن است در ظاهر از تحصیلات آکادمیک قابل توجهی برخوردار نباشند، اما در عمل و به دلیل جایگاه صنفی و منافع اقتصادی خود در کنار جناحی قرار گرفته‌اند که پی‌گیر فرآیند تجددگرایی در کشور بوده است. در عین حال، توسعه صنایع کشور و رشد کارخانجات بزرگ به مرور این امکان را فراهم آورد تا با افزایش نسبی رفاه بخش‌هایی از این گروه، به آنان فرصت رشد فرهنگی بدهد. به نحوی که عملا بتوانند از جنبه فرهنگی به طبقه متوسط شهری بپیوندند، حتی اگر همچنان از نظر اقتصادی به میانگین لازم دست پیدا نکرده باشند.

این بحث مفصلی است که من به مرور بیشتر بدان می‌پردازم. در اینجا تنها تلاش می‌کنم یک تصور رایج در مورد راه‌های ارتباطی کارگران را به چالش بکشم. تصوری که گمان می‌کند رسانه‌های مدرن نظیر اینترنت یا ماهواره، در انحصار طبقه تحصیل‌کرده‌ای است که چندان ارتباط پیوسته‌ای با جمعیت کارگری ندارد. این نگرش ادعا می‌کند که فعالیت در شبکه‌های مجازی به معنی قطع ارتباط با جمعیت کارگری کشور است و تنها مخاطبان این فضا گروه‌های جوان، با اکثریت دانشجویان و یا فارغ‌التحصیلان دانشگاه هستند. بدین ترتیب امید چندانی به تاثیرگزاری در فضای کارگری از این طریق وجود ندارد. من با این تصور رایج مخالف هستم و برای ادعای خود آمارهایی در اختیار دارم.

در سال 1380 و به سفارش دولت اصلاحات، یک نظرسنجی گسترده از میان کارگران کشور به عمل می‌آید. گستره این طرح بسیار بزرگ است اما شرح دقیق آن را به آینده موکول می‌کنم. در اینجا تنها به یک نتیجه آماری استناد می‌کنم که می‌تواند تصور رایج کنونی در مورد منابع خبری جامعه کارگری را به چالش بکشد. گزینه پرسش در مورد «اولویت علاقه به وسایل ارتباط جمعی» در میان کارگران به نتایج زیر ختم شده است:

32٪ تلویزون
12٪ ماهواره
10٪ اینترنت
8٪ روزنامه
5٪ کتاب (مذهبی و غیر سیاسی) «مشارکت سیاسی طبقه کارگر در ایران+، افشین حبیب زاده»

دقت کنید که آمار فوق متعلق به سال 1380 است. من گمان نمی‌کنم در آن سال، اساسا در کل جامعه ما 10درصد افراد «اینترنت» را گزینه نخست خود در وسایل ارتباط جمعی می‌دانستند. حال اگر در نظر بگیریم که طی دهه گذشته این شبکه تا چه میزان در جامعه ما رشد کرده است و در عین حال به یاد بیاوریم که کودتای خرداد88 تا چه حد اقبال عمومی به تلویزیون را کم‌رنگ و نقش شبکه‌های مجازی را تقویت کرد، آنگاه شاید بتوانیم تخمینی از نقش پررنگ اینترنت در میان جامعه امروزی کارگران به دست بیاوریم. باز هم باید در نظر بگیریم که درصد فوق مربوط به کارگرانی است که اینترنت را گزینه نخست خود می‌دانند، پس لزوما اینگونه نیست که دیگران اصلا با اینترنت کار نکنند. در عین حال احتمالا آن درصدی که اینترنت را گزینه نخست می‌دانند، گروه به نسبت فعال‌تری هستند که می‌توانند دایره‌ای از دیگر کارگران را هم تحت نفوذ درآورده و دست کم اخبار جدید را در اختیار آنان قرار دهند.

حرف اصلی من این است که در توجیه دلایل حضور کم‌رنگ جامعه کارگری در جنبش اعتراضی سبز، نبود لینک‌های ارتباط با این جامعه یکی از تفاسیر همیشگی است. من به چنین توجیهی اعتقاد ندارم. به باور من جامعه کارگری به صورت کامل از اخبار و تحلیل‌های جنبش آگاه است، اما به صورت صنفی رد پایی از مطالبات خود را در آن نمی‌بیند. بدین ترتیب حضور کارگر ایرانی در جنبش سبز، نه از جایگاه صنفی و منافع طبقاتی، بلکه صرفا از جنبه دموکراتیکی است که یک کارگر برای خود قایل است. متاسفانه این ضعف ادبیات جنبش بوده که به صورت کامل به منافع و مطالبات طبقه‌ای تا بدین‌ حد گسترده و اینچنین تاثیرگزار بی‌توجهی نشان داده و امکان جذب سازمان‌دهی شده آن‌ها را از خود سلب کرده است. در آینده من به این ضعف بیشتر خواهم پرداخت و پیشنهادات خودم را برای جبران آن ارایه خواهم کرد.

پی‌نوشت:

در پیوند با همین موضوع بخوانید:

کبک ۲۲

Zeidabadi7

!!!!نه به انتخابات فرمایشی
————————–

نمایندگان واقعی مردم ایران یا در زندانند و یا در حصر خانگی

 افتخار ایران ،نماینده واقعی مردم کرمان  احمد زید آبادی

ادوارنیوز: دادگاه تجدید نظر استان مازندران- ساری- حکم سه سال حبس تعزیری فرشته شیرازی که توسط قاضی حسن زاده در دادگاه انقلاب شهرستان آمل صادر شده بود تایید کرد.

به گزارش تغییر برای برابری، فرشته شیرازی فعال حقوق زنان از روز 12 شهریور در زندان آمل که فاقد امکانات اولیه و تفکیک جرائم است نگهداری می شود.

یک منبع مطلع به تغییر برای برابری گفته که فرشته شیرازی به دلیل شرایط نامناسب زندان آمل علی رغم اینکه خانواده اش ساکن آمل هستند درخواست انتقال به زندان ساری را داده است که به احتمال قوی در هفته های آینده به زندان ساری منتقل خواهد شد.

به گزارش این منبع آگاه دوری راه امکان ملاقات خانواده و به خصوص مادر پیر فرشته را دشوارتر از قبل خواهد کرد..

ادوار کبک آگاه است

ادوارنیوز: دو روز پس از اعلام محکومیت تازه ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی و مبارز دوران ستمشاهی به تحمل سه سال حبس دیگر، وی در نامه ای که از زندان اوین به کلمه ارسال کرده، بار دیگر وضعیت موجود کشور را به نقد کشید.

ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود. این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.

به گزارش کلمه، عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه‌ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است. این دادگاه چند روز پیش وی را به تحمل سه سال حبس دیگر(به اضافه یکسال حبس قبلی)محکوم کرد.

متن کامل نامه ابوالفضل قدیانی زندانی ۶۶ ساله به این شرح است :

بسم الله الرحمن الرحیم

تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین (سوره قصص آیه ۸۳)

این سرای آخرت از آن کسانی است که در زمین برتری طلبی نمی کنند و سلطه طلب نیستند و در زمین فساد به پا نمی کنند و عاقبت از آن پرهیزگاران است.

این روزها مقارن است با دومین سالگرد عاشورای خونین حسینی جنبش سبز ایران(ششم دی ماه) و نیز اردوکشی خیابانی اصحاب استبداد در روز نهم دی ماه که سراسیمه و بنابر سنتی یزیدی، چندی پس از قلع و قمع آزادی خواهان و حق جویان به دستور مستبد حاکم به خیابان ها آورده شدند تا پا بر خون بنا حق ریخته عاشوراییان گذارده و مداحی اربابشان را کنند.

اما صحنه گردان ناشی این نمایش که البته طبق معمول پیش از هرکس هنرمندانه به کرده خویش می خند و داد سخن در مدح و ثنای آن سر می دهد، این حماسه خویش پردخته را یوم الله نام نهاده و بر آن است که از این غده پوسیده برای عریانی تن پادشاه، قبایی بدوزد و مشروعیت از دست رفته را به بزرگداشت این به اصطلاح یوم الله چاره ای اندیشد. غافل از آنکه حاصل بر هم زدن این ملغمه چیزی جز آن نیست که بوی تعفن تفرعن مشام هر آزاده و وجدان بیداری را بیش از پیش می آزارد و افاقه ای به حال روزگار رو به افول استبداد نمی کند.

از وفور مدح ها فرعون شد

کن ذلیل النفس هونا لاتسد(سوره فرقان، آیه ۶۴)

اگر استبداد امروز ایران آن مقدار حقیر است که قصد کرده سالروز هلهله فریب خوردگان و مزدورانش را بر سر قربانگاه حق جویی و آزادگی رابه روزی همچون هنگامه تاجگذاری شاهان بدل سازد، پس بهتر آنکه او را در جشن نمایش‌اش یاری داده و به قدر وسع و تکلیف خویش، گوشه ای از سیمای استبداد و استکبار وی را نمایان سازد که مولای متقیان و امیر قافله‌ی حق فرموده: «ما شککت فی الحق مذاریته: از آن زمان که حق را شناختم در آن گرفتار شک و دودلی نشدم.»

و این تکلیف بر افرادی چون من که جوانی خویش بر سر مبارزه با استبداد شاهنشاهی گذاشته و با امید بازستاندن حق جمهور مردم در اداره کشورشان در انقلاب اسلامی شرکت جسته و به شکل گیری نظام جمهوری اسلامی یاری رسانده ایم سنگین تر است. بنابراین امروز که چهره نکبت بار استبداد سلطانی بار دیگر آشکارا در این مملکت رخ نمایی کرده و بر حیات و ممات ساکنان آن حکومت می کند، نمی توان در برابر آن سکوت کرد و دم نیاورد. و از همین بابت است که اینک از زندان اوین این فریاد را بر می آورم.

باری من و امثال من در راه پیروزی انقلاب جان، مال و آزادی خویش را نگذاشته ایم که سه دهه بعد آقای علی خامنه ای اینگونه بر کشور سلطنت کند.

ملت ما از مشروطه تا انقلاب اسلامی آن همه رنج نکشید تا امروز فردی به نام ولایت فقیه قانون را در تمامی مراتب به بازیچه ای برای اعمال قدرت مطلقه خویش بدل سازد.

خیال مستبد امروز ایران این است که آرای این مردم در تعیین سرنوشت شان-که بی شک جلوه همراهی دست خداوند را باید در آن جست- اکنون برگه های قماری شوم در دست اوست، و حاشا که در برابر این خیال واهی لحظه ای کوتاه بیاییم، که به‌فرموده رسول اکرم :«افضل الجهاد کلمه حق عندالسلطان الجائر»

به مانند هر سلطان جائری، زندان، حصر، و خفه کردن هر بانگ مخالفی در صدر سیاست های مملکت داری رهبری قرار گرفته است و از این رو هرکس نگاه چپ به این مقام داشته باشد از یک شهروند عادی یا یک دانشجوی جوان تا صاحب منصبان پیشین نظام و یا حتی مجیز گویان دیروز بارگاه که امروز جریان انحرافی نام گرفته، بایستی طرد شده و زبان شان قطع شود.

البته شاید در نظر ایشان، با قدرت مطلقه ای که در دست دارند حبس مخالفان و نه سلب حیات آنان، حاصل لطف ملوکانه باشد، اما واقعیت آن است که این استبداد از تمام توان و بنیه خود برای سرکوب و بسط خفقان بهره می جوید و از هیچ خشونتی دریغ نمی ورزد، اما آنچه مانعی بر سر راه سرکوب افزون تر است، اولا خوف اوست و ثانیا آگاهی و مقاومت گسترده وسیع مردم در برابر وی است.

به گمان من درصدر جرائم رهبری، اعمال استبداد در کشور است و هر جرم و جنایت دیگری را باید پس از این فقره در شمار آورد، چرا که اگر ایشان مسوولیت جنایاتی همچون شلیک گلوله جنگی در معابر عمومی به شهروندان معترض حاضر در یک راهپیمایی مسالمت آمیز و آنچه از شکنجه و تجاوز بر سر پیر و جوان این مردم در کهریزک و یا سایر بازداشتگاههای پیدا و پنهان امنیتی و انتظامی آورده است، منتسب به فعل ماموران خویش سازد، استبداد جرمی است که او خود مباشرتا مرتکب شده است و به هیچ روی قابل انکار نیست.

قبضه کردن قدرت و قایل شدن حق مطلقه‌ی ابدمدت برای خود در اداره امور مملکت ایران، عملا مقابله با خواست تاریخی ملتی است که لااقل در یکصد و پنجاه سال گذشته، در جهت نفی استبداد و سلطنت مطلقه دمی از پای ننشسته اند، این تقابل نه تنها جرمی نابخشودنی که خیانتی آشکار نیز در حق آرمان ها و منافع ملی است.

البته این جرم وجه گناه آلود دیگری نیز دارد که همانا استبداد به نام دین خداست که به قول علامه نائینی در تنبیه‌الامه استبداد دینی به مراتب ویرانگرتر از استبداد غیردینی است.

معمول است که مجرمان و گناهکاران را دعوت به عبرت از سرنوشت همقطارانشان کنند، اما چه می توان گفت هنگامی که وقاحت مجرمانه آنچنان شدت می یابد که بزهکار خود در ردیف اول مدعیان قرار می گیرد، و این مثال امروز موضع رهبری است در مواجهه با خزان مستبدان خاورمیانه و بهار دمکراسی در این منطقه.

در حالی که بهار عربی کاملا شبیه جنبش سبز مردم ایران است که علیه دیکتاتوری به پاخاسته اند و فریاد آزادی سر می دهند، مستبدان حاکم بر ایران آن قیام های ملی را به خود نسبت می دهند و به گونه ای تاسف بار داد سخن در مدح آنچه بیداری اسلامی می نامند، سر می نهند. با آنکه شخص رهبری به خوبی می داند که ماهیت حقیقی نهضت فراگیر امروز در خاورمیانه ضد استبدادی است، با این وجود لحظه ای با این پرسش ساده خلوت نمی کند که: چه تفاوتی است میان من و حسنی مبارک، یا سرهنگ قذافی و چرا استبداد در مصر و لیبی نامبارک و مذموم است و در ایران و سوریه ستودنی است؟

مگر نه اینکه در این کشورها نیز مجالس قانونگزاری با برگزرای انتخابات فرمایشی بر سر کار آمدند و منویات رهبر ابدمدت را انشا و صورت بندی قانونی می کردند؟ آیا آن ساقط شدگان همچون ایشان زندان و اسباب سرکوب نداشتند؟ البته پاسخ اظهار من الشمس است: تفاوتی در کار نیست، آسیاب به نوبت!

چند حرف و طمطراق و کار و بار/کار و حال خودبین و شرم دار

چند دعوی و دم باد و بروت/ای ترا خانه چو بیت عنکبوت

خودکامگی ام المفاسد است و این عمده فسادی است که یک کشور را به قهقرا و نگونبختی می کشاند. این که امروز در دوره دولت و مجلس مطلوب و منتخب آقای خامنه ای براساس گزارش دستگاه قضایی منتسب به وی بزرگترین فسادمالی تاریخ رقم می خورد و عملا دولت دست نشانده ایشان در قامت دزدان سرگردنه و همچون مهاجمان مغول و تاتار به غارت بیت المال این ملت مظلوم سرگرم است، علت آن را باید در استبداد مقام رهبری جستجو کرد. اینکه کرامت شهروندان ایرانی در بسیاری از کشورهای خدشه دار می گردد و رفتارهایی به دور از شان این ملت صلح طلب و خوشنام در مبادی ورودی کشورها در برابر اتباع ایرانی صورت می گیرد و اتهام های ناروا به آنها نسبت داده می شود نتیجه چیست؟ جز اینکه در ابتدا حیثیت و ارزش انسانی ایرانیان در کشور خودشان توسط دستگاه حکومتی به هیچ انگاشته می شود.

اینکه امروز تحریم های گسترده و سایه شوم جنگ، اقتصاد این کشور را به سوی اضمحلال برده و ترکتاری سران سپاه مجالی برای کسب و کار و فعالیت اقتصادی آزادانه و مستقل مردم عادی باقی نگذاشته حاصل چیست جز خودکامگی شخص رهبری در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران؟

این تحقیر و خفت ملی که ایران در صحنه بین المللی دچار آن شده است و به عنوان مثال کشتی های ما جرات برافراشتن پرچم ایران را نداشته و هر روز در آبهای بین المللی پرچم عاریتی یکی از کشورهای ذره ای را بالا می برند، دستاورد حکمرانی مستبدانه در ایران است، حال اگر آقای خامنه ای سرخوش از ساخت ناوشکن جنگی به دنبال دزدان دریایی در خلیج عدن است، اینها جز هدر دادن منابع ملی چه منفعتی برای ملتی دارد که حتی حق ندارد بداند درصد بیکاری اش واقعا چقدر است؟ و یا در زیر بار تورم چند درصدی کمر خم می کند؟

رسانه های دروغ پرداز که در واقع خواب گذران بارگاه سلطان اند هر روز به روال ارباب شان از خباثت دشمن می گویند و برای نقض حقوق بشر در اروپا و آمریکا نوحه سرایی می کنند و چماق تحریم و تهدید نظامی را بر سر افکار عمومی می کوبند آیا شجاعت دارند که تنها یکبار حقیقت را رک و پوست کنده به مخالفان خود بگویند که در حال حاضر دشمن اول این آب و خاک شخص رهبری و سیاست های نابخردانه اش است؟

صاحبان قدرت که این روزها پا در تدارک انتخاباتی صوری و نمایشی در جهت اثبات ادعای مشروعیت شان هستید اگر واقعا بر این باورند که رهبرشان محبوب ترین چهره در نزد مردم است و ملت در لیبک به او به سوی صندوق های رای خواهند شتافت برای سنجش این ادعا یکبار هم که شده به حق تضمین شده ملت در اصل ۲۷ قانون اساسی گردن نهند و با آزاد ساختن رهبران شجاع و مقاوم جنبش سبز اعتراضی آقایان موسوی و کروبی بنگرند که چگونه سیل مشتاق میلیونها ایرانی آزادی خواه در خیایان ها جاری شده و فاتحه استبداد را می خوانند. این کمترین خواسته ای است که ما از رهبری داریم که در خطبه های نمازجمعه اش با توسل به ترفندهای گوناگون قصد دارد خود را حاکمی دمکراتیک معرفی کند.

البته از آنجا که رهبر کنونی ایران شجاعت در اختیار قرار دادن چنین فرصتی را به مخالفان خود ندارد باید انتظار آن را داشته باشد که مردم تحت ستم از هر فرصت و روزی برای ابراز مخالفت با او بهره بگیرند: بی گمان همانگونه که انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و حوادث پس از آن تا به امروز به عرصه ای برای بیان این مخالفت بدل شده است، تحریم یکپارچه و فعال انتخابات مجلس نهم که انتخاباتی غیرقانونی است، نیز مجالی خواهد بود برای نشان دادن بی اعتباری و عدم مشروعیت نظام کنونی که نه جمهوری است و نه اسلامی و نیز بی اعتباری عالی ترین مقام آن.

آقای خامنه ای در بخشی از سخنرانی خود در کرمانشاه پرسش هایی را مطح کرد که به جاست در این مجال با صراحت به این سوالات پاسخ داده شود. در این سخنرانی گفته شد: آیا نظام روزی پیر و از کار افتاده خواهد شد؟ آیا راهی برای جلوگیری از فرسودگی وجود دارد؟ و آیا اگر این وضع پیش آمد راه علاجی وجود خواهد داشت؟»

پاسخ من به این پرسش این است:

آری! اعمال استبدادی و خودکامگی از سوی جنابعالی، نظام بر آمده از انقلاب اسلامی را به فرسودگی و آستانه فروپاشی کشانده است، اگر در پی راه و علاج هستید چاره کار در تغییرساختار ریاستی به پارلمانی و یا تغییرات صوری دگر نیست، بلکه علاج کار در این کشور در آن است که جنابعالی از این قدرت دست کشیده، عشق به قدرت را از دل بیرون کنید و از سرراه این ملت مظلوم و جمهوری اسلامی کنار روید.

و در نهایت همگی به یاد داشته باشیم که بر خلاف هر آنچه از قلت ونازکی می شکند ظلم و جور از فربه گی هرچه بیشتر فرو می پاشد.

جهد فرعونی چو بی توفیق بود هرچه او میدوخت آن تفتیق بود

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب

ابوالفضل قدیانی

بند ۳۵۰

دیماه ۱۳۹۰

ادوار کبک آگاه است

Entekhabat_2s

طراح: دوست سبز

رای من شهادت یک پرواز
رای من جاری خون بر آسفالت
رای من یک پیکر در تابوت
رای من در خاک است!

——————————————————————————————————————————–
گسترش آگاهی؛ استراتژی جنبش مدنی ایران که برشبکه های اجتماعی، اندیشه و نوآوری های مردم ایران تکیه دارد.
——————————————————————————————————————————–
هر ایرانی،  یک ستاد

هرایرانی، یک جنبش
—————————————————————————–
اطلاع رسانی کنید؛  رسانه شمایید

ادوارنیوز: مجلس ایران با ارائه گزارشی مفصل از حوادث پس از انتخابات، برخی از شخصیت ها و جریانات سیاسی را متهم به «همکاری با سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی غرب» کرده و از آن جمله از موسوی، کروبی و خاتمی نام برده و گزارش داده اند که «موسوی، خاتمی و کروبی در جلسات تابستان ۸۹، رسما افرادی را به نمایندگی از خود در خارج از ایران معرفی کرده اند که الان شورای هماهنگی راه سبز امید را تشکیل داده و با سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی غرب همکاری دارند.»

به گزارش دانشجونیوز به نوشته خبرگزاری اصولگرای خبرآنلاین، گزارش کمیسیون اصل نود از حوادث پس از انتخابات ۸۸،آنقدر مفصل بود که قرائت تمامی آن در یک جلسه علنی مجلس امکان پذیر نبوده است.

حسین فدایی، از نمایندگان اصولگرای مجلس در قرائت این گزارش در صحن مجلس گفته است:«یک بخش این گزارش درباره شکل گیری شبکههای اجتماعی در داخل از سوی خارجی هاست. بخشی هم درباره موضع گیری مسئولین آمریکایی و اسرائیلی است.»

به گفته وی، طبق گزارش وزارت خارجه به کمیسیون اصل نود، حملات به سفارتخانههای خارجی ایران در کشورهای مختلف و برگزاری راهپیماییهای ضد ایرانی در ژاپن، استرالیا، کانادا، فرانسه، دانمارک و فنلاند و سوئد، از دیگر اقدامات ضد ایرانی بیگانگان بوده است.

فدایی ادامه داد: «در بخش زمینههای داخلی این فتنه، به نقش گروههای مختلفی در ارتباط با میرحسین موسوی اشاره شده و نتیجه گرفته شده که حوادث پس از ۲۲ خرداد، برنامه ریزی شده بوده است نه خلق الساعه و یکباره.»

بر اساس این گزارشات، اگرچه باهنر مدام به فدایی میگفت که وقت وی به پایان رسیده اما او ادامه می داد که «از میان دستگیرشدگان دریافتیم که منافقین، بهایی ها، مارکسیست ها و … نیز در میان این افراد بوده اند. مانیفست براندازی هم در جبهه مشارکت نوشته شده و پیگیری میشد. حذف احمدینژاد به هر طریق، سیاه نمایی علیه نظام و … نیز از دیگر پروژههای آنها بود.»

وی از برخی افراد بازداشت شده بعد از انتخابات که شامل « ۳۲ عضو نفاق، ۱۲ عضو نهضت آزادی، ۹ جاسوس بسیار فعال، ۲ سلطنت طلب، ۳ تروریست مرتبط با رادیو فردا و یک ملی مذهبی و … »می شدند یاد کرد و گفت: «انها اعلام کردهاند که در اثر حرف های خاتمی و موسوی و کروبی، علیه نظام دست به فعالیت زدهاند.»

فدایی در پایان افزود: «موسوی، خاتمی و کروبی در جلسات تابستان ۸۹، رسما افرادی را به نمایندگی از خود در خارج از ایران معرفی کرده اند که الان شورای هماهنگی راه سبز امید را تشکیل داده و با سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی غرب همکاری دارند.

این گزارش در حالی مطرح می شود که روز گذشته ۲۰ نماینده اصلاح طلب مجلس در نامه ای متذکر شدند که گزارش امروز کمیسیون اصل نود به یک تحلیل محفلی از حوادث و مسائل پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ شباهت داشت.

در یک بند از این نامه آمده است : “به موجب اصل نود قانون اساسی «هرکس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه قضائیه یا قوه مجریه داشته باشد، می تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند. مجلس موظف است به این شکایات رسیدگی کند و پاسخ کافی دهد و در مواردی که شکایت به قوه مجریه یا قوه قضائیه مربوط است رسیدگی و پاسخ کافی از آنها بخواهد و در مدت متناسب نتیجه را اعلام نماید و در موردی که مربوط به عموم باشد ،به اطلاع عامه برساند» آنچه به عنوان گزارش کمیسیون اصل نود در صحن مجلس قرائت شد و بیشتر به یک تحلیل محفلی از حوادث و مسائل پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ شباهت داشت هیچ ربطی به شکایت از طرز کار قوای سه گانه نداشته و اساساً خارج از وظایف کمیسیون اصل نود بوده و پرداختن کمیسیون اصل نود به موضوع خلاف قانون اساسی بود.”

ادوار کبک آگاه است

ادورانیوز: بدنبال اعلام موضع منتقدان دلسوز کشور درباره انتخابات فرمایشی مجلس نهم، همسر شهید همت نیز اعلام کرد که در این انتخابات شرکت نمی کند.

به گزارش کلمه، وی که طی رویدادهای بعد از انتخابات بارها با خانواده شهیدان سبز و زندانیان سیاسی دیدار کرده و نسبت به سیاستهای جاری معترض است در خصوص عدم شرکت خود در انتخابات، از طریق فیس بوک اعلام کرده است:”چون در انتخابات سال ۸۸ به شعور من توهین شده و بی بصیرت هستم و غیر خودی بعد از ۳۳ سال در انتخابات شر کت نمی کنم.”

شهید محمد ابراهیم همت از فرماندهان سپاه بود که در عملیات خیبر به شهادت رسید. همسر این شهید پیشتر در نامه ای به دادستان خواستار آزادی زندانیان سیاسی شده بود.

مهدی همت پسر محمد ابراهیم همت گفته بود که در جریان رویدادهای انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری به همراه مادرش و برادر کوچکش در تظاهرات سکوت شرکت کرده بودند که برادر و مادرش مورد اصابت باتوم قرار می گیرند بطوریکه مجبور می شوند همسر ابراهیم همت را به بیمارستان منتقل کنند.

شعار بسیجی واقعی همت بود و باکری، از جمله شعارهایی است که در تجمعات و تظاهرات سبزها عنوان می شود.

ادوار کبک آگاه است